
اقتصاد۲۴- به گزارش رویترز، درگیریهای خاورمیانه سود بادآوردهای را از طریق افزایش قیمت نفت و گاز نصیب شرکت بریتیش پترولیوم (بیپی) کرده و دست مگ اونیل مدیرعامل این شرکت، را برای آرامکردن شرایط و بازسازی وضعیت شرکت بازتر کرده است. با این حال، جنگ علیه ایران آینده کسبوکار انرژی را نیز غیرقابل پیشبینیتر کرده و تلاشهای بیپی برای ترسیم یک مسیر بلندمدت را دشوارتر ساخته است.
بیپی امروز در موقعیت مالی بسیار بهتری نسبت به فوریه (اسفند ۱۴۰۴) قرار دارد؛ زمانی که این شرکت به دلیل نگرانیهای فزاینده درباره مازاد عرضه نفت و گاز و تأثیر آن بر قیمتها و سودآوری، برنامه هزینههای سرمایهای خود برای سال ۲۰۲۶ را کاهش داد.
اما آغاز جنگ علیه ایران در ۲۸ فوریه (نهم اسفند ۱۴۰۴) این روند را کاملا تغییر داد.
افزایش شدید قیمت انرژی پس از تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و در نتیجه آن بستهشدن تقریبا کامل تنگه هرمز، عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایعشده را بهشدت محدود کرد و خریداران را برای یافتن محمولههای جایگزین به تکاپو انداخت. بیپی و دیگر غولهای نفتی از بزرگترین بهرهبرداران این شرایط بودند.
این شرکت نفتی انگلیسی اعلام کرد سود سهماهه دوم آن به ۵.۷ میلیارد دلار رسیده است؛ بالاترین میزان از سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱ خورشیدی) تاکنون. این افزایش سود ناشی از قیمت بالای نفت و گاز، حاشیه سود بسیار قوی پالایشگاهی و عملکرد قدرتمند بخش بازرگانی این شرکت بود.
رویترز نوشت: افزایش جریان نقدی به بیپی کمک کرد بدهی خالص خود را نسبت به سهماهه قبل ۳ میلیارد دلار کاهش دهد و به ۲۲.۵ میلیارد دلار برساند. این شرکت اکنون یک سال زودتر، یعنی تا پایان ۲۰۲۶، به هدف کاهش بدهی خالص به محدوده ۱۴ تا ۱۸ میلیارد دلار نزدیک شده است.
این وضعیت مالی بهتر، شرایط بسیار راحتتری برای اونیل فراهم کرده است؛ کسی که در آوریل (فروردین/اردیبهشت) و با ماموریت تثبیت بیپی پس از چند سال پرتنش، رسواییهای مدیریتی، سردرگمی راهبردی و تلاش ناموفق برای تبدیل شرکت به یک غول انرژی تجدیدپذیر، مدیرعامل شد.
اما پس از آنکه سرمایهگذاران اثرات مثبت کوتاهمدت جنگ ایران را در نظر بگیرند، یک پرسش اساسی مطرح خواهد شد: مرحله بعدی چیست؟ و پاسخ این پرسش چندان روشن نیست.
بیپی قویتر شده، اما از رقبا عقب است
این گزارش ادامه داد: نشانههای روشنی وجود دارد که اونیل قصد دارد به سرعت راهبرد شرکت را بازطراحی کند.
بیپی در چهار ماه نخست مدیریت او اعلام کرد شمار کارکنان را کاهش میدهد، تیم مدیریتی خود را بازسازی و بخش انرژی کمکربن را منحل میکند و ساختار شرکت را به مدل سنتی تولید نفت و گاز و پالایش بازمیگرداند.
این شرکت همچنین فروش داراییها را سرعت بخشیده است. اقدامی نمادین در این زمینه، قرار دادن فعالیتهای نفتی بیپی در دریای شمال برای فروش بود. این منطقه بخش مهمی از تاریخ این شرکت را شکل میداد.
با این حال، هنوز مشخص نیست سرمایهگذاران کاملا به چشمانداز ترسیم شده اونیل اعتماد کردهاند یا نه. ارزش سهام بیپی از زمان آغاز مدیریت او حدود ۳ درصد کاهش یافته و عملکرد آن از رقبایی مانند «شل» و «توتال» ضعیفتر بوده است.
بخشی از این احتیاط طبیعی است، زیرا بیپی در نیمه نخست دهه جاری دچار تغییرات راهبردی گستردهای شد که حدود ۵۰ میلیارد دلار زیان ناشی از کاهش ارزش داراییها را به همراه داشت. اما نگرانی بازار همچنین بازتابدهنده نوسان شدید بازار انرژی در سال جاری است.
سرمایهگذاران تلاش میکنند میان یک سود بادآورده ناشی از جنگ و بهبود پایدار چشمانداز شرکت تفاوت قائل شوند.
آینده بیپی چه خواهد بود؟
رویترز نوشت: بیپی احتمالا در ماههای آینده و هنگام اعلام اهداف بلندمدت جدید خود، تلاش خواهد کرد تصویر روشنتری از مسیر آینده ارائه دهد. این اهداف تقریبا بهطور قطع بر همان مسیری تاکید خواهند کرد که اونیل آغاز کرده است: تمرکز بر اکتشاف نفت و گاز، بهبود عملکرد عملیاتی، کاهش بدهی و افزایش بازدهی برای سهامداران. اما همین بحرانی که وضعیت مالی بیپی را تقویت کرد، ممکن است آینده آن را پیچیدهتر کرده باشد.
جنگ علیه ایران آسیبپذیری نظام انرژی جهانی را آشکار کرد؛ نظامی که همچنان به چند مسیر محدود انتقال انرژی و چند منطقه تولیدکننده وابسته است. دولتها و شرکتهایی که بیشترین آسیب را دیدهاند، بهویژه در اروپا و آسیا، در حال بازنگری در راهبردهای امنیت انرژی خود هستند از جمله میزان وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی.
برخی کشورها احتمالا سرمایهگذاری در منابع داخلی انرژی، از انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای گرفته تا زغالسنگ، را افزایش خواهند داد و همزمان روند برقیسازی حملونقل، صنعت و گرمایش را دنبال میکنند. برخی دیگر ممکن است به دنبال افزایش تولید داخلی نفت و گاز یا ایجاد ذخایر راهبردی بزرگتر برای مقابله با شوکهای آینده باشند. در هر صورت، پیشبینی تقاضای آینده انرژی دشوارتر شده است.
این بحران همچنین پرسشهای دشواری درباره آینده سرمایهگذاری در خاورمیانه ایجاد کرده است. حتی پس از پایان بحران، امنیت بلندمدت تنگه هرمز همچنان نامطمئن خواهد بود و این موضوع خطر تمرکز رشد تولید آینده در منطقهای آسیبپذیر در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی را افزایش میدهد.
این مساله چالشی ویژه برای بیپی است. خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۱۱ هزار بشکه معادل نفت در روز، یعنی نزدیک به ۱۸ درصد تولید این شرکت را به خود اختصاص داده بود و به مقصد مهمتری برای سرمایهگذاریهای جدید تبدیل میشود.
در ماه ژوئن (خردادماه)، بیپی ۱۰ درصد از سهام دو پروژه بزرگ در امارات متحده عربی، شامل پروژه عظیم کلاهک گازی «باب» و طرح گاز طبیعی مایعشده «رویس»، را خریداری کرد. این شرکت همچنین در حال توسعه دوباره میدان نفتی بزرگ کرکوک در شمال عراق است.
انتخابهای پرهزینه
نویسنده این تحلیل در پایان با اشاره به آینده مبهم این غول نفتی نوشت: شرکتهای نفتی معمولا در شرایط عدم قطعیت تلاش میکنند سرمایه خود را روی کمهزینهترین و مطمئنترین داراییها متمرکز کنند.
اما بیپی برای حفظ سطح تولید، چه رسد به افزایش آن، باید میلیاردها دلار در پروژههای جدید بزرگ سرمایهگذاری کند از جمله میدان عظیم «بومرنگ» در آبهای برزیل، پروژههای خلیج مکزیک، نامیبیا و خاورمیانه.
چالش اینجاست که شرایط پس از جنگ، هزینه این تصمیمها را افزایش داده است. تلاش تولیدکنندگان برای افزایش عرضه، تقاضا برای تجهیزات حفاری، خدمات، مواد اولیه و فناوریهای مرتبط را بالا برده است.
این فشارها همه شرکتهای نفتی را تحت تاثیر قرار میدهد، اما ممکن است بیپی بیش از بسیاری از رقبا آسیبپذیر باشد، زیرا سالها تغییر راهبردی و کاهش سرمایهگذاری در بخش بالادستی، خط تولید پروژههای آینده آن را محدود کرده است.
فعلا بحران خاورمیانه دقیقا چیزی را به بیپی داده که به آن نیاز داشت: سود بیشتر، بدهی کمتر و فرصت تنفس برای مدیرعامل جدید تا شرکت را بازسازی کند. اما تناقض ماجرا این است که همین بحران، چشمانداز بازار را نیز مبهمتر کرده است.
چالش فوری اونیل ممکن است اصلاح ترازنامه مالی بیپی باشد، اما چالش بزرگتر او تصمیمگیری درباره محل سرمایهگذاریهای میلیارددلاری نسل آینده این شرکت خواهد بود.
در نظام انرژیای که با جنگ، تغییر تقاضا و افزایش خطرات ژئوپلیتیکی دگرگون شده است، گرفتن تصمیمهای درست ممکن است بسیار دشوارتر از ایجاد یک بهبود کوتاهمدت باشد.