
اقتصاد۲۴- برقرار آتش بس و بعد هم تمدید آن، میانجیگریهای اسلامآباد و شروع مذاکرات امیدواریها به اینکه از طریق دیپلماسی بتوان سایه جنگ را از سر ایران و خاورمیانه دور کرد، افزایش داده بود، اما در هفتههای اخیر ورق به نحوی برگشت که دیدیم کار به دور دوم گفتوگوها نکشید و اختلافات میان طرفین نیز بالا گرفت.
در تازهترین مورد، پاسخ اخیر تهران به طرح ۱۴ بندی ایالات متحده و واکنش تند و آنی دونالد ترامپ، آب سردی بر پیکر نیمهجان مذاکرات ریخت و این سوال را در محافل سیاسی تهران و واشنگتن پیش کشید که آیا جنگ دوبار شروع خواهد شد؟ به خصوص بعد از اظهارات اخیر او که گفته «فکر میکنند که، خب، من از این قضیه خسته میشوم، حوصلهام سر میرود، تحت فشار قرار میگیرم». ترامپ مدعی است که «اصلاً هیچ فشاری روی من نیست. ما پیروزی کاملی به دست خواهیم آورد. ما از نظر تئوری، از منظر نظامی، همین الان هم پیروزی کامل داریم».
ماجرا از جایی بحرانی شد که دونالد ترامپ، با همان ادبیات همیشگی خود، پاسخ رسمی ایران را که از مجرای دیپلماتیک پاکستان ارسال شده بود، «کاملاً غیرقابل قبول» و «نامناسب» خواند. تهران در این پاسخ، به جای پذیرش پیششرطهای هستهای واشنگتن، بر چهار رکن «لغو کامل تحریمها»، «آزادسازی داراییهای بلوکهشده»، «پرداخت غرامت جنگی» و «تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز» تاکید کرده است.
این تقابل نشاندهنده یک شکاف بنیادین در ادراک طرفین از بحران است. در حالی که واشنگتن پایان جنگ را به مهار هستهای و موشکی ایران گره زده، تهران استراتژی خود را بر پایه «توقف جنگ و رفع فشار اقتصادی» بنا کرده است. خبرگزاری رویترز در تحلیل این وضعیت مینویسد: «تهران تلاش میکند معادله را از امتیازدهی راهبردی به سمت مدیریت بحران انسانی و اقتصادی تغییر دهد؛ موضوعی که برای دولت دوم ترامپ، ناکافی و حتی توهینآمیز تلقی میشود.»
بسیاری از تحلیلگران نظامی و حتی چهرههای نزدیک به جریانهای تندرو در داخل، معتقدند که ترامپ برای شکستن بنبست فعلی، ممکن است به یک عملیات نظامی محدود، اما با شدت تخریب بسیار بالا روی بیاورد. در این سناریو، هدف نه اشغال زمین، بلکه انهدام زیرساختهای استراتژیک برای وادار کردن تهران به پذیرش شرایط جدید است.
سناتور راجر ویکر در پیامی صریح به ترامپ، گفته است که «آقای رئیسجمهور، شما صبور بودهاید، حالا وقت بازگشت به عمل است.» طرفداران این سناریو معتقدند ترامپ میخواهد پیش از خردادماه تکلیف پرونده ایران را روشن کند. مصطفی خوشچشم، کارشناسان صداوسیمای ایران نیز با استناد به تحرکات نظامی، احتمال وقوع چنین درگیری را ظرف هفتههای آتی بالا میدانند؛ اگرچه که با اشاره به سلحشوری فرماندهان نظامی ایران باور دارد که حتی اگر شروع جنگ با آمریکا باشد، اما پایان آن قطعاً در اختیار واشنگتن نخواهد بود.
برخی منابع دیپلماتیک معتقدند ترامپ علیرغم تهدیدهای زبانی، به دلیل هزینههای گزاف سیاسی، فعلاً از ورود به یک جنگ تمامعیار اجتناب میکند. در این سناریو، وضعیت فعلی یعنی «محاصره دریایی» و «فشار حداکثری اقتصادی» ادامه مییابد تا ایران تحت فشار خردکننده تورم (که مرز ۵۰ درصد را رد کرده) و دلار ۱۹۰ هزار تومانی، پای میز مذاکره بازگردد.
بیشتر بخوانید: تکرار تاریخ در غبار اطلاعات دروغین/ ترامپ در جنگ با ایران چطور در دام اطلاعات جعلی افتاد؟
در این مدل، ایالات متحده با گسترش «پروژه آزادی»، به جای درگیری مستقیم، بر اسکورت کشتیها و فلج کردن درآمدهای نفتی ایران تمرکز میکند. آکسیوس در گزارشی به نقل از یک مقام کاخ سفید مینویسد: «ترامپ ترجیح میدهد ایران را در یک اتاق دربسته قرار دهد و اکسیژن (ارز) را قطرهچکانی به آن برساند تا خودشان درخواست مذاکره کنند.»
یک تحلیل جالبتوجه که در محافل دیپلماتیک شنیده میشود، تاثیر رویدادهای بزرگ بینالمللی بر تصمیمات ترامپ است. ایالات متحده به همراه مکزیک و کانادا میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ است. ترامپ به عنوان یک چهره دنبال پرستیژ، به شدت خواهان آن است که این مسابقات در فضایی امن و بدون سایه قیمتهای نجومی نفت (ناشی از بستن تنگه هرمز) برگزار شود.
برخی معتقدند او ممکن است تا پایان این رویداد، بازی را در سطح «تنش کنترلشده» نگه دارد. در واقع، ترامپ نمیخواهد با شروع یک جنگ منطقهای، بزرگترین رویداد ورزشی دنیا در خاک کشورش را به حاشیه ببرد یا با جهش قیمت بنزین، پایگاه رای داخلی خود را متزلزل کند. این سناریو بر «تعویق بحران» تاکید دارد.
وزن چین در معادلات ایران و آمریکا غیرقابل انکار است. ترامپ پیش از اتخاذ تصمیم نهایی درباره ایران، نیمنگاهی به سفر آتی خود به چین و گفتوگو با شیجینپینگ دارد. پکن به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و شریک راهبردی تهران، کلید اصلی کارآمدی یا شکست تحریمهاست.
احمد زیدآبادی، تحلیلگر مسائل سیاسی، در این باره معتقد است: «نتیجه مذاکرات ترامپ با همتای چینی خود، فضای ابهامآمیز کنونی را روشنتر خواهد کرد.» اگر ترامپ بتواند در یک معامله بزرگ با چین، امتیازاتی در حوزه تجارت یا تایوان بدهد و در عوض پکن را به کاهش حمایت از ایران وادار کند، آنگاه فشار بر تهران دوچندان خواهد شد. در غیر این صورت، ایران همچنان یک «راه تنفس» جدی خواهد داشت.
این خطرناکترین سناریوی موجود است که میان دیپلماسی و جنگ قرار دارد. ترامپ و نتانیاهو به صراحت گفتهاند که هدف اصلی آنها خارج کردن یا نابودی اورانیوم غنیشده با غلظت ۶۰ درصد از خاک ایران است. برخلاف یک جنگ گسترده، این سناریو بر یک «عملیات ویژه و نقطهای» تمرکز دارد.
با این حال، منتقدان میگویند چنین عملیاتی برای نیروهای آمریکایی بسیار پرمخاطره است. آیا علنی کردن این هدف توسط واشنگتن، یک فریب جنگی برای ترساندن تهران است یا نشانهای از اطمینان بالای آنها به موفقیت؟ هرچه باشد، وقوع چنین عملیاتی به معنای پایان قطعی آتشبس شکننده فعلی خواهد بود.
در مرکز تمام این سناریوها، تنگه هرمز قرار دارد. جایی که قیمت نفت در روزهای اخیر با یک جهش ۳.۵ درصدی، زنگ خطر را برای بازارهای جهانی به صدا درآورده است. عبور سه نفتکش با سیستمهای ردیابی خاموش طی هفته گذشته، نشان از بازگشت «جنگ نفتکشها» در ابعادی نوین دارد.
دولتهای بریتانیا و فرانسه نیز با برگزاری نشستهای نظامی برای بازگرداندن جریان تجارت در هرمز، عملاً آرایش جنگی گرفتهاند. ایران تاکید دارد که حاکمیتش بر این آبراه، «خط قرمز» غیرقابل مذاکره است؛ موضوعی که در پاسخ مکتوب به پاکستان نیز بر آن پافشاری شده است.
واقعیت این است که هیچیک از طرفین، جنگ تمامعیار را به سود خود نمیبینند. پوتین درست میگوید که «تمایلی برای درگیری نظامی بزرگ وجود ندارد»، اما تاریخ نشان داده است که جنگها همیشه بر اساس تمایل شروع نمیشوند؛ گاهی یک اشتباه محاسباتی در منهدم کردن یک پهپاد یا یک سوءبرداشت از یک پیام مکتوب، ماشه را میچکاند.
برای ایران، چالش اصلی در هفتههای پیشرو، مدیریت همزمان فشار اقتصادی داخلی و تهدیدهای نظامی خارجی است. به نظر میرسد مسیر میانه، یعنی «مذاکرات فرسایشی همراه با آتشبسهای مقطعی»، تنها راهی است که میتواند کشور را از این دالان وحشت عبور دهد. با این حال، با وجود ترامپ در کاخ سفید، هیچ تضمینی وجود ندارد که «غیرقابل پیشبینی بودن» او، تمامی این سناریوها را در یک شب تغییر ندهد.
آنچه مشخص است، ایران و آمریکا در حال انجام یک بازی «رولت روسی» سیاسی هستند؛ بازیای که هزینه هر گلوله آن را نه سیاستمداران، بلکه سفرههای مردم و امنیت منطقه پرداخت خواهد کرد.