
اقتصاد۲۴- تحریریه اندیشکده اصل – مدیریت منابع ارزی یکی از مهمترین عوامل موفقیت اقتصادی چین در چهار دهه گذشته بوده است. برخلاف بسیاری از اقتصادهای بزرگ که نرخ ارز را عمدتاً به بازار واگذار کردهاند، چین از طریق مداخله فعال دولت و بانک مرکزی، منابع ارزی خود را به ابزاری برای حمایت از رشد اقتصادی و توسعه صادرات تبدیل کرده است.
اقتصاد چین بر پایه تولید و صادرات بنا شده است. هنگامی که صادرکنندگان چینی کالاهای خود را به بازارهای جهانی میفروشند، درآمد آنها عمدتاً به دلار آمریکا یا سایر ارزهای خارجی دریافت میشود. اگر این ارزها آزادانه وارد بازار شوند، ارزش یوان افزایش مییابد و در نتیجه کالاهای چینی در بازارهای جهانی گرانتر و کمرقابتتر خواهند شد. برای جلوگیری از این وضعیت، بانک مرکزی چین ارزهای خارجی را از صادرکنندگان خریداری کرده و در مقابل یوان در اختیار آنها قرار میدهد.
این سیاست باعث شده است که نرخ برابری یوان در برابر دلار طی سالهای طولانی در محدودهای نسبتاً باثبات باقی بماند. ثبات ارزی نیز به حفظ مزیت رقابتی صادرات چین و تداوم رشد صنعتی این کشور کمک کرده است.
البته خرید گسترده ارز خارجی به معنای تزریق حجم زیادی پول داخلی به اقتصاد است؛ اقدامی که میتواند به افزایش تورم منجر شود. به همین دلیل بانک مرکزی چین از سیاستی موسوم به «استریلسازی پولی» استفاده میکند. در این روش، بانک مرکزی با فروش اوراق قرضه یا ابزارهای مالی مشابه، بخشی از نقدینگی اضافی را از بازار جمعآوری میکند تا فشارهای تورمی کنترل شود.
علاوه بر این، چین از ابزارهای متعارف سیاست پولی نیز بهره میگیرد؛ از جمله تغییر نرخ ذخیره قانونی بانکها، تنظیم نرخهای بهره و کنترل حجم اعتبارات. ویژگی متمایز چین آن است که این ابزارها در چارچوبی با دخالت گسترده دولت و نظارت دقیق بر جریان سرمایه به کار گرفته میشوند.
تجربه چین نشان میدهد که منابع ارزی تنها یک ذخیره مالی نیستند، بلکه میتوانند به اهرمی برای حمایت از تولید، صادرات و ثبات اقتصادی تبدیل شوند. با این حال، موفقیت چنین الگویی نیازمند انضباط پولی، کنترل تورم و هماهنگی میان سیاستهای ارزی، مالی و صنعتی است؛ شرایطی که دستیابی به آن برای بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه آسان نیست.