تاریخ انتشار: ۰۹:۴۴ - ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵
آخرین وضعیت کشور‌های مختلف درپی کاهش انرژی

برندگان و بازندگان شوک انرژی در جهان / آمریکا نفت می‌فروشد، چین آینده را!

برای بسیاری از کشور‌های جنوب جهانی، مهم‌ترین درس این جنگ همین بوده است: بدون توان تولید انرژی در داخل، استقلال ژئوپلیتیک واقعی وجود ندارد.

برندگان و بازندگان شوک انرژی در جهان

اقتصاد۲۴- برای خاورمیانه، جنگ در ایران نه فقط یک بحران منطقه‌ای، بله درسی سخت از واقعیت‌های جهان کنونی بود. اینکه چگونه شکاف‌ها، رقابت‌ها و دشمنی‌های منطقه‌ای می‌تواند به جنگی بی‌رحمانه تبدیل شود. اما برای بخش بزرگی از جهان، این جنگ پیامی دیگر هم داشت: «هشداری بزرگ درباره خطرات سیاسی بالای وابستگی به انرژی وارداتی.»

اوضاع کنونی کشور‌های مختلف درپی کاهش انرژی

بنجامین اچ. بردلو در فارن افرز نوشت: از اوایل مارس که تنگه هرمز عملا بسته شد و حدود یک‌پنجم نفت و گاز مایع جهان از جریان افتاد، دولت‌ها در سراسر دنیا با شوک شدید انرژی مواجه شدند. قیمت نفت و گاز جهش کرد، تورم بالا رفت و بسیاری از کشور‌ها فهمیدند که امنیت انرژی تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیما با استقلال سیاسی و توان تصمیم‌گیری دولت‌ها مرتبط است.

فیلیپین نخستین کشوری بود که در ۲۴ مارس، وضعیت اضطراری ملی انرژی اعلام کرد. زامبیا نیز برای جلوگیری از انفجار قیمت سوخت، مالیات انرژی را برای سه ماه تعلیق کرد؛ اقدامی که حدود ۱۰۰ میلیون دلار هزینه روی دست دولتِ از قبل بدهکار این کشور گذاشت. اسلوونی سهمیه‌بندی سوخت را آغاز کرد و کشور‌های دیگری نیز اقدامات مشابهی انجام دادند. برخی دولت‌ها حتی مستقیم با تهران وارد مذاکره شدند تا نفتکش‌هایشان بتوانند با امنیت از هرمز عبور کنند.

انرژی به مثابه ابزاری برای کنترل سیاسی

این آشوب باعث یک بیداری سیاسی شد. کشور‌هایی که به واردات سوخت‌های فسیلی وابسته‌اند، ناگهان فهمیدند دولت‌های خارجی می‌توانند به‌سادگی آنها را از یک نیاز حیاتی محروم کنند و در نتیجه بخشی از حاکمیت شان را تحت فشار قرار دهند.

این کشور‌ها در واکنش به جنگ ایران، فلج شدند. همه می‌خواستند بحران پایان یابد، اما نه می‌توانستند فشار جدی بر تهران وارد کنند، چون ایران کنترل تنگه را در اختیار داشت، و نه قادر بودند بیش از انتقاد‌های ملایم، علیه واشنگتن موضع بگیرند؛ آمریکایی که اکنون تلاش بر محاصره این آبراه دارد.

در مقابل، کشور‌هایی که صنایع انرژی داخلی قدرتمندتری داشتند، بسیار راحت‌تر موضع‌گیری کردند. آنها توانستند آزادانه درباره حملات حرف بزنند و حتی طرف‌های درگیر را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار بگذارند.

جهان اکنون به این نتیجه رسیده است که استقلال انرژی، نوعی استقلال سیاسی است؛ و ساختار انرژی هر کشور تعیین می‌کند که آن دولت در بحران‌های ژئوپلیتیکی چه میزان آزادی عمل خواهد داشت.

جنوب شرق آسیا؛ منطقه‌ای که بیشترین ضربه را خورد

برای درک تأثیر بحران انرژی بر رفتار دولت‌ها، کافی است به جنوب شرق آسیا نگاه کنیم؛ منطقه‌ای که بیش از هر جای دیگری به نفت و گازی وابسته است که از تنگه هرمز عبور می‌کند. بیش از نیمی از نفت مصرفی این منطقه از خلیج فارس می‌آید و به همین دلیل، بسته شدن هرمز بیشترین آسیب را به آن وارد کرد.

در لائوس، صد‌ها پمپ‌بنزین تعطیل شدند و دولت برای جلوگیری از قطع برق گسترده، هفته تحصیلی مدارس را به چهار روز کاهش داد. در ویتنام، قیمت گازوئیل ۴۰ درصد افزایش یافت. در اندونزی، کسری بودجه به‌شدت بالا رفت و ارزش پول ملی سقوط کرد.


بیشتر بخوانید:قیمت نفت ایران ۱۰۳ دلاری شد / تولید نفت اوپک در کف ۲۶ ساله


نتیجه این شد که دولت‌های منطقه تقریبا در برابر جنگ سکوت اختیار کردند؛ چرا که نمی‌خواستند تهران یا واشنگتن را خشمگین کنند و دسترسی محدود خود به نفت وارداتی را به خطر بیندازند.

در این میان، اندونزی مستقیما برای دریافت مجوز عبور نفتکش‌هایی که به بنادر خلیج فارس می‌روند، با ایران وارد مذاکره شد.

از ادعای رهبری جهانی جنوب تا سکوت اجباری در برابر واشنگتن

کشور‌های دیگر آسیایی نیز گرفتار این بحران شدند. هند که خود را رهبر جهانی جنوب معرفی می‌کند، طی ماه‌های اخیر بار‌ها از سیاست‌های تجاری آمریکا و تعرفه‌های سنگین واشنگتن انتقاد کرده بود؛ این درحالی است که دو سوم واردات نفت هند از تنگه هرمز عبور می‌کند و همین مسئله این کشور را وارد بحرانی انرژی کرده که برای مدیریت آن به کمک آمریکا نیاز دارد.

به همین دلیل، دهلی‌نو حتی وقتی آمریکا یک ناو ایرانی را در اقیانوس هند غرق کرد، ناوی که به دعوت خود هند برای رزمایش دریایی به منطقه آمده بود، واکنش تندی نشان نداد.

این سیاست‌های محتاطانه فعلا جواب داده است. پس از بسته شدن هرمز، آمریکا بخشی از تحریم‌های تجارت نفت روسیه را کاهش داد و نخستین معافیت‌ها را به هند اعطا کرد. واشنگتن همچنین به هند اجازه داد تا در مارس و آوریل نفت ایران را خریداری کند. البته مقامات هند احتمالاً ترجیح می‌دادند تا آزادانه حرف خود را بزنند و مانند قدرتی جهانی رفتار کنند، نه مانند کشوری که به‌دلیل نیاز انرژی مجبور به احتیاط سیاسی است.

پاکستان چطور از آزمون انرژی پیروز بیرون آمد؟

در آن سوی معادله پاکستان قرار دارد؛ کشوری که وابستگی کمتری به واردات سوخت فسیلی پیدا کرده است که دلیل اصلی آن، رشد انفجاری انرژی‌های تجدیدپذیر در آن است.

سهم انرژی خورشیدی در تولید برق پاکستان از کمتر از سه درصد در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۳۲ درصد در پایان ۲۰۲۵ رسید که یکی از سریع‌ترین گذار‌های انرژی در جهان است.

البته بخشی از این جهش ناشی از تغییرات بازار بود؛ کاهش شدید قیمت پنل‌های خورشیدی چینی و افزایش هزینه برق شبکه باعث شد تا خانواده‌ها و کسب‌وکار‌ها با سرعتی بی‌سابقه به نصب پنل‌های خورشیدی روی بیاورند.

برآورد‌ها نشان می‌دهد این تحول از سال ۲۰۲۰ تاکنون بیش از ۱۲ میلیارد دلار صرفه‌جویی در واردات نفت و گاز برای پاکستان ایجاد کرده و فقط در سال ۲۰۲۶ حدود ۶.۳ میلیارد دلار دیگر صرفه‌جویی خواهد داشت.

اسلام‌آباد اکنون از همین استقلال نسبی انرژی برای ایفای نقش دیپلماتیک استفاده می‌کند. این کشور اخیرا میزبان مذاکرات میان مقام‌های ایرانی و آمریکایی شده و دو طرف را به سمت توافق دائمی تشویق کرده‌اند. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و ژنرال عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش، حتی در آتش‌بس ۸ آوریل میان تهران و واشنگتن نقش میانجی را ایفا کردند.

پاکستان همیشه به‌دلیل روابط تاریخی با ایران و آمریکا گزینه مناسبی برای میانجیگری بود؛ اما بدون استقلال نسبی انرژی نمی‌توانست چنین نقش مستقلی ایفا کند.

شهباز شریف اکنون به‌تازگی اعلام کرده که می‌خواهد طی دهه آینده، ۹۰ درصد سبد انرژی پاکستان از منابع تجدیدپذیر تأمین شود.

اسپانیا و برزیل؛ نمونه ارتباط استقلال انرژی با استقلال سیاسی

این تفاوت فقط در آسیا دیده نمی‌شود. کشور اسپانیا اکنون بیش از ۵۶ درصد برق خود را از انرژی‌های تجدیدپذیر، عمدتاً باد و خورشید، تأمین می‌کند. به همین دلیل دولت نه‌تنها کمترین هزینه ناشی از انرژی را در اروپا متحمل شده است، بلکه دولت مادرید حتی حاضر نشده پایگاه‌های نظامی خود را برای عملیات آمریکا علیه ایران در اختیار واشنگتن قرار دهد؛ موضعی که برای بسیاری از اعضای ناتو قابل تصور نیست.

برزیل نیز تقریبا تمام شبکه برق خود را بر پایه انرژی آبی، بادی و خورشیدی اداره می‌کند و بخش مهمی از سوخت حمل‌ونقل خود را از اتانول نیشکر داخلی تأمین می‌کند. به‌محض آغاز حملات، لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور برزیل، حملات را محکوم کرد.

البته این مواضع معمولا ایدئولوژیک توصیف می‌شوند؛ مثلا پدرو سانچز در اسپانیا رهبر ائتلافی چپ‌گراست و لولا نیز سیاستمداری مترقی محسوب می‌شود، اما هر دو کشور برای چنین مواضعی به فضای مانور اقتصادی نیاز داشتند؛ فضایی که امنیت انرژی برایشان فراهم کرده است.

برای درک بهتر موضوع کافی است تا آنها را با آفریقای جنوبی مقایسه کنیم. این کشور نیز توسط حزبی چپ‌گرا اداره می‌شود، روابط خوبی با ایران دارد و همواره تلاش کرده تا رهبر جهان غیرغربی باشد، اما، چون عمده واردات سوخت دیزل و بنزین آن از هرمز عبور می‌کند، دولت برای جلوگیری از بحران داخلی، مجبور به کاهش مالیات سوخت شد.

به همین دلیل، آفریقای جنوبی در انتقاد از آمریکا و اسرائیل بسیار محتاطانه عمل کرد و حتی یک وزیر دوران آپارتاید را به‌عنوان سفیر جدید در واشنگتن منصوب کرده تا روابطش با دولت ترامپ را آرام نگه دارد.

پیامد‌های شوک نفتی در تاریخ معاصر

در گذشته نیز شوک‌های نفتی باعث تغییر ساختار انرژی کشور‌ها شده‌اند. بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ یکی از دلایلی است که برزیل امروز تا این اندازه مستقل شده است.

در آن زمان، اقتصاد برزیل به‌شدت از بازار جهانی نفت آسیب دید و رهبران کشور تصمیم گرفتند تا دیگر هرگز در برابر بحران‌های خارجی غافلگیر نشوند. آنها پنج سد بزرگ برق‌آبی ساختند و برنامه‌ای صنعتی برای توسعه سوخت اتانول نیشکر راه‌اندازی کردند.

امروز بیش از ۸۰ درصد خودرو‌های برزیل می‌توانند هم با بنزین و هم با اتانول حرکت کنند و ۹۰ درصد شبکه برق این کشور بر پایه انرژی پاک است.

کشور‌ها به سمت انرژی پاک می‌روند

بحران کنونی در تنگه هرمز، احتمالا منجر به آغاز موج جدیدی از تلاش کشور‌ها برای استقلال انرژی خواهد کرد.

در این میان، برخی کشور‌ها بیشتر به سمت سوخت‌های فسیلی خواهند رفت، مثلا فیلیپین تولید برق زغال‌سنگی را افزایش داده و استفاده از سوخت‌های آلاینده‌تر را مجاز کرده است. تایلند نیز برای جبران کمبود LNG به زغال‌سنگ روی آورده و اندونزی تولید زغال‌سنگ را بالا برده است.

از سویی، سرمایه‌گذاری روی انرژی‌های تجدیدپذیر نیز به‌شدت افزایش یافته است.

ویتنام طی شش سال گذشته بیش از ۸۰ پروژه بزرگ انرژی پاک، از باد فراساحلی تا برق‌آبی را تصویب کرده و به‌سرعت زیرساخت خودرو‌های برقی را توسعه می‌دهد. تایلند هم علاوه بر استفاده از زغال‌سنگ، برنامه خورشیدی خانگی خود را احیا کرده است.

رئیس‌جمهور اندونزی، پرابوو سوبیانتو، نیز اعلام کرده که قصد دارد تا طی سه سال آینده ۱۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید خورشیدی ایجاد کند. او بحران در ایران را هشداری خشن توصیف کرده که گذار به انرژی پاک را سرعت خواهد بخشید.

پرابوو همچنین وعده داده یارانه عظیم سوخت فسیلی را طی سه سال حذف کند و در نهایت همه خودرو‌های کشور را برقی سازد.

چین؛ برنده نهایی عصر جدید انرژی

بخش عمده این سرمایه‌گذاری‌ها در نهایت به سمت چین خواهد رفت.

پکن دهه‌هاست که تریلیون‌ها دلار برای تولید فناوری‌های انرژی پاک و برق‌رسانی سرمایه‌گذاری کرده و اکنون بازیگر مسلط در این حوزه است. پکن بزرگ‌ترین تولیدکننده پنل خورشیدی جهان است. شرکت CATL بزرگ‌ترین سازنده باتری دنیاست و BYD پرفروش‌ترین شرکت خودرو‌های برقی جهان محسوب می‌شود.


بیشتر بخوانید:قیمت نفت در بازار جهانی افزایش یافت


بر اساس داده‌های دو سال اخیر، به نظر می‌رسد چین حتی به نقطه اوج انتشار کربن خود رسیده است، به همین دلیل، پکن بهتر از تمامی کشور‌های واردکننده نفت برای بحران کنونی آماده بود و اکنون نیز بیشترین سود را از آن می‌برد.

از زمان آغاز جنگ، ارزش سه غول انرژی پاک چین ــ بیش از ۷۰ میلیارد دلار افزایش یافته؛ رشدی که از افزایش ارزش شرکت‌های بزرگ نفتی هم بیشتر بوده است.

جنگ ایران در حال سرعت بخشیدن به فاصله گرفتن سیاسی آسیا از واشنگتن است و بحران انرژی، موتور اصلی این تغییر محسوب می‌شود.

آمریکا نفت می‌فروشد و چین آینده را

آمریکا امیدوار است تا از بحران هرمز برای فروش بیشتر نفت و گاز خود استفاده کند.

دولت ترامپ در یک سال گذشته صادرات نفت را محدود به میزان مشخصی نکرده است. همچنین واشنگتن بخشی از تحریم‌های نفت روسیه را کاهش داده و حتی نهاد‌های مالی آمریکایی را به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نفت و گاز در کشور‌های در حال توسعه سوق داده است.

ترامپ همچنین از متحدان اروپایی خواسته در ازای دریافت تضمین‌های امنیتی، قرارداد‌های بلندمدت LNG را با آمریکا امضا کنند.

با این‌حال، واقعیت تلخ برای آمریکا این است که جنگ با ایران، پیشنهاد‌های واشنگتن را نسبت به آنچه چین عرضه می‌کند، بسیار کم‌جاذبه‌تر کرده است. در حقیقت، کشور‌ها ممکن است نسبت به وابستگی به فناوری چینی نگرانی داشته باشند، اما همچنان یک تفاوت بزرگ وجود دارد: منابع انرژی تجدیدپذیر را نمی‌توان مانند نفت و گاز در یک گلوگاه ژئوپلیتیکی محاصره کرد.

جهان چه درسی گرفت؟

امروزه تمامی جهانیان به خوبی دریافته‌اند که وابستگی به گلوگاه‌های نفتی، به معنای سهمیه‌بندی سوخت، کاهش روز‌های اداری، کسری بودجه، تعطیلی صنایع و فلج شدن سیاست خارجی است.

کشور‌ها همچنین می‌دانند که حتی پس از پایان بحران، بازگشت بازار انرژی به حالت عادی ممکن است سال‌ها طول بکشد. قطر اعلام کرده بازگشت تأسیسات LNG رأس لفان به ظرفیت کامل، سال‌ها زمان خواهد برد و در این فاصله، قرارداد‌های بلندمدت صادرات گاز به بلژیک، چین، ایتالیا و کره جنوبی را تعلیق کرده است. به همین دلیل، جذابیت استقلال انرژی که هیچ کشوری نتواند به آن آسیب برند، بیش از هر زمان دیگری واقعی و ملموس شده است.

البته انرژی تنها عامل تعیین‌کننده سیاست خارجی نیست. ایدئولوژی، اتحاد‌های نظامی، سیاست داخلی و روابط تاریخی هم اهمیت دارند. اما همه این عوامل در چارچوب محدودیت‌هایی عمل می‌کنند که سیستم انرژی ایجاد می‌کند. برای بسیاری از کشور‌های جنوب جهانی، مهم‌ترین درس این جنگ همین بوده است: بدون توان تولید انرژی در داخل، استقلال ژئوپلیتیک واقعی وجود ندارد.

منبع: اقتصاد نیوز
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار