
اقتصاد۲۴- شاید بتوان گفت خاورمیانه پس از جنگ «رمضان»، دیگر آن خاورمیانه پیشین نیست. معادلاتی که زمانی با خطوطی شناختهشده و کمتغییر ترسیم میشدند، اینک در سیلاب تحولات تازه، شکلی دیگر یافتهاند. عراق در این برهه نقشی دوگانه و حساس بر عهده دارد؛ از یک سو، همسایهای راهبردی و تاریخی با پیوندهای عمیق فرهنگی با ایران است و از سوی دیگر، پلی بالقوه برای گفتوگوی تهران با کشورهای عربی خلیج فارس محسوب میشود.
وزیر خارجه ایران در سفر دیروز خود، سه هدف کلیدی را عنوان کرد: قدردانی از مواضع قاطع بغداد در جریان جنگ، تبریک به دولت جدید و اعلام عزم تهران برای گسترش همکاریها در همه حوزهها و سرانجام هماهنگی برای تشییع پیکر رهبر شهید در عتبات عالیات. اما آنچه به این سفر وزن و بعدی راهبردی بخشید، بحثهای ساختاری بود که میتواند به کاهش تنش ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ختم شود؛ از تأکید دوباره ایران بر حق مدیریت انحصاری تنگه هرمز تا ابتکار نظم امنیتی «۲+۶»؛ بنابراین پرسش اینجاست که آیا این سفر میتواند کلیدواژهای برای بازتعریف مناسبات منطقهای باشد؟ سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، صبح روز یکشنبه با استقبال محمدکاظم آلصادق، سفیر ایران در عراق و شماری از مقامات وزارت خارجه این کشور، وارد بغداد شد. این سفر که در شرایطی حساس و سرنوشتساز برای کل منطقه صورت میگیرد، ابعادی فراتر از یک دیدار دوجانبه دارد و میتواند نقطه عطفی در مناسبات منطقهای و تلاشهای دیپلماتیک پس از جنگ «رمضان» قلمداد شود. عراقچی در نخستین گام از سفر خود با حضور در یادمان شهدای مقاومت، به مقام سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و ابوالمهدی المهندس ادای احترام کرد.
عراقچی بعد از دیدار با وزیرخارجه عراقی، در نشست خبری مشترک با همتای عراقی خود، فؤاد حسین، با نگاهی راهبردی به تشریح اهداف چندگانه این سفر پرداخت. او با اشاره به شرایط ویژه پس از «جنگ متجاوزانه آمریکا و اسرائیل» علیه ایران، از حمایتهای دولت و ملت عراق در طول ۴۰ روز مقاومت قهرمانانه قدردانی کرد. این موضعگیری بغداد و ایستادن در کنار تهران، نشان از پیوندهای عمیق و ناگسستنی میان دو همسایه راهبردی دارد که ریشه در تاریخ، فرهنگ و منافع مشترک دارد. در ادامه تقدیر از مواضع ثابتقدم عراق در محکومیت تجاوز، تبریک به دولت جدید به ریاست علی الزیدی و اعلام عزم تهران برای گسترش همکاریها در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی، از محورهای اصلی سخنان وزیر خارجه ایران بود. اما آنچه این سفر را از یک دیدار تشریفاتی متمایز میکرد، بحثهای جدی و عمیق درباره نظم امنیتی نوین منطقه بود. عراقچی همچنین اعلام کرد بر اساس یادداشت تفاهم امضا شده، مدیریت تنگه هرمز صرفا بر عهده جمهوری اسلامی ایران است و «هیچ نهاد یا کشور دیگری» در این باره مسئولیتی ندارد.
وزیر خارجه ایران در تشریح جزئیات این تفاهم از بازگشت ظرفیت تنگه به وضعیت پیش از جنگ طی ۳۰ روز خبر داد و هرگونه دخالت خارجی در این روند را «فقط به پیچیدهترشدن اوضاع، تأخیر در بازگشایی و افزایش سطح تنش» منجر دانست. این اظهارات بهویژه در واکنش به حوادث شب گذشته در تنگه هرمز که موجب افزایش تنش و درگیریها شد، بیان شد و نشان از رویکرد تهاجمی تهران در دفاع از منافع و حاکمیت خود دارد. فؤاد حسین نیز با اذعان به تبعات سنگین بستهماندن تنگه هرمز بر اقتصاد عراق، بر ضرورت بازگشایی آن و برداشتهشدن محاصره دریایی تأکید کرد و از آمادگی بغداد برای همکاری با تهران و واشینگتن برای پایاندادن به جنگ خبر داد.
در بخش دیگری از این نشست، عراقچی از طرحی نوین برای معماری امنیتی خلیج فارس پرده برداشت. او با اشاره به «درسهای فراوان» جنگ اخیر برای کشورهای منطقه، بر ضرورت اتخاذ رویکردی تازه در تأمین امنیت منطقه تأکید کرد و از پیشنهاد فؤاد حسین برای تشکیل نشستی متشکل از ایران، عراق و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (۲+۶) استقبال کرد. این ابتکار که میتواند سرآغازی بر شکلگیری نظم امنیتی بومی و بدون دخالت قدرتهای فرامنطقهای باشد، در شرایطی مطرح میشود که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با دلهره و نگرانی تحولات پس از تفاهم ایران و آمریکا را رصد میکنند. نگرانیهایی که ناشی از مفاد مبهم این تفاهمنامه درباره موشکهای بالستیک، برنامه هستهای و بهویژه کنترل تنگه هرمز است. با وجود رویکرد مثبت بغداد به ایفای نقش میانجیگرانه، سفر عراقچی در شرایطی انجام میشود که کشورهای عربی منطقه با دیدگاهی توأم با تردید و نگرانی به تفاهم تهران-واشینگتن مینگرند. تحلیلهای مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) نشان میدهد کشورهای شورای همکاری، هرچند به دلیل آسیبپذیریهای اقتصادی ناشی از بستهشدن تنگه هرمز ناچار به حمایت از این تفاهم شدهاند، اما آن را «صلحی بد» میدانند که به نگرانیهای امنیتی آنان پاسخ نمیدهد. از جمله نگرانیهای اصلی اعراب سکوت تفاهمنامه در قبال برنامه موشکی ایران، حمایت از گروههای مقاومت و بهویژه ابهام درباره آینده مدیریت تنگه هرمز است. بیانیه پایانی نشست اخیر وزرای خارجه شورای همکاری و آمریکا در بحرین، که هرگونه عوارض یا کنترل بر تنگه هرمز را غیرقابل قبول خواند، نشان از تلاش اعراب برای ایجاد خطوط قرمز در این پرونده دارد. اما ایران در واکنشی سریع و قاطع این زیادهخواهی اعراب را محکوم کرده و تأکید دارد نهتنها مدیریت تنگه عرمز با ایران است، که برنامه موشکی هرگز به عنوانی در مذاکرات تبدیل نخواهد شد و بر پایان قطعی جنگ در لبنان هم تأکید دارد.
همچنین دیروز «نزار آمیدی»، رئیسجمهور عراق، در کاخ بغداد از عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و هیئت همراهش استقبال کرد. ریاستجمهوری عراق در این دیدار گفت: دو طرف در این دیدار، در مورد مسائل منطقهای و بینالمللی از جمله تحولات منطقه و لزوم جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها و همچنین در مورد توافق اخیر بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده برای پایاندادن به جنگ بحث و گفتوگو کردند. عراقچی با علی الزیدی، نخستوزیر عراق نیز دیدار و گفتوگو کرد. نخستوزیر عراق در این دیدار ضمن استقبال از فرایند دیپلماتیک برای پایان جنگ در منطقه تأکید کرد: «عراق از اولویت پایاندادن به جنگها و اتخاذ گفتوگو برای ایجاد ثبات در منطقه حمایت میکند».
بیشتر بخوانید:توضیحات مهم عراقچی درباره توافق ایران و آمریکا
بر اساس بیانیه دفتر نخستوزیر عراق در این دیدار درباره توافق اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا که بر اساس آن جنگ میان دو کشور متوقف شد و همچنین تلاشهای بینالمللی و منطقهای برای برقراری امنیت و ثبات و احترام به حاکمیت کشورها، یکپارچگی و تمامیت ارضی آنها گفتوگو شد. در این دیدار عراقچی بار دیگر بر حمایت کشورش از عراق و کار و هماهنگی مشترک برای ارتقای روابط و همکاریهای دوجانبه تأکید کرد.
با این حال، سفر عراقچی به بغداد و استقبال از ابتکار ۲+۶ میتواند نقطه آغازی برای گشایش پنجرهای جدید در روابط ایران و کشورهای عربی باشد. نقش میانجیگرانه عراق که در طول جنگ نیز توانست با حفظ ارتباط با دو سوی درگیری اعتبار دیپلماتیک خود را ارتقا ببخشد، اکنون میتواند به بستری برای گفتوگوهای مستقیم و غیرمستقیم تهران و همسایگان عربی تبدیل شود. فؤاد حسین در این نشست ضمن اعلام آمادگی عراق برای میزبانی از نشست آتی کشورهای شورای همکاری، بر موضع اصولی کشورش مبنی بر مخالفت با گسترش دامنه جنگ و تأکید بر تأمین امنیت منطقه توسط خود کشورهای منطقه تأکید کرد. این موضعگیری در کنار سفر عراقچی به عراق برای هماهنگی تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، پیامی است از ظرفیت بالای نفوذ فرهنگی و مذهبی ایران در عراق که میتواند به عنوان اهرمی برای تسهیل گفتوگوهای منطقهای به کار گرفته شود. در این بین با در نظر گرفتن نقش محوری قطر به عنوان یکی از بازیگران کلیدی و دوست ایران در تحولات اخیر، به نظر میرسد محور تهران-بغداد-دوحه میتواند در آینده نزدیک موتور محرکهای برای عادیسازی روابط ایران و کشورهای عربی باشد. قطری که همواره روابطی متوازن و سازنده با جمهوری اسلامی داشته، اکنون میتواند به عنوان کمکی برای کاهش تنشها و ایجاد بسترهای اعتمادسازی میان ایران و همسایگان جنوبی عمل کند. تجربه موفق قطر در میانجیگریهای منطقهای و حفظ روابط حسنه با تمامی بازیگران، این کشور را به گزینهای طبیعی برای ایفای نقش در معماری جدید امنیتی تبدیل کرده است.
با تمام این تفاسیر، مسیر پیشروی ایران برای عادیسازی روابط با کشورهای عربی خلیج فارس هموار، اما پیچیده به نظر میرسد. سه چالش اساسی در این مسیر قابل تشخیص است: نخست، بیاعتمادی تاریخی و ساختاری میان تهران و ریاض که ریشه در رقابتهای ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک دارد؛ دوم، نگرانی کشورهای عربی از نقش ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن که همواره یکی از موانع اصلی در مسیر تنشزدایی بوده است؛ سوم، تأثیرپذیری شدید معادلات منطقهای از متغیرهای بینالمللی و بهویژه سیاستهای آمریکا که با تغییر هر دولت در واشینگتن، دچار نوسان میشود.
با وجود این، سفر عراقچی به بغداد نشان داد تهران بهخوبی از پنجرههای فرصت موجود آگاه است و با بهرهگیری از اهرمهای نفوذ خود در عراق و قطر، تلاش میکند فضای جدیدی را در روابط با همسایگان عربی ایجاد کند. استقبال از ابتکار ۲+۶، تأکید بر نظم امنیتی بومی و بدون دخالت خارجی و استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و مذهبی برای تقویت روابط، همگی نشان از راهبرد هوشمندانه تهران در مواجهه با چالشهای پیشرو دارد. در نهایت باید گفت سفر راهبردی عباس عراقچی به بغداد بیش از یک سفر کاری دوجانبه، تلاشی برای معماری نظم امنیتی نوینی در غرب آسیاست.
با بهرهگیری از روابط عمیق و تاریخی با عراق و با مددگرفتن از نقش تسهیلگر قطر، جمهوری اسلامی ایران گامهای نخست را برای تعریف جایگاه خود در معادلات پساجنگ برداشته است. هرچند چالشهای پیشرو و نگرانیهای کشورهای عربی قابل اغماض نیست، اما ابتکار ۲+۶ میتواند سرآغازی بر شکلگیری نظم منطقهای مبتنی بر گفتوگو و همکاری باشد. زمانی که فریاد اصلاحات از دل بحرانها برمیخیزد، شاید امروز بهترین زمان برای بازتعریف مناسبات در غرب آسیا باشد؛ چراکه خشت نخست در بغداد نهاده میشود و نظارهگر آن، تمامی پایتختهای منطقه خواهند بود.