
اقتصاد۲۴- تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده، به ویژه در منطقه خاورمیانه، مملو از نقاط عطفی است که در آن توهم پیروزی سریع، جایگزین عقلانیت استراتژیک شده است. امروز، در حالی که تنشها میان واشنگتن و تهران به شکلی بیسابقه اوج گرفته، درز اسناد محرمانه از نهادهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که دولت دونالد ترامپ در آستانه تکرار یکی از بزرگترین خطاهای قرن بیست و یکم است.
گزارشهای اخیر از قلب جامعه اطلاعاتی آمریکا حاکی از آن است که برخلاف ادعاهای مکرر رئیسجمهور مبنی بر پیروزی قریبالوقوع، ایران نه تنها در آستانه فروپاشی نیست، بلکه توان استقامتی و نظامی خود را به شکلی حیرتآور حفظ کرده است. این شکاف عمیق میان روایت کاخ سفید و واقعیتهای میدانی سازمان سیا، نشاندهنده یک بحران ساختاری در سیستم تصمیمگیری واشنگتن است؛ بحرانی که میتوان آن را نسخه دوم اشتباهات منتهی به جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ دانست.
یکی از جدیترین چالشهایی که اعتبار دولت ترامپ را در روزهای اخیر نشانه رفته، تناقض فاحش آماری است. خبرنگار بیبیسی در شبکه اجتماعی «ایکس» به نکتهای کلیدی اشاره کرده که پرده از یک دروغ بزرگ برمیدارد. دونالد ترامپ در سخنرانیهای اخیر خود مدعی شده است که در پی حملات هوایی و فشار حداکثری، «ایران فقط ۱۸ تا ۱۹ درصد از توان موشکیاش باقی مانده است.» این در حالی است که برآورد دقیق و محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) تصویری کاملاً متفاوت مبنی بر اینکه «ایران ۷۰ درصد از موشکهای خود را حفظ کرده است» ارائه میدهد.
این اختلاف آماری بیش از ۵۰ درصدی، تنها یک اشتباه لپی یا خطای محاسباتی ساده نیست؛ بلکه نشاندهنده یک دستکاری سیستماتیک اطلاعات برای توجیه تداوم جنگ است. وقتی رئیسجمهور یک کشور آماری را ارائه میدهد که با گزارش نهاد اطلاعاتی خودش فرسنگها فاصله دارد، این پرسش ایجاد میشود که منبع اطلاعاتی ترامپ کجاست؟ آیا او به جای گزارشهای مکتوب و مستند افسران سیا، به تحلیلهای ژورنالیستی و هیجانی مشاوران تندروی خود تکیه کرده است؟
تحلیلگران مستقل معتقدند ترامپ بار دیگر در تلهای گرفتار شده که پیش از این جرج بوش را به باتلاق عراق کشانده بود. در سال ۲۰۰۳، ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی (WMD) بر پایه اطلاعات غلطی بنا شد که توسط مخالفان صدام و لابیهای خاص به خورد دولت وقت آمریکا داده شده بود. امروز نیز شواهد نشان میدهد که بنیامین نتانیاهو و جریانهای افراطی در واشنگتن، با ارائه تصویری لرزان و در حال سقوط از ایران، ترامپ را به این باور رساندهاند که ایران با یک ضربه نهایی از پا در خواهد آمد.
این جریانها با کوچکنمایی توان دفاع داخلی ایران و بزرگنمایی تأثیر تحریمها و حملات نقطهای، ترامپ را به مسیری سوق دادند که نتیجهاش یک جنگ فرسایشی به جای یک پیروزی برقآسا بوده است. فریب خوردن ترامپ از اطلاعات غلط تندروها، حالا آمریکا را در وضعیتی قرار داده که خروج از آن بدون پذیرش شکست، غیرممکن به نظر میرسد.
برخلاف لفاظیهای انتخاباتی ترامپ، سند فاش شده از سازمان سیا که توسط واشنگتنپست منتشر شده، تأکید میکند که ایران میتواند دستکم تا چهار ماه در برابر محاصره کامل دریایی دوام بیاورد. این گزارش تصریح میکند که زیرساختهای اقتصادی و سیستم توزیع کالاهای اساسی در ایران به شکلی طراحی شده که شوکهای اولیه محاصره را خنثی کند.
جان هادسون، خبرنگار تحقیقی واشنگتنپست، در گزارش خود دولت آمریکا را متهم کرده است که با دروغپردازی، به دنبال ترسیم تصویری موفقیتآمیز از جنگی است که در واقعیت به بنبست رسیده است. به گفته او، اطلاعات محرمانه نشان میدهد که نه تنها اقتصاد ایران فرو نپاشیده، بلکه بخش اعظم توان نظامی و پرتابگرهای متحرک این کشور دستنخورده باقی ماندهاند. طبق این اسناد، ایران موفق شده است تأسیسات ذخیرهسازی زیرزمینی خود را که در حملات اولیه آسیب دیده بودند، بازسازی و تجهیزات خود را برای عملیاتهای طولانیمدت آماده کند.
یکی از جنجالیترین بخشهای دولت فعلی آمریکا، حضور افرادی است که تخصصشان نه در میدان جنگ یا دیپلماسی، بلکه در قاب تلویزیون است. پیت هگست، وزیر جنگ ترامپ، نمونه بارز این پدیده است. طبق گزارش نشریه آتلانتیک، بسیاری از کارشناسان ارشد پنتاگون و حتی مشاوران جیدی ونس (معاون رئیسجمهور)، معتقدند گزارشهایی که هگست از وضعیت جبههها ارائه میدهد، بسیار گمراهکننده است.
بیشتر بخوانید: گرفتاری دونالد ترامپ در تله خطاهای محاسباتی؛ پایان جنگ ایران و آمریکا یا یک «جنگ بیپایان»؟
یک مقام سابق دولت ترامپ فاش کرده است که «سابقه طولانی هگست در فاکسنیوز به او آموخته است که دقیقاً چگونه صحبت کند تا ترامپ را خوشحال کند.» او به جای ارائه واقعیتهای تلخ نظامی، همان چیزی را میگوید که رئیسجمهور دوست دارد بشنود مثل اینکه «ایران در حال تسلیم است، ارتش ما شکستناپذیر است و پیروزی در یک قدمی است.» این «شخصیسازی اطلاعات» باعث شده تا فرماندهان ارشد نظامی که نسبت به پیامدهای فاجعهبار جنگ با ایران هشدار میدهند، به حاشیه رانده شوند و جای خود را به چهرههایی بدهند که جنگ را مانند یک شوی تلویزیونی مدیریت میکنند.
اندیشکده معتبر کارنگی در مقالهای تند و تیز، وضعیت فعلی دولت آمریکا را «از کار افتادگی کامل سیستم سیاستگذاری» توصیف کرده است. به باور این اندیشکده، ریشه اصلی این اختلال در سه عامل تضعیف ساختار امنیت ملی از جمله دور زدن نهادهای حرفهای مانند سیا و وزارت خارجه، بیتوجهی به تخصص یعنی جایگزینی کارشناسان با وفاداران سیاسی و چهرههای رسانهای و شخصیسازی مسائل به معنی گره زدن امنیت ملی آمریکا به پرستیژ و الگوی شخصی دونالد ترامپ نهفته است.
نتیجه این ناکارآمدی، قرار گرفتن آمریکا در مسیری است که به هیچ وجه به تامین منافع ملی این کشور منتهی نمیشود. کارنگی معتقد است که ترامپ با گوش دادن به صدای تندروها و نمایشهای تلویزیونی، عملاً چشمان خود را بر واقعیتهای ژئوپلیتیک ایران بسته است.
در حالی که رئیسجمهور آمریکا ادعا میکند درگیریهای داخلی جناحهای سیاسی در ایران مانع مذاکره شده، اسناد نشان میدهند که او خود اصلیترین مانع بوده است. در اواخر آوریل، در حالی که زمینههای دیدار میان فرستادگان ویژه آمریکا (ویتکاف و کوشنر) با طرفهای ایرانی در اسلامآباد فراهم شده بود، ترامپ به بهانههایی سادهلوحانه مانند «طولانی بودن مسیر پرواز»، تمام برنامهها را لغو کرد. حتی تلاشهای جیدی ونس برای باز کردن یک کانال پشتیبان دیپلماتیک با وتوی ناگهانی ترامپ مواجه شد. این نشان میدهد که کاخ سفید تحت فشار لابیهای اسرائیلی و تندروهای داخلی، به دنبال هیچ راه حلی جز «تسلیم مطلق» ایران نیست؛ هدفی که گزارشهای اطلاعاتی آن را غیرممکن میدانند.
جان برنان، مدیر سابق سیا، به نکتهای اشاره میکند که شاید بزرگترین اشتباه محاسباتی تندروها باشد. او معتقد است که حملات هوایی و فشار برای کشتار غیرنظامیان، برخلاف انتظار واشنگتن، باعث تضعیف نظام در ایران نشده است. برنان میگوید: «انگیزه کسانی که این تحلیلهای محرمانه را فاش کردهاند، نشان دادن این واقعیت است که جنگ نه تنها ایران را به زانو درنیاورده، بلکه باعث شده مردم این کشور به دلیل حمله یک قدرت خارجی، متحد شده و وفاداری خود را به نمایش بگذارند.»
او صراحتاً تأکید میکند که ارزیابیهای واشنگتنپست درباره باقی ماندن بخش اعظم قدرت موشکی ایران درست است و ترامپ صرفاً برای حفظ ظاهر، در حال ارائه روایتی است که هیچ پایه و اساس علمی و اطلاعاتی ندارد.
گزارشهای فاش شده از سیا، هشدارهای کارشناسان پنتاگون و تحلیلهای اندیشکدههایی، چون کارنگی، همگی به یک نقطه مشترک ختم میشوند: «استراتژی فعلی آمریکا در قبال ایران بر پایه دروغ و توهم بنا شده است.» تفاوت فاحش میان آمارهای ترامپ (۱۹ درصد بقای موشکی) و واقعیتهای سیا (۷۰ درصد بقای موشکی)، نشاندهنده یک انحراف خطرناک در رهبری سیاسی ایالات متحده است.
به این ترتیب روشن است که ایران با تکیه بر استراتژی صبر فعال و بازدارندگی دفاعی، توانسته است مرحله نخست شوک نظامی واشنگتن را پشت سر بگذارد. اکنون توپ در زمین واشنگتن است؛ یا باید به واقعیتهای سازمان سیا تن دهد و مسیر دیپلماسی را پیش بگیرد، و یا با گوش سپردن به تحلیلهای تلویزیونی افرادی، چون هگست، خود را برای یک شکست استراتژیک تاریخی آماده کند. آنچه مسلم است، ایران امروز با ایرانی که تندروها در ذهن ترامپ ساخته بودند، تفاوت ماهوی دارد و محاصره، نه تنها پایان کار نیست، بلکه آغاز فصلی جدید از تقابل است که هزینههای آن برای آمریکا میتواند غیرقابل جبران باشد.