
اقتصاد۲۴- بازار رمزارز ایران که تا همین چند ماه پیش به عنوان پناهگاهی استوار برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم مزمن و تحریمهای سنتی شناخته میشد، اکنون در میانه یک توفان سهمگین قرار گرفته است. آنچه در هفتههای اخیر بر این اکوسیستم گذشت، فراتر از نوسانات معمول در نمودارهای تکنیکال بود؛ این یک فروپاشی ساختاری است که ریشه در تلاقی همزمان تنشهای نظامی منطقه و استراتژی فشار حداکثری آمریکا دارد.
گزارشهای میدانی و تحلیل دادههای پلتفرمهای تبادل نشان میدهد که اعتماد کاربران، به عنوان اصلیترین ستون خیمه این بازار، در پی اختلالات گسترده زیرساختی و تهدیدهای خارجی به پایینترین سطح خود رسیده است. این وضعیت، کسبوکارهای فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال را در موقعیتی قرار داده که میان بقای حداقلی و تعطیلی دائم، با دشوارترین انتخابهای مدیریتی روبهرو هستند.
با اولین حملات و شروع جنگ، واکنش بازار رمزارز ایران سریع و تکاندهنده بود. بر اساس آمارهای منتشر شده تنها در روزهای آغازین بحران، رقمی معادل ۱۰ تا ۱۵ میلیون دلار دارایی دیجیتال از صرافیهای داخلی خارج شد. این خروج سرمایه، اما لزوماً به معنای نقد کردن دارایی و تبدیل آن به ریال نبود؛ بلکه بخش بزرگی از کاربران به دلیل ترس از توقف فعالیت صرافیها در پی حملات احتمالی یا قطع سراسری اینترنت، داراییهای خود را به «کیفپولهای سختافزاری» و «ولتهای سرد» منتقل کردند. این رفتار هیجانی که از منطق حفظ سرمایه پیروی میکرد، نقدشوندگی بازار داخلی را به شدت تحت تاثیر قرار داد.
صرافیهایی که پیش از این با حجم معاملات روزانه بالایی فعالیت میکردند، ناگهان با ترازنامههایی مواجه شدند که بخش بزرگی از عمق خود را از دست داده بود. وقتی نقدینگی از یک پلتفرم خارج میشود، فاصله قیمتی خرید و فروش افزایش یافته و عملاً انجام معامله برای کاربر معمولی توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد. افت ۸۰ درصدی ارزش کل بازار رمزارز ایران که پیشتر تا ۱۱ میلیارد دلار برآورد میشد، نشاندهنده عمق فاجعهای است که نه تنها سرمایهگذاران، بلکه کل زنجیره ارزش کسبوکارهای فناوریمحور را هدف قرار داده است.
در حالی که پلتفرمهای داخلی درگیر مدیریت بحران خروج نقدینگی بودند، اعلام خبر مسدودسازی ۳۴۴ میلیون دلار ارز دیجیتال مرتبط با ایران توسط وزارت خزانهداری آمریکا، مانند ضربهای سهمگین بر پیکر نیمهجان این صنعت فرود آمد. دولت ترامپ با ردیابی کیفپولهای واسط، نشان داد که دیگر نمیتوان بلاکچین را فضایی کاملاً ناشناس و امن برای دور زدن تحریمها پنداشت. این اقدام فراتر از یک عدد و رقم ساده، حاوی یک پیام ژئوپلیتیک واضح بود که ریسک تعامل با پلتفرمهای بینالمللی را برای ایرانیان به بالاترین حد ممکن رساند.
بیشتر بخوانید: فرار سرمایهها از بازار دیجیتال در میانه جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل/ جنگ خاورمیانه با سبد دارایی مردم چه کرد؟
بسیاری از کاربران خرد که برای فرار از نوسانات ریال به «استیبلکوینها» پناه برده بودند، اکنون با واقعیت تلخ فریز شدن داراییهای خود مواجهاند. این موضوع باعث شد تا حتی رمزارزهای باثباتی مثل تتر نیز که زمانی معادل دیجیتال دلار در بازار تهران بودند، اعتبار خود را نزد بخشی از معاملهگران از دست بدهند و ترس از ردیابی آیپیها، هجرتی همگانی به سمت لایههای زیرزمینی و غیرشفاف بازار را رقم بزند.
یکی از کلیدیترین دلایل آسیبپذیری شدید اکوسیستم رمزارز در ایران، نبود یک نقشه راه شفاف و سیاستگذاری پایدار در سالهای گذشته است. در حالی که نهادهای مسئول همواره با نگاهی تردیدآمیز به این حوزه نگریستهاند، بحران اخیر ثابت کرد که نبود رگولاتوری صحیح، چگونه در زمان اضطرار به ضد خود تبدیل میشود. محدودیتهای شدید اینترنتی که اکنون وارد نهمین هفته خود شده، عملاً رگ حیاتی تجارت دیجیتال را قطع کرده است. در بازاری که ثانیهها تعیینکننده سود و ضرر هستند، قطعی دسترسی به شبکه جهانی به معنای فلج شدن کامل قدرت تصمیمگیری کاربر است. وقتی یک سرمایهگذار نتواند در لحظه ریزش قیمت، دارایی خود را مدیریت کند، نتیجهای جز بیاعتمادی مطلق حاصل نمیشود. گزارشها نشان میدهد که بیش از ۹۵ درصد تراکنشها در پلتفرمهای داخلی توسط کاربران خرد انجام میشد؛ یعنی دقیقاً همان گروهی که اکنون بیشترین خسارت را دیده و با انتقال دارایی به ولتهای غیرقابل رصد، عملاً از چرخه رسمی و شفاف اقتصاد دیجیتال کشور خارج شدهاند. این مسئله، هزینههای عملیاتی صرافیها را به شدت بالا برده و مدل درآمدی آنها را که بر پایه کارمزد معاملات استوار بود، با مشکلات فراوان مواجه کرده است.
گرایش تودهوار به سمت استفاده از کیف پولهای سختافزاری، اگرچه از دیدگاه فردی یک حرکت هوشمندانه برای حفاظت از سرمایه در برابر هک و تحریم محسوب میشود، اما از منظر اقتصاد کلان، یک فاجعه تمامعیار است. دارایی که در ولت سرد قرار میگیرد، از چرخه گردش مالی خارج شده و عملاً به یک سرمایه راکد تبدیل میشود. این یعنی نقدینگی که میتوانست پشتوانه معاملات در پلتفرمهای داخلی باشد، اکنون در صندوقهای شخصی حبس شده است. این پارادوکس نشاندهنده شکست مدلهای فعلی کسبوکارهای دیجیتال در جلب اطمینان پایدار است. از سوی دیگر، این سقوط اثر دومینویی مخربی بر استارتاپهای فینتک، درگاههای پرداخت کریپتویی و تیمهای توسعه بلاکچین داشته است. کاهش شدید حجم معاملات به معنای خشک شدن منابع مالی برای تحقیق و توسعه است و بسیاری از شرکتهای دانشبنیان که با امید به گسترش اقتصاد هوشمند شکل گرفته بودند، اکنون در حال تعدیل نیرو یا مهاجرت به کشورهای همسایه هستند. نبود نقدینگی کافی در پلتفرمها همچنین باعث شده است که قیمتها در بازار ایران با حبابهای غیرمنطقی مواجه شوند که خود عامل دیگری برای فرار سرمایههای باقیمانده است.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند بازار رمزارز ایران برای عبور از این بنبست، نیازمند یک بازنگری بنیادین در سه جبهه دیپلماسی، رگولاتوری و زیرساخت است. تا زمانی که سایه جنگ و تهدیدهای فیزیکی بر سر کشور سنگینی میکند و زیرساخت اینترنت به عنوان رگ حیاتی این بازار با اختلال روبروست، نمیتوان انتظار معجزهای در ترازنامههای مالی داشت. با این حال، به دلیل ویژگیهای ذاتی اقتصاد ایران و نیاز مبرم به تبادلات بینالمللی، این بازار کاملاً نابود نخواهد شد؛ بلکه به سمت مدلی زیرزمینیتر و شاید «غیرمتمرکز بومی» حرکت خواهد کرد.
دوران طلایی معاملات بیدردسر و سودهای کلان به پایان رسیده و اکنون زمان مواجهه با واقعیتهای سخت در عصر انسداد است. کسبوکارهای این حوزه برای زنده ماندن، نیاز به اکسیژن ثبات و پذیرش رسمی از سوی نهادهای سیاستگذار دارند؛ عناصری که این روزها در فضای سیاسی و اقتصادی کشور، به نایابترین کالاها تبدیل شدهاند. آنچه مسلم است، میراث این بحران، بازاری کوچکتر، محافظهکارتر و البته بسیار هشیارتر از گذشته خواهد بود.