
اقتصاد۲۴- این روزها ریسکهای سیاسی بر بازار جهانی طلاسایه انداخته. در حالی که تنشهای نظامی در خاورمیانه افزایش مییابد و احتمال رویارویی مستقیم میان آمریکا و ایران به یکی از سناریوهای جدی تحلیلگران تبدیل شده، سرمایهگذاران جهانی بهدنبال پناهگاهی برای عبور از فضای پرریسک فعلی هستند؛ نقشی که همچنان بیش از هر دارایی دیگری بر دوش طلا قرار گرفته است.
عبور دوباره قیمت طلا از مرز روانی ۵۰۰۰ دلار و تثبیت آن در محدوده بالاتر، نشانهای از تغییر رفتار معاملهگران تلقی میشود. برخلاف دورههایی که رشد طلا صرفاً به تورم یا سیاست پولی وابسته بود، اکنون عامل ژئوپولیتیک به موتور اصلی بازار تبدیل شده است. افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و گمانهزنی درباره احتمال اقدام نظامی، باعث شده تقاضای احتیاطی برای این فلز گرانبها افزایش یابد؛ تقاضایی که بیشتر ماهیت بیمهای دارد تا سفتهبازانه.
رفتار قیمتها نشان میدهد بازار هنوز وقوع درگیری را قطعی نمیداند. رشد هفتگی محدود طلا، با وجود فضای خبری ملتهب، بیانگر آن است که سرمایهگذاران میان دو سناریو در نوساناند که استفاده از فشار نظامی بهعنوان ابزار مذاکره و دیگری ورود واقعی به یک درگیری پرهزینه است. همین تردید باعث شده طلا بهجای جهش انفجاری، در یک مسیر صعودی محتاطانه حرکت کند.
بیشتر بخوانید: بازار طلا در پایان سال ۱۴۰۴/ تقاضای فصلی شکل نگرفت
با این حال تجربه تاریخی نشان میدهد هرگاه ریسک جنگ در منطقهای حساس از نظر انرژی افزایش یافته، طلا سریعتر از سایر داراییها واکنش نشان داده است. دلیل این موضوع این است که طلا برخلاف ارزها یا اوراق بدهی، وابسته به عملکرد دولت خاصی نیست و در شرایط بحران، ریسک طرف مقابل را ندارد.
برآورد برخی تحلیلگران نشان میدهد در صورت آغاز حمله نظامی، بازار میتواند با یک شوک سریع مواجه شود. پیشبینیها از رشد دو رقمی قیمت حکایت دارد؛ افزایشی که احتمالاً در هفتههای ابتدایی رخ میدهد، یعنی زمانی که عدمقطعیت در بالاترین سطح قرار دارد و بازارها هنوز قادر به برآورد دامنه بحران نیستند.
در چنین سناریویی، قیمتها میتوانند وارد محدودههای جدیدی شوند و حتی رکوردهای تاریخی را جابهجا کنند. اما تجربه جنگهای گذشته نشان میدهد پس از عبور از مرحله شوک اولیه، بازار معمولاً وارد فاز تعدیل میشود؛ زیرا سرمایهگذاران بهتدریج هزینههای واقعی جنگ و پیامدهای اقتصادی آن را ارزیابی میکنند.
نکته مهم اینجاست که حمایت از طلا صرفاً به تنشهای خاورمیانه محدود نمیشود. اقتصاد آمریکا نشانههایی از کاهش سرعت رشد را بروز داده و همزمان تورم هنوز کاملاً مهار نشده است. این امر، احتمال تغییر مسیر سیاست پولی و کاهش نرخ بهره آمریکا را زنده نگه داشته که معمولاً به نفع طلا عمل میکند، زیرا هزینه فرصت نگهداری آن کاهش مییابد.
افزون بر این، فضای کلی بازارهای مالی جهانی به سمت «ریسکگریزی» حرکت کرده است. نوسانات بازار فناوری، تهدیدهای سیاسی و نگرانی از رکود احتمالی، باعث شده سرمایهگذاران در اصلاحهای قیمتی نیز خریدار طلا باقی بمانند.
با وجود چشمانداز صعودی، محدودههای قیمتی فعلی طلا بهعنوان دیوار مقاومتی مهم شناخته میشوند و عبور پایدار از آنها نیازمند محرکی قویتر از فضای خبری است. برخی تحلیلگران معتقدند بازار برای ادامه رشد، ابتدا به یک دوره تثبیت نیاز دارد تا فشار فروش کوتاهمدت تخلیه شود.
در افق میانمدت، اما مؤسسات مالی بزرگ همچنان دیدگاه مثبتی دارند و اهداف قیمتی بالاتری را مطرح میکنند؛ سناریوهایی که بر پایه تداوم نااطمینانی سیاسی، تغییرات سیاست پولی و افزایش تقاضای بانکهای مرکزی شکل گرفته است.