
اقتصاد۲۴- بازار جهانی طلا این روزها وارد مرحله جدیدی از تغییرات راهبردی شده است. اگر در دهههای گذشته، نوسانات این فلز گرانبها عمدتاً تحت تأثیر شاخصهای سنتی اقتصادی آمریکا - مانند نرخ بهره فدرال رزرو، بازده سندهای قرضه یا ریسکهای ژئوپلیتیک مقطعی - تعیین میشد، امروز یک بازیگر پرقدرت شرقی فرمولهای قدیمی را برهم زده است.
بانک مرکزی چین با تداوم خریدهای سنگین و تاریخی طلا، نهتنها یک کفی بسیار محکم زیر قیمت جهانی طلا ایجاد کرده، بلکه در حال پیشبرد یکی از پیچیدهترین پروژههای اقتصادی قرن بیستویکم است: «کاهش وابستگی به دلار و بازسازی نظم مالی جهانی».
بررسی خریدهای ۲۱ ماهه پکن نشان میدهد که این روند یک سفر ساده برای سرمایهگذاری یا مدیریت ریسک کوتاهمدت نیست؛ بلکه برنامهای کاملاً محاسبهشده در دل رقابتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی با ایالات متحده است.
آمارهای جدید صادره از سوی نهادهای معتبر بینالمللی مانند شورای جهانی طلا (WGC) حاکی از آن است که بانک خلق چین (PBOC) در ماه جولای ۲۰ تن طلای جدید به ذخایر رسمی خود افزوده است. این میزان، بزرگترین حجم خرید ماهانه این کشور از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون محسوب میشود و مجموع ذخایر رسمی طلا در این کشور را به رقم چشمگیر ۲۳۶۶ تن رسانده است.
نکته قابل توجه این است که خریدهای پکن حتی در شرایطی که قیمت طلا نوسانات شدید یا روندهای اصلاحی را تجربه کرده، قطع نشده است. چین از فرصتهای افت قیمت به عنوان فرصت طلایی خرید بهره میبرد. کریستین گوپال، تحلیلگر ارشد شورای جهانی طلا، اشاره میکند که خریدهای خالص چین از ابتدای سال جاری میلادی به بیش از ۶۰ تن رسیده است. هرچند کشورهایی مانند جمهوری چک و قزاقستان نیز در ماههای اخیر اقدام به افزودن طلا به بانکهای مرکزی خود کردهاند، اما مقیاس و انگیزه خریدهای چین کاملاً متمایز و تأثیرگذار در سطح بینالمللی است.
چرا چین با این جدیت در حال جمعآوری طلا از بازارهای جهانی است؟ برای درک این رفتار، باید به تحولات سیاسی چند سال اخیر، بهویژه تحریمهای گسترده غرب علیه روسیه پس از جنگ اوکراین نگاه کرد. مسدود شدن داراییهای ارزی بانک مرکزی روسیه به دلار و یورو، زنگ خطری جدی برای تمامی قدرتهای نوظهور و بلوک شرق بود.
بیشتر بخوانید: افزایش قیمت طلا ادامه دارد؟ | طلای جهانی وارد کانال جدید شد
تحلیلگران ارشد حوزه اقتصاد سیاسی بر این باورند که پکن به این نتیجه رسیده است که نگهداری بخش عمدهای از ذخایر ارزی در قالب اوراق قرضه وزارت خزانهداری آمریکا یا حسابهای دلاری، نوعی نقطه ضعف استراتژیک در صورت بروز بحرانهای نظامی یا دیپلماتیک (مانند مسئله تایوان) خواهد بود. طلا تنها دارایی بدون «ریسک طرف مقابل» است؛ دارایی نقدشوندهای که زیر کلید هیچ دولت خارجی قرار ندارد، قابلیت تحریمپذیری مستقیم ندارد و پشتوانه محکم سیاسی و اقتصادی ایجاد میکند. بنابراین، تسریع خریدهای طلا بخشی از دکترین «دیوارکشی دفاعی» چین در برابر تحریمهای احتمالی غرب است.
یکی از نکات جذاب و تکاندهنده در گزارشهای اخیر موسسات معتبر، مسئله «ذخایر غیررسمی» چین است. گزارش کارشناسان بازار کالا در مؤسسه بازارهای سرمایه BMO نشان میدهد که آمارهای اعلامشده از سوی بانک مرکزی چین تنها نوک کوه یخ هستند.
بر اساس این تحلیلها، چین تاکنون نزدیک به ۳۰ هزار تن طلا در سطح زمین (شامل ذخایر بخش خصوصی، شرکتهای دولتی، صندوقهای ثروت ملی و معادن داخلی) انباشته کرده است. این کشور که خود بزرگترین تولیدکننده طلای جهان نیز به شمار میرود، بخش عمدهای از تولید داخلی خود را صادر نمیکند و آن را در داخل مرزهایش نگه میدارد. به گفته تحلیلگران BMO، چین در حال حاضر هدایت حدود یکسوم از کل جریان تقاضای جهانی طلا را در دست دارد. این حجم از انباشت نشان میدهد که اشتهای پکن برای بلعیدن طلا سیریناپذیر است و برنامهای بس طولانیتر را دنبال میکند.
هدف غایی چین از این خریدهای افسانهای، تقویت اعتبار ارز ملی خود، یعنی «یوان» (RMB) است. پکن رؤیای تبدیل یوان به یک ارز ذخیره بینالمللی و جایگزین معتبر برای دلار را در سر میپروراند. اما در نظام بینالملل، ارزها تنها با حجم اقتصاد یک کشور پذیرفته نمیشوند؛ اعتماد جهانی نیازمند پشتوانهای محکم و نقدشونده است.
در حال حاضر، ذخایر طلای فدرال رزرو آمریکا معادل حدود ۵ درصد از حجم نقدینگی این کشور را پوشش میدهد. اگر چین بخواهد ذخایر طلای خود را به نسبتی مشابه با حجم نقدینگی عظیمش برساند، به حداقل ۱۸ هزار تن طلای رسمی نیاز خواهد داشت. برای رسیدن به چنین سطحی، چین باید در پنج سال آینده دستکم ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تن طلای دیگر به ذخایر رسمی خود اضافه کند.
ورود طلا به عنوان پشتوانه نرم یوان، به چین اجازه میدهد تا در پیمانهای تجاری دوجانبه (مانند مبادلات نفتی با کشورهای خاورمیانه یا اعضای گروه بریکس)، طرفهای تجاری را مطمئن سازد که یوان دریافتی قابلیت تبدیلپذیری بالا و پشتوانهای مستحکم دارد. این روند، گامی عملی در راستای «دلارزدایی» از تجارت جهانی است.
مداخله و تقاضای ساختاری چین و سایر بانکهای مرکزی، معادلات بازار جهانی طلا را کاملاً تغییر داده است. در طول تاریخ، هر زمان نرخهای بهره واقعی در آمریکا افزایش مییافت یا ارزش دلار تقویت میشد، قیمت طلا افت شدیدی را تجربه میکرد. اما در دوره اخیر، با وجود نرخهای بهره بالا، قیمت طلا در سطوح بالای تاریخی ماندگار شده و حتی کانالهای قیمتی نوینی را فتح کرده است.
حضور چین به عنوان یک «خریدار بزرگ و دائمی» باعث شده که هرگونه کاهش قیمت طلا سریعاً با موج خریدهای پکن مواجه و خنثی شود. به عبارت سادهتر، تقاضای استراتژیک بانکهای مرکزی، یک «کف قیمتی» مستحکم برای طلا ایجاد کرده است که مانع از سقوط آن میشود.
رقابت چین و آمریکا از حوزههای فناوری، نظامی و تجاری، اکنون به عمیقترین لایههای نظام پولی بینالمللی کشیده شده است. پکن با خریدهای طلایی خود نهتنها به دنبال حفظ ارزش داراییهای ملی و مقابله با تورم جهانی است، بلکه سنگبنای یک نظم مالی چندقطبی را پایهریزی میکند؛ نظمی که در آن دلار دیگر حاکم مطلق نخواهد بود.
تا زمانی که این رقابت ژئوپلیتیک ادامه داشته باشد و چین به مسیر تقویت یوان و کاهش وابستگی به داراییهای دلاری وفادار بماند، تقاضای بانک مرکزی این کشور محرک اصلی بازار طلا باقی خواهد ماند. این وضعیت نشان میدهد که طلا در جهان امروز دیگر صرفاً یک کالای سرمایهگذاری برای مقابله با تورم نیست، بلکه سلاحی خاموش در نبرد بزرگ قدرتهای جهانی برای تعیین جایگاه اقتصادی در قرن جدید است.