
اقتصاد۲۴-در پی تشدید درگیریها در خاورمیانه، تحلیلها حاکی از آن است که ایران ممکن است از قدرتمندترین اهرم اقتصادی خود یعنی اختلال گسترده در بازار جهانی انرژی، استفاده کند؛ سناریویی که میتواند پیامدهایی فراتر از یک بحران موقت داشته باشد و اقتصاد جهانی را با شوکی طولانیمدت مواجه سازد.
"آتلانتیک"، در هفتههای اخیر، توجهها بار دیگر به اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز جلب شده است؛ گذرگاه باریکی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. ایران پس از نخستین حملات، اعلام کرد که عبور کشتیها از این مسیر را متوقف خواهد کرد؛ اقدامی که به گفته آژانس بینالمللی انرژی، «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» را رقم زد. با این حال، تحلیلگران معتقدند در صورت بازگشایی تنگه، اثرات این اقدام بهسرعت قابل بازگشت خواهد بود.
اما نگرانی اصلی به گزینهای بازمیگردد که میتواند پیامدهایی بهمراتب گستردهتر داشته باشد: هدف قرار دادن زیرساختهای نفت و گاز در کشورهای عربی منطقه. این سناریو میتواند اختلالی موقتی را به کمبودی پایدار تبدیل کند. نشانههایی از آمادگی تهران برای چنین اقدامی نیز در روزهای اخیر بروز یافته است.
این مرحله جدید از تنشها از روز چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که اسرائیل حملهای هوایی به بزرگترین میدان گازی ایران، که بخش عمده برق کشور را تأمین میکند، انجام داد. این نخستینبار از آغاز درگیریها بود که تولید انرژی ایران مستقیماً هدف قرار میگرفت.
در واکنش، «مسعود پزشکیان» رئیسجمهور ایران نسبت به «پیامدهای غیرقابل کنترل» هشدار داد که میتواند «تمام جهان را در بر بگیرد». همزمان، فهرستی از زیرساختهای حیاتی انرژی در خاورمیانه بهعنوان «اهداف مشروع» منتشر شد.
ساعاتی بعد، ایران مجتمع «راس لفان» در قطر که بزرگترین تأسیسات صادرات گاز طبیعی مایع در جهان است را هدف حمله قرار داد؛ مرکزی که حدود ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع جهان را تأمین میکند. به گفته مدیرعامل شرکت دولتی قطر انرژی، این حمله خسارات «گستردهای» وارد کرده و تعمیر واحدهای آسیبدیده ممکن است سه تا پنج سال به طول بینجامد. در پی این حمله، قیمت گاز طبیعی در اروپا تا ۳۵ درصد افزایش یافت.
در ادامه، حملاتی نیز به پالایشگاههای نفت در عربستان سعودی و کویت صورت گرفت. اگرچه این حملات خسارات ماندگاری مشابه حمله به راس لفان ایجاد نکرد، اما به نظر میرسد هدف اصلی آنها نمایش دامنه توانایی ایران برای تشدید بحران بوده است.
«سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد که پاسخ تهران تنها «بخشی از توان» کشور بوده و در صورت تداوم حملات، «هیچ محدودیتی» در واکنش وجود نخواهد داشت.
بازارهای جهانی نیز بهسرعت واکنش نشان دادند. قیمت نفت که پیش از جنگ حدود ۶۵ دلار بود، پس از حملات تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت و سپس در حدود ۱۱۰ دلار تثبیت شد. تحلیلگران هشدار میدهند که این تحولات میتواند نشانه ورود درگیری به مرحلهای کاملاً متفاوت باشد.
در این میان، برخلاف انتظار، واکنش Donald Trump محتاطانهتر بوده است. او ضمن اعلام بیاطلاعی از حمله اسرائیل به تأسیسات گازی ایران، وعده داد که «حملات بیشتری صورت نخواهد گرفت»، موضعی که برخی مقامات اسرائیلی آن را رد کردهاند. ترامپ همچنین تأکید کرد که حملات آینده تنها در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی منطقه از سوی ایران رخ خواهد داد.
این رویکرد محتاطانه بیدلیل نیست. افزایش قیمت انرژی در داخل آمریکا فشار قابلتوجهی ایجاد کرده است؛ بهطوری که قیمت بنزین از ۲.۹۰ دلار در هر گالن در اواسط فوریه به حدود ۳.۹۰ دلار رسیده است. همچنین، هزینه پروازها در برخی مسیرها تا بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافته و هشدارهایی درباره کمبود کود شیمیایی و تأثیر آن بر تولید محصولات کشاورزی مطرح شده است، مسائلی که میتواند به تشدید تورم در اقتصاد آمریکا منجر شود.
با وجود تلاشهای واشینگتن برای مهار بحران، نشانههایی از ادامه تنش دیده میشود. ایران حملاتی به یک پالایشگاه در شمال اسرائیل و همچنین بزرگترین پالایشگاه کویت انجام داده است؛ حملاتی که در برخی موارد به آتشسوزی و توقف فعالیت تأسیسات انجامیده است. همزمان، کشورهای حوزه خلیج فارس نیز تهدید به واکنش نظامی کردهاند.
در چنین شرایطی، مرز میان کاهش تنش و تشدید بحران بسیار باریک است. کارشناسان هشدار میدهند که تفاوت میان این دو مسیر، میتواند فاصله میان یک کمبود چندماهه انرژی و یک فاجعه اقتصادی چندساله در سطح جهانی باشد و تصمیمگیری در اینباره دیگر تنها در اختیار واشینگتن نیست.
درباره آتلانتیک
نشریه The Atlantic یکی از قدیمیترین و معتبرترین مجلات آمریکا است که در سال ۱۸۵۷ تأسیس شده و تمرکز آن بر سیاست، اقتصاد، فرهنگ و مسائل اجتماعی است. این نشریه به انتشار تحلیلهای عمیق، گزارشهای بلند و مقالات تفسیری شناخته میشود و مخاطبان آن عمدتاً نخبگان فکری، دانشگاهی و سیاستگذار هستند.
از نظر رویکرد سیاسی، آتلانتیک عموماً در طیف لیبرال میانهرو تا متمایل به جریان دموکرات قرار میگیرد. این نشریه معمولاً از نهادهای دموکراتیک، چندجانبهگرایی در سیاست خارجی و نقش فعال دولت در برخی حوزهها حمایت میکند و در سالهای اخیر نیز مواضعی انتقادی نسبت به دونالد ترامپ و جریانهای پوپولیستی داشته است.