
اقتصاد۲۴ ـ عادی بازار دانست. واقعیت این است که بازار ارز ایران سالهاست بیشتر از آنکه فقط به متغیرهای اقتصادی واکنش نشان بدهد، به «ریسک سیاسی» واکنش نشان میدهد.
به گزارش تجارت نیوز، حسین سلاح ورزی در روزنامه اعتماد نوشت: الان هم بخش مهمی از کاهش قیمتها ناشی از این است که بازار احساس میکند احتمال توافق میان ایران و امریکا بیشتر شده و در نتیجه بخشی از نگرانیها درباره آینده کمتر شده است. اما مساله مهم اینجاست که بسیاری یا بیش از حد خوشبین هستند یا صرفا هیجانی تحلیل میکنند.
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، باید بین «اثر روانی توافق» و «اثر واقعی اقتصادی توافق» تفاوت قائل شویم. بازار معمولا قبل از وقوع اتفاقات واکنش نشان میدهد. یعنی صرف اینکه احتمال توافق بالا برود، میتواند باعث ریزش دلار شود؛ حتی قبل از اینکه هنوز چیزی عملا اجرا شده باشد، چون بخشی از قیمت فعلی دلار در ایران فقط قیمت واقعی ارز نیست؛ بخشی از آن در واقع قیمت ترس، نااطمینانی، تحریم، نگرانی از جنگ، محدودیت نقل و انتقال پول و بیاعتمادی به آینده اقتصاد است.
طبیعی است اگر بازار احساس کند این ریسکها کمتر میشود، قیمتها عقبنشینی کنند. اما این تصور که اگر توافق شود ناگهان همه چیز به شرایط سالهای اول برجام برمیگردد، به نظر من تحلیل دقیقی نیست.
اقتصاد امروز ایران با اقتصاد سال ۱۳۹۴ تفاوت زیادی دارد. آن زمان هنوز حجم نقدینگی تا این حد بزرگ نشده بود، فرسودگی اقتصادی به این شدت نبود، سرمایهگذاری داخلی و خارجی تا این اندازه آسیب ندیده بود و مهمتر از همه، سطح اعتماد عمومی به اقتصاد و پول ملی مثل امروز تخریب نشده بود.
مشکل اقتصاد ایران فقط تحریم نیست که با یک توافق همه چیز حل شود. ما امروز با تورم مزمن، کسری بودجه سنگین، ناترازی جدی بانکها، رشد بیرویه نقدینگی و کاهش سرمایهگذاری مواجهیم. حتی اگر توافق هم صورت بگیرد، این مشکلات یک شبه از بین نمیروند. توافق میتواند فشار را کمتر کند، میتواند بخشی از ریسک را حذف کند. میتواند فروش نفت و دسترسی به منابع ارزی را بهتر کند، اما الزاما به معنی درمان کامل اقتصاد نیست.
به همین دلیل اگر توافقی حاصل شود، به احتمال زیاد بازار در کوتاهمدت واکنش هیجانی نشان میدهد و ممکن است دلار افت قابلتوجهی را تجربه کند. حتی کاهش ۲۰ تا ۳۰درصدی هم دور از ذهن نیست.
بازار ایران همیشه در واکنش به اخبار سیاسی دچار افراط میشود؛ چه در صعود و چه در نزول؛ بنابراین ممکن است برای مدتی نرخهایی در محدوده ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار تومان دیده شود. اما اینکه بعضیها تصور میکنند دلار به ارقام خیلی پایینتر برمیگردد، به نظر من چندان واقعبینانه نیست؛ مگر اینکه توافقی بسیار گسترده، پایدار و همراه با اصلاحات جدی اقتصادی در داخل شکل بگیرد که فعلا نشانه روشنی از آن دیده نمیشود.
در مورد سکه و طلا هم یک سوءبرداشت رایج وجود دارد. خیلیها فکر میکنند اگر دلار بریزد، سکه هم به همان نسبت سقوط میکند. درحالی که قیمت سکه فقط تابع دلار نیست؛ قیمت جهانی طلا هم نقش مهمی دارد. الان هم بازار جهانی طلا به خاطر تنشهای سیاسی، جنگها، نگرانیهای اقتصادی و سیاستهای امریکا همچنان در سطح نسبتا بالایی قرار دارد، بنابراین حتی اگر دلار داخلی کاهش پیدا کند، ممکن است سکه به آن شدت افت نکند.
ضمن اینکه در ایران طلا هنوز برای بخش زیادی از مردم یک پناهگاه امن محسوب میشود. وقتی اعتماد به آینده اقتصاد پایین باشد، مردم همچنان بخشی از سرمایه خود را به سمت طلا میبرند، به همین دلیل معمولا افت سکه کمتر از افت دلار است.
از آن طرف هم نباید فراموش کرد که اگر مذاکرات شکست بخورد یا توافق صرفا ناپایدار باشد، بازار میتواند خیلی سریع برگردد، چون بخشی از کاهش فعلی دلار ناشی از امید به توافق است. اگر این امید از بین برود، همان انتظارات تورمی و نگرانیها دوباره فعال میشود و بازار ممکن است حتی وارد موج جدیدی از افزایش قیمت شود.
برداشت من این است که توافق احتمالی میتواند در کوتاهمدت شوک کاهشی جدی به بازار ارز و سکه وارد کند و بخشی از التهاب اقتصاد را کم کند، اما تصور اینکه صرف توافق همه مشکلات اقتصادی ایران حل میشود یا ارزش پول ملی ناگهان احیا میشود، به نظر من خوشبینی بیش از حد است.
اقتصاد ایران امروز با مشکلاتی عمیقتر از صرف تحریم مواجه است و بدون اصلاحات واقعی در ساختار بودجه، بانکها، سیاستهای پولی و فضای سرمایهگذاری، حتی توافق هم فقط میتواند بخشی از بحران را کنترل کند نه اینکه آن را کاملا از بین ببرد.