تاریخ انتشار: ۱۷:۰۰ - ۱۰ شهريور ۱۴۰۵

دور تازه تنش ایران و آمریکا؛ ترامپ چگونه فشار اقتصادی و تحریم‌ها را تشدید می‌کند؟

سپاه پاسداران اعلام کرد در پاسخ به حمله آمریکا، مواضع و محل استقرار نیرو‌های آمریکایی در دو پایگاه ملک حسین و الازرق در اردن با موشک‌های بالستیک هدف قرار گرفته است. ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز از حمله پهپادی به محل استقرار بالگرد‌ها و نیرو‌های آمریکایی در پایگاه المنهاد امارات خبر داد.

جنگ ایران و آمریکا

اقتصاد۲۴- در پی حمله تازه آمریکا به جزیره لارک و اعلام خبر شهادت و مجروحیت شماری از نیرو‌های کشورمان، دور تازه‌ای از تنش و درگیری مستقیم میان ایران و ایالات متحده آغاز شد که واکنش متقابل نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه را به همراه داشت. الجزیره به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شد نیرو‌های آمریکایی روز یکشنبه به دو سامانه راکت‌انداز موشکی ایران در جزیره لارک حمله کرده‌اند.

این مقام مدعی شد این سامانه‌ها در حال آماده‌سازی برای شلیک موشک‌های حامل مین‌های دریایی به سمت تنگه هرمز بوده‌اند. هم‌زمان، گزارش‌هایی از شنیده‌شدن صدای انفجار در حوالی جزیره لارک منتشر شد. فارس شامگاه یکشنبه اعلام کرد علت و محل دقیق انفجار در دست بررسی است و تسنیم نیز از حمله پهپادی به این جزیره خبر داد. گزارش‌های اولیه غیررسمی از شهادت دو نفر و مجروح‌شدن شماری دیگر حکایت داشت. روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای، حمله به لارک را تجاوزکارانه توصیف و اعلام کرد این اقدام با پاسخ نیرو‌های مسلح ایران و «تنبیه متجاوز» همراه خواهد شد.

در ادامه، سپاه پاسداران اعلام کرد در پاسخ به حمله آمریکا، مواضع و محل استقرار نیرو‌های آمریکایی در دو پایگاه ملک حسین و الازرق در اردن با موشک‌های بالستیک هدف قرار گرفته است. ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز از حمله پهپادی به محل استقرار بالگرد‌ها و نیرو‌های آمریکایی در پایگاه المنهاد امارات خبر داد. روابط عمومی سپاه همچنین اعلام کرد یک فروند پهپاد آمریکایی MQ-۹ بر فراز تنگه هرمز هدف قرار گرفته و سقوط کرده است. در بیانیه دیگری نیز سپاه از وقوع آتش‌سوزی در یک سوپرنفتکش متخلف در پی اصابت دو مین دریایی خبر داد. در همین حال، خبرنگار الجزیره در واشینگتن، حمله آمریکا به لارک را نخستین حمله این کشور علیه ایران پس از بیش از یک ماه عنوان کرد و گفت حملات متقابل، تلاش‌های دیپلماتیک برای یافتن راهی برای پایان درگیری را با چالش تازه‌ای روبه‌رو کرده است.

موج سینسوسی آمریکا از تنش نظامی تا تحریم و محاصره دریایی

دور تازه زدوخورد‌های تهران و واشینگتن در شرایطی رخ داده که طی روز‌های گذشته نشانه‌هایی از تغییر رویکرد آمریکا از عملیات نظامی گسترده به سمت فشار اقتصادی و تحریم‌های بیشتر، ذیل سیاست طرد اقتصاد ایران با رمز «روز دی اقتصادی» مشاهده شده بود. دراین‌باره، «دیلی‌بیست» به نقل از منابع آگاه، گزارش داد رئیس‌جمهور آمریکا در حالی که درگیری با ایران وارد هفتمین ماه خود شده، ظاهرا بیش از گذشته به رویکرد اقتصادی برای حل این بحران متمایل شده و نقش اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، در جلسات مرتبط با جنگ افزایش یافته است. براساس این گزارش، اگرچه پیت هگست، وزیر دفاع، همچنان در جلسات توجیهی «اتاق وضعیت» حضور دارد، اما ترامپ اکنون توجه بیشتری به دیدگاه‌های بسنت نشان می‌دهد. یک منبع آگاه با توصیف این تغییر گفته است «فضا تغییر کرده» و دیگر نمی‌توان صرفا با فشار نظامی ایران را وادار به امتیازدهی کرد. این تغییر رویکرد پس از افزایش نگرانی‌ها درباره کاهش ذخایر مهمات آمریکا و ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده جنگ رخ داده است. گزارش می‌افزاید آمریکا از اواخر جولای حملات علنی علیه ایران را متوقف و به‌جای آن فشار‌های اقتصادی و تحریمی را تشدید کرده است. بسنت با استفاده از اختیارات وزارت خزانه‌داری، بر درآمد‌های نفتی ایران و منابع مالی جمهوری اسلامی تمرکز کرده است. با این حال، کاخ سفید تأکید کرده هگست همچنان نقش مهمی در سیاست آمریکا در قبال ایران دارد و وزیران از جایگاه برابری نزد ترامپ برخوردارند.

در یک خط خبری موازی، «واشینگتن‌پست» هم مدعی بود: «یک ارزیابی محرمانه اخیر پنتاگون درباره تداوم عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه، نسبت به فرسایش توانمندی‌های نظامی این کشور و کاهش آمادگی آن برای مقابله با تهدیدات در سایر نقاط جهان هشدار داده است». براساس این گزارش، شماری از فرماندهان ارشد نظامی آمریکا با تمدید مأموریت نیرو‌ها و تجهیزات اختصاص‌یافته به جنگ ایران مخالفت کرده‌اند و معتقدند ادامه این وضعیت، توان عملیاتی فرماندهی‌های آمریکا در اروپا، اقیانوس آرام و آمریکای جنوبی را محدود کرده است. رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا نیز هشدار داده است نیروی دریایی قادر به حفظ سطح کنونی پشتیبانی از عملیات ایران نیست، به‌ویژه آنکه زمان مشخصی برای پایان جنگ وجود ندارد. بنابر این ارزیابی، فقط حدود یک‌چهارم ناوشکن‌های نیروی دریایی آمریکا آماده اعزام هستند. این گزارش همچنین از کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت و تاد، کاهش ذخایر موشک‌های کروز تاماهاک، از دست رفتن بخشی از پهپاد‌های ریپر و خسارات میلیارد دلاری به پایگاه‌های آمریکا در منطقه خبر می‌دهد. با وجود این فشارها، استقرار بخشی از نیرو‌های آمریکایی در خاورمیانه تا سال‌های آینده ادامه خواهد داشت و دولت ترامپ همچنان گزینه نظامی علیه ایران را منتفی نکرده است.

محسن جلیلوند: ترامپ یک جنگ هیبریدی و چند‌بعدی را علیه ایران پیش می‌برد

دکتر محسن جلیلوند در گفت‌و‌گو با «شرق»، ذیل نگاهی صریح و مبتنی بر موازنه قوای واقعی، بر این باور است: «ریشه تقابل کنونی ترامپ با ایران، نه در پیروزی‌های موقت و تاکتیکی، بلکه در سنجش میزان تاب‌آوری مادی و اجتماعی طرفین نهفته است»؛ لذا این استاد دانشگاه متذکر می‌شود: «تقلیل این رویارویی چندبعدی به ابعاد صرفا نظامی مانند دور تازه درگیری‌ها یا سناریو‌های صوری مانند «روز دی» اقتصادی، خطای استراتژیک در ارزیابی همه‌جانبه سیاست خارجی ایالات متحده است». جلیلوند در ادامه تحلیل خود، فرضیه تمرکز انحصاری آمریکا بر ابزار محاصره اقتصادی و سیاست طرد اقتصادی ایران موسوم به «روز دی اقتصادی» و نیز تمرکز یک‌جانبه بر حملات نظامی علیه ایران را به چالش می‌کشد و تأکید می‌کند: «تقابل واشینگتن با تهران از اساس جنگی چندبعدی است که تمامی ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، تجاری، دیپلماتیک، امنیتی و اجتماعی را در‌بر‌می‌گیرد». به باور او: «ایالات متحده از تمامی این ابعاد به طور هم‌زمان برای اعمال فشار بر تهران استفاده می‌کند؛ لذا به موازات جنگ اقتصادی و تداوم محاصره دریایی ایران، کماکان گزینه حملات نظامی پراکنده با هدف تشدید فشار‌ها بر ایران روی میز آمریکایی‌هاست. بر این اساس، تلاش برای تعریف این منازعه در قالب یک بعد منفرد، با واقعیت همخوانی ندارد».


بیشتر بخوانید:تله تل‌آویو برای واشنگتن؛ نقشه اسرائیل برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران افشا شد


تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل این را هم یادآور می‌شود: «برآورد کارشناسان آمریکایی بر مبنای تشدید محاصره اقتصادی، ایجاد یک شوک فلج‌کننده و سوق‌دادن اقتصاد کشور به سمت فروپاشی در یک بازه زمانی چهار تا شش‌هفته‌ای است. در چنین شرایطی، کشور بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز و گریزناپذیر قرار می‌گیرد: یا باید با اتکا به ابزار‌های خود، نظیر تنگه هرمز، سطح تقابل را بالا ببرد که طبیعتا به درگیری نظامی منجر می‌شود، یا اینکه مسیر مذاکره را انتخاب کند؛ چرا‌که تداوم وضعیت فرساینده «نه جنگ و نه صلح» اساسا ناممکن است و به بن‌بست ختم می‌شود». یکی از ابزار‌های سنتی چانه‌زنی و فشار ایران در تقابل با محاصره اقتصادی، تهدید یا اقدام به انسداد تنگه هرمز بوده است که جلیلوند با ارزیابی انتقادی این ابزار استراتژیک می‌گوید: «گرچه ایران به لحاظ موازنه هزینه چاره‌ای جز تحمیل هزینه متقابل به طرف مقابل نداشت، اما این تصمیم عملا مانند یک بومرنگ عمل کرده و اثر بومرنگی داشته است. چون مسدودکردن تنگه هرمز که مقامات سیاسی و نظامی از آن سخن می‌گویند، برخلاف تصورات اولیه نه‌تنها قیمت جهانی نفت را به مرز پیش‌بینی‌شده ۲۰۰ دلار نرساند، بلکه قیمت‌ها همچنان زیر ۹۰ دلار باقی ماند».

استاد روابط بین‌الملل در تشریح نکته یادشده باور دارد: «علت اصلی این ناکامی محاسباتی، به نقش بازیگران کلیدی همچون چین بازمی‌گردد. پکن به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی جهان، هرگز اجازه صعود سرسام‌آور قیمت نفت به بشکه‌ای ۲۰۰ دلار را نمی‌دهد و با تمام ابزار‌های استراتژیک خود بازار را مهار می‌کند. در این میان، بومرنگ اقدام ایران این بود که تهدید منطقه‌ای را به یک معضل و تهدید جهانی تبدیل کرد و ائتلافی بین‌المللی را در مقابل کشور شکل داد، بی‌آنکه عایدی اقتصادی مشخصی به همراه داشته باشد».

بخش دیگری از تحلیل جلیلوند به نقد جدی استراتژی تعلیق تصمیم‌گیری‌ها در تهران تا انتخابات پاییز اختصاص دارد. استراتژی مبهمی که با امید به تغییر کنگره آمریکا یا رفتن بنیامین نتانیاهو بنا شده است و این استاد دانشگاه هشدار می‌دهد: «گره‌زدن سرنوشت دیپلماسی به پیروزی دموکرات‌ها در واشینگتن یا جناح‌های رقیب در اسرائیل، ناشی از خطای محاسباتی بزرگ و عدم درک واقعیت است». او با قاطعیت می‌گوید: «دموکرات‌ها حتی با برتری در انتخابات پیش‌روی کنگره هرگز قائل به تغییر راهبرد نظامی و امنیتی آمریکا در هیچ جای دنیا و علی‌الخصوص خاورمیانه نیستند و به‌هیچ‌وجه ایالات متحده نیرو‌های نظامی خود را از منطقه غرب آسیا خارج نخواهند کرد».

‌همچنین به تعبیر جلیلوند: «انتخابات کنست اسرائیل هم چنین وضعی دارد و بررسی برنامه‌ها و نسخه‌های انتخاباتی جناح‌های رقیب نتانیاهو، یعنی نفتالی بنت، نشان می‌دهد او نیز در قبال ایران مواضع به‌مراتب تندروتر، تهاجمی‌تر و با ادبیات متفاوتی دارد. بنابراین، تکیه بر تغییرات جناحی در جبهه مقابل و فریزکردن معادلات انتخابات کنگره، نوعی خوش‌بینی کاذب است و گشایشی در راهبرد مهار همه‌جانبه علیه ایران ایجاد نخواهد کرد». کلیدی‌ترین فراز تحلیل جلیلوند، مفهوم کلیدی «تاب‌آوری مادی» در برابر ساختار اقتصادی جهان است که این کارشناس به‌صراحت هشدار می‌دهد: «در نهایت، در این نبرد فرسایشی تفنگ‌ها سرنوشت را تعیین نمی‌کنند، بلکه برنده نهایی طرفی خواهد بود که از تاب‌آوری معیشتی، اجتماعی و مادی بالاتری برخوردار باشد».

امیرعلی ابوالفتح: حملات تازه آمریکا به جنوب ایران بخشی از همان راهبرد فشار بر تهران است

دور جدید تنش نظامی میان تهران و واشینگتن وضعیت مبهم فعلی را پیچیده‌تر کرده است و در این بین تلاش برای کالبدشکافی مواضع تازه ترامپ، مسیر آینده این تقابل را وارد ریل دیگری کرده که در همین راستا امیرعلی ابوالفتح باور دارد: «برای درک واقعی سیاست‌های آمریکا و دولت ترامپ نباید صرفا به لفاظی‌های رسانه‌ای و اظهارات ضدونقیض رئیس‌جمهور ایالات متحده بسنده کرد». این مدرس دانشگاه طی تحلیلی جامع، ابعاد گوناگون این نبرد فرسایشی از راهبرد دوگانه فشار نظامی-اقتصادی گرفته تا واقعیت‌های فضای سیاسی داخل ایالات متحده را تشریح می‌کند. کارشناس حوزه آمریکا با اشاره به آشفتگی ظاهری در گفته‌های ترامپ باور دارد: «اظهارات او مملو از ابهام، تناقض و سردرگمی است و مبدأ قراردادن این گفته‌ها تحلیلگر را به بیراهه می‌برد. اما فراتر از این هیاهو‌های لفظی، راهبرد کلان ایالات متحده بر یک اصل ثابت استوار است که همان تشدید مستمر فشار خواهد بود». این تحلیلگر ارشد حوزه بین‌الملل تأکید می‌کند: «هم‌زمانی کارزار نظامی و فشار‌های اقتصادی یک استراتژی یکپارچه است؛ فعال‌بودن اهرم نظامی هرگز به معنای عقب‌نشینی از فشار اقتصادی نبوده و برعکس، تمرکز بر تضییق مالی نیز به معنای خروج گزینه نظامی از دستور کار نیست».

به تعبیر استاد روابط بین‌الملل: «این دو بازوی فشار همواره به موازات هم پیش می‌روند و فقط سهم و وزن آنها در بازه‌های زمانی مختلف تغییر می‌کند. در شرایط کنونی هم‌زمان با تشدید فشار‌های اقتصادی، شاهد عملیات‌های ادعایی و محاصره‌های دریایی هستیم که طرفین را در یک زنجیره از واکنش‌های متقابل قرار می‌دهد»؛ لذا ابوالفتح هشدار می‌دهد: «اقدامات تلافی‌جویانه ایران در برابر تعرضات آمریکا می‌تواند بار دیگر سناریویی مشابه نبرد هرمز را تکرار کند و سطح تنش‌ها را به مراحل خطرناک‌تری سوق دهد؛ فارغ از اینکه ترامپ در شبکه‌های اجتماعی چه تصاویری از خارگ منتشر کند، راهبرد پایه‌ای واشینگتن مبتنی بر واردآوردن هم‌زمان فشار‌های اقتصادی و نظامی است». بخش دیگری از تحلیل ابوالفتح به هم‌زمانی تنش‌های تازه با رویداد‌های دیپلماتیک بین‌المللی اختصاص دارد و پیرو نکته مذکور، برخی ناظران معتقدند هم‌زمانی حملات آمریکا با نشست سران گروه ۲۰ (G۲۰) با هدف تبدیل پرونده ایران به اولویت مشترک جهانی بوده است که البته ابوالفتح با نگاهی واقع‌گرایانه به ترکیب گروه ۲۰ می‌نگرد و اشاره می‌کند: «مواضع اکثر اعضای این گروه از پیش مشخص است؛ کشور‌های اروپایی، ژاپن، کانادا، استرالیا و حتی برخی بازیگران منطقه‌ای نظیر ترکیه و عربستان تکلیف موضع‌گیری‌شان روشن است».

بنابراین، این مدرس دانشگاه معتقد است: «هدف اصلی از این دست فضا‌سازی‌ها، تحت تأثیر قراردادن مواضع چین است؛ چراکه پکن بازیگری کلیدی در مناسبات اقتصادی ایران به شمار می‌رود و برای چینی‌ها کاملا آشکار است آمریکایی‌ها از طریق عملیات‌های اقتصادی خود چه اهدافی را دنبال می‌کنند». ابوالفتح اگرچه ارتباط مستقیم و عمدی این هم‌زمانی بین حملات تازه آمریکا و نشست گروه ۲۰ را با قاطعیت رد یا تأیید نمی‌کند، اما تأکید دارد: «اعضای گروه ۲۰ به‌خوبی از اهداف و سناریو‌های آمریکا آگاه‌اند و نیازی به این‌گونه زد‌وخورد‌های میدانی برای اتخاذ جهت‌گیری ندارند».

یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در فضای سیاسی داخلی ایران، گمانه‌زنی درباره راهبرد تعلیق مذاکرات از جانب تهران به امید شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات پیش‌روی کنگره در آبان‌ماه سال جاری و قدرت‌گیری مجدد دموکرات‌هاست که ابوالفتح وجود چنین استراتژی رسمی در تهران را صرفا گمانه‌زنی رسانه‌ای می‌داند و با نگاهی عمیق‌تر، ماهیت روابط دو کشور را تحلیل می‌کند. او خاطرنشان می‌کند: «اولا دیپلماسی میان تهران و واشینگتن هرگز متوقف نشده است؛ حتی زمانی که به‌ظاهر از عدم مذاکره سخن گفته می‌شود، تبادل پیام‌ها از طریق ابزار‌های غیرمستقیم مانند توییت‌های وزیر امور خارجه، موضع‌گیری‌های رسانه‌ای و سخنرانی‌ها جریان دارد که همگی بخشی از یک فرایند دیپلماتیک چنددهه‌ای میان دو کشور هستند».

او در ادامه آب پاکی را روی دست کسانی می‌ریزد که به تغییرات اساسی پس از انتخابات کنگره و محدودشدن ترامپ در قبال جنگ نظامی علیه ایران دل بسته‌اند. از دید کارشناس ارشد مسائل آمریکا: «حتی در صورت پیروزی دموکرات‌ها و کسب اکثریت در کنگره، تغییر معناداری در راهبرد کلان دولت مستقر ایجاد نخواهد شد؛ چون دموکرات‌ها نه دلسوز ایران هستند و نه لزوما مخالف جنگ. ضمنا هسته اصلی حزب دموکرات در مسائلی، چون برنامه‌های هسته‌ای، توان موشکی و پهپادی ایران و همچنین موضع جمهوری اسلامی در قبال اسرائیل، با جمهوری‌خواهان هم‌نظر بوده و مایل به تداوم فشار‌ها هستند. علاوه بر این، به لحاظ تقویم سیاسی، حتی در صورت پیروزی دموکرات‌ها، تشکیل کنگره جدید تا ژانویه سال تازه میلادی، یعنی اواخر سال فعلی شمسی (دی و بهمن‌ماه سال جاری) به طول می‌انجامد و در نهایت نیز دموکرات‌ها، علی‌رغم تمام نقد‌های خود به ترامپ، بودجه‌های جنگ و نظامی را تصویب خواهند کرد؛ لذا هرگونه دل‌بستن به این چرخش‌های جناحی، برآوردی نادرست و غیرواقع‌بینانه است».

در نهایت ابوالفتح به تلاش‌های تبلیغاتی دونالد ترامپ برای اعلام پیروزی یک‌جانبه اشاره می‌کند. برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که ترامپ مایل است پس از اقدامات مقطعی در تنگه هرمز، اعلام پیروزی کرده و پرونده ایران را رها کند که این کارشناس با لحنی صریح خاطرنشان می‌کند: «ترامپ اساسا دچار کمبود اعلام پیروزی نیست و همواره در مورد هر موضوع بی‌ربط داخلی و خارجی ادعای پیروزی‌های بزرگ دارد. با این حال، افکار عمومی جهان و حتی بخش بزرگی از مردم ایالات متحده این ادعا‌ها را باور نمی‌کنند».

 به زعم او: «واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد ساختار و توانمندی‌های راهبردی ایران شامل برنامه هسته‌ای، ظرفیت‌های موشکی و پهپادی، نفوذ منطقه‌ای و ابزار‌های ژئوپلیتیک آن در تنگه هرمز همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. از این رو، هرگونه ادعای ترامپ مبنی بر حل نهایی بحران یا گشودن قطعی مسیر‌های مواصلاتی دریایی، با واقعیت‌های جاری همخوانی ندارد و خللی در اراده و توان راهبردی ایران ایجاد نخواهد کرد. در این نبرد پیچیده، تا زمانی که ریشه‌های اصلی اختلاف حل‌وفصل نشود، چرخ تنش‌ها همچنان خواهد چرخید».

منبع: روزنامه شرق
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار