تاریخ انتشار: ۱۵:۱۲ - ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵

نگاه گاردین به دیپلماسی در میانه آتش/ چرا مأموریت جی.دی ونس برای توافق با ایران آسان نخواهد بود؟

این مقاله نقش پیچیده جی‌دی ونس در تلاش برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا را بررسی می‌کند؛ سیاستمداری که پیش‌تر مخالف جنگ‌های خارجی بود، اما اکنون در دولت ترامپ به چهره‌ای کلیدی در دیپلماسی با تهران تبدیل شده است. ایران، ونس را گزینه‌ای قابل‌اعتمادتر از ویتکاف و کوشنر می‌داند، اما بی‌اعتمادی عمیق تهران به ترامپ، ادعا‌های جنجالی او و تجربه حملات قبلی، مسیر هر توافق احتمالی را دشوار کرده است.

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اکنون در برابر یکی از پیچیده‌ترین آزمون‌های سیاسی دوران خود قرار گرفته است: ایفای نقشی محوری در تلاش برای پایان دادن به جنگی که خود سال‌ها نسبت به ورود آمریکا به آن هشدار داده بود.  ونس، سیاستمداری که باورهای مسیحی خود را آشکارا به نمایش می‌گذارد، بی‌تردید با یکی از مشهورترین فرازهای موعظه عیسی مسیح بر فراز کوه آشناست؛ آنجا که گفته می‌شود: «خوشا به حال صلح‌آفرینان.»

اما اکنون، همین سیاستمدار کاتولیک‌شده، در مقام معاون رئیس‌جمهور، با دشواری عملی پایبند ماندن به این معیار اخلاقی روبه‌رو شده است؛ آن هم در دولتی که رهبری‌اش را دونالد ترامپ بر عهده دارد، رئیس‌جمهوری دمدمی‌مزاج که جنگی را پیش برده که ونس پیش‌تر نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بود.  در جریان سخنرانی ونس در نشست گروه راست‌گرای در دانشگاه جورجیا ، یکی از معترضان با صدای بلند فریاد زد: «عیسی مسیح از نسل‌کشی حمایت نمی‌کند.»

معمای جی‌دی ونس میان رأی جوانان و مأموریت صلح با ایران

این صحنه، معمای اصلی معاون رئیس‌جمهور را به‌خوبی نشان داد. ونس از یک سو تلاش می کند رأی‌دهندگان جوانی را حفظ کند که از ماجراجویی‌های نظامی آمریکا در خارج از کشور خسته‌اند و با جنگ‌های تازه مخالفت دارند. از سوی دیگر، او به آینده سیاسی خود و احتمال ورود به رقابت ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۲۸ می‌اندیشد. چالش ونس از آنجا پیچیده‌تر شده که او اکنون به‌تدریج در جایگاه یکی از چهره‌های اصلی تلاش برای پایان زودهنگام جنگ با ایران قرار می‌گیرد؛ جنگی که سال‌ها گفته بود آمریکا باید از آن دوری کند.

با تعلیق درگیری‌ها و در حالی که گفت‌وگوهای نوپای صلح در بن‌بست قرار گرفته، نقش ونس ممکن است بیش از گذشته تعیین‌کننده شود. به‌ویژه آنکه چهره‌های نزدیک به ساختار حاکمیت ایران او را فردی در دولت ترامپ تشخیص داده‌اند که برای رسیدن به یک توافق مذاکره‌شده، باید با او وارد تعامل شد. هفته گذشته، ونس که همچنان خود را مخالف سرسخت «جنگ‌های بی‌پایان» معرفی می‌کند، در آستانه دومین مأموریت دیپلماتیک خود به اسلام‌آباد قرار داشت؛ سفری که قرار بود او را رودرروی مذاکره‌کنندگان ایرانی بنشاند.

سفر دیپلماتیک جی‌دی ونس به اسلام‌آباد ابتدا قرار بود روز دوشنبه انجام شود، سپس به سه‌شنبه موکول شد و در نهایت به‌طور کامل لغو گردید. این مأموریت قرار بود در ادامه نشست فشرده و ۲۱ ساعته هفته قبل در پایتخت پاکستان برگزار شود؛ نشستی با تیم عالی‌رتبه مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران که بنا بر گزارش‌ها، پیشرفت‌های قابل‌توجهی در آن حاصل شده بود. اما طرف ایرانی در ادامه مسیر عقب نشست و بار دیگر تنگه هرمز را بست؛ اقدامی که ظاهراً در واکنش به اعلام پیروزی دونالد ترامپ در مجموعه‌ای از پست‌های پرشور و پیروزمندانه او در شبکه‌های اجتماعی انجام شد. در شرایطی که نگرانی‌ها از ازسرگیری جنگ، پس از دو هفته توقف درگیری‌ها، رو به افزایش بود، ترامپ تقریباً همه را غافلگیر کرد. او به‌جای بازگشت فوری به مسیر نظامی، تمدید نامحدود آتش‌بس را اعلام کرد و گفت به رهبری ایران فرصت می‌دهد تا یک «پیشنهاد واحد» ارائه کند.

ونس در کانون دیپلماسی پنهان ایران و آمریکا

محوریت ونس در تحولات پیش‌رو، آخر هفته بیش از پیش آشکار شد؛ زمانی که کاخ سفید اعلام کرد دور تازه گفت‌وگوها بدون حضور او برگزار خواهد شد. قرار بود استیو ویتکاف، فرستاده شخصی ترامپ و جرد کوشنر، داماد او، به‌جای ونس راهی شوند و با تیمی ایرانی در سطحی پایین‌تر از هیئت گسترده‌ای دیدار کنند که هفته پیش در مذاکرات حاضر بود. اما آن سفر نیز بعداً لغو شد و دونالد ترامپ آن را «اتلاف وقت» خواند.

از همین رو، بازگشت ونس به میدان دیپلماسی ممکن است فقط مسئله زمان باشد. دیدارهای ۱۷ و ۱۸ آوریل ونس با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران از هم‌اکنون رنگ‌وبویی تاریخی یافته است. قالیباف که از زمان آغاز جنگ به یکی از قدرتمندترین چهره‌های حکومت تبدیل شده، عملاً به چهره اصلی مذاکره‌کننده تهران تبدیل شده است. تماس او با معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بالاترین سطح تعامل میان واشینگتن و تهران می باشد.

اهمیت قالیباف در این روند از آنجا بیشتر می‌شود که او قرار نبود در گفت‌وگوهای لغوشده روز شنبه حضور داشته باشد؛ مسئله‌ای که شاید بخشی از علت برگزار نشدن آن نشست را توضیح دهد.  در همین حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد که ونس در درون دولت، نگرانی‌هایی درباره روایت پنتاگون از جنگ مطرح کرده است. او این پرسش را پیش کشیده که آیا وزارت دفاع آمریکا کاهش ذخایر موشکی کشور را به‌درستی و با دقت برای رئیس‌جمهور و تیم امنیت ملی توضیح داده است یا نه.

جی‌دی ونس، با وجود آنکه پیش از آغاز جنگ توصیه کرده بود آمریکا از ورود به چنین درگیری‌ای پرهیز کند، در ماه‌های اخیر به‌طور علنی از تلاش جنگی دولت ترامپ حمایت کرده است. با این حال، در واشینگتن این برداشت به‌طور گسترده شکل گرفته که دونالد ترامپ او را در موقعیتی دشوار، پرهزینه و حتی ناخوشایند قرار داده است. این برداشت با سخنان خود ترامپ تقویت شد؛ آنجا که درباره مأموریت صلح با لحنی کنایه‌آمیز گفت: «اگر انجام نشود، جی‌دی ونس را مقصر می‌دانم. اگر انجام شود، تمام اعتبارش را برای خودم برمی‌دارم.»

اما آنچه در این روایت کمتر دیده شده، این است که انتخاب ونس فقط ابتکار واشینگتن نبود. ایرانی‌ها خود درخواست کرده بودند که ونس رهبری طرف آمریکایی را در مذاکرات بر عهده بگیرد. از نگاه تهران، او طرف گفت‌وگویی امیدبخش‌تر از استیو ویتکاف و جرد کوشنر به شمار می‌رفت؛ دو چهره بزرگ حوزه املاک که پیش‌تر دو دور مذاکرات را در روزهای منتهی به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن گذشته و بار دیگر در ۲۸ فوریه هدایت کرده بودند.

ونس و فرصت تازه اعتمادسازی در دیپلماسی پرتنش ایران و آمریکا

الکس وطن خواه، رئیس برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه، این نگاه تهران را چنین توضیح داده است: «ویتکاف و کوشنر در تهران بسیار همسو با اسرائیل و نتانیاهو دیده می‌شوند. چرا باید با این دو نفر مذاکره کرد؛ کسانی که به‌نظر نمی‌رسد جدی‌ترین چهره‌هایی باشند که واشینگتن می‌توانست بفرستد، به‌ویژه وقتی دو بار، درست پس از دیدار با آن‌ها، ایران بمباران شد؟ ویتکاف و کوشنر نه‌تنها در زمانی که اعتماد برای پیشبرد روند ضروری بود، اعتمادسازی نکردند، بلکه نتیجه‌ای معکوس به دست آوردند.»

از نگاه وطن خواه، تفاوت ونس با آن دو در همین نقطه آغاز می‌شود. او می‌گوید باید این وضعیت را با «صفحه نسبتاً پاک» ونس مقایسه کرد: معاون جوان رئیس‌جمهور آمریکا، سیاستمداری ۴۱ ساله و چهره‌ای نسبتاً تازه‌نفس که به مخالفت با «جنگ‌های بی‌پایان» در خاورمیانه شناخته می‌شود و در نگاه تهران، نسبت به اسرائیل موضعی انتقادی‌تر دارد.  وطن خواه در ادامه به نکته‌ای مهم‌تر اشاره می‌کند: «اگر شما ایران باشید، این فرد شاید رئیس‌جمهور بعدی آمریکا باشد. او قرار نیست چیزی را برهم بزند.»

این البته نخستین‌بار نیست که تهران درخواست می‌کند فرد مشخصی هدایت مذاکرات را در طرف آمریکایی بر عهده بگیرد. به گفته نیت سوانسون، عضو پیشین تیم مذاکره‌کننده آمریکا در دولت‌های ترامپ، اوباما و جو بایدن، ایرانی‌ها پیش‌تر نیز در گفت‌وگوهای سال ۲۰۲۵ درباره برنامه غنی‌سازی اورانیوم جمهوری اسلامی، خواهان حضور ویتکاف شده بودند؛ مذاکراتی که در آن زمان، از سوی ایران به رهبری عباس عراقچی، وزیر امور خارجه انجام می‌شد.

به گفته نیت سوانسون، پژوهشگر کنونی شورای آتلانتیک، محاسبه تهران در مراحل قبلی مذاکرات این بود که استیو ویتکاف، به‌عنوان نماینده شخصی دونالد ترامپ، می‌تواند تصویری دقیق از ذهنیت رئیس‌جمهور آمریکا ارائه دهد. سوانسون می‌گوید: «آن‌ها فکر می‌کردند ویتکاف گزینه خوبی خواهد بود و از او خوششان آمده بود. در نهایت بسیار ناامید شدند، اما در ابتدا امید زیادی داشتند.»

در چنین فضایی، آمادگی کاخ سفید برای وارد کردن جی‌دی ونس به روند دیپلماسی، شاید نشانه‌ای از افزایش فوریت در نگاه ترامپ برای پایان دادن به جنگ باشد؛ جنگی که با ادامه بسته‌ماندن تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا و جهان را با آشوبی فزاینده روبه‌رو کرده است. سوانسون در همین باره می‌گوید: «من حضور ونس را نشانه تغییر سطح فوریت در دولت ترامپ برای رسیدن به یک توافق می‌دیدم. نمی‌دانم آیا واقعاً هم چنین مسیری در حال شکل‌گیری است یا نه.»

بی‌اعتمادی تهران به ترامپ؛ مانع اصلی مسیر مذاکره

برخلاف توصیف ترامپ از رهبری «دچار شکاف» ایران، ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است محمد باقر قالیباف در خط مقدم نظامی قرار دارد که در بی‌اعتمادی به ترامپ، متحد و منسجم است. پس از آنکه ترامپ هفته گذشته تمدید آتش‌بس را اعلام کرد، مشاور شخصی قالیباف در شبکه‌های اجتماعی این اقدام را «ترفندی برای خرید زمان جهت یک حمله غافلگیرانه» توصیف کرد و نوشت ایران در حال آماده شدن برای «در دست گرفتن ابتکار عمل» است. نصر می‌گوید: «این‌طور نیست که قالیباف مستقل و خودسرانه عمل کند. هر توییت، هر موضع‌گیری، موضع نظام است. او هیئتی بزرگ را به اسلام‌آباد برد، چون هدف، نمایندگی کردن کل ساختار نظام بود.»

اما ترامپ روز جمعه گذشته با رگباری از پست‌ها در شبکه اجتماعی تروث سوشال سوءظن‌ها را بیشتر کرد. او اعلام کرد ایران پذیرفته است تنگه هرمز را باز کند و اورانیوم غنی‌شده خود را بدون هیچ مشوق مالی تحویل دهد. برای مذاکره‌کنندگان ایرانی که باور داشتند توانسته‌اند مانع دستیابی کامل آمریکا به اهداف جنگی‌اش شوند، این اعلام عمومی نه نشانه پیشرفت، بلکه ضربه‌ای مستقیم به اعتماد بود؛ ضربه‌ای که اگر توافقی در حال شکل‌گیری بود، آن را به‌شدت تضعیف کرد.

ولی نصر در توضیح فضای تهران می‌گوید: «در ایران بر سر جنگ یا مسئله هسته‌ای شکافی وجود ندارد. اختلاف بر سر رفتار ترامپ بوده است. در تهران بحثی جدی جریان دارد: آیا او واقعاً درباره توافق جدی است؟ آیا فقط مذاکره‌کننده‌ای سخت‌گیر است یا برای بازار نفت نمایش غیرقابل‌پیش‌بینی اجرا می‌کند، یا ما وقت خود را تلف می‌کنیم و بهتر است برای دور سوم جنگ آماده شویم»» او سپس جمع‌بندی تلخ‌تری ارائه می‌دهد: «دست بالا در تهران با این دیدگاه است که او دروغ می‌گوید.»

همین برداشت، بزرگ‌ترین مانع پیش‌روی ونس خواهد بود. اگر مذاکرات از سر گرفته شود، چالش اصلی او فقط تدوین متن توافق یا یافتن فرمولی برای آتش‌بس پایدار نیست؛ بلکه باید قالیباف و تیم گسترده مذاکره‌کنندگان ایرانی را قانع کند که رئیسش، یعنی دونالد ترامپ، مردی قابل اعتماد است. این مأموریت آسان نخواهد بود.

منبع: فرارو
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار