تاریخ انتشار: ۰۰:۴۱ - ۳۰ فروردين ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

از سوپرایز ترامپ تا هشدار تهران؛ مذاکرات به نقطه بی‌بازگشت نزدیک می‌شود؟

در حالی که مهلت‌های سیاسی یکی پس از دیگری به پایان می‌رسند، مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای از ابهام و فشار هم‌زمان شده است؛ جایی که از یک‌سو تهدید‌های صریح ترامپ درباره عدم تمدید آتش‌بس و «غافلگیری‌های پیش‌رو» فضای گفت‌و‌گو را سنگین کرده و از سوی دیگر، تهران با تأکید بر شروط امنیتی و منطقه‌ای، هرگونه عقب‌نشینی را رد می‌کند.

مذاکرات ایران و آمریکا

اقتصاد۲۴- تحولات چند روز اخیر در پرونده مذاکرات ایران و آمریکا بار دیگر نشان داده که این گفت‌و‌گو‌ها نه در مسیر یک روند خطی به سوی توافق، بلکه در وضعیت پیچیده‌ای از تعلیق قرار گرفته‌اند؛ تعلیقی که در آن هم‌زمان سه سطح از کنشگری در جریان است: پیام‌های تند سیاسی از واشنگتن، بازدارندگی و شرط‌گذاری از سوی تهران، و میانجی‌گری‌های منطقه‌ای که تلاش می‌کنند شکاف میان دو طرف را قابل مدیریت نگه دارند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری فضایی است که در آن نه توافق در دسترس به نظر می‌رسد و نه بازگشت کامل به تقابل نظامی قطعی شده است.

هشدار‌های ترامپ و دیپلماسی در سایه ضرب‌الاجل

رسانه‌های آمریکایی در روز‌های اخیر تصویری نسبتاً هم‌راستا از وضعیت مذاکرات ارائه داده‌اند؛ تصویری که در آن کاخ سفید در حال نزدیک شدن به نقطه تصمیم‌گیری سخت‌تری است؛ گزارش اخیر اکسیوس مبنی بر طرح سه صفحه‌ای و موارد اختلافی شاهد این مدعا است.

در این روایت‌ها، آنچه برجسته شده، تلاش برای تبدیل مذاکرات به یک فرآیند زمان‌مند و مشروط است؛ به این معنا که ادامه هرگونه آتش‌بس یا مسیر گفت‌و‌گو، به پیشرفت مشخص در موضوعات کلیدی مانند سطح غنی‌سازی و سرنوشت ذخایر اورانیوم گره خورده است.

در همین چارچوب، به نوشته اکسیوس، بحث‌هایی درباره یک چارچوب محدود پیشنهادی مطرح شده که در آن نوعی معامله مرحله‌ای در ازای امتیاز‌های اقتصادی محدود به ایران قابل تصور بوده، اما هم‌زمان تأکید شده که اختلافات بنیادین مانع از تبدیل این ایده‌ها به یک توافق عملی شده است. فضای کلی در رسانه‌های آمریکایی به‌گونه‌ای توصیف می‌شود که نه نشانه‌ای از شکست کامل دیپلماسی دیده می‌شود و نه نشانه‌ای از پیشرفت واقعی.

در کنار این تصویر، مواضع دونالد ترامپ بر عنصر فشار روانی و زمان‌بندی سیاسی استوار است. اشاره او به اینکه در صورت عدم دستیابی به توافق، آتش‌بس تمدید نخواهد شد و همچنین طرح موضوع «سورپرایز»‌ی که در راه است، به‌عنوان بخشی از راهبرد افزایش ابهام در آستانه ضرب‌الاجل تفسیر می‌شود؛ راهبردی که هدف آن، وادار کردن طرف مقابل به تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت است.

موضع تهران؛ دیپلماسی مشروط در چارچوب بازدارندگی

در مقابل این فضای فشاری، موضع رسمی تهران در قالب بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، به‌وضوح نشان می‌دهد که ایران مذاکرات را در چارچوبی کاملاً متفاوت تعریف می‌کند؛ چارچوبی که در آن دیپلماسی نه جایگزین میدان، بلکه امتداد آن است. در این بیانیه، با ادبیاتی صریح تأکید شده که هیئت مذاکره‌کننده ایرانی سر سوزنی سازش و عقب‌نشینی نخواهد داشت و از منافع کشور با تمام توان دفاع می‌کند.


بیشتر بخوانید: سرنوشت ۴۰۰ کیلو اورانیوم تهران چه می‌شود؟/ چین در کمین، روسیه پشت خط، آمریکا در حسرت توافق


نکته مهم در بیانیه اخیر شعام، پیوند مستقیم میان وضعیت نظامی و روند سیاسی است؛ به‌گونه‌ای که حتی موضوعاتی مانند تنگه هرمز و شرایط آتش‌بس منطقه‌ای نیز در قالب ابزار‌های مشروط و متقابل تعریف شده‌اند. این رویکرد نشان می‌دهد که از نگاه تهران، هرگونه پیشرفت در مذاکرات صرفاً در صورتی امکان‌پذیر است که طرف مقابل به تغییر رفتار عملی در میدان تن دهد.

در همین چارچوب، گزارش‌های میدانی و اظهارات مقامات ایرانی نیز به نوعی از «ابهام کنترل‌شده» در روند گفت‌و‌گو‌ها اشاره دارد؛ از جمله تأکید سعید خطیب‌زاده معاون عراقچی بر اینکه هنوز زمان مشخصی برای دور جدید مذاکرات تعیین نشده و پیشنهاد‌های جدید در حال بررسی است، بدون آنکه تعهدی نسبت به ادامه روند فعلی داده شده باشد.

میانجی‌ها و مذاکرات در وضعیت تعلیق

نقش میانجی‌ها، به‌ویژه پاکستان در این مقطع، بیشتر به مدیریت بحران شباهت دارد تا پیشبرد توافق. گزارش‌هایی که از گفت‌و‌گو‌های غیرمستقیم یا رایزنی‌های پشت‌پرده منتشر شده، نشان می‌دهد که تلاش اصلی، جلوگیری از فروپاشی کامل مسیر مذاکره است.

در این میان، تصویری که از فضای مذاکرات ارائه می‌شود، تصویری از تعلیق فعال است؛ یعنی وضعیتی که در آن گفت‌و‌گو‌ها متوقف نشده‌اند، اما هیچ نشانه روشنی از حرکت به سمت توافق نیز دیده نمی‌شود. همین وضعیت است که باعث شده رسانه‌های غربی در تحلیل‌های خود بر مفهوم شکاف اعتماد ساختاری میان تهران و واشنگتن تأکید کنند؛ شکافی که نه با یک بسته پیشنهادی اقتصادی و نه با یک توافق محدود، نمی‌توان آن را پر کرد.

تنگه هرمز؛ بازگشت جغرافیای بحران به مرکز سیاست

علاوه بر مسئله غنی‌سازی، یکی از نقاط کانونی تنش در روز‌های اخیر، بار دیگر موضوع تنگه هرمز است؛ جایی که هم در ادبیات رسمی ایران و هم در تحلیل‌های رسانه‌ای غربی به‌عنوان یک اهرم فشار راهبردی بازگشته است. از نگاه تهران، کنترل یا مدیریت این آبراه نه صرفاً یک ابزار نظامی، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی در برابر فشار‌های خارجی است. از نگاه واشنگتن و متحدانش نیز، هرگونه محدودیت در این مسیر می‌تواند به معنای افزایش ریسک در بازار انرژی و تشدید بحران منطقه‌ای باشد.

همین تقابل دیدگاه‌ها باعث شده که موضوع تنگه هرمز دوباره از سطح یک مسئله امنیت دریایی به سطح یک متغیر تعیین‌کننده در مذاکرات سیاسی ارتقا پیدا کند؛ متغیری که می‌تواند در لحظه، مسیر گفت‌و‌گو‌ها را از دیپلماسی به سمت تنش سوق دهد.

چشم‌انداز مذاکرات؛ توافق در دسترس است؟

آنچه از مجموع روایت رسانه‌های بین‌المللی و مواضع رسمی دو طرف برمی‌آید، این است که مذاکرات ایران و آمریکا در نقطه‌ای ایستاده‌اند که بیش از هر زمان دیگری به «تصمیم سیاسی سخت» وابسته شده‌اند. نه واشنگتن حاضر به کاهش سطح فشار بدون امتیاز مشخص است و نه تهران آماده عقب‌نشینی از مؤلفه‌های بازدارندگی خود.

در چنین شرایطی، آنچه در افق دیده می‌شود نه یک توافق جامع، بلکه احتمالاً مجموعه‌ای از توافق‌های موقت، تعلیق‌های مقطعی یا حتی بازگشت کنترل‌شده به تنش است؛ وضعیتی که در آن هر طرف تلاش می‌کند از ابزار‌های موجود برای بهبود موقعیت خود در دور بعدی استفاده کند. در مجموع می‌توان گفت که اگرچه دیپلماسی هنوز به‌طور کامل از کار نیفتاده، اما در افق روشنی هم ارائه نمی‌دهد.

ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار