تاریخ انتشار: ۰۸:۰۰ - ۱۱ فروردين ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد؛

آموزش بدون مدرسه؛ نسل آنلاین در مسیر بی‌سوادی پنهان؟/ آموزش مجازی تا کی ادامه دارد؟

سناریوی «ادامه آموزش مجازی» دوباره روی میز دولت قرار گرفته است؛ تصمیمی که اگرچه با هدف توقف‌ناپذیری آموزش اتخاذ می‌شود، اما نگرانی‌ها درباره افت کیفیت یادگیری، تشدید نابرابری آموزشی و فرسودگی خانواده‌ها را بیش از هر زمان دیگری جدی کرده است.

آموزش مجازی

اقتصاد۲۴- تعطیلات نوروزی تا چند روز دیگر تمام می‌شود، اما خبری از پایان تعطیلی مدارس نیست. رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش از وجود سناریو‌های مختلف برای استمرار آموزش گفته و تاکید کرده که «اگر چنانچه وضعیت حملات دشمنان جنایتکار همچنان استمرار داشته باشد به‌مانند تجربه دوران کرونا و اسفند ماه ۱۴۰۴، از زیرساخت‌هایی که آموزش و پرورش برای آموزش‌های مجازی در مواقع بحران در نظر گرفته، استفاده خواهیم کرد.»

به گفته او «آموزش و پرورش و دولت اجازه نخواهد داد که جریان آموزش در هیچ شرایطی، متوقف شود». تاکید بر عدم توقف آموزش، اما درحالی است که تداوم رویکرد آموزش آنلاین، جامعه و به خصوص والدین را جدا نگران توقف فرایند یادگیری و ضعف تحصیلی دانش آموزان کرده است.

آموزش مجازی؛ راهکار واقعی یا فرار از مدیریت بحران؟

سال تحصیلی که باید به ثبات و یادگیری ختم می‌شد، زیر سایه بحران‌های پی‌درپی عملاً به یک دوره آموزش نیمه‌تعطیل تبدیل شده است؛ از آلودگی و برودت هوا گرفته تا اعتراضات و حالا هم جنگ، مدارس را به خانه‌ها کشانده است. اما آیا آموزش آنلاین واقعاً توانسته جای خالی مدرسه را پر کند یا در حال تولید نسلی با شکاف عمیق آموزشی است؟

تعطیلی‌های مکرر و کوچ اجباری دانش‌آموزان از مدرسه به خانه و آموزش مجازی، در ظاهر شاید راه‌حلی اضطراری برای تداوم آموزش باشد، اما در عمل مفهوم «مدرسه» را از بنیان دگرگون کرده است. مدرسه فقط انتقال محتوای درسی نیست؛ جایی است برای شکل‌گیری نظم، تعامل اجتماعی، رقابت، مسئولیت‌پذیری و حتی تجربه زیست جمعی. وقتی دانش‌آموز ماه‌ها رنگ کلاس حضوری را نمی‌بینند، این ابعاد عملاً حذف می‌شوند.

این رویه آسیب‌زا که در دوران کرونا بنا به اضطرار و مثل خیلی از جا‌های دنیا، در کشور تجربه شد در سال‌های اخیر آنقدر تکرار شده که در حال وارد کردن ضربه جدی به فرآیند آموزش و پرورش است. مجازی کردن کلاس‌های درس نیز مثل قطع کردن اینترنت در صدر فهرست راهکار‌های مسئولان در مواجهه با بحران قرار گرفته و در نتیجه شاهدیم که بسیاری از دانش‌آموزان در سال تحصیلی جاری تجربه منسجمی از حضور در مدرسه نداشتند. در چنین شرایطی، حتی اگر آموزش آنلاین به‌صورت کامل و بدون نقص اجرا شود، باز هم نمی‌تواند جایگزین کارکرد‌های چندلایه مدرسه باشد.


بیشتر بخوانید: آخرین جزئیات از نحوه برگزاری آزمون‌های تحصیلی


واقعیت این است که آموزش مجازی در ایران، نه بر پایه یک طراحی آموزشی دقیق، بلکه به‌عنوان یک «راه‌حل اضطراری» شکل گرفت و به‌صورت فرسایشی ادامه یافته است؛ بدون آنکه زیرساخت‌ها، محتوا یا مهارت معلمان متناسب با آن ارتقا پیدا کند.

جای خالی کیفیت در آموزش آنلاین

یکی از مهم‌ترین تبعات آموزش آنلاین، کاهش محسوس کیفیت یادگیری است. کلاس‌های مجازی معمولاً کوتاه‌تر از کلاس‌های حضوری هستند و در بسیاری موارد به‌دلیل مشکلات فنی، حتی همین زمان محدود هم به‌درستی استفاده نمی‌شود. قطع و وصل اینترنت، تأخیر در ورود دانش‌آموزان، مشکلات صدا و تصویر و بی‌نظمی عمومی، باعث می‌شود بخش قابل توجهی از زمان آموزشی عملاً هدر برود. در مقاطع ابتدایی که از قضا اهمیت بیشتری نیز در پرورش آینده سازان مملکت دارد، وضعیت وخیم‌تر است. مدرسه به ارسال چند ویدیو و فایل از سوی معلمان و انجام تکالیف توسط والدین به جای دانش آموزان خلاصه شده است!

اما مسئله فراتر از این حرف‌ها است. دانش‌آموزی که در خانه، میان صدای تلویزیون، رفت‌وآمد اعضای خانواده یا وسوسه گوشی و شبکه‌های اجتماعی نشسته، به‌مراتب تمرکز کمتری نسبت به کلاس حضوری دارد. معلم هم ابزار چندانی برای مدیریت این وضعیت ندارد. نتیجه این می‌شود که آموزش به یک «حضور صوری» تقلیل پیدا می‌کند؛ دانش‌آموز آنلاین است، اما واقعاً در حال یادگیری نیست.

از سوی دیگر، ارزیابی واقعی سطح یادگیری تقریباً ناممکن شده است. آزمون‌های آنلاین به‌راحتی قابل دور زدن هستند و در بسیاری موارد، نمرات دیگر بازتابی از دانش واقعی دانش‌آموز نیستند. این یعنی یک خطای سیستماتیک در سنجش، که به مرور زمان شکاف میان «مدرک» و «مهارت واقعی» را عمیق‌تر می‌کند.

اینترنت ضعیف، آموزش نابرابر

آموزش آنلاین در شرایطی می‌تواند موفق باشد که زیرساخت ارتباطی پایدار و باکیفیت وجود داشته باشد؛ اما در ایران، اینترنت خود یکی از چالش‌های اصلی است. سرعت پایین، قطعی‌های مکرر و محدودیت‌های دسترسی، عملاً آموزش را به یک تجربه پرتنش تبدیل کرده‌اند.

این وضعیت یک پیامد مهم دیگر هم دارد: تشدید نابرابری آموزشی. دانش‌آموزی که به اینترنت پرسرعت، لپ‌تاپ شخصی و فضای مناسب دسترسی دارد، قطعاً وضعیت بهتری نسبت به دانش‌آموزی دارد که با یک گوشی مشترک و اینترنت ضعیف تلاش می‌کند در کلاس شرکت کند. به این ترتیب، آموزش مجازی نه‌تنها شکاف‌های قبلی را کاهش نداده، بلکه آنها را عمیق‌تر کرده است.

در واقع، عدالت آموزشی که سال‌ها به‌عنوان یک هدف مطرح می‌شد، در عمل زیر فشار آموزش آنلاین آسیب دیده است. حالا دیگر تفاوت فقط میان مدارس دولتی و غیرانتفاعی نیست؛ بلکه به سطح دسترسی به فناوری هم گره خورده است.

والدین شاغل؛ قربانیان خاموش آموزش آنلاین

در میان همه این مسائل، فشار مضاعفی که بر والدین- به‌ویژه مادران شاغل- وارد شده، کمتر دیده می‌شود. آموزش آنلاین، بخشی از مسئولیت آموزش را ناخواسته به خانه منتقل کرده است. والدینی که باید همزمان کار کنند و نقش «ناظر آموزشی» را هم بر عهده بگیرند.

برای بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه در طبقه متوسط و پایین، این وضعیت به یک بحران روزمره تبدیل شده است. والدین نمی‌توانند دائماً کنار فرزند خود بنشینند تا مطمئن شوند او واقعاً در کلاس شرکت می‌کند یا تکالیفش را انجام می‌دهد. در نتیجه، یا فشار روانی زیادی به خانواده وارد می‌شود، یا کیفیت آموزش دانش‌آموز افت می‌کند.

نسلی با دانش ناپایدار؛ بحران آینده از همین‌جا شروع می‌شود

مهم‌ترین مسئله، اما تبعات بلندمدت این روند است. دانش‌آموزانی که امروز با آموزش ناقص، ناپیوسته و کم‌کیفیت مواجه هستند، چند سال دیگر وارد دانشگاه‌ها و سپس بازار کار خواهند شد. اگر پایه‌های آموزشی آنها ضعیف باشد، این ضعف به‌راحتی در مراحل بعدی جبران نخواهد شد.

اینکه گفته می‌شود نسل جدید به‌دلیل دسترسی به اینترنت «باهوش‌تر» یا «جلوتر» است، لزوماً به معنای یادگیری عمیق‌تر نیست. دسترسی به اطلاعات با توانایی تحلیل و فهم متفاوت است. اگر نظام آموزشی نتواند این تفاوت را مدیریت کند، نتیجه آن نسلی خواهد بود که اطلاعات زیادی دارد، اما مهارت‌های پایه‌ای - از درک مفاهیم تا حل مسئله - در آن ضعیف است.

در چنین شرایطی، بازار کار هم با چالش جدی مواجه می‌شود. کارفرمایان با نیروی انسانی‌ای روبه‌رو خواهند شد که مدارک تحصیلی دارند، اما مهارت‌های لازم را ندارند. این شکاف می‌تواند به کاهش بهره‌وری، افزایش بیکاری پنهان و حتی کند شدن روند توسعه کشور منجر شود.

آموزش ادامه دارد، اما یادگیری نه!

اظهارات مسئولان درباره اینکه «آموزش متوقف نخواهد شد» در ظاهر امیدوارکننده است، اما مسئله اصلی این است که آموزش به چه قیمتی ادامه پیدا می‌کند. اگر تداوم آموزش به معنای حفظ یک ساختار صوری و کم‌اثر باشد، شاید بهتر باشد به‌جای تأکید صرف بر «ادامه»، به کیفیت و اثربخشی آن فکر شود.

واقعیت این است که ادامه روند فعلی، بدون بازنگری جدی در زیرساخت‌ها، محتوا و شیوه‌های آموزشی، می‌تواند به یک بحران خاموش تبدیل شود؛ بحرانی که آثار آن نه امروز، بلکه چند سال بعد، در دانشگاه‌ها، بازار کار و حتی مدیریت کشور خود را نشان خواهد داد.

آموزش آنلاین، اگر به‌درستی طراحی و اجرا شود، می‌تواند یک فرصت باشد. اما در شکل فعلی، بیشتر به یک راه‌حل موقت شبیه است که دارد به یک مشکل دائمی تبدیل می‌شود. پرسش اصلی اینجاست: آیا نظام آموزشی قبل از آنکه دیر شود، این روند را اصلاح خواهد کرد؟

ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار