
اقتصاد۲۴- همزمان با تقویت پالسهای مثبت دیپلماتیک و ایجاد کورسوهای امید برای دستیابی به یک توافق احتمالی در عرصه بینالمللی در عین تنشهای روز یکشنبه ایران و اسرائیل، جریانهای تندرو و مخالفان توافق بار دیگر آرایش تهاجمی و هجومی به خود گرفته و هیاهوی گسترده، بیسابقه و سازمانیافتهای را در فضای سیاسی، رسانهای و مجازی کشور به راه انداختهاند.
این طیف افراطی با ایستادگی آشکار در برابر تصمیمات کلان و حاکمیتی نظام و ایجاد تنشهای پیاپی در سطح جامعه، عملاً در مسیر سامانیافتن اقتصاد به گل نشسته کشور سنگاندازی میکنند و با تمام توان مانع از آن میشوند که تودههای مردم پس از سالها تحمل فشار، تحریم و سختیهای جانکاه معیشتی، سرانجام نفس راحتی بکشند و افق روشنی را پیش روی خود و فرزندانشان ببینند.
در واقع، رفتارهای اخیر این جریان نشان میدهد که منافع حزبی، گروهی و کاسبکارانه آنها از محل استمرار تحریمها، بسیار فراتر از منافع ملی و رفاه عمومی قرار دارد و برای حفظ موقعیت سیاسی خود، ابایی از به گروگان گرفتن معیشت میلیونها ایرانی ندارند.
مخالفت با توافق و ایستادگی در برابر گشایشهای دیپلماتیک، این روزها به مخرج مشترک و ترجیعبند طیف وسیعی از چهرههای پایداری، بازماندگان دولت سابق و برخی رسانهها متعلق به این جریان تبدیل شده است. این شبکه درهمتنیده با هماهنگی کامل، توپخانههای تبلیغاتی خود را به سمت هرگونه تلاش برای تنشزدایی نشانه رفته است. در راس این جبهه، چهرههای سیاسی شاخصی همچون سعید جلیلی، علیرضا زاکانی و محسن منصوری به همراه فعالان و نظریهپردازانی نظیر یاسر جبرائیلی، میثم نیلی و حجت عبدالملکی قرار دارند که اتاق فکرهای این جریان را هدایت کرده و بیانیههای تند و تقابلی را تدوین میکنند. در کنار آنها، چهرههای رسانهای و دانشگاهی مانند شهاب اسفندیاری، مهدی خانعلیزاده، غلامرضا قاسمیان، فواد ایزدی، مسعود براتی، علی فروغی و مهدی جمشیدی وظیفه تئوریزهکردن این مخالفتها و القای حس ناامیدی به جامعه را بر عهده دارند.
همزمان در بهارستان نیز نمایندگان تندرویی، چون امیرحسین ثابتی، محمود نبویان، علی خضریان، حمید رسایی، مالک شریعتی، میثم ظهوریان و غضنفری، نطقهای آتشین و جنجالی ایراد کرده و مستقیماً به تیم دیپلماسی کشور حمله میبرند. این شبکه گسترده سیاسی از پشتیبانی همهجانبه و بیشائبه رسانههای مکتوب و دیجیتالی مانند روزنامه کیهان، خبرگزاری فارس، کانال خبری رجانیوز و حتی رسانه ملی برخوردار است.
کارشناسان و دعوتشدگان به برنامههای تلویزیون مدام با مواضعی ناامیدکننده ادعا میکنند که ترامپ هیچ تحریمی را لغو نخواهد کرد، توافقات بیفایده است و حتی کشورهایی مانند پاکستان نیز صرفاً پیام تهدید و ترور به همراه میآورند؛ رویکردی که هدف آن ایجاد هراس عمومی و انسداد هرگونه مسیر عقلانی در سیاست خارجی است.
تحرکات این طیف افراطی تنها به بیانیهنویسی، توئیتزنی و سخنرانیهای رسانهای محدود نمانده و به سرعت شکل تجمعات خیابانی خطرناک و تنشآفرین را در پایتخت و سایر شهرهای مذهبی و بزرگ به خود گرفته است. جرقه این اقدامات میدانی پس از آن زده شد که مجمع نمایندگان استان قم در مجلس شورای اسلامی به طور رسمی برای برگزاری تجمع فراخوان صادر کرد؛ فراخوانی که به سرعت در تهران، مشهد، کرج و قم سازماندهی شد. در این تجمعات که با حضور برخی نمایندگان مجلس و با سخنرانی افراد جنجالی و مداحانی، چون سعید حدادیان و علیاکبر رائفیپور همراه بود، شعارهای بسیار تند و ساختارشکنانه علیه محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) و عباس عراقچی (وزیر امور خارجه) سر داده شد.
بیشتر بخوانید: از پشت پرده نامه ۶۰ نماینده تا فراخوانهای خیابانی؛ مخالفان توافق چه میگویند و چه میخواهند؟
جمعیت حاضر در این تجمعات با سر دادن شعارهایی همچون «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» و توزیع وسیع پوسترهایی با هشتگ «نمیپذیرم» و عبارت صریح «توافق را نمیپذیرم»، تقابل علنی و بیپرده خود را با فرآیند رسمی دیپلماسی کشور به نمایش گذاشتند. رائفیپور در یکی از همین سخنرانیها با تاکید بر موضوع خونخواهی، جملاتی تقابلی را مطرح کرد که مرزبندی شدیدی با خط رسمی نظام داشت، هرچند در این میان برخی چهرههای دیگر این جریان مانند آیتالله میرباقری، عضو مجلس خبرگان رهبری، با دیدن ابعاد خطرناک این تندرویها، تلاش کردند تا جامعه را به پرهیز از پمپاژ اضطراب دعوت کنند و یادآور شوند که صحنه تحت کنترل عالی قرار دارد.
همزمان با این تحرکات میدانی، حسین شریعتمداری نیز در روزنامه کیهان با لحنی تند به مواخذه شدید قالیباف و عراقچی پرداخت و تفاهمات احتمالی پیرامون باز نگه داشتن تنگه هرمز را به شدت زیر سوال برد و مدعی شد که مسئولان با عدم دریافت غرامت و باز کردن این تنگه، در حال خفه کردن دستاوردهای میدانی کشور هستند و زمینه را برای جنایات بعدی دشمن آماده میکنند.
این رفتارهای شتابزده، پرخاشگرانه و افراطی که امنیت ملی را در برههای حساس نشانه رفته، با واکنشهای تند، صریح و هشدارهای جدی از سوی مسئولان عالیرتبه کشوری، چهرههای ملی و رسانههای میانهرو و حتی اصولگرا مواجه شده است. رئیسجمهور در نشست صمیمانه خود با مدیران رسانههای کشور به صراحت اعلام کرد که تصمیمگیری درباره مسائل کلان جنگ، صلح و مذاکره مستقیماً به عهده رهبری و شورای عالی امنیت ملی است و تمام جریانهای سیاسی، بدون استثنا، باید خود را ملزم به تبعیت از این تصمیمات حاکمیتی بدانند و از رفتارهای خودسرانه پرهیز کنند. حتی سیدمجید موسوی فرمانده هوافضای سپاه که در تجمعات شبانه او را سید مجید نقطهزن خطاب میکنند، در پیامی تاکید کرد که باید پشتیبان ولایت فقیه بود و از رهبری به صورت کامل تبعیت کرد.
در همین راستا، سید حسن خمینی نیز تاکید کرد که تخطئه و تخریب تصمیمگیران عالیرتبه کشور در این شرایط هیچ ثمرهای ندارد چرا که تصمیمات کلان با تأیید و نظارت دقیق رهبر معظم انقلاب اتخاذ میشود.
از سوی دیگر، حسامالدین آشنا، مشاور پیشین رئیسجمهور، با لحنی هشدارآمیز نسبت به عواقب این رفتارهای تندروها نوشت: «بترسید که دیماه معکوس را در خردادماه پرحادثه کلید بزنند. بترسید که جانفدایان را به نفع پایداریها مصادره کنند و نظمِ نظام را ناظمان بشکنند.» او با یادآوری این نکته که سرویسهای جاسوسی بیگانه مانند موساد برای ایجاد فتنه و آشوب داخلی شبها هم بیدارند، خواستار توقف فوری قطبیسازی جامعه و اردوکشیهای خیابانی شد.
علاوه بر چهرههای سیاسی، رسانههای معتدل کشور نیز به میدان آمدند؛ روزنامه اطلاعات در تحلیلی دقیق، این رفتارهای افراطی را به «ایجاد شکاف در میان تختههای کشتی» در میان طوفان تشبیه کرد و این شعارها را مغایر با عقل سلیم، امکانات میدان و حقوق بینالملل دانست. جالب اینجاست که حتی روزنامه اصولگرای جوان نیز به صف منتقدان پیوست و با انتقاد از نمایندگان تندرو تصریح کرد که افکار عمومی از آنها انتظار بررسی کارشناسی، مستدل و منطقی دارد، نه برچسبزنی، تخریب شخصیتها و داوریهای شتابزده. همچنین غلامرضا رشیدی کوچی، نماینده پیشین مجلس، این جریان را امتداد همان تفکری دانست که در گذشته در اماکن مقدسه به سوی مسئولان دلسوز نظام مهر و کفش پرتاب میکردند و امروز در پوششی جدید، خود را از فرماندهان نظامی و مسئولان ارشد کشور دلسوزتر جلوه میدهند.
واقعیت غیرقابلانکار این است که تصمیمات کلان در حوزه سیاست خارجی و مذاکرات بینالمللی، هرگز یکشبه، فردی یا احساسی اتخاذ نمیشوند؛ بلکه فرآیندی کاملاً عقلانی، کارشناسیشده، پیچیده و تحت نظارت عالیه و تایید قطعی حاکمیت و مراجع بالادستی است. به طوری که حتی چهرههای باسابقهای، چون سید عزتالله ضرغامی نیز خطاب به این جریان تاکید کردهاند که مگر میشود موضوعی به این مهمی تحت نظارت دقیق رهبر انقلاب نباشد؟ او همبستگی را مؤثرترین سلاح کشور در شرایط کنونی دانست و از تندروها خواست که این اتحاد را خراب نکنند.
با این همه به نظر میرسد که تحرکات، کارشکنیها و غوغاسالاریهای جریان پایداری و افراطیون ادامه دارد و نه تنها هیچ کمکی به حل مشکلات انباشتهشده و معیشتی مردم نمیکند، بلکه با دوقطبیسازی کاذب در جامعه، ایجاد هراس در بازارهای اقتصادی و افزایش هزینههای داخلی توافق، دستاوردهای اقتصادی ملموسی را که میتواند پس از سالها سختی، سفره مردم را ترمیم کرده و به بازارها ثبات ببخشد، با خطری جدی مواجه میسازد. زمان آن فرا رسیده است که این جریان اقلیت و پرهیاهو، منافع ملی، آرامش روان جامعه و رفاه ملت صبور ایران را بر منافع تنگنظرانه جناحی، سیاسی و کاسبکارانه خود مقدم بدارد و اجازه دهد کشور در سایه عقلانیت و اتحاد، از این گردنه دشوار عبور کند.