
اقتصاد۲۴- در واپسین ساعات شامگاه یکشنبه و نخستین دقایق بامداد دوشنبه، در حالی که منطقه در حساسترین نقطه خود میان دو چشمانداز متضاد تشدید درگیری یا گشایش دیپلماتیک در نوسان بود، سرانجام کفه دیپلماسی بر منطق تقابل سنگینی کرد و پس از ۶۹ روز رایزنیهای فشرده، رفتوآمدهای مستمر میانجیها و تلاشهای پیگیر بازیگران منطقهای و بینالمللی، تهران و واشینگتن به یک تفاهم اولیه دست یافتند و به تعبیری فضای شکننده آتشبس به پایان جنگ ختم شد. بدون شک این تفاهم در وضعیتی مملو از بیاعتمادی، تهدید و محاسبات متضاد شکل گرفت. از همین رو، بسیاری آن را نه یک توافق عادی، بلکه نقطهای تعیینکننده در مسیر تحولات آینده منطقه ارزیابی میکنند.
اهمیت این تفاهم از آن جهت دوچندان است که در شرایطی حاصل شد که تنها ساعاتی پیش از آن، حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، بار دیگر سایه تشدید تنشها را بر منطقه گسترانده بود. بااینحال، تهران با ترجیحدادن مسیر دیپلماسی و چشمپوشی از واکنشی که میتوانست معادلات را به سوی رویارویی گستردهتر سوق دهد، عملا فرصت لازم را برای تثبیت روند مذاکرات فراهم کرد. از این منظر، کشور وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که میتوان از آن بهعنوان آغاز دوران «پساجنگ» یاد کرد؛ هرچند تحقق کامل این وضعیت همچنان به سرنوشت مذاکرات پیشرو وابسته است.
براساس گزارشها، طرفین اکنون وارد بازهای ۳۰ تا ۶۰روزه شدهاند که امکان تمدید آن نیز وجود دارد و قرار است در این مدت، برای دستیابی به توافقی جامعتر تلاش کنند. بااینحال، همچنان عدم قطعیتهای مهمی بر سر راه این روند قرار دارد. نخستین و مهمترین ابهام، اختلافات بنیادینی است که هنوز میان دو طرف حلوفصل نشده و بخش مهمی از ریشههای جنگ تحمیلی اخیر نیز به همین اختلافات بازمیگردد. روشن است که اگر راهحلی پایدار برای این مسائل پیدا نشود، خطر بازگشت به چرخه تنش و حتی ازسرگیری درگیریها همچنان وجود خواهد داشت.
در کنار این مسئله، نقش اسرائیل نیز بهعنوان مهمترین متغیر اخلالگر همچنان برجسته است. بنیامین نتانیاهو که از آغاز روند مذاکرات با دیده تردید به آن نگریسته است، عملا با حمله اخیر به ضاحیه، نخستین نشانههای کارشکنی را آشکار کرد. افزون بر این، اعلام موضع تلآویو مبنی بر اینکه خود را ملزم به اجرای ترتیبات ناشی از تفاهم تهران و واشینگتن نمیداند، نشان میدهد مخالفان منطقهای توافق همچنان در پی برهمزدن موازنهای هستند که به دشواری شکل گرفته است. از همین رو، هرچند دیپلماسی در نخستین گام موفق شده کشور و منطقه را از لبه پرتگاه دور کند، اما مسیر پیشرو همچنان شکننده، پیچیده و آکنده از مخاطرات خواهد بود.
در واپسین ساعات یکشنبه، همزمان با افزایش نشانههای احتمال واکنش متقابل ایران به حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، روند تحولات منطقهای وارد مرحلهای فشرده و کمسابقه از دیپلماسی بحران شد؛ مرحلهای که در آن، تلاش برای جلوگیری از فروپاشی مسیر تفاهم ایران و آمریکا در مرکز تحرکات سیاسی قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن بود که حمله اسرائیل نهتنها روند مذاکرات را متوقف نکرد، بلکه بهطور معکوس موجب تشدید تلاش میانجیها برای حفظ گفتوگوها شد. در همین چارچوب، شبکه سیانان به نقل از یک دیپلمات مطلع گزارش داد هیئت قطری همچنان در تهران حضور دارد و با هماهنگی مستقیم ایالات متحده، در حال رایزنی برای استمرار روند مذاکرات است. همزمان، دونالد ترامپ اعلام کرد تنها یک ساعت پیش از موعد پیشبینیشده برای امضای تفاهم، از حمله اسرائیل به بیروت مطلع شده و این اقدام را عاملی دانسته که روند توافق را مختل کرده است. او از این حمله ابراز نارضایتی کرد و آن را اقدامی دانست که «همه چیز را به هم ریخت».
در منطقه نیز تحرکات دیپلماتیک شدت گرفت. منابع اسرائیلی از تلاش بنیامین نتانیاهو برای دیدار فوری با ترامپ پس از نشست گروه هفت خبر دادند. در همین حال، گزارشهایی از افزایش نقش میانجیهایی همچون قطر و پاکستان منتشر شد که تلاش داشتند مسیر مذاکرات را از فروپاشی کامل حفظ کنند. در تهران، وزارت امور خارجه با انتشار بیانیهای شدیداللحن، حمله اسرائیل را «نقض فاحش تفاهم آتشبس» میان ایران و آمریکا توصیف کرد و مسئولیت پیامدهای آن را متوجه تلآویو و واشینگتن دانست. بااینحال، در کنار ادبیات انتقادی، تأکید بر حق دفاع مشروع در عین حفظ مسیر دیپلماسی، نشان میداد تهران در پی مسدودشدن کامل کانال گفتوگو نیست.
در سطح سیاسی داخلی نیز دوگانهای از مواضع شکل گرفت؛ از یک سو، دبیر شورای عالی امنیت ملی از لزوم «پاسخ رزمندگان اسلام» در برابر نقض خطوط قرمز سخن گفت و از سوی دیگر، رئیس مجلس با تأکید بر نقش «دیپلماسی مقتدرانه»، تلاش کرد میان ضرورت پاسخ و حفظ مسیر مذاکره توازن برقرار کند. در ساعات ابتدایی بامداد دوشنبه، روند تحولات شتاب بیشتری گرفت و نشانههای توافق نهایی میان ایران و آمریکا آشکار شد. نخستین جرقه این تحول با پیام کوتاه وزیر کشور پاکستان و سپس اظهارات دونالد ترامپ درباره نزدیکی توافق زده شد. اندکی بعد، دولت پاکستان بهطور رسمی اعلام کرد توافق صلح میان ایران و آمریکا حاصل شده و نخستوزیر این کشور از پایان فوری درگیریها در جبهههای مختلف خبر داد و زمان امضای رسمی توافق در سوئیس را اعلام کرد.
ترامپ نیز دقایقی بعد در پیامی رسمی، حصول توافق را تأیید کرد و از پایان محدودیتهای دریایی علیه ایران و بازگشایی تنگه هرمز خبر داد. همزمان در تهران، مقامات از تکمیل متن یادداشت تفاهم پس از بیش از ۱۵ ساعت مذاکره فشرده با میانجیگری قطر خبر دادند. براساس اعلام منابع رسمی، دو اقدام فوری شامل پایان درگیریها و رفع محاصره دریایی باید بلافاصله اجرا میشد. در ادامه، جزئیات بیشتری از مفاد توافق منتشر شد که شامل مذاکرات ۶۰روزه آینده با محورهایی همچون رفع تحریمها، پرونده هستهای، برنامه توسعه اقتصادی ایران و سازوکار نظارت بر تعهدات بود. برخی منابع همچنین از اضافهشدن بندهایی درباره احترام به حاکمیت لبنان و تسریع در لغو محدودیتهای دریایی خبر دادند.
در همین روند، گزارشهایی از تغییرات لحظهآخری در متن تفاهم منتشر شد که براساس آن، موضوع لغو فوری محاصره دریایی جایگزین جدول زمانی ۳۰روزه شد. همچنین سازوکار مدیریت تنگه هرمز به ایران و عمان واگذار شد. در برخی گزارشها نیز به بستههای اقتصادی و سرمایهگذاری گسترده برای بازسازی اقتصاد ایران اشاره شد. در سطح امنیتی، اعلام شد که پس از حمله اسرائیل به ضاحیه، روند مذاکرات برای مدتی متوقف و نیروهای مسلح ایران در حالت آمادهباش قرار گرفته بودند، اما این وضعیت با ازسرگیری مذاکرات و ارائه امتیازات جدید از سوی طرف مقابل پایان یافت.
در نهایت، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با انتشار بیانیهای رسمی، نهاییشدن یادداشت تفاهم را تأیید و اعلام کرد که جنگ در همه جبههها پایان یافته و مذاکرات برای توافق نهایی پس از اجرای تعهدات آغاز خواهد شد. به این ترتیب، شبی که با نگرانی از گسترش درگیریهای منطقهای آغاز شده بود، با اعلام یک تفاهم دیپلماتیک و ترسیم چشماندازی تازه برای مذاکرات ایران و آمریکا پایان یافت؛ تحولی که اکنون نگاهها را به مرحله اجرای توافق و نشست نهایی در سوئیس معطوف کرده است.
در پی امضای تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا و اعلام پایان جنگ، فضای سیاسی کشور با مجموعهای از واکنشهای رسمی و سیاسی همراه شد؛ واکنشهایی که ضمن تأکید بر اهمیت این تحول، بر ضرورت حفظ انسجام داخلی و ادامه مسیر دیپلماسی تأکید دارند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در حاشیه همایش سراسری «حکمرانی همافزا» با اشاره به نهاییشدن تفاهم گفت که این توافق با هماهنگی کامل به تصویب رسیده و قرار است در روزهای آینده به امضا برسد. او در عین حال با اشاره به عملکرد مدیریتی در دوران جنگ، تأکید کرد اداره کشور با وجود شرایط بحرانی، بدون اختلال ادامه یافته و ساختار اجرائی کشور توانسته ثبات خود را حفظ کند؛ موضوعی که به گفته او، برخلاف تصور اولیه دشمنان از فروپاشی داخلی بوده است. در سطح سیاسی، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، این تفاهم را نتیجه «هوشمندی رهبری و ایثار تیم مذاکرهکننده» دانست و آن را پیروزی ملی در برابر فشارهای خارجی توصیف کرد. او همچنین بر ضرورت حمایت ملی از مسیر دیپلماسی و تقویت بنیانهای قدرت ملی، چه در بُعد مادی و چه معنایی تأکید کرد.
در همین حال، سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق، در بیانیهای تفصیلی، امضای تفاهم را «گامی بلند و مهم» برای عبور از بحران توصیف کرد. او با اشاره به هزینههای سنگین جنگ، ازجمله خسارات انسانی و اقتصادی، تأکید کرد که اکنون زمان حرکت به سمت صلح پایدار، بازسازی کشور و بهرهگیری از ظرفیتهای ملی و بینالمللی فرا رسیده است. خاتمی همچنین تصریح کرد دیپلماسی و قدرت دفاعی باید بهعنوان دو مؤلفه مکمل امنیت ملی در کنار یکدیگر دیده شوند و نه در تقابل با هم. در بخش دیگری از واکنشها، آملیلاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر «عظمت ایستادگی ملت ایران» در جنگ اخیر، این مقطع را زمان تأمل در دستاوردهای مقاومت و انسجام ملی دانست. او ضمن پرهیز از نتیجهگیری شتابزده درباره آینده توافق، بر نقش همزمان مردم، نیروهای مسلح و نهادهای حکمرانی در حفظ ثبات کشور تأکید کرد.
از سوی دیگر، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور نیز با اشاره به نقش تولیدکنندگان در شرایط جنگی، آنان را «سرداران اقتصادی کشور» توصیف کرد و گفت دولت در دوره پس از جنگ نیز با قدرت در کنار فعالان اقتصادی خواهد بود. او همچنین این تفاهم را حاصل انسجام ملی، تدبیر سیاسی و قدرت بازدارندگی کشور دانست. در سطح تحلیل سیاسی، حمید ابوطالبی، مشاور سیاسی حسن روحانی نیز در واکنشی متفاوت، ضمن استقبال از پایان جنگ، هشدار داد توافقهای سیاسی بهتنهایی پایان منازعه محسوب نمیشوند و اجرای آنها آزمونی دشوار برای اعتمادسازی و پایبندی متقابل خواهد بود.
اعلام تفاهم اولیه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با موجی از واکنشهای متضاد در سطح منطقهای و بینالمللی هم همراه شد؛ بهگونهای که در حالی بسیاری از کشورها آن را فرصتی برای کاهش تنشها و بازگشت ثبات به خاورمیانه ارزیابی کردند، محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل و برخی چهرههای آمریکایی نسبت به پیامدهای آن ابراز نگرانی و انتقاد جدی کردند. در منطقه، عربستان سعودی، ترکیه، قطر، کویت، پاکستان و شورای همکاری خلیج فارس در صف نخست استقبالکنندگان از این تفاهم قرار گرفتند. وزارت خارجه عربستان با تأکید بر اهمیت امنیت مسیرهای انرژی و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، آغاز روند گفتوگوهای رسمی میان تهران و واشینگتن را گامی مثبت برای تقویت امنیت منطقه دانست. شورای همکاری خلیج فارس نیز این تحول را فرصتی برای حل سایر اختلافات منطقهای ارزیابی کرد و بر تداوم مسیر دیپلماسی تأکید داشت.
قطر و پاکستان نقش فعالی در روند میانجیگری ایفا کرده و این تفاهم را دستاوردی برای دیپلماسی منطقهای توصیف کردند. مقامات پاکستانی از جمله آصف علی زرداری، رئیسجمهور این کشور، این روند را گامی در جهت تقویت چندجانبهگرایی و حل مسالمتآمیز اختلافات دانستند و بر ضرورت دستیابی به توافقی پایدار تأکید کردند. گزارشها همچنین از احتمال حضور نخستوزیر پاکستان در مراسم امضای نهایی در ژنو حکایت دارد. ترکیه نیز این توافق را «نقطه عطفی مهم» در مسیر ثبات منطقه توصیف کرد. کویت بر اصول حسن همجواری و عدم مداخله تأکید ورزید و در لبنان نیز مقامات این کشور از بندهای مرتبط با توقف درگیریها استقبال کردند.
در سطح فرامنطقهای، اتحادیه اروپا و برخی دولتهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایتالیا این تفاهم را فرصتی برای پایان یک جنگ پرهزینه دانستند. آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، خواستار تداوم مسیر مسالمتآمیز شد و کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آن را «گشایشی مهم» برای مذاکرات گستردهتر درباره پرونده هستهای ایران توصیف کرد. کشورهای اروپایی نیز آمادگی خود را برای همکاری در مسیر کاهش تحریمها در صورت اجرای تعهدات طرفین اعلام کردند. رهبران فرانسه و آلمان این تفاهم را عاملی مهم در ثبات منطقهای و اقتصاد جهانی دانستند.
یکی از محورهای مهم واکنشهای بینالمللی، موضوع امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز بود. سازمان بینالمللی دریانوردی این تفاهم را گامی مهم در راستای تضمین آزادی ناوبری دانست و از آغاز اقدامات عملی برای مدیریت وضعیت دریانوردان منطقه خبر داد. برخی دولتهای اروپایی نیز بر اهمیت تثبیت امنیت این آبراه راهبردی تأکید کردند. بازارهای جهانی نیز بهسرعت به این تحول واکنش نشان دادند؛ شاخصهای بورس در آسیا و معاملات آتی والاستریت روندی مثبت نشان دادند و همزمان قیمت نفت کاهش یافت. گزارشها همچنین از عبور نخستین نفتکش LNG از تنگه هرمز پس از اعلام تفاهم خبر دادند؛ نشانهای از کاهش فوری تنشهای ژئوپلیتیک در بازار انرژی.
در مقابل، شدیدترین واکنشهای منفی از سوی اسرائیل و برخی مقامات پیشین آمریکایی مطرح شد. بن رودز، مقام سابق امنیت ملی آمریکا، این توافق را محدودتر از اهداف پیشین و همراه با هزینههای سنگین دانست. رابرت مالی نیز با اشاره به بازگشایی تنگه هرمز، این اقدام را نشانهای از بیثمربودن جنگ ارزیابی کرد و تأکید داشت مسائل اصلی همچنان حلنشده باقی ماندهاند. در اسرائیل، این تفاهم با واکنشهای تند سیاسی روبهرو شد. بنی گانتس، یائیر لاپید و گادی آیزنکوت آن را «شکست راهبردی» توصیف کردند و نسبت به محدودشدن آزادی عمل تلآویو در منطقه، بهویژه در لبنان، هشدار دادند. رسانههای اسرائیلی نیز از این تحول به عنوان «شوک سیاسی» و حتی «شکست شخصی نتانیاهو» یاد کردند. در همین حال، ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، اعلام کرد تلآویو خود را ملزم به این توافق نمیداند و بر ادامه سیاست بازدارندگی مستقل تأکید کرد.
در روزهایی که خبر شکلگیری یک تفاهم اولیه میان ایران و ایالات متحده بار دیگر فضای تحلیلهای سیاسی را تحت تأثیر قرار داده، این پرسش جدی مطرح است که آیا این تحول میتواند آغاز یک فصل تازه در سیاست خارجی ایران باشد یا صرفا یک توقف مقطعی در روندی پرتنش و فرساینده خواهد بود؟ حسین معینآبادی در گفتوگویی با «شرق» و در پاسخ به این پرسش تلاش میکند تصویری واقعگرایانه و بهدور از هیجانزدگی از این وضعیت ارائه دهد و تأکید میکند: «در سیاست بینالملل نه خوشبینی افراطی و نه بدبینی افراطی مبنای تحلیل درست نیست، چراکه تجربه تاریخی روابط کشورها نشان داده بسیاری از توافقها یا در عمل با چالش روبهرو میشوند یا در گذر زمان نیازمند اصلاحات جدی هستند». دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر با اشاره به نمونههایی مانند توافقهای کنترل تسلیحات میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی توضیح میدهد: «حتی در ساختارهای باثباتتر نیز هیچ تضمینی برای اجرای دائمی توافقها وجود ندارد و منافع کشورها هرچند ثابت تلقی میشوند، اما ابزارهای رسیدن به آن منافع متغیر و قابل تغییرند، به همین دلیل توافقها فقط یکی از ابزارهای سیاست خارجی محسوب میشوند، نه تضمینکننده تغییر پایدار رفتار دولتها».
بیشتر بخوانید:افشاگری ونس از متن توافق ایران و آمریکا
مدرس روابط بینالملل در ادامه درباره نسبت این تفاهم با آینده روابط ایران و آمریکا تأکید میکند: «نباید آن را نقطه پایان یا آغاز قطعی دانست، بلکه باید در چارچوب یک روند طولانی و پیچیده تحلیل کرد که در آن عوامل داخلی، منطقهای و بینالمللی بهطور مستمر در حال اثرگذاری بر مسیر توافقها هستند». به گفته این مفسر حوزه سیاست خارجی: «تجربههایی مانند برجام نیز نشان دادهاند که حتی توافقهای مهم بینالمللی در برابر تغییرات سیاسی داخلی کشورها یا جابهجایی اولویتهای قدرتهای جهانی آسیبپذیرند و بنابراین هرگونه تحلیل باید با احتیاط و پرهیز از قطعیتهای زودهنگام انجام شود». معینآبادی همزمان به نقش تحولات منطقهای و بهویژه جنگ اخیر نیز اشاره میکند و معتقد است: «این رخداد، علیرغم هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، موجب بازتعریف بخشی از معادلات قدرت در منطقه شده و ظرفیتهای ایران در حوزه بازدارندگی و جنگ نامتقارن را بیش از پیش آشکار کرده است». دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر خاطرنشان میکند: «ایران در این دوره توانسته بخشی از توانمندیهای خود را در میدان واقعی آزمایش کند و این امر در کنار هزینههای واردشده، بر جایگاه دیپلماتیک کشور نیز اثر گذاشته است، بهگونهای که امروز نمیتوان نقش ایران را در معادلات منطقهای نادیده گرفت».
این استاد روابط بینالملل در ادامه تأکید دارد: «منطقه در وضعیت گذار قرار دارد و نظم سنتی در حال تغییر است؛ نظمی که در آن ایران از نگاه بسیاری از بازیگران بینالمللی و منطقهای به عنوان یک قدرت تثبیتشده شناخته میشود، هرچند این جایگاه همچنان با چالشها و حساسیتهای متعدد همراه است». او معتقد است: «این تحول صرفا نظامی نیست، بلکه ابعاد دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی گستردهای دارد و در واقع میدان و دیپلماسی بیش از گذشته به یکدیگر پیوند خوردهاند». از نگاه معینآبادی: «ایران از یک وضعیت صرفا تدافعی به نوعی بازدارندگی فعال رسیده است که در آن امکان ابتکار عمل در برخی حوزهها نیز وجود دارد، هرچند این موضوع به معنای نادیدهگرفتن هزینههای سنگین گذشته نیست».
این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع آینده توازن در سیاست خارجی میان شرق و غرب بعد از تفاهم ایران و آمریکا میپردازد و توضیح میدهد: «ایران هیچگاه بهطور کامل وابسته به شرق نبوده، اما فشار تحریمها و محدودیتهای ساختاری موجب شده بود توازن طبیعی در روابط خارجی کشور به هم بخورد و وزن تعاملات به سمت شرق متمایل شود». این کارشناس معتقد است: «امضای توافقها و تفاهمهای بلندمدت با کشورهایی مانند چین و روسیه در این چارچوب قابل فهم است، اما در عین حال این وضعیت نمیتواند جایگزین کامل تعامل متوازن با غرب شود، بهویژه با توجه به نیازهای فناورانه و اقتصادی ایران». او تصریح میکند: «حتی کشورهایی مانند چین نیز در مسیر توسعه خود از ظرفیتهای فناوری غرب بهره بردهاند و بنابراین ایران نیز در صورت کاهش تنشها میتواند وارد مرحلهای جدید از تعاملات متوازنتر با جهان شود». با این حال تحلیلگر حوزه سیاسی هشدار میدهد: «نباید نسبت به این روند دچار خوشبینی افراطی شد، زیرا اختلافات ساختاری ایران و آمریکا عمیق است و بخش مهمی از تحریمها در سطح کنگره آمریکا تصویب شده و لغو آنها نیازمند فرایندهای طولانیمدت است». در نگاه معینآبادی: «اگرچه مسیر پیشرو، دشوار و زمانبر است، اما تفاهم اولیه میتواند فرصتهایی برای بازتعریف سیاست خارجی ایران ایجاد کند، بهگونهای که کشور نه در جایگاه یک بازیگر دستدوم، بلکه به عنوان یک قدرت اثرگذار منطقهای بتواند از ظرفیتهای خود در حوزه دیپلماسی، اقتصاد و کاهش فشارهای خارجی استفاده کند، مشروط بر آنکه این فرصت با نگاهی هوشمندانه و واقعگرایانه مدیریت شود». عبدالرحمن فتحالهی: در واپسین ساعات شامگاه یکشنبه و نخستین دقایق بامداد دوشنبه، در حالی که منطقه در حساسترین نقطه خود میان دو چشمانداز متضاد تشدید درگیری یا گشایش دیپلماتیک در نوسان بود، سرانجام کفه دیپلماسی بر منطق تقابل سنگینی کرد و پس از ۶۹ روز رایزنیهای فشرده، رفتوآمدهای مستمر میانجیها و تلاشهای پیگیر بازیگران منطقهای و بینالمللی، تهران و واشینگتن به یک تفاهم اولیه دست یافتند و به تعبیری فضای شکننده آتشبس به پایان جنگ ختم شد. بدون شک این تفاهم در وضعیتی مملو از بیاعتمادی، تهدید و محاسبات متضاد شکل گرفت. از همین رو، بسیاری آن را نه یک توافق عادی، بلکه نقطهای تعیینکننده در مسیر تحولات آینده منطقه ارزیابی میکنند.
اهمیت این تفاهم از آن جهت دوچندان است که در شرایطی حاصل شد که تنها ساعاتی پیش از آن، حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، بار دیگر سایه تشدید تنشها را بر منطقه گسترانده بود. بااینحال، تهران با ترجیحدادن مسیر دیپلماسی و چشمپوشی از واکنشی که میتوانست معادلات را به سوی رویارویی گستردهتر سوق دهد، عملا فرصت لازم را برای تثبیت روند مذاکرات فراهم کرد. از این منظر، کشور وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که میتوان از آن بهعنوان آغاز دوران «پساجنگ» یاد کرد؛ هرچند تحقق کامل این وضعیت همچنان به سرنوشت مذاکرات پیشرو وابسته است.
براساس گزارشها، طرفین اکنون وارد بازهای ۳۰ تا ۶۰روزه شدهاند که امکان تمدید آن نیز وجود دارد و قرار است در این مدت، برای دستیابی به توافقی جامعتر تلاش کنند. بااینحال، همچنان عدم قطعیتهای مهمی بر سر راه این روند قرار دارد. نخستین و مهمترین ابهام، اختلافات بنیادینی است که هنوز میان دو طرف حلوفصل نشده و بخش مهمی از ریشههای جنگ تحمیلی اخیر نیز به همین اختلافات بازمیگردد. روشن است که اگر راهحلی پایدار برای این مسائل پیدا نشود، خطر بازگشت به چرخه تنش و حتی ازسرگیری درگیریها همچنان وجود خواهد داشت.
در کنار این مسئله، نقش اسرائیل نیز بهعنوان مهمترین متغیر اخلالگر همچنان برجسته است. بنیامین نتانیاهو که از آغاز روند مذاکرات با دیده تردید به آن نگریسته است، عملا با حمله اخیر به ضاحیه، نخستین نشانههای کارشکنی را آشکار کرد. افزون بر این، اعلام موضع تلآویو مبنی بر اینکه خود را ملزم به اجرای ترتیبات ناشی از تفاهم تهران و واشینگتن نمیداند، نشان میدهد مخالفان منطقهای توافق همچنان در پی برهمزدن موازنهای هستند که به دشواری شکل گرفته است. از همین رو، هرچند دیپلماسی در نخستین گام موفق شده کشور و منطقه را از لبه پرتگاه دور کند، اما مسیر پیشرو همچنان شکننده، پیچیده و آکنده از مخاطرات خواهد بود.
در واپسین ساعات یکشنبه، همزمان با افزایش نشانههای احتمال واکنش متقابل ایران به حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، روند تحولات منطقهای وارد مرحلهای فشرده و کمسابقه از دیپلماسی بحران شد؛ مرحلهای که در آن، تلاش برای جلوگیری از فروپاشی مسیر تفاهم ایران و آمریکا در مرکز تحرکات سیاسی قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن بود که حمله اسرائیل نهتنها روند مذاکرات را متوقف نکرد، بلکه بهطور معکوس موجب تشدید تلاش میانجیها برای حفظ گفتوگوها شد. در همین چارچوب، شبکه سیانان به نقل از یک دیپلمات مطلع گزارش داد هیئت قطری همچنان در تهران حضور دارد و با هماهنگی مستقیم ایالات متحده، در حال رایزنی برای استمرار روند مذاکرات است. همزمان، دونالد ترامپ اعلام کرد تنها یک ساعت پیش از موعد پیشبینیشده برای امضای تفاهم، از حمله اسرائیل به بیروت مطلع شده و این اقدام را عاملی دانسته که روند توافق را مختل کرده است. او از این حمله ابراز نارضایتی کرد و آن را اقدامی دانست که «همه چیز را به هم ریخت».
در منطقه نیز تحرکات دیپلماتیک شدت گرفت. منابع اسرائیلی از تلاش بنیامین نتانیاهو برای دیدار فوری با ترامپ پس از نشست گروه هفت خبر دادند. در همین حال، گزارشهایی از افزایش نقش میانجیهایی همچون قطر و پاکستان منتشر شد که تلاش داشتند مسیر مذاکرات را از فروپاشی کامل حفظ کنند. در تهران، وزارت امور خارجه با انتشار بیانیهای شدیداللحن، حمله اسرائیل را «نقض فاحش تفاهم آتشبس» میان ایران و آمریکا توصیف کرد و مسئولیت پیامدهای آن را متوجه تلآویو و واشینگتن دانست. بااینحال، در کنار ادبیات انتقادی، تأکید بر حق دفاع مشروع در عین حفظ مسیر دیپلماسی، نشان میداد تهران در پی مسدودشدن کامل کانال گفتوگو نیست.
در سطح سیاسی داخلی نیز دوگانهای از مواضع شکل گرفت؛ از یک سو، دبیر شورای عالی امنیت ملی از لزوم «پاسخ رزمندگان اسلام» در برابر نقض خطوط قرمز سخن گفت و از سوی دیگر، رئیس مجلس با تأکید بر نقش «دیپلماسی مقتدرانه»، تلاش کرد میان ضرورت پاسخ و حفظ مسیر مذاکره توازن برقرار کند. در ساعات ابتدایی بامداد دوشنبه، روند تحولات شتاب بیشتری گرفت و نشانههای توافق نهایی میان ایران و آمریکا آشکار شد. نخستین جرقه این تحول با پیام کوتاه وزیر کشور پاکستان و سپس اظهارات دونالد ترامپ درباره نزدیکی توافق زده شد. اندکی بعد، دولت پاکستان بهطور رسمی اعلام کرد توافق صلح میان ایران و آمریکا حاصل شده و نخستوزیر این کشور از پایان فوری درگیریها در جبهههای مختلف خبر داد و زمان امضای رسمی توافق در سوئیس را اعلام کرد.
ترامپ نیز دقایقی بعد در پیامی رسمی، حصول توافق را تأیید کرد و از پایان محدودیتهای دریایی علیه ایران و بازگشایی تنگه هرمز خبر داد. همزمان در تهران، مقامات از تکمیل متن یادداشت تفاهم پس از بیش از ۱۵ ساعت مذاکره فشرده با میانجیگری قطر خبر دادند. براساس اعلام منابع رسمی، دو اقدام فوری شامل پایان درگیریها و رفع محاصره دریایی باید بلافاصله اجرا میشد. در ادامه، جزئیات بیشتری از مفاد توافق منتشر شد که شامل مذاکرات ۶۰روزه آینده با محورهایی همچون رفع تحریمها، پرونده هستهای، برنامه توسعه اقتصادی ایران و سازوکار نظارت بر تعهدات بود. برخی منابع همچنین از اضافهشدن بندهایی درباره احترام به حاکمیت لبنان و تسریع در لغو محدودیتهای دریایی خبر دادند.
در همین روند، گزارشهایی از تغییرات لحظهآخری در متن تفاهم منتشر شد که براساس آن، موضوع لغو فوری محاصره دریایی جایگزین جدول زمانی ۳۰روزه شد. همچنین سازوکار مدیریت تنگه هرمز به ایران و عمان واگذار شد. در برخی گزارشها نیز به بستههای اقتصادی و سرمایهگذاری گسترده برای بازسازی اقتصاد ایران اشاره شد. در سطح امنیتی، اعلام شد که پس از حمله اسرائیل به ضاحیه، روند مذاکرات برای مدتی متوقف و نیروهای مسلح ایران در حالت آمادهباش قرار گرفته بودند، اما این وضعیت با ازسرگیری مذاکرات و ارائه امتیازات جدید از سوی طرف مقابل پایان یافت.
در نهایت، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با انتشار بیانیهای رسمی، نهاییشدن یادداشت تفاهم را تأیید و اعلام کرد که جنگ در همه جبههها پایان یافته و مذاکرات برای توافق نهایی پس از اجرای تعهدات آغاز خواهد شد. به این ترتیب، شبی که با نگرانی از گسترش درگیریهای منطقهای آغاز شده بود، با اعلام یک تفاهم دیپلماتیک و ترسیم چشماندازی تازه برای مذاکرات ایران و آمریکا پایان یافت؛ تحولی که اکنون نگاهها را به مرحله اجرای توافق و نشست نهایی در سوئیس معطوف کرده است.
در پی امضای تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا و اعلام پایان جنگ، فضای سیاسی کشور با مجموعهای از واکنشهای رسمی و سیاسی همراه شد؛ واکنشهایی که ضمن تأکید بر اهمیت این تحول، بر ضرورت حفظ انسجام داخلی و ادامه مسیر دیپلماسی تأکید دارند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در حاشیه همایش سراسری «حکمرانی همافزا» با اشاره به نهاییشدن تفاهم گفت که این توافق با هماهنگی کامل به تصویب رسیده و قرار است در روزهای آینده به امضا برسد. او در عین حال با اشاره به عملکرد مدیریتی در دوران جنگ، تأکید کرد اداره کشور با وجود شرایط بحرانی، بدون اختلال ادامه یافته و ساختار اجرائی کشور توانسته ثبات خود را حفظ کند؛ موضوعی که به گفته او، برخلاف تصور اولیه دشمنان از فروپاشی داخلی بوده است. در سطح سیاسی، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، این تفاهم را نتیجه «هوشمندی رهبری و ایثار تیم مذاکرهکننده» دانست و آن را پیروزی ملی در برابر فشارهای خارجی توصیف کرد. او همچنین بر ضرورت حمایت ملی از مسیر دیپلماسی و تقویت بنیانهای قدرت ملی، چه در بُعد مادی و چه معنایی تأکید کرد.
در همین حال، سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق، در بیانیهای تفصیلی، امضای تفاهم را «گامی بلند و مهم» برای عبور از بحران توصیف کرد. او با اشاره به هزینههای سنگین جنگ، ازجمله خسارات انسانی و اقتصادی، تأکید کرد که اکنون زمان حرکت به سمت صلح پایدار، بازسازی کشور و بهرهگیری از ظرفیتهای ملی و بینالمللی فرا رسیده است. خاتمی همچنین تصریح کرد دیپلماسی و قدرت دفاعی باید بهعنوان دو مؤلفه مکمل امنیت ملی در کنار یکدیگر دیده شوند و نه در تقابل با هم. در بخش دیگری از واکنشها، آملیلاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر «عظمت ایستادگی ملت ایران» در جنگ اخیر، این مقطع را زمان تأمل در دستاوردهای مقاومت و انسجام ملی دانست. او ضمن پرهیز از نتیجهگیری شتابزده درباره آینده توافق، بر نقش همزمان مردم، نیروهای مسلح و نهادهای حکمرانی در حفظ ثبات کشور تأکید کرد.
از سوی دیگر، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور نیز با اشاره به نقش تولیدکنندگان در شرایط جنگی، آنان را «سرداران اقتصادی کشور» توصیف کرد و گفت دولت در دوره پس از جنگ نیز با قدرت در کنار فعالان اقتصادی خواهد بود. او همچنین این تفاهم را حاصل انسجام ملی، تدبیر سیاسی و قدرت بازدارندگی کشور دانست. در سطح تحلیل سیاسی، حمید ابوطالبی، مشاور سیاسی حسن روحانی نیز در واکنشی متفاوت، ضمن استقبال از پایان جنگ، هشدار داد توافقهای سیاسی بهتنهایی پایان منازعه محسوب نمیشوند و اجرای آنها آزمونی دشوار برای اعتمادسازی و پایبندی متقابل خواهد بود.
اعلام تفاهم اولیه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با موجی از واکنشهای متضاد در سطح منطقهای و بینالمللی هم همراه شد؛ بهگونهای که در حالی بسیاری از کشورها آن را فرصتی برای کاهش تنشها و بازگشت ثبات به خاورمیانه ارزیابی کردند، محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل و برخی چهرههای آمریکایی نسبت به پیامدهای آن ابراز نگرانی و انتقاد جدی کردند. در منطقه، عربستان سعودی، ترکیه، قطر، کویت، پاکستان و شورای همکاری خلیج فارس در صف نخست استقبالکنندگان از این تفاهم قرار گرفتند. وزارت خارجه عربستان با تأکید بر اهمیت امنیت مسیرهای انرژی و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، آغاز روند گفتوگوهای رسمی میان تهران و واشینگتن را گامی مثبت برای تقویت امنیت منطقه دانست. شورای همکاری خلیج فارس نیز این تحول را فرصتی برای حل سایر اختلافات منطقهای ارزیابی کرد و بر تداوم مسیر دیپلماسی تأکید داشت.
قطر و پاکستان نقش فعالی در روند میانجیگری ایفا کرده و این تفاهم را دستاوردی برای دیپلماسی منطقهای توصیف کردند. مقامات پاکستانی از جمله آصف علی زرداری، رئیسجمهور این کشور، این روند را گامی در جهت تقویت چندجانبهگرایی و حل مسالمتآمیز اختلافات دانستند و بر ضرورت دستیابی به توافقی پایدار تأکید کردند. گزارشها همچنین از احتمال حضور نخستوزیر پاکستان در مراسم امضای نهایی در ژنو حکایت دارد. ترکیه نیز این توافق را «نقطه عطفی مهم» در مسیر ثبات منطقه توصیف کرد. کویت بر اصول حسن همجواری و عدم مداخله تأکید ورزید و در لبنان نیز مقامات این کشور از بندهای مرتبط با توقف درگیریها استقبال کردند.
در سطح فرامنطقهای، اتحادیه اروپا و برخی دولتهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایتالیا این تفاهم را فرصتی برای پایان یک جنگ پرهزینه دانستند. آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، خواستار تداوم مسیر مسالمتآمیز شد و کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آن را «گشایشی مهم» برای مذاکرات گستردهتر درباره پرونده هستهای ایران توصیف کرد. کشورهای اروپایی نیز آمادگی خود را برای همکاری در مسیر کاهش تحریمها در صورت اجرای تعهدات طرفین اعلام کردند. رهبران فرانسه و آلمان این تفاهم را عاملی مهم در ثبات منطقهای و اقتصاد جهانی دانستند.
یکی از محورهای مهم واکنشهای بینالمللی، موضوع امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز بود. سازمان بینالمللی دریانوردی این تفاهم را گامی مهم در راستای تضمین آزادی ناوبری دانست و از آغاز اقدامات عملی برای مدیریت وضعیت دریانوردان منطقه خبر داد. برخی دولتهای اروپایی نیز بر اهمیت تثبیت امنیت این آبراه راهبردی تأکید کردند. بازارهای جهانی نیز بهسرعت به این تحول واکنش نشان دادند؛ شاخصهای بورس در آسیا و معاملات آتی والاستریت روندی مثبت نشان دادند و همزمان قیمت نفت کاهش یافت. گزارشها همچنین از عبور نخستین نفتکش LNG از تنگه هرمز پس از اعلام تفاهم خبر دادند؛ نشانهای از کاهش فوری تنشهای ژئوپلیتیک در بازار انرژی.
در مقابل، شدیدترین واکنشهای منفی از سوی اسرائیل و برخی مقامات پیشین آمریکایی مطرح شد. بن رودز، مقام سابق امنیت ملی آمریکا، این توافق را محدودتر از اهداف پیشین و همراه با هزینههای سنگین دانست. رابرت مالی نیز با اشاره به بازگشایی تنگه هرمز، این اقدام را نشانهای از بیثمربودن جنگ ارزیابی کرد و تأکید داشت مسائل اصلی همچنان حلنشده باقی ماندهاند. در اسرائیل، این تفاهم با واکنشهای تند سیاسی روبهرو شد. بنی گانتس، یائیر لاپید و گادی آیزنکوت آن را «شکست راهبردی» توصیف کردند و نسبت به محدودشدن آزادی عمل تلآویو در منطقه، بهویژه در لبنان، هشدار دادند. رسانههای اسرائیلی نیز از این تحول به عنوان «شوک سیاسی» و حتی «شکست شخصی نتانیاهو» یاد کردند. در همین حال، ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، اعلام کرد تلآویو خود را ملزم به این توافق نمیداند و بر ادامه سیاست بازدارندگی مستقل تأکید کرد.
در روزهایی که خبر شکلگیری یک تفاهم اولیه میان ایران و ایالات متحده بار دیگر فضای تحلیلهای سیاسی را تحت تأثیر قرار داده، این پرسش جدی مطرح است که آیا این تحول میتواند آغاز یک فصل تازه در سیاست خارجی ایران باشد یا صرفا یک توقف مقطعی در روندی پرتنش و فرساینده خواهد بود؟ حسین معینآبادی در گفتوگویی با «شرق» و در پاسخ به این پرسش تلاش میکند تصویری واقعگرایانه و بهدور از هیجانزدگی از این وضعیت ارائه دهد و تأکید میکند: «در سیاست بینالملل نه خوشبینی افراطی و نه بدبینی افراطی مبنای تحلیل درست نیست، چراکه تجربه تاریخی روابط کشورها نشان داده بسیاری از توافقها یا در عمل با چالش روبهرو میشوند یا در گذر زمان نیازمند اصلاحات جدی هستند». دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر با اشاره به نمونههایی مانند توافقهای کنترل تسلیحات میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی توضیح میدهد: «حتی در ساختارهای باثباتتر نیز هیچ تضمینی برای اجرای دائمی توافقها وجود ندارد و منافع کشورها هرچند ثابت تلقی میشوند، اما ابزارهای رسیدن به آن منافع متغیر و قابل تغییرند، به همین دلیل توافقها فقط یکی از ابزارهای سیاست خارجی محسوب میشوند، نه تضمینکننده تغییر پایدار رفتار دولتها».
مدرس روابط بینالملل در ادامه درباره نسبت این تفاهم با آینده روابط ایران و آمریکا تأکید میکند: «نباید آن را نقطه پایان یا آغاز قطعی دانست، بلکه باید در چارچوب یک روند طولانی و پیچیده تحلیل کرد که در آن عوامل داخلی، منطقهای و بینالمللی بهطور مستمر در حال اثرگذاری بر مسیر توافقها هستند». به گفته این مفسر حوزه سیاست خارجی: «تجربههایی مانند برجام نیز نشان دادهاند که حتی توافقهای مهم بینالمللی در برابر تغییرات سیاسی داخلی کشورها یا جابهجایی اولویتهای قدرتهای جهانی آسیبپذیرند و بنابراین هرگونه تحلیل باید با احتیاط و پرهیز از قطعیتهای زودهنگام انجام شود».
معینآبادی همزمان به نقش تحولات منطقهای و بهویژه جنگ اخیر نیز اشاره میکند و معتقد است: «این رخداد، علیرغم هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، موجب بازتعریف بخشی از معادلات قدرت در منطقه شده و ظرفیتهای ایران در حوزه بازدارندگی و جنگ نامتقارن را بیش از پیش آشکار کرده است». دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر خاطرنشان میکند: «ایران در این دوره توانسته بخشی از توانمندیهای خود را در میدان واقعی آزمایش کند و این امر در کنار هزینههای واردشده، بر جایگاه دیپلماتیک کشور نیز اثر گذاشته است، بهگونهای که امروز نمیتوان نقش ایران را در معادلات منطقهای نادیده گرفت».
این استاد روابط بینالملل در ادامه تأکید دارد: «منطقه در وضعیت گذار قرار دارد و نظم سنتی در حال تغییر است؛ نظمی که در آن ایران از نگاه بسیاری از بازیگران بینالمللی و منطقهای به عنوان یک قدرت تثبیتشده شناخته میشود، هرچند این جایگاه همچنان با چالشها و حساسیتهای متعدد همراه است». او معتقد است: «این تحول صرفا نظامی نیست، بلکه ابعاد دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی گستردهای دارد و در واقع میدان و دیپلماسی بیش از گذشته به یکدیگر پیوند خوردهاند». از نگاه معینآبادی: «ایران از یک وضعیت صرفا تدافعی به نوعی بازدارندگی فعال رسیده است که در آن امکان ابتکار عمل در برخی حوزهها نیز وجود دارد، هرچند این موضوع به معنای نادیدهگرفتن هزینههای سنگین گذشته نیست».
این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع آینده توازن در سیاست خارجی میان شرق و غرب بعد از تفاهم ایران و آمریکا میپردازد و توضیح میدهد: «ایران هیچگاه بهطور کامل وابسته به شرق نبوده، اما فشار تحریمها و محدودیتهای ساختاری موجب شده بود توازن طبیعی در روابط خارجی کشور به هم بخورد و وزن تعاملات به سمت شرق متمایل شود». این کارشناس معتقد است: «امضای توافقها و تفاهمهای بلندمدت با کشورهایی مانند چین و روسیه در این چارچوب قابل فهم است، اما در عین حال این وضعیت نمیتواند جایگزین کامل تعامل متوازن با غرب شود، بهویژه با توجه به نیازهای فناورانه و اقتصادی ایران».
او تصریح میکند: «حتی کشورهایی مانند چین نیز در مسیر توسعه خود از ظرفیتهای فناوری غرب بهره بردهاند و بنابراین ایران نیز در صورت کاهش تنشها میتواند وارد مرحلهای جدید از تعاملات متوازنتر با جهان شود». با این حال تحلیلگر حوزه سیاسی هشدار میدهد: «نباید نسبت به این روند دچار خوشبینی افراطی شد، زیرا اختلافات ساختاری ایران و آمریکا عمیق است و بخش مهمی از تحریمها در سطح کنگره آمریکا تصویب شده و لغو آنها نیازمند فرایندهای طولانیمدت است». در نگاه معینآبادی: «اگرچه مسیر پیشرو، دشوار و زمانبر است، اما تفاهم اولیه میتواند فرصتهایی برای بازتعریف سیاست خارجی ایران ایجاد کند، بهگونهای که کشور نه در جایگاه یک بازیگر دستدوم، بلکه به عنوان یک قدرت اثرگذار منطقهای بتواند از ظرفیتهای خود در حوزه دیپلماسی، اقتصاد و کاهش فشارهای خارجی استفاده کند، مشروط بر آنکه این فرصت با نگاهی هوشمندانه و واقعگرایانه مدیریت شود».