تاریخ انتشار: ۱۰:۱۶ - ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵

صلح پشت دیوار چین / واکاوی دیدار حساس ترامپ و شی جین‌پینگ بر آینده جنگ ایران

محمد کشاورززاده، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در چین می گوید: ترامپ سعی دارد از ظرفیت چینی‌ها برای برون‌رفت از بحران جنگ استفاده کند

ترامپ و شی جین‌پینگ

اقتصاد۲۴- در آستانه سفر رسمی دونالد ترامپ به چین، نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری به پکن دوخته شده است. سفری که به باور بسیاری می‌تواند فراتر از روابط دوجانبه آمریکا و چین، بر سرنوشت جنگ و تنش‌های جاری پیرامون ایران نیز اثرگذار باشد؛ به‌ویژه آنکه شامگاه یکشنبه، رئیس‌جمهور آمریکا با پاسخ تهران به بسته پیشنهادی واشینگتن موافقت نکرد؛ مسئله‌ای که بر پیچیدگی شرایط افزوده است.

از این‌رو، نتایج گفت‌وگوی ترامپ و شی جین‌پینگ می‌تواند تا حد زیادی ابهام‌های موجود درباره آینده تنش‌ها یا مسیر مذاکرات را روشن‌تر کند. هم‌زمان با اعلام رسمی سفر ترامپ به چین در فاصله ۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت، مقامات چینی تأکید کرده‌اند که شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین و همتای آمریکایی‌اش درباره «صلح و توسعه جهانی» و نیز اختلافات موجود میان دو کشور گفت‌و‌گو خواهند کرد؛ موضوعی که در شرایط فعلی منطقه، پرونده ایران را به یکی از محور‌های احتمالی رایزنی‌ها بدل کرده است. در همین چارچوب، سفر ۱۶ اردیبهشت عباس عراقچی به پکن و دیدار او با وانگ یی، وزیر خارجه چین نیز از سوی ناظران سیاسی به‌عنوان تلاشی برای تثبیت مواضع مشترک تهران و پکن پیش از دیدار شی و ترامپ ارزیابی می‌شود. عبدالرضا رحمانی‌فضلی، سفیر ایران در چین، در نشست خبری ۱۸ اردیبهشت سفارت ایران در پکن اعلام کرد تهران و پکن توافق کرده‌اند روی طرح چهار‌ماده‌ای شی جین‌پینگ برای تقویت صلح و ثبات در خلیج فارس و خاورمیانه کار کنند؛ طرحی که بر همکاری منطقه‌ای، احترام به حاکمیت ملی کشورها، توسعه و امنیت جمعی تأکید دارد.

رحمانی‌فضلی همچنین با رد گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال فشار واشینگتن بر پکن برای تغییر موضعش در قبال ایران، تصریح کرد که روابط تهران و پکن بر پایه اعتماد متقابل و مقابله با یک‌جانبه‌گرایی شکل گرفته و چین تحت فشار آمریکا، رویکرد خود را تغییر نخواهد داد. این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که چین در روز‌های اخیر بار دیگر بر تعمیق همکاری‌های راهبردی با روسیه نیز تأکید کرده و از تلاش برای شکل‌دهی به نظامی «عادلانه‌تر» در حکمرانی جهانی سخن گفته است. هم‌زمان، مقام‌های چینی اعلام کرده‌اند پکن آماده گسترش همکاری با آمریکا و مدیریت اختلاف‌ها برای ایجاد ثبات بیشتر در جهان است؛ موضعی که نشان می‌دهد چین می‌کوشد در بحبوحه تنش‌های خاورمیانه، هم نقش میانجی و بازیگر مسئول بین‌المللی را ایفا کند و هم موازنه خود با واشینگتن را حفظ کند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند دیدار پیش‌روی ترامپ و شی جین‌پینگ می‌تواند بر روند جنگ، آینده آتش‌بس شکننده و حتی مسیر مذاکرات احتمالی میان تهران و واشینگتن تأثیر مستقیم بگذارد. برای واکاوی دقیق‌تر ابعاد سفر پیش‌روی دونالد ترامپ به چین، دیدار او با شی جین‌پینگ و تأثیر احتمالی این رایزنی‌ها بر آینده جنگ و مسیر مذاکرات ایران، با محمد کشاورززاده، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در چین، به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم که در ادامه، مشروح آن را می‌خوانید.

‌جناب کشاورززاده، بسیاری معتقدند معادلات جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ایران و به‌ویژه آینده مذاکرات یا احتمال آغاز تنش‌ها، آن‌هم پس از پاسخ تهران به بسته واشینگتن، تا حدود زیادی مرتبط با سفر پیش‌روی دونالد ترامپ به چین و دیدار او با شی جین‌پینگ است. آیا واقعا درباره این سفر و این دیدار اغراق می‌کنند یا خیر؟ آیا این سفر و این دیدار تا این اندازه مهم است که بر مسئله جنگی ایران تأثیر بگذارد؟

برای پاسخ باید موضوع را درست دید. در واقع این سفر، هم به لحاظ منطقه‌ای و هم به لحاظ جهانی بسیار مهم است؛ زیرا چین دومین قدرت اقتصادی جهان است و از سوی دیگر، ایالات متحده موضوعات مهمی در این سفر با طرف چینی مطرح خواهد کرد.


بیشتر بخوانید:ادعای جدید ترامپ درباره تنگه هرمز


‌مسائل دو‌جانبه بیشتر مطرح است تا ایران؟

طبیعتا مسائل دوجانبه اولویت خواهد بود؛ از‌جمله اینکه جنگ تعرفه‌ای که بین آمریکا و چین وجود دارد، مسلما در این سفر نیز برجسته خواهد بود. بااین‌حال، موضوع جنگ رمضان هم مهم است. به هر حال اتفاقاتی که در خلیج فارس رخ داده، در تنگه هرمز افتاده و تأثیر آن بر روند انتقال انرژی در دنیا و تأمین انرژی جهان به‌ویژه برای چین، اهمیتی بسزا دارد. البته می‌دانید که این سفر ترامپ به چین به تعویق افتاد و تعویق‌افتادن این سفر باعث شد دستور کار مذاکرات به کلی تغییر کند. در بخش اول که قرار بود ترامپ به چین سفر کند، هنوز تنش‌های دریایی ایران مطرح نشده بود و آمریکایی‌ها فکر می‌کردند پیروزمندانه با شکست ایران وارد چین خواهند شد و به‌عنوان یک برگ برنده با چینی‌ها وارد مذاکره می‌شوند.

‌یعنی اکنون جنگ با ایران دستور کار دیدار شی و ترامپ را تغییر داده است؟

بله؛ الان دستور کاری به دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ در چین تحمیل شده است؛ یعنی اگر آمریکا و چین الان بنشینند و با هم صحبت کنند، مسلما جنگ خلیج فارس، تنش‌های منطقه‌ای و بحث تنگه هرمز از موضوعات مهم خواهد بود که حتما روی آن حرف خواهند زد.

‌چرا؟

دلیلش این است که بالاخره یک‌پنجم انرژی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و بخش عظیمی از آن تأثیراتش بر قیمت نفت خواهد بود. علاوه بر آن، چین رابطه بسیار عمیقی با ایران دارد. چین به‌عنوان شریک تجاری اول ایران و کشوری که با ایران یک قرارداد ۲۵‌ساله دارد، موضوعات مهمی هستند که به نظر من تأثیر خواهد داشت. علاوه بر آن، چین کشوری دست‌دوم یا دست‌سوم نیست؛ یک قدرت اقتصادی جهانی است با عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل و ظرفیت‌های بسیار وسیع. حتما این ملاقات و مذاکراتی که بین ترامپ و شی جین‌پینگ ظرف دو روز در پکن انجام خواهد شد، باید مورد توجه باشد و تأثیرات خود را خواهد داشت.

‌کدام طرف دست بالاتر را در مذاکره دارد؟

آمریکایی‌ها تلاش زیادی داشتند تا از برگ‌های برنده خود در مقابل چینی‌ها استفاده کنند، ولی الان چینی‌ها هستند که دست بالاتر را دارند. فکر می‌کنم گرچه سفر ترامپ به چین با تشریفات کامل خواهد بود، این اخلاق و روش چینی‌هاست که میهمانان خود را در بالاترین سطح پذیرایی کنند و استقبال و بدرقه بسیار باشکوهی خواهند داشت، ولی نتایج آن برای آمریکایی‌ها جالب نخواهد بود و ترامپ وقتی به آمریکا برگردد، مورد حمله رسانه‌های گروهی و تحلیلگران مخالف قرار خواهد گرفت.

‌بسیاری معتقد بودند ترامپ قبل از دیدارش با شی جین‌پینگ باید کارت تهران را در جیب خود داشته باشد، چه با جنگ و چه با مذاکره و در نهایت توافق. تا الان اتفاقی نیفتاده است و همه چیز در تعلیق و آتش‌بس شکننده به سر می‌برد. ترامپ یکشنبه‌شب نیز بسته پیشنهادی ایران را رد کرد. حال در این کمتر از دو روزی که تا دیدار رؤسای جمهور چین و آمریکا مانده و در این چهارشنبه و پنجشنبه، سیر تحولات به سمت توافق می‌رود یا به سمت جنگ؟

تحلیل قدری اغراق‌آمیز است.

‌به چه دلیل؟

چون من فکر نمی‌کنم نظرات ترامپ چندان تعیین‌کننده باشد؛ به‌خصوص در موضوعات جنگ با ایران. به دلیل اینکه ترامپ تا حالا موارد متعددی را گفته و تقریبا هیچ‌کدام هم به نتیجه نرسیده است. اینکه آمریکایی‌ها بخواهند دست به یک اقدام تعیین‌کننده تا قبل از دیدار با شی جین‌پینگ بزنند، به نظر من زیاد زمینه آن برای ایالات متحده فراهم نیست؛ هم به لحاظ نظامی دست و پایشان بسته است وهم از نظر دیپلماتیک. آمریکایی‌ها اگر می‌توانستند تا حالا کاری را علیه ایران انجام می‌دادند؛ یعنی به لحاظ نظامی الان آمریکا نمی‌تواند کار خاصی ظرف مثلا ۴۸ ساعت آینده تا دیدار ترامپ و شی انجام دهد؛ چون الان عملا مذاکرات تجاری آمریکا و چین شروع شده، در کره جنوبی و برخی نهاد‌های آمریکایی مذاکرات را آغاز کرده‌اند؛ بنابراین فکر نمی‌کنم این‌گونه و در این وضعیت، آمریکا دست به اقدامی بزند.

پس راه مذاکره باز می‌شود، آن‌هم با رد پاسخ تهران از سوی ترامپ؟

‌ترامپ در‌واقع سعی خواهد کرد بیشتر از ظرفیت چینی‌ها برای برون‌رفت از این بحران جنگ علیه ایران استفاده کند؛ به دلیل اینکه الان خود آمریکایی‌ها هم می‌دانند و خود ترامپ هم دقیقا می‌دانست که تمام کارت‌هایش را در قبال ایران بازی کرده و کارت دیگری نمانده که بخواهد بازی کند؛ و درست در این وضعیت قرار است که ترامپ به پکن برود. هم‌زمان هیئت کاملا تجاری و اقتصادی، متشکل از شرکت‌های بزرگ آمریکایی و همین‌طور مقاماتی از‌جمله وزیر خزانه‌داری و مقامات اقتصادی آمریکا و همین‌طور مقاماتی مثل آقای مارکو روبیو (وزیر خارجه) که احتمالا زودتر برود، در سفر ترامپ حضور دارند. البته می‌دانید که مارکو روبیو مشکل تحریم چین را دارد؛ مارکو روبیو زمانی که سناتور بود، از سوی چینی‌ها تحریم شد و الان احتمالا چینی‌ها باید یک امتیاز و ارفاقی به آمریکایی‌ها و شخص روبیو بدهند که در این مدتی که به پکن می‌آید، تحریم‌های چین روی او تأثیر نداشته باشد. این باعث خفت و خواری تیم ترامپ و وزیر خارجه آمریکا هم هست که یک کشور و فردی که همه دنیا را تحریم می‌کرد، الان از سوی چین تحریم شده و با برچسب تحریمی وارد چین شود. البته من فکر می‌کنم چینی‌ها با ظرافت این سفر را مدیریت می‌کنند.

‌در گفت‌وگوی پیشین، شما به راهبرد سنتی پکن مبنی بر پرهیز از ورود مستقیم به بحران‌ها، به‌ویژه تنش‌های خلیج فارس، اشاره داشتید. اما اکنون به نظر می‌رسد با توجه به جایگاه فزاینده چین در معادلات جهانی و نیز روابط هم‌زمان و گسترده‌اش با ایران و کشور‌های عربی منطقه، پکن ناگزیر از ایفای نقشی مؤثرتر در تحولات خاورمیانه شده است. از نگاه شما، آیا چین در شرایط کنونی دیگر نمی‌تواند سیاست فاصله‌گذاری از بحران‌های منطقه‌ای را ادامه دهد؟ و اساسا آیا اراده و تمایلی در سطوح عالی حاکمیتی چین برای ورود فعال‌تر به پرونده تنش‌های ایران و آمریکا و مدیریت معادلات خاورمیانه وجود دارد؟

این سیاست دوری چین از بحران، جزء تفکرات کنفوسیوسی است که در راهبرد کلان چین تعریف شده که وارد هیچ درگیری نظامی در خارج از مرزهای‌شان نشوند و هر نوع ورودی به جنگ فقط باید دفاعی باشد؛ یعنی چین وارد هیچ اتحادیه نظامی برای جنگ نشود، بنابراین چین سعی کرده که به نحو‌های مختلف در کاهش تنش در منطقه خلیج فارس اقدام کند. اقداماتی که آقای گانگ انجام داد و طرح صلحی که مطرح کردند، نشان از این است که چینی‌ها خواسته‌اند کاهش تنش را پیش ببرند. قبل‌تر از این هم اقدامات مشابهی کرده‌اند و در‌واقع میانجیگری بین ایران و عربستان انجام دادند و باعث شدند که روابط دو کشور احیا و برقرار شود. حالا من فکر می‌کنم چینی‌ها تلاش خودشان را به‌عنوان تسهیلگر در مذاکرات ایران و آمریکا انجام می‌دهند. اما مناسبات بین پکن و تهران متفاوت است. برای مثال شما می‌دانید روابط ویژه‌ای بین پاکستان و چین وجود دارد و پاکستان تنها کشوری است که چینی‌ها از روابط‌شان با آنها به‌عنوان «اتحاد آهنین» نام می‌برند. چین با هیچ کشوری در دنیا روابط استراتژیک یا راهبردی مثل آنچه بین آمریکا و اسرائیل یا آمریکا و انگلیس هست، ندارد؛ یعنی شبیه چنین روابطی با پاکستان را در چین نمی‌بینید.

‌یعنی اهمیت ایران کمتر از پاکستان است؟

منظورم این نیست، ولی من فکر می‌کنم که الان چینی‌ها با شرایطی که در منطقه خاورمیانه به وجود آمده، این علاقه‌مندی را دارند که به‌عنوان تسهیلگر مذاکرات اقدام کنند و سطح تنش را کاهش دهند. با توجه به شرایط اقتصادی که آمریکا دارد، من فکر می‌کنم پکن بی‌میل نیست که امتیازاتی را به آمریکا در مذاکرات تجاری بدهد تا تنش در غرب آسیا مهار شود. خوب، الان می‌بینید که خرید محصولات کشاورزی از آمریکا و روابط تجاری به نفع چینی‌ها تراز دارد، بنابراین من فکر می‌کنم ترامپ در سفر به چین دنبال این باشد که بتواند وضعیت اقتصادی آمریکا را بهبود ببخشد و به دنبال گرفتن امتیازات اقتصادی از چین باشد و این فرصت خوبی به چین می‌دهد تا درباره ایران فعال‌تر و جدی‌تر نقش‌آفرینی کند.

‌به پاکستان اشاره کردید. خیلی از افراد می‌گویند واقعا پاکستانی‌ها در مدت ۳۴ روزی که به‌عنوان تنها میانجی بین تهران و واشینگتن عمل می‌کردند یا در ریل چین هستند یا در ریل آمریکا یا کشور‌های عربی؛ با توجه به آن رابطه آهنینی که بین اسلام‌آباد و پکن برقرار است، پاکستان در قضیه جنگ ایران در کدام ریل بوده است؟

اینکه پاکستان در مسیر چه کشوری بوده، خوب این را نمی‌شود با قطعیت صحبت کرد. ولی ما با پاکستان روابط بسیار خوب و صمیمی داریم، چون همسایه ما است. ضمنا من فکر می‌کنم که چینی‌ها سعی کرده‌اند از طریق پاکستان نظرات‌شان را درمورد ایجاد کاهش تنش یا ایجاد ترک مخاصمه بین ایران و آمریکا به منصه ظهور برسانند، یعنی بالاخره چینی‌ها در این زمینه تلاش کرده‌اند. پاکستانی‌ها بالاخره مجبور هستند صحبت‌هایی را که کشور‌های مختلف به‌عنوان میانجی دارند، داشته باشند. روابط خوب پاکستان با کشور‌های عربی هم وجود دارد. از مناسبات عمیق آمریکا و پاکستان هم نباید به‌سادگی عبور کرد، بنابراین من فکر نمی‌کنم پاکستانی‌ها از خط انصاف و اعتدال خارج شده باشند و باید از این ظرفیتی که فعلا وجود دارد، به نظر من استفاده کرد.

‌عراقچی، چهارشنبه گذشته در مقطعی راهی پکن شد که بسیاری، این سفر را صرفا یک رایزنی دوجانبه معمول ارزیابی نکردند، بلکه آن را تلاشی برای تنظیم معادلات تهران و پکن پیش از سفر دونالد ترامپ به چین دانستند. به‌ویژه آنکه هم‌زمان، عبدالرضا رحمانی‌فضلی، سفیر ایران در پکن، از موافقت تهران برای همکاری با طرح چهارماده‌ای چین برای آتش‌بس سخن گفت؛ طرحی که می‌تواند نشانه‌ای از تمایل پکن برای ایفای نقش فعال‌تر در مدیریت بحران باشد. با توجه به این تحولات، از نگاه شما آیا جمهوری اسلامی ایران در آستانه سفر ترامپ، در حال نوعی هماهنگی راهبردی با چین است تا از ظرفیت و نفوذ پکن در معادلات تهران-واشینگتن بهره بگیرد؟ و اساسا چین تا چه اندازه آمادگی دارد که در این مقطع حساس، فراتر از یک بازیگر اقتصادی، در قامت یک میانجی یا بازیگر سیاسی مؤثر ظاهر شود؟

سفر آقای دکتر عراقچی گرچه از قبل برنامه‌ریزی شده بود و صرفا مختص سفر ترامپ نبوده، ولی در این زمان انجام شد، بنابراین دستور کار سفر وزیر خارجه ایران به چین موضوع مهمی بود. البته چینی‌ها همیشه قبل از صحبت با آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها، نظرات ایران را می‌پرسیدند. حتی زمانی که من خودم آنجا (در چین) سفیر بودم، مقامات پایین‌تر چینی هم که می‌خواستند با اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها تماس بگیرند و صحبت کنند، قبلش با ما یک صحبتی می‌کردند، ما به آنها راهنمایی می‌دادیم و بعد با آنها صحبت می‌کردند و نتایج را به ما می‌گفتند. این سفر وزیر خارجه هم سفر مهمی بود. آقای دکتر عراقچی در سفر به چین، نظرات ما را راجع به موضوعات مختلف و به‌ویژه جنگ تحمیلی اعلام کردند.

‌کار مشترک ایران با چین بر طرح چهارماده‌ای را چطور می‌بینید؟

بله، طرح چهارماده‌ای چینی‌ها طرح خوبی است، ولی نکاتی دارد که برخی از آنها باید در داخل کشور صحبت شود و مقامات ما راجع به آن نظر بدهند. به نظر من اینکه ما بلافاصله با آن موافق باشیم، یک مقدار جلوتر از موضوع است و این‌طوری نیست. طرح یک مقدار احتیاج به چکش‌کاری دارد.

‌جناب کشاورززاده، یکی از مهم‌ترین ابعاد تحولات اخیر، مسئله همکاری‌های تسلیحاتی و امنیتی ایران و چین است. دونالد ترامپ پیش‌تر در موضع‌گیری صریحی هشدار داده بود هر کشوری که حتی «یک فشنگ» در اختیار ایران قرار دهد، با تعرفه‌های سنگین ۵۰درصدی آمریکا مواجه خواهد شد. او بعدتر نیز به طور مشخص نام چین و شخص شی جین‌پینگ را مطرح کرد و مدعی شد از رئیس‌جمهور چین درباره ارسال‌نکردن تسلیحات به ایران تضمین گرفته، اما به ادعای او، پکن به این تعهد پایبند نمانده است. از سوی دیگر، شما در گفت‌و‌گو‌های قبلی با همین روزنامه «شرق» بعد از جنگ ۱۲‌روزه تأکید داشتید که مناسبات تسلیحاتی ایران نیازمند بازسازی است. حال با توجه به فضای پرتنش کنونی و فشار‌های مستقیم واشینگتن بر پکن، ارزیابی شما چیست؟ آیا اساسا چین حاضر است هزینه ورود جدی‌تر به همکاری‌های تسلیحاتی با ایران را بپردازد یا همچنان ملاحظات اقتصادی و تقابل راهبردی‌اش با آمریکا، مانع از چنین سطحی از همراهی خواهد شد؟

اولا چینی‌ها اعلام کردند که بعد از آتش‌بس، ما هیچ تسلیحاتی به ایران نداده‌ایم. این نظر رسمی دولت چین است. ولی اینکه شرکت‌های چینی با ایران کار کنند، خوب، آن یک بحث دیگر است که من از جزئیاتش خبر ندارم. ممکن است به صورت محرمانه این کار‌ها انجام شده باشد. ولی من می‌خواهم این نکته را خدمت‌تان عرض کنم که با وجود تهدید آمریکایی‌ها به تحریم چین، چینی‌ها این تهدید‌ها را نپذیرفتند. حتی درمورد پالایشگاه‌های‌شان هم گفتند که ما به‌هیچ‌عنوان این تحریم‌های آمریکا را اعمال نمی‌کنیم؛ چون چینی‌ها اصلا تحریم‌های ثانویه را قبول ندارند و آن را دخالت در امور داخلی خودشان می‌دانند. به نظر من این صحبت‌هایی که ترامپ مطرح کرده، یک مقدار بیشتر حرافی بوده تا اینکه به یک نتیجه قابل حصولی برسند.

‌چرا؟

دلیلش این است که چین به لحاظ اقتصادی کشور قدرتمندی است. آمریکا اگر بخواهد چین را تحریم کند، خودش متضرر می‌شود. چین چیزی حدود ۱۵ تا ۱۶ تریلیون دلار روابط تجاری خارجی با دنیا دارد و آمریکا چیزی در حدود ۵۰۰، ۶۰۰ میلیارد دلار مناسبات با چین دارد. حالا شما حساب کنید کشوری با این قدرت اقتصادی می‌تواند معادلات خاص خود را داشته باشد و درواقع الان محاسبات آمریکا به هم ریخته است.

‌الان توییت‌هایی که ترامپ می‌زند یا حرف‌هایی که زده و با سیاست‌هایی که در پیش گرفته، حتی با متحدان نزدیک خود آمریکا هم به بن‌بست رسیده و دچار مشکل است و در واقع نتوانسته اجماعی را در قبال جنگ با ایران کسب کند و وزنش را بالاتر از چین ببرد. حتی جمهوری‌خواهان و ترامپ با وجود اینکه اکثریت را در کنگره و سنا دارند، هنوز نتوانسته‌اند اجماع را در آمریکا ایجاد کنند. به نظرم روزبه‌روز کشور‌های دیگر جهان، حتی نزدیک‌ترین متحدانش، دارند این اعتماد به نفس را بعد از جنگ ایران و آمریکا به دست می‌آورند که در مقابل زورگویی ترامپ بایستند و ایران در واقع یک الگویی شده برای مقابله با زورگویی آمریکا.

‌یک سؤال راهبردی از این بابت که خیلی‌ها باور دارند ۲۰۲۶، سال تعیین تکلیف پرونده‌هایی مثل کوبا، ونزوئلا و ایران است. چون ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ به عنوان دو سال پایان ریاست‌جمهوری ترامپ، سال‌های تعیین تکلیف کلان‌تنش آمریکا و چین خواهد بود. ازاین‌رو اگر چینی‌ها در موضوع جنگ ایران بتوانند برگ برنده‌ای به دست بیاورند یا بتوانند آمریکا را تضعیف کنند، این پروژه علیه چین شکست می‌خورد. ولی اگر آمریکا بتواند از موضع برتر پرونده ایران را جمع کند، پکن مجبور است در مرز‌های خودش و مشخصا تایوان با آمریکا مقابله کند. آیا واقعا این تحلیل درست است؟

نه، فکر می‌کنم این یک‌خرده بزرگ‌نمایی باشد. ببینید، موضوع جنگ ایران و آمریکا موضوع مهمی است، ولی اهمیتش به اندازه موضوع تایوان نیست. موضوع تایوان جزء خطوط قرمز چینی‌هاست. آمریکایی‌ها الان دشمن اصلی خود را چین می‌دانند. پس به هیچ عنوان آمریکایی‌ها حاضر نیستند در مقابل چینی‌ها در موضوعات اساسی کوتاه بیایند، حتی در مورد دریای جنوبی چین یا در بحث‌های تعرفه‌ای و.... شما مطمئن باشید ترامپ وقتی از سفر چین برگردد به آمریکا، مورد هجوم سنگین مخالفان خودش قرار خواهد گرفت. در همین تیمی هم که الان با ترامپ به پکن می‌رود، افرادی هستند که مخالف سرسخت چین هستند؛ نمونه بارز خودش همین آقای مارکو روبیو است. این اصلا دشمن اصلی چین است و یکی از افتخاراتش این بود که مخالف چین بوده و به خاطر همین هم چینی‌ها او را تحریم کردند. این‌جوری نیست که مشکل آمریکا و چین به این راحتی حل شود.


بیشتر بخوانید:ادعای الجزیره درباره توافق ایران و آمریکا / توافق قطعی می‌شود؟


مشکل، مشکل بنیادی است؛ بنابراین ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ به عنوان دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ، سال‌های تعیین تکلیف کلان‌تنش آمریکا و چین نخواهند بود، چون چین یک قدرت اقتصادی است و روزبه‌روز قدرتش گسترش پیدا می‌کند و پایه‌های اصلی قدرت آمریکا را به چالش می‌کشد، البته نه به‌لحاظ نظامی، بلکه اقتصادی. شما الان نگاه کنید وضعیت رشد اقتصادی چین بالای چهار درصد است، حجم تجارت خارجی‌اش را ببینید، حجم اقتصادش را ببینید که بالای ۲۰ تریلیون دلار است. اینها همگی باعث تضعیف دلار می‌شود و روی‌آوردن کشور‌ها به یوان برای تجارت. حتی کشور‌های اروپایی هم کم‌کم دارند به سمت چین کشیده می‌شوند. اسپانیا را ببینید، بعد انگلیس، ایتالیا، فرانسه و...؛ اینها متحدان اصلی آمریکا بودند. این شرایط، شرایطی نیست که آمریکایی‌ها به‌راحتی بتوانند چین را مهار کنند. خیلی تلاش دارند به لحاظ نظامی اقداماتی انجام دهند و تحریم‌هایی علیه چین اعمال کنند که البته تحریم علیه چین دیگر مؤثر نیست. کاری که چینی‌ها می‌کنند این است که تحریم‌های آمریکا را بی‌اثر کنند. به محض اینکه ترامپ اعلام کرد فلان کشور را تحریم می‌کنم، چینی‌ها اقدامات متقابل انجام دادند؛ مثلا ورود برخی جنگ در مواد کمیاب که این خودش مشکلات زیادی برای آمریکا ایجاد کرد. شاید اغراق‌آمیز نباشد اگر بگویم الان آمریکا بیشتر به چین نیاز دارد تا چین به آمریکا. چین به دلیل اینکه قدرت رو به رشدی دارد، وارد بحران‌های بین‌المللی نشده و جنگ‌های ناخواسته ایجاد نکرده است. الان ببینید آمریکا با جا‌های مختلف دنیا درگیر است و همین سیاست‌هایی که آمریکا دارد باعث شده روزبه‌روز آمریکا منزوی‌تر شود. یک زمانی در سازمان‌های بین‌المللی، آمریکا قدرت تام بود و همه کشور‌ها پشت سرش بودند، ولی الان برای یک موضوع مانند ایران نمی‌تواند کشور‌های همسو را بسیج کند.

‌بسیاری بر این باورند که سیاست فعلی ایران در این تنگه، به‌طور مستقیم در تعارض با اهداف و منافع چین قرار می‌گیرد؛ کشوری که بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و بیشترین وابستگی را به این گذرگاه راهبردی دارد. از سوی دیگر، روابط گسترده چین با کشور‌های عربی منطقه و همچنین مناسبات رو به توسعه آن با تهران نیز مطرح است. در چنین شرایطی، آیا می‌توان گفت چین در تنگه هرمز با نوعی تعارض منافع و چندگانگی روبه‌رو شده است؟

ببینید، همان‌طورکه در سفر آقای دکتر عراقچی به چین، وانگ یی، وزیر خارجه اعلام کرد، مشکل به‌وجودآمده در تنگه هرمز را ناشی از تهاجم غیرقانونی آمریکا و اسرائیل دانستند؛ یعنی از نگاه چین، چنین وضعیتی نتیجه این اقدامات است. به هیچ عنوان مسئله این نیست که ایران اقدامی کرده باشد؛ بلکه کشور ما مورد تجاوز قرار گرفته و عملا با نوعی محاصره دریایی مواجه شده است. پیش از این نیز تنگه هرمز محل عبور و مرور طبیعی و بدون مانع همه کشور‌ها بوده است. چین معتقد است این وضعیت باید به‌صورت ریشه‌ای حل‌وفصل شود. همان‌طورکه می‌دانید، در شرایطی که خطراتی متوجه ایران است، چینی‌ها اصل ماجرا را درک می‌کنند و می‌پذیرند که چه رخ داده است. البته طرح‌های متعددی نیز مطرح است؛ از جمله اینکه ما با چین به عنوان کشوری که روابط بسیار خوبی با آن داریم، می‌توانیم مجموعه‌ای از ابتکارات مشترک ارائه دهیم. طرحی که بنده نیز مطرح کرده‌ام تحت عنوان «کریدور سبز»، می‌تواند میان ایران و چین شکل بگیرد؛ به این معنا که تنگه هرمز برای کشتی‌های چینی، ایرانی و سایر کشتی‌های غیرمتخاصم، با نظارت مشترک ایران و چین، باز و مدیریت‌شده باشد. البته این طرح نیازمند کار کارشناسی بیشتری است، اما در آینده می‌تواند به یک الگوی عملی تبدیل شود.

ببینید، آن نظم امنیتی که آمریکایی‌ها در منطقه دنبال می‌کنند عملا با شکست مواجه شده و جایگزین آن ناگزیر باید یک نظم امنیتی جدید باشد. ما هیچ مخالفتی با ورود چین به این معادله نداریم و چینی‌ها نیز برای ایجاد ثبات و آرامش در منطقه، آمادگی همکاری دارند. طرح مذکور را شخصا نیز به برخی مقامات ارائه کرده‌ام؛ بر این اساس می‌توان یک «کریدور سبز» یا «مسیر سبز» ایجاد کرد که کشتی‌ها با علامت‌گذاری مشخص و در چارچوبی امن تردد کنند؛ در ابتدا عمدتا کشتی‌های چینی و ایرانی و سپس سایر کشورها. این سازوکار حتی می‌تواند در چارچوب شورای امنیت نیز قابل تعریف باشد و مانعی برای سایر کشور‌ها ایجاد نکند. بدیهی است هر کشوری که رویکرد خصمانه داشته و علیه ایران اقدام کند، در وضعیت متفاوت و شرایط جنگی قرار می‌گیرد. در هر صورت، امروز مدیریت تنگه هرمز برای ایران یک ضرورت است، زیرا کشور ما در معرض فشار و تهدید قرار گرفته است.

‌در ادامه همین تحلیل، برخی معتقدند اقدام اخیر چین و روسیه در وتوی قطع‌نامه مربوط به بحرین، رخدادی کم‌سابقه بوده است. حتی پیش‌تر نیز چین با نسخه‌های رادیکال‌تر این قطع‌نامه که ذیل فصل هفتم و ماده ۴۲ و شامل منطقه پرواز ممنوع و مجوز استفاده از زور بود، مخالفت کرده بود و حتی پس از تعدیل آن نیز بار دیگر آن را وتو کرد. پرسش این است که چه عواملی موجب شد چین در برابر قطع‌نامه‌ای مرتبط با یک کشور عربی چنین موضعی اتخاذ کند؟ الان با قطع‌نامه پیشنهادی آمریکا هم همین برخورد را دارند؟

چین اساسا علاقه‌مند به تشدید تنش در منطقه نیست و ریشه‌های این بحران را به‌خوبی درک می‌کند. از نگاه پکن، هرچه فشار بر ایران افزایش یابد، این وضعیت می‌تواند به واکنش‌های متقابل و تشدید بحران منجر شود. طبیعی است که کشوری که مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفته، در صورت افزایش فشار، اقدامات بیشتری انجام خواهد داد و چینی‌ها نیز خواهان چنین روندی نیستند. به نظر می‌رسد درباره قطع‌نامه‌ای که از سوی اروپایی‌ها مطرح شده و حتی به فصل هفتم نیز اشاره دارد، باید منتظر روند‌های بعدی بود. البته نمی‌توان پیش‌بینی قطعی داشت که چین و روسیه در مراحل بعدی نیز مانند قطع‌نامه بحرین با قطع‌نامه آمریکا برخورد کنند و آن را وتو خواهند کرد یا خیر، اما ارزیابی اولیه چین این است که نباید فشار بیشتری بر ایران وارد شود و مسیر حل‌وفصل موضوع از طریق مذاکره و دیپلماسی دنبال شود؛ و از این منظر، ریاست دوره‌ای چین بر شورای امنیت در ماه می‌نیز می‌تواند یک فرصت تلقی شود؟

بله، دقیقا. در حال حاضر، نماینده چین در سازمان ملل، آقای فو تسونگ، فردی است که سابقه مدیریت در حوزه بین‌الملل چین را داشته و زمانی که بنده در پکن حضور داشتم نیز ایشان از چهره‌های توانمند و آشنا به منطقه بودند. او به‌خوبی از واقعیت‌های خاورمیانه و همچنین پیامد‌های اقدامات آمریکا آگاه است. در چنین شرایطی لازم است ارتباطات دیپلماتیک را تقویت کنیم و اجازه ندهیم این‌گونه قطع‌نامه‌ها به نتیجه نهایی و اجرایی برسند. باید از همه ظرفیت‌های دیپلماتیک برای مدیریت و پیگیری موضوع استفاده شود.

منبع: روزنامه شرق
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار