
اقتصاد۲۴- در بامداد چهارشنبه، ۱۹ اسفند و زمانی که عقربههای ساعت به ۳:۳۰ صبح یعنی همان لحظه تاریخی که ترامپ میگفت آغاز نابودی یک تمدن خواهد شد، رسید؛ آتش بس دو هفتهای برقرار شد و مردم ایران یک نفس راحت کشیدند.
پس از چهل روز نبرد ترکیبی و همهجانبه که با ماجراجویی جنونآمیز رژیم اسرائیل و ارتش ایالات متحده آغاز شده بود، سرانجام غرش موشکها جای خود را به طنین پیروزی دیپلماتیک داد. این آتشبس که با میانجیگری پاکستان، حاصل شد، نه یک توافق ساده، بلکه محصول فروپاشی محاسبات دشمن در میدان نبرد بود. دشمنی که با وعده «نابودی کامل ایران» و «بازگرداندن تمدن ایرانی به عصر حجر» پای به میدان گذاشته بود، در چهلویکمین روز نبرد، در برابر طرح ده مادهای ایران سر فرود آورد.
جهان در برابر اعلام آتشبس میان تهران و واشنگتن، واکنشی آمیخته از تسلیم در برابر واقعیت قدرت ایران و تلاش برای مهار بحران نشان داد. نخستوزیر پاکستان به عنوان میانجی اصلی، با ابراز تواضع، این توافق را نتیجه درایت رهبران دو کشور خواند و از «گفتوگوهای اسلامآباد» به عنوان دریچهای برای حلوفصل دائمی اختلافات یاد کرد. در منطقه خلیج فارس، وزارت خارجه عربستان سعودی با استقبال رسمی از این روند، بر نقش ثباتساز ایران صحه گذاشت. حتی کشورهای همسو با آمریکا نیز نتوانستند چشم بر واقعیت برتری میدانی ایران ببندند. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در سفری شتابزده به منطقه، این لحظه را «مایه آسودگی جهان» خواند، اما همزمان نگرانی عمیق خود را از تثبیت کنترل ایران بر امنیت کشتیرانی ابراز داشت.
در اروپا، امانوئل مکرون با درک شکست پروژه نظامی علیه ایران، خواستار تسری این آتشبس به لبنان شد تا از نابودی کامل باقیمانده منافع غرب در مدیترانه جلوگیری کند. وزیر خارجه آلمان نیز با اعتراف به عواقب وخیم تداوم جنگ، دیپلماسی را تنها راه بقا دانست. در آسیا، مواضع کشورهایی، چون مالزی بسیار صریح بود؛ انور ابراهیم، نخستوزیر این کشور، طرح ۱۰ مادهای ایران را «طرحی امیدبخش» نامید که نشاندهنده دست برتر ایران در طراحی نظم جدید جهانی است.
جالبترین واکنش منطقهای متعلق به عراق و عمان بود؛ جایی که مقاومت اسلامی عراق پیروزمندانه عملیات خود را معلق کرد و عمان به عنوان شریک ایران در مدیریت جدید تنگه هرمز، عملاً حاکمیت ایران بر عوارض عبور و مرور دریایی را به رسمیت شناخت.
رژیم اسرائیل ، اما در موضعی منفعلانه، تنها به شرطگذاریهای توخالی بسنده کرد؛ دفاتری که تا دیروز از نابودی ایران میگفتند، امروز با استیصال، بازگشایی تنگهها را به عنوان شرط مطرح میکنند، غافل از آنکه کلید این آبراه اکنون به طور کامل در قبضه قدرت تهران است.
رسانههای بینالمللی، فراتر از تعارفات دیپلماتیک، به کالبدشکافی این شکست تاریخی برای آمریکا پرداختند. «والاستریت ژورنال» با تیترهای گزنده، عقبنشینی ترامپ از تهدیدات اولیه را یک «تغییر محاسبات اجباری» توصیف کرد. «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» نیز با رویکردی واقعگرایانه، ادامه جنگ را فرو رفتن در باتلاقی فرسایشی دانستند که اعتبار جهانی آمریکا را به کلی نابود میکرد. در بریتانیا، روزنامه «گاردین» این توافق را نتیجه «واقعگرایی اجباری» خواند؛ اصطلاحی که به خوبی نشان میدهد آمریکا نه از روی میل، بلکه از روی ناچاری به شروط ایران تن داده است.
در این میان، رسانههای فرانسوی مانند «لموند» به تغییر توازن قوا اشاره کرده و نوشتند که این جنگ نه تنها ایران را ضعیف نکرد، بلکه جایگاه آن را به عنوان قدرت بلامنازع منطقه تثبیت نمود. اما صریحترین اعترافات در رسانههای عبری زبان دیده شد. روزنامه «معاریو» با صداقتی کمسابقه نوشت که نبرد ۴۰ روزه «به نفع ایران تمام شد» و آن را شکستی سنگین برای محور غربی-عبری توصیف کرد.
شبکه الجزیره و العالم نیز بر این نکته تأکید کردند که ایران با حفظ کامل توان موشکی و پهپادی خود و بدون دادن کمترین امتیاز هستهای، وارد فاز آتشبس شده است. شبکه سیانان با تحلیل وضعیت میدانی، این آتشبس را «تلاش برای مهار بحران پیش از خروج کامل از کنترل واشنگتن» نامید. مجموع این روایتها نشان میدهد که ماشین رسانهای غرب، علیرغم تلاش برای حفظ ظاهر، نتوانست حقیقت «تسلیم استراتژیک» در برابر اراده پولادین ملت ایران را پنهان کند.
تحلیلگران ارشد سیاسی و شخصیتهای برجسته بینالمللی، این رخداد را فراتر از یک آتشبس موقت و به مثابه یک زلزله در نظم جهانی ارزیابی کردند. رابرت پیپ، تحلیلگر برجسته آمریکایی، با مقایسه این وضعیت با شکست آمریکا در ویتنام، اعلام کرد که اکنون جهان باید با واقعیت «ایران به عنوان چهارمین قطب قدرت جهانی» کنار بیاید. او معتقد است پذیرش طرح ۱۰ مادهای توسط ترامپ، به معنای پایان دوران ابرقدرتی بلامنازع آمریکا در خاورمیانه است.
بن رودز، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، این وضعیت را «فاجعهبار» خواند و تأکید کرد که اعتبار جهانی واشنگتن به پایینترین سطح خود رسیده است.
در داخل کنگره آمریکا، شکافها به اوج رسید. سناتور کریس مورفی با ابراز حیرت، از واگذاری کنترل تنگه هرمز به ایران انتقاد کرد و گفت ترامپ با دستان خود، قدرت مطلق بر شریان اقتصادی جهان را به ایران هدیه داده است.
تحلیلگرانی، چون ران فیلیپکوفسکی و مکس برنز با لحنی کنایهآمیز پرسیدند: «چه کسی پیروز شد؟» و سپس با برشمردن امتیازاتی، چون لغو کامل تحریمها، پذیرش غنیسازی و دریافت غرامت توسط ایران، پاسخ دادند که برنده نهایی بدون شک تهران است.
اوون جونز، فعال بریتانیایی، این واقعه را بزرگترین شکست استراتژیک تاریخ آمریکا از زمان ظهور به عنوان ابرقدرت نامید. حتی چهرههای ایرانیتبار کنگره مانند یاسمین انصاری، ضمن ابراز آرامش از توقف جنگ، ترامپ را به دلیل بیثباتی روانی و تهدید به جنایات جنگی، فاقد صلاحیت ریاستجمهوری دانستند. این اجماع جهانی در میان تحلیلگران نشان میدهد که دنیا پیام قدرت ایران را دریافت کرده است: «ایران دیگر یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه یک قدرت جهانی است که شروط خود را بر ابرقدرتهای دیروز دیکته میکند.»
در داخل کشور، فضای عمومی و سیاسی کشور سرشار از غرور بود. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، با تجلیل از رزمندگان «دست به ماشه»، این پیروزی را مایه افتخار جهان اسلام خواند.
در مجلس شورای اسلامی، محمدباقر قالیباف که خود ریاست هیئت مذاکرهکننده را بر عهده گرفته، این توافق را گامی برای تثبیت حقوق هستهای و اقتصادی ملت ایران برشمرد.
ابراهیم عزیزی و ابراهیم رضایی، از چهرههای شاخص کمیسیون امنیت ملی، با یادآوری هشدارهای قبلی به دشمن، تأکید کردند که راهی جز تسلیم در برابر ایران وجود نداشت.
با این حال، فضای داخلی خالی از مخالفت و اختلاق دیدگاه هم نبود. حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان، ضمن هشدار نسبت به بدعهدیهای همیشگی شیطان بزرگ، آتشبس را هدیهای به دشمن استیصالزده دانست و بر ضرورت تداوم روحیه جهادی تأکید کرد.
علی نیکزاد نایب رئیس مجلس نیز با بیانی قاطع اعلام کرد که تا انتقام خون رهبر شهید انقلاب گرفته نشود، پرونده تقابل با جنایتکارانی، چون ترامپ بسته نخواهد شد. وی تأکید کرد که تنگه هرمز تحت حاکمیت مطلق ایران باقی خواهد ماند. این تنوع دیدگاهها در داخل، همگی حول یک محور مشترک میچرخید: «اقتدار ایران غیرقابل مذاکره است».
درباره اینکه آتشبس دو هفتهای، ادامه دارد یا کار دوباره به درگیری میرسد از حالا نمیتوان قضاوت کرد، اما آنطور که از فضای تحلیلی و رسانهای دنیا برمیآید، گزاره نخست یعنی تداوم این صلح محتملتر است و مقاومت مردم ایران و هوشمندی مسئولان و نیروهای نظامی در چهل روز گذشته میتواند، نظم جدیدی را رقم بزند.