
اقتصاد۲۴- بازخوانی دقیق گزارشهای فنی و رصد فضای عمومی نشان میدهد که اقدامی که به نام «وصل مجدد اینترنت» پس از ماهها خاموشی مطلق توجیه میشود، بیش از آنکه یک خدماترسانی عمومی باشد، به نمادی از یک نمایش آماری تبدیل شده است. بررسیهای تحلیلی در آنچه در پس این وصلی اینترنت دیده میشود نشانی از شکافی عمیق و غیرقابلپوشش میان «دیتاهای تزئینی» ارائهشده توسط مسئولان و «تجربهی زیسته» میلیونها کاربر ایرانی را آشکار ساخته است.
در حالی که مقامات وزارت ارتباطات و نهادهای رسمی با افتخار از بازگشتِ سطح اتصال به اعدادی بالای ۸۰ درصد خبر میدهند، گزارشهای مستقلِ سازمانهای بینالمللی نظیر نتبلاکس و دادههای لحظهای کلادفلر تصویری کاملا متفاوت را ترسیم میکنند.
نتبلاکس در آخرین گزارشهای خود مرتبط با خرداد ۱۴۰۵ تأیید کرده است که اگرچه نمودار پایداری شبکه به عدد ۸۶ درصد رسیده، اما این رقم صرفا بازتابدهندهی برقراری پینگ در سطح زیرساختهای اصلی است و به هیچوجه معنای «بازگشت به شرایط عادی» پیش از بحرانهای دیماه ۱۴۰۴ را نمیرساند.
بسیاری از کارشناسان حوزهی مخابرات و امنیت سایبری معتقدند آنچه اتفاق افتاده، پدیدهای جدید تحت عنوان «اتصال اسمی» است.
در این وضعیت، اگرچه از نظر فنی کامپیوتر یا گوشی شما به اینترنت وصل است و دادهها رد و بدل میشوند، اما به دلیل موانع شدید فیلترینگ، عملا از کار افتاده است. دقیقا مانند جادهای که باز است، اما پلیس در هر تقاطع جلوی رفت و آمد را گرفته و هیچ خودرویی نمیتواند عبور کند.
برای درک بهتر این موضوع میتوان این طور توضیح داد که بسیاری از سایتهای معتبر از قفلهای دیجیتال خاصی (پروتکلهای TLS/SSL) برای حفظ امنیت اطلاعات خود استفاده میکنند. سیستم فیلترینگ عمداً این قفلها را باز نمیکند؛ بنابراین حتی اگر آدرس سایت را درست وارد کنید، ارتباط برقرار نمیشود و صفحه با خطا مواجه میشود. چیزی که این روزها احتمالا فراوان با آن مواجه شدهاید.
از سوی دیگر اینترنت جهانی چند سالیست که به مسیرهای سریعتر و کارآمدتری (مانند IPv۶) مهاجرت کرده است. اما دسترسی به این مسیرهای جدید در حال حاضر برای کاربران ایرانی مسدود شده و کاربران مجبورند از مسیرهای قدیمیتر، کندتر و تحت فشار استفاده کنند که عملا برای سرویسهای امروزی کاربردی ندارد.
در نتیجه، اتصال میتوان گفت تا حدودی یک عدد روی کاغذ است و در عمل، کاربر با یک دیوار نامرئی روبهرو میشود که مانع از رسیدن به محتوای مورد نظرش میشود. این بدان معناست که محدودیتهای شدید در لایههای مختلف دسترسی باعث شده تا اینترنت، علیرغم وصل بودن فیزیکی، از کارایی کاربردی لازم برخوردار نباشد.
بیشتر بخوانید:ورود میلیونی، خروج میلیونی؛ چرا کاربران فقط در زمان قطعی اینترنت سراغ پیامرسانهای داخلی میروند؟
در این میان هرچند دولت با تکیه بر آمارهای سطحی نظیر «حجم پهنای باند اختصاصیافته به اپراتورها» یا «پایداری پینگ در زیرساختهای مرکزی»، تلاش میکند تا از بازگشتِ اینترنت سخن بگوید، اما حقیقتِ فنیِ ماجرا در لایههای انتهاییِ شبکه و تجربهی کاربر نهایی نهفته است. آنچه مسئولان به عنوان «اتصال موفق» معرفی میکنند، در واقعیت یک شبکهی نیمهجان، مثلهشده و فلجساخته است. فکتهای فنی نشان میدهند که این اختلالات، ناشی از یک سیاستِ عمدی برای ایجادِ بنبست در دسترسی جهانی است. در چنین سناریویی، اینترنت وصل است، اما کار نمیکند؛ وضعیتی که کارشناسان آن را مرگ تدریجی پهنای باند کاربری هم توصیف میکنند.
در فضای غبارآلود شبکههای اجتماعی، بهویژه در پلتفرم ایکس (توییتر سابق)، موج نارضایتیها ذیل هشتگ #اینترنت از مرحلهی گلایه گذشته و به نوعی «فغان جمعی» تبدیل شده است. افکار عمومی به این جمعبندی تلخ رسیده است که پروژهی بازگشت اینترنت، بیش از آنکه با هدفِ «تأمین حق ارتباطات» انجام شده باشد، صرفاً یک مانور دیپلماتیک برای متوقف کردن روزشمارِ بدنامی در گزارشهای «نتبلاکس» و دیگر نهادهای ناظر بینالمللی است.
در این میان، یکی از تکاندهندهترین فکتهایی که در میان توییتهای کاربران دستبهدست میشود، تغییرِ معیار سنجش کیفیت است: «امروز دیگر سرعت اینترنت با واحد فنیِ مگابیت بر ثانیه سنجیده نمیشود؛ معیارِ جدید، میزان صبر، تحمل و فرسایشِ اعصاب مردم است.» وقتی برای باز کردن یک پیوست سادهی ایمیل یا بارگذاری یک صفحهی آموزشی، کاربر باید دقایق طولانی به چرخهی بیپایانِ «لودینگ» خیره شود، دیگر سخن گفتن از پهنای باند بیمعناست؛ اینجا زمان و عمر انسان است که در پشت سدِ اختلالات عمدی دود میشود.
گزارشهای میدانی کاربران در خردادماه حاکی از آن است که اتصالِ کنونی بهشدت «یکبار مصرف» و لرزان است. کوچکترین نوسان در شبکهی موبایل یا وایفای باعث قطع شدن فیلترشکن میشود. فرآیندِ فرسایندهی یافتن یک «روزنه» جدید برای اتصال مجدد، گاه ساعتها به طول میانجامد. این وضعیت، عملاً پایداریِ شبکه را به صفر رسانده و امنیتِ روانی کاربران را که معیشتشان به این رشتهی باریک وابسته است، به شدت مخدوش کرده است.
تجربه کاربری در هفتههای اخیر نشاندهندهی یک الگوی مهندسیشده در اختلالات است. یکی از کاربران در توییتی که بازتاب وسیعی داشت، نوشته است:
«ما در وضعیت منعِ تردد دیجیتال هستیم. سرعت اینترنت تنها در ساعات مردهی شبانهروز، یعنی در بازه طلایی ۵ تا ۹ صبح (پیش از آغاز فعالیتهای اداری و تجاری) در سطح قابل قبولی قرار دارد. اما به محض نزدیک شدن به ساعت ۱۰ صبح و اوجگیری فعالیتها، پهنای باند به شکل بیرحمانهای سرکوب میشود؛ گویی شیری را به عمد میبندند تا نبضِ تبادل اطلاعات در کشور از کار بیافتد.»
بیشتر بخوانید:فیلم / واکنش ترامپ به اتصال اینترنت ایران
این سرکوبِ عمدی ترافیک در ساعات کاری، نه تنها کسبوکارهای آنلاین را با شکستی بیسابقه روبهرو کرده، بلکه به این باور دامن زده است که مسئولان با وجود ادعای «وصل مجدد»، در حال اجرای یک برنامه جیرهبندیِ هوشمند و نامرئی هستند؛ جیرهبندیای که در آن اتصال برقرار است، اما عملاً هیچ اتفاقی در لایه کاربری نمیافتد.
نتبلاکس در آخرین گزارشهای خود مرتبط با خرداد ۱۴۰۵ تأیید کرده است که اگرچه نمودار پایداری شبکه به عدد ۸۶ درصد رسیده، اما این رقم صرفا بازتابدهندهی برقراری پینگ در سطح زیرساختهای اصلی است و به هیچوجه معنای «بازگشت به شرایط عادی» پیش از بحرانهای دیماه ۱۴۰۴ را نمیرساند
در حالی که برخی از مسئولان این حوزه بازگشت به شرایط عادی را زمانبر میدانند و آن را زیر ساخت مرتبط میکنند، مدیرعامل آروانکلاد و دیگر کارشناسان حوزه زیرساخت، ادعای مقامات مبنی بر زمانبر بودن بهبود کیفیت به دلایل فنی را به چالش کشیدهاند. به گفته آنها از نظر فنی، همان ساختاری که امکان قطع آنی اینترنت در مقیاس ملی را فراهم میکند، توانایی بازگرداندن ترافیک به حالت عادی را نیز در لحظه دارد. تأخیر در بهبود کیفیت، بیش از آنکه ریشه در ناتوانی فنی داشته باشد، به سیاستهای «لیست سفید» و مدیریت قطرهچکانی ترافیک بینالملل نسبت داده میشود.
یکی از چالشبرانگیزترین پدیدههای ماههای اخیر، تثبیت مدل اینترنت طبقاتی تحت عنوان «اینترنت پرو» و «اینترنت سفید» است. طبق گزارشهای «دیجیاتو» و «پیوست»، در حالی که دسترسی عموم مردم در حد ۲ تا ۳۰ درصد نوسان داشته، دسترسیهای خاصی برای کسبوکارهای منتخب، اتاقهای بازرگانی و برخی نهادها فراهم شده بود.
این موضوع باعث شده تا شکاف دیجیتال عمیقی ایجاد شود. کاربران عادی در خانهها با سرعت «دیالآپ» دستوپنجه نرم میکنند، در حالی که دسترسیهای بدون فیلتر یا پرسرعت به صورت رانتی توزیع میشود.
اما دود این ماجرا فقط به چشم مردم نرفته است. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، خسارت روزانه قطعی اینترنت به اقتصاد کلان را حدود ۵ هزار میلیارد تومان برآورد کرده است. با این حال، حتی با وصل مجدد، به دلیل ناپایداری شدید، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین همچنان در «وضعیت بقا» هستند و امکان برنامهریزی ندارند.
گزارشهای میدانی کاربران در خردادماه حاکی از آن است که اتصالِ کنونی بهشدت «یکبار مصرف» و لرزان است. کوچکترین نوسان در شبکهی موبایل یا وایفای باعث قطع شدن فیلترشکن میشود. فرآیندِ فرسایندهی یافتن یک «روزنه» جدید برای اتصال مجدد، گاه ساعتها به طول میانجامد
دادههای وبسایتهای رصد سرعت نشان میدهند که میانگین سرعت اینترنت برای نیمی از کاربران ایرانی (حدود ۳۵ میلیون نفر) به زیر ۷۵۰ کیلوبایت بر ثانیه سقوط کرده است. این عدد در دنیای امروز که محتوای ویدیویی و خدمات ابری حرف اول را میزنند، عملاً به معنای «عدم دسترسی» است.
وضعیت کنونی اینترنت در خرداد ۱۴۰۵ را میتوان «شبهاتصال» نامید. اگرچه از نظر آماری و روی کاغذ، اینترنت ایران دیگر در وضعیت «خاموشی کامل» قرار ندارد، اما از نظر کاربری، به دلیل «فیلترینگ چندلایه، ناپایداری پروتکلها و محدودیت عمدی پهنای باند»، رضایت عمومی در پایینترین سطح خود قرار دارد. همانطور که در میان حرفهای مردم شنیده میشود، اینترنت فعلی بیش از آنکه ابزاری برای ارتباط باشد، به ابزاری برای «فرسایش اعصاب و روان» تبدیل شده است و دستاورد خواندن این وضعیت از سوی مسئولان، با واقعیت زیست دیجیتال مردم فرسنگها فاصله دارد.
منبع: توسعه ایرانی