تاریخ انتشار: ۱۰:۳۹ - ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

پنهان‌کاری آماری در معرکه گرانی؛ جیب مردم خالی‌تر است یا دولت؟

مرکز آمار و بانک مرکزی هنوز از انتشار آمار تورم اردیبهشت‌ماه خودداری می‌کنند، اما واقعیت اقتصاد ایران مدت‌هاست از جدول‌ها و گزارش‌های رسمی جلو زده است. خرید دانه‌ای میوه، نسیه‌بردن نان، خانه‌های اشتراکی، حقوق‌های معوقه و هجوم مردم به خرید‌های قسطی، نشانه‌هایی هستند که از تشدید فشار معیشتی خبر می‌دهند.

کرانی

اقتصاد۲۴- مرکز آمار و بانک مرکزی از ارائه آمار تورم اردیبهشت ماه طفره می‌روند، اما برای درک میزان تورم و وضعیت اقتصادی این روز‌ها اصلا نیازی به آمار نیست، کافی است در یخچال را باز کنیم یا سری به نزدیک‌ترین مغازه محله بزنیم و ببینیم که چطور ویترین بقالی‌ها جای نمودار‌های اقتصادی را گرفته‌اند. واقعیت این است که این روز‌ها در تهران، مردم برای خریدن دانه‌ای میوه یا حتی نصف قرص نان چانه می‌زنند و پدیده‌ای قدیمی به نام «نسیه‌فروشی» با قدرتی بیشتر از قبل به پیشخوان مغازه‌ها برگشته است.

شرایط اقتصادی بعد از تنش‌های چهل‌روزه اخیر، جوری رقم خورده که دیگر چیزی به نام «طبقه متوسط» عملاً وجود خارجی ندارد؛ جامعه به سرعت در حال تقسیم شدن به یک اقلیت بسیار پولدار و یک اکثریت بزرگ است که برای گذران زندگی روزمره خود دست‌وپا می‌زنند.

در این میان، عجیب‌ترین واکنش را مسئولان اقتصادی و نهاد‌های آماری نشان داده‌اند؛ پناه گرفتن پشت دیوار سکوت. بانک مرکزی و مرکز آمار هنوز حاضر نشده‌اند آمار‌های مربوط به تورم اردیبهشت‌ماه را منتشر کنند؛ سکوتی معنادار که نشان می‌دهد اوضاع ارقام و اعداد آن‌قدر خراب است که ترجیح داده‌اند صورت‌مسئله را به کلی پاک کنند.

این طور که معلوم است، بی‌پولی دولت و رها شدن بازار، دست به دست هم داده تا زندگی توده‌های مردم به یک مسابقه دو برای بقا تبدیل شود.

رشد منفی ۱۰ درصد؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند

در هفته‌های گذشته، اقتصاددانان و اساتید دانشگاه در نشست‌های تخصصی خود هشدار‌های تکان‌دهنده‌ای داده‌اند که خلاصه آن در رسانه‌ها منتشر شده است. حرف حساب کارشناسان این است که به خاطر آسیب‌های ناشی از جنگ چهل‌روزه و قفل شدن روابط تجاری، اقتصاد کشور احتمالا با یک «رشد منفی ۱۰ درصدی» روبه‌رو شده است.

این عدد در دنیای واقعی یعنی خوابیدن تولید کارخانه‌ها، بسته شدن کسب‌وکار‌های کوچک و موج جدیدی از اخراج و تعدیل کارگران. نتیجه مستقیم این وضعیت، سقوط میلیونی آدم‌ها به زیر خط فقر است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد همین امسال حدود چهار و نیم میلیون نفر دیگر به جمعیت فقیر کشور اضافه می‌شوند و با این حساب، آمار تکان‌دهنده افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند از مرز «۴۰ میلیون نفر» می‌گذرد.

وقتی نزدیک به نیمی از مردم یک کشور توانایی تامین نیاز‌های اولیه خود را نداشته باشند، دیگر نمی‌توان با شعار و وعده اوضاع را مدیریت کرد؛ این یک بحران جدی و نگران‌کننده است که ریشه‌های جامعه را هدف گرفته است.

تهران؛ شهر میلیاردر‌های فقیر

پیش از این تصور می‌شد که فقر فقط مخصوص حاشیه شهر‌ها یا مناطق دورافتاده است، گزارش‌های میدانی اخیر از قلب تهران، اما نشان می‌دهد که فقر چطور به متن زندگی شهری نفوذ کرده است. حالا دیگر تهران، شهری است که هزینه‌هایش با دلار بالا می‌رود، اما درآمد‌های مردم به ریال هم به سختی تامین می‌شود. مردم در این شهر خانه‌ها و ماشین‌های چند میلیاردی دارند، اما مغازه‌داران از افزایش عجیب سرقت‌های خرد، حتی در حد یک قوطی تن‌ماهی خبر می‌دهند؛ نشانه‌ای تلخ از این که چقدر دست مردم خالی شده است.


بیشتر بخوانید: گزارش میدانی از تغییر سبک زندگی مردم/ دامنه خرید قسطی به غذا و کفش و لباس رسید


طبقه متوسط، یعنی همان کارمندان، معلمان و حقوق‌بگیرانی که چرخ جامعه را می‌چرخاندند، حالا زیر پای تورم له شده‌اند. جوانان و دانشجویان با دیدن جهش ناگهانی اجاره‌بها در سال جدید و در جا زدن دستمزدها، رسماً وارد بحران شده‌اند؛ تا جایی که مجبورند به صورت سه یا چهار نفری در خانه‌های اشتراکی کوچک زندگی کنند تا فقط سقفی بالای سر داشته باشند.

زندگی قسطی چقدر جواب می‌دهد؟

یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های این روزها، هجوم موج قسطی شدن به ابتدایی‌ترین کالا‌ها و خدمات است. تا چند سال پیش، خرید قسطی مخصوص ماشین، خانه یا لوازم خانگی بزرگ بود. کمی بعد، با آمدن پلتفرم‌های آنلاین، قسطی خریدن سوپرمارکتی و خوراکی باب شد. اما حالا کار به جا‌هایی رسیده که آدم را شگفت‌زده می‌کند؛ از قسطی شدن پرداخت قبض موبایل گرفته تا کارت‌های ویژه‌ای که برای سفر‌های زیارتی و سیاحتی اقساطی در نظر گرفته‌اند. این قسطی شدن لایه به لایه، نشانه نبوغ اقتصادی نیست؛ نشانه این است که مردم دیگر «پول نقد» در جیب ندارند.

جامعه برای اینکه بتواند امروز را به فردا برساند، مجبور است درآمد ماه‌های آینده‌اش را پیش‌خور کند. این مدل زندگی اعتباری شاید برای چند هفته یک مسکن موقت باشد، اما در نهایت تله بدهی را برای خانواده‌های کم‌درآمد بزرگ‌تر و خطرناک‌تر می‌کند.

کار داریم ولی حقوق نداریم؛ بحران حقوق‌های قطره‌چکانی

در این آشفته‌بازار، حتی داشتن شغل هم دیگر به معنی فرار از فقر نیست. از یک طرف تعداد زیادی از جوانان به دلیل رکود اقتصادی کار خود را از دست داده و بیکار شده‌اند، و از طرف دیگر آنهایی هم که کار می‌کنند، با کابوس «حقوق‌های معوقه» دست‌به گریبان هستند. بخش زیادی از کارگران و کارکنان بخش‌های خصوصی و پیمانکاری، ماه‌هاست حقوق منظم نگرفته‌اند. واریز‌های مرحله‌ای، نصفه‌نیمه و با تاخیر‌های چندروزه و چند هفته‌ای، عملاً برنامه‌ریزی زندگی را غیرممکن کرده است.

قیمت اجاره‌بها، گوشت، مرغ و لبنیات روزانه بالا می‌رود، اما حقوق کارگر نه تنها ناچیز است، بلکه همان هم سر ماه به دستش نمی‌رسد. این وضعیت، زندگی را برای بخش بزرگی از جامعه غیرقابل‌تحمل کرده است. مردم چطور باید هزینه‌های جاری را با حقوقی که معلوم نیست کی و چقدر واریز می‌شود، تراز کنند؟

دولت در بن‌بست بی‌پولی

برگردیم به سوال اصلی: چرا آمار تورم اردیبهشت‌ماه منتشر نمی‌شود؟ پاسخ روشن است؛ وقتی دماسنج اقتصاد تب بالایی را نشان می‌دهد، مسئولان ترجیح می‌دهند دماسنج را پنهان کنند. واقعیت این است که نرخ تورم در هفته‌های گذشته به قدری بالا رفته که انتشار رسمی آن می‌تواند موج جدیدی از گرانی و انتظارات تورمی را در بازار ایجاد کند. اما پنهان‌کاری آماری هیچ‌وقت راه‌حل نبوده و فقط بی‌اعتمادی مردم و فعالان اقتصادی را بیشتر می‌کند.

نشانه دیگر این بی‌پولی را می‌توان در بن‌بست طرح‌های حمایتی دید. هفته هاست که وعده داده می‌شود مبلغ یارانه‌های کالابرگی برای دهک‌های پایین افزایش پیدا می‌کند تا کمی از بار گرانی مواد غذایی کم شود، اما عملاً هیچ خبری از اجرا نیست. این تاخیر طولانی‌مدت ثابت می‌کند که جیب دولت از بودجه حمایتی کاملاً خالی است. دولتی که خودش با کسری بودجه شدید و کاهش درآمد‌های نفتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، حالا حتی توان شارژ کردن کارت کالابرگ شهروندانش را هم ندارد و مردم را در برابر این طوفان اقتصادی تنها گذاشته است.

فکری به حال این وضعیت کنید؛ فردا دیر است

حکایت خرید دانه‌ای میوه، نسیه‌بری نان، حقوق‌های معوقه و آمار‌های حبس‌شده، همگی نشانه‌های یک بیماری عمیق در ساختار تصمیم‌گیری کشور است. نمی‌توان چشم‌ها را روی واقعیت جامعه ۴۰ میلیونی زیر خط فقر بست و با آمار‌های کاغذی ادعای بهبود اوضاع را داشت.

برای نجات این اقتصاد نیمه‌جان، باید فرمان سیاست‌گذاری تغییر کند؛ بازگشت به شفافیت آماری، باز کردن گره روابط بین‌المللی برای احیای تجارت، انضباط مالی سخت‌گیرانه و اولویت دادن به معیشت مردم، کار‌هایی است که باید همین امروز انجام شود. 

ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار