
اقتصاد۲۴- استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن گزارشها، چالشی همهگیر در دنیاست، تا جایی که برت استیونز، ستوننویس نیویورکتایمز و برنده جایزه پولیتزر، در تازهترین یادداشتش با تیتر «تمنا میکنم با هوش مصنوعی ننویسید» توضیح داده: وقتی نوشتن را به AI میسپاریم، در کوتاهمدت راحتتر میشویم، اما در بلندمدت ممکن است توانایی تفکر، خلاقیت و مهارت نوشتاریمان تضعیف شود. در بخش دیگر هم اشاره کرده حتی نوشتن یک ایمیل یا متن ساده با دست خودمان نوعی مقاومت در برابر دنیایی است که رو به حماقت میرود. دقیقا صاحبنظرانی که در گزارش پیشرو درباره استفاده از AI در رسانههای داخلی صحبت میکنند، از نیاز به صحبت برای ایجاد مرزبندی میگویند. این افراد باور دارند در سالهای اخیر با متنهای بیشتری روبهرو میشوند که روح انسانی در آنها کم شده است و همین موضوع، نثر فارسی را در درازمدت ضعیفتر خواهد کرد.
امیلی امرایی، روزنامهنگار و مترجم است. او یکی از داوران چهارمین جشنواره انجمن صنفی روزنامهنگاران هم بود و در شروع صحبت با «شرق»، از آثاری یاد میکند که به دلیل استفاده عیان از هوش مصنوعی در مراحل ابتدایی داوری رد شدند؛ اتفاقی که نشاندهنده فراگیرشدن چالش بر سر استفاده از این ابزار است. او معتقد است مسئله اصلی در مواجهه رسانهها با هوش مصنوعی، تعیین مرزهای بین کمکگرفتن یا تکیه کامل به این امکان است: «هوش مصنوعی میتواند در بسیاری از مراحل کار روزنامهنگاری، از یافتن منابع و جستوجوی آرشیوهای قدیمی تا خلاصهسازی دادهها و تولید سریع برخی اخبار، ابزار بسیار مفیدی باشد، اما استفاده از آن بدون دستورالعمل روشن و نظارت انسانی میتواند به افت کیفیت محتوا و ازبینرفتن عنصر انسانی در روزنامهنگاری منجر شود».
امرایی از مواجهه خود با متنهایی میگوید که در نگاه اول هم مشخص است هوش مصنوعی نویسنده آن بوده: «در سالهای اخیر گزارشهای زیادی دیدهایم که صرفنظر از محتوایشان، از نظر سبک و فرم آنقدر کلی و عیان بودهاند که گاهی حتی مشخص بوده متن با کمک هوش مصنوعی تولید شده است. یک بار مطلبی در روزنامههای داخلی خواندم که سردبیر آن مجموعه نوشته بود و کاملا مشخص بود هوش مصنوعی نویسنده آن بوده. آنقدر برایم شوکهکننده بود که از همکارم خواستم متن را ببیند تا مطمئن شوم برداشت من اشتباه نیست». این روزنامهنگار از نحوه استفاده اهالی رسانه از این ابزار کمکی میگوید: «بخشی از این مسئله به نحوه استفاده خبرنگار از هوش مصنوعی بازمیگردد. یعنی اگر دستور یا پرامپت مناسبی به این ابزار داده نشود، هوش مصنوعی الزاما محتوای تازه و دقیق تولید نمیکند، بلکه ممکن است اطلاعات موجود را جمعآوری، دستهبندی و بازآرایی کند. این مسئله زمانی جدیتر میشود که دستور اولیه مبهم باشد و خبرنگار بر خروجی نظارت کافی نداشته باشد.
بهنظرم اصلا درست نیست اگر بگوییم خبرنگار و نویسنده نباید از هوش مصنوعی استفاده کند، چون مثلا برای پیداکردن منابع بهویژه منابع قدیمی که دسترسی مستقیم به آنها نداریم واقعا ابزار خوبی است. مسئله از جایی شروع میشود که بخواهیم همهچیز را به آن بسپاریم و خروجی آن را به عنوان کار انسانی عرضه کنیم. در روزنامهنگاری مدرن آموزش استفاده درست از هوش مصنوعی ملاک است و میبینیم رسانههای بزرگ دنیا در حال آموزش به خبرنگاران خود هستند. مسئله اصلی فقط همین است که نباید تولیدی هوش مصنوعی را به عنوان تولیدی انسانی جا بزنیم و مرز این را باید تعیین کرد». امرایی درباره تعیین مرزهای اخلاقی و حرفهای هم توضیح میدهد: «این مسئله در آینده با پیچیدهترشدن کاربردهای هوش مصنوعی در رسانه، ابعاد گستردهتری پیدا خواهد کرد.
از یک سو، برخی رسانههای بزرگ از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید سریع اخبار، بهویژه در حوزههایی مانند بازارهای مالی و بورس، استفاده میکنند؛ از سوی دیگر، کیفیت و دقت خروجی این ابزارها، بهویژه در زبان فارسی، همچنان محل بحث است. هوش مصنوعی میتواند برای تولید برخی خبرهای فوری که نیاز به سرعت بالایی دارند، بسیار مفید باشد. مثلا داده را به آن بدهی و بخواهی سریع آن را به یک خبر اولیه تبدیل کند. اما در گزارشهای اجتماعی، گزارشهای تحلیلی یا مطالبی که جهتگیری و ظرافتهای زبانی بیشتری دارند، مسئله کاملا متفاوت است. برای زبان فارسی مثلا از نظر نثر هنوز باگهای زیادی وجود دارد. من یادداشتی را که خودم نوشته بودم، فقط برای ویرایش به هوش مصنوعی دادم. وقتی متن را پس گرفتم، ساختار جملهها آنقدر تغییر کرده بود که مطمئن بودم خودم هرگز اینطور نمینوشتم. استفاده از برخی علائم نگارشی، جملههای معترضه و نقطهویرگولها به شکلی وارد متن شده بود که با سبک طبیعی نوشتار فارسی من همخوانی نداشت».
امرایی از اهمیت حس انسانی متنها میگوید، با این توضیح که: «وقتی عنصر انسانی در تولید محتوا کمرنگ شود، کیفیت محتوا هم تحت تأثیر قرار میگیرد. هوش مصنوعی دادههای موجود را میگیرد و به شکلی دیگر کنار هم میگذارد. شاید بتوان این فرایند را با چیزی شبیه روش قدیمی چسب و قیچی مقایسه کرد. زمانی گزارشهای مختلف خبرگزاریها را کنار هم میگذاشتند، بخشهایی از آنها را انتخاب میکردند و از مجموعشان گزارشی تازه درمیآوردند.
بیشتر بخوانید:هوش مصنوعی چه مهارتهایی را از کارمندان میگیرد؟
تفاوت اینجاست که هوش مصنوعی این کار را با سرعت و مقیاس بسیار بیشتری انجام میدهد و متنهای تولیدی آن از حس انسانی دور است. به نظرم هر رسانه باید دستورالعمل خودش را داشته باشد. خبرنگار باید بداند کجا میتواند از هوش مصنوعی استفاده کند، کجا باید استفاده از آن را اعلام کند و کجا اساسا نباید خروجی آن را جایگزین کار خودش کند. سواد رسانهای دیگر فقط این نیست که بتوانیم خبر درست را از نادرست تشخیص دهیم؛ بخشی از آن این است که یاد بگیریم از ابزارهای جدید درست استفاده کنیم. از طرفی همین ابزار گاهی پاسخی ارائه میکند که کاملا منطقی به نظر میرسد، اما روی یک فرض نادرست بنا شده است و خبرنگار اگر آن را بررسی نکند، همان فرض نادرست وارد گزارش میشود. مهمترین پیشنهادم این است که خبرنگاران به هوش مصنوعی تکیه نکنند، بلکه از آن کمک بگیرند. این دو با هم خیلی فرق دارند».
نرگس جودکی، روزنامهنگار باسابقه و دبیر سابق رسانههای مختلف است و درباره استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن گزارشهای خبری میگوید لحن و نثر مطالب در سالهای اخیر تغییر کرده است: «مخالف استفاده از هوش مصنوعی نیستم. خودم در طول روز مدام با آن کار میکنم و سعی میکنم ببینم به چه شکلی میتواند بهتر به من کمک کند. این پدیده جدیدی است و باید یاد بگیریم چطور از آن استفاده کنیم، اما نباید اجازه دهیم هوش مصنوعی بر ما مسلط شود. در شرایطی که خبر و اطلاعات تقریبا همهجا در دسترس است، یکی از مهمترین وجوه تمایز رسانهها و روزنامهنگاران، شیوه روایت و نوع نگاه آنهاست؛ بنابراین اگر این تفاوت از بین برود، بخشی از هویت مطبوعات آسیب میبیند. وقتی بخش زیادی از کار به هوش مصنوعی سپرده میشود، به ادبیات یکدست میرسیم. ممکن است از دو نفر گزارش بگیریم و ببینیم هر دو با یک لحن نوشتهاند. این به نظرم اولین آسیبی است که به نثر و ادبیات مطبوعاتی وارد میشود».
جودکی از متنهایی میگوید که با نگاه اول مشخص است از ابزار غیرانسانی کمک گرفته شده: «گاهی در سادهترین شکل، همان الگوهای تکراری را میبینیم که در حال تبدیلشدن به بخشی از ادبیات غالب هوش مصنوعی هستند و متأسفانه روی نثر ما هم اثر میگذارند. به نظرم این موضوع نیاز به این دارد که استادان حوزه فرهنگ، ادبیات و نثر مطبوعاتی بیشتر دربارهاش تحقیق و گفتوگو کنند. حتی هوش مصنوعی، در پاسخ به پرسشهایی که ظاهرا ساده و مشخص هستند، ممکن است اطلاعاتی کاملا نادرست ارائه کند و اگر کاربر نتواند پاسخها را راستیآزمایی کند، این خطا مستقیما وارد محتوای رسانهای خواهد شد».
او ادامه میدهد: «استفاده از هوش مصنوعی نهتنها الزاما احتمال خطا را کاهش نمیدهد، بلکه اگر بدون بررسی و راستیآزمایی باشد، میتواند آن را بیشتر کند. این خیلی خطرناک است، چون ما فکر میکنیم استفاده از این ابزار قرار است خطاهای ما را کمتر کند، اما اگر مراقب نباشیم، ممکن است دقیقا برعکس عمل کند. الان تحریریههای کوچک و فشار زمانی موجود در رسانهها، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را اجتنابناپذیر کرده است. اما همین شرایط ضرورت آموزش را بیشتر میکند. فکر میکنم همه ما نیاز به دورههایی داریم تا یاد بگیریم در کدام بخشها بیشتر میتوانیم از هوش مصنوعی استفاده کنیم و چطور آن را به عنوان یک دستیار به کار بگیریم. باید یاد بگیریم چطور سؤال درست بپرسیم، چطور در هر مرحله پاسخ را ارزیابی کنیم و چطور از آن بخواهیم کاری را که میخواهیم، دقیقتر انجام دهد». به گفته این روزنامهنگار، استفاده مؤثر از هوش مصنوعی اتفاقا نیازمند صرف زمان و فکر بیشتری از سوی روزنامهنگار است.
اگر واقعا بخواهیم از آن استفاده کنیم، باید زمانی را هم برای طراحی سؤالهای درست، ارزیابی پاسخها و اصلاح آنها بگذاریم. در نهایت این ما هستیم که باید فرمان را در دست داشته باشیم و تهیهکننده مطلب باشیم. گاهی روزنامهنگاران بهجای اینکه با پاسخ هوش مصنوعی وارد چالش شوند، آن را همانطور که دریافت کردهاند میپذیرند. چیزی که این روزها خیلی درگیرش هستم، این است که گروهی از افراد، خیلی راحت حرف هوش مصنوعی را قبول میکنند و دیگر از نظر و نگاه خودشان دفاع نمیکنند. حتی وارد چالش با آن نمیشوند تا محتوا را پربارتر کنند. به نظرم اینجاست که آدم در مقابل هوش مصنوعی مغلوب میشود. هوش مصنوعی باید یک دستیار باشد و نه نویسندهای که جای او تصمیم بگیرد».
بر اساس گزارش سالانه مؤسسه رویترز در دانشگاه آکسفورد که ۱۷ ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شد، به این موضوع اشاره شده که رسانهها نگراناند ادغام هوش مصنوعی و چتباتها با ارائه محتوای خبری، ترافیک ورودی به وبسایتهای خبری را کاهش دهد. البته همین یادداشت اشاره میکند هنوز اعتماد به رسانههای معتبر بیشتر است.
با این حال حسین رمضانزاده، کارشناس فناوری اطلاعات، برنامهنویس و همبنیانگذار پلتفرم «کارزار»، درباره کلیت استفاده از هوش مصنوعی به «شرق» توضیح میدهد: «نظرات ما درباره این ابزار شاید تا چند وقت دیگر کاملا تغییر کند. با این حال هنوز در بسیاری از رسانههای فارسیزبان مشخص نمیشود که یک محتوا با هوش مصنوعی تولید شده یا در تولید آن از این فناوری کمک گرفته شده است. چون استاندارد مشخصی نداریم. در بسیاری از رسانههایی که به زبان فارسی استفاده میکنم، این شفافیت وجود ندارد و به هیچ عنوان اعلام نمیشود کدام محتوا تصویری یا مکتوب با هوش مصنوعی ایجاد شده است. هنوز نمیتوان از یک استاندارد واحد جهانی صحبت کرد و تحریریههای کشورهای مختلف هم هرکدام پروتکلهای خود را دارند».
او در ادامه درباره اعتبارسنجی اطلاعات هم میگوید: «خیلی وقتها دادههایی که از هوش مصنوعی گرفته میشود بدون راستیآزمایی کامل استفاده میشوند، در حالی که دستکم در شرایط فعلی نمیتوان هوش مصنوعی را وحی منزل دانست. دقت پاسخها به ابزار و حتی نسخهای که استفاده میکنید بستگی دارد و ممکن است از یک مدل یا نسخههای مختلف یک ابزار، پاسخهای متفاوتی دریافت شود. استفاده گسترده از هوش مصنوعی باعث شده در بخشی از تولیدات متنی، الگوهای تکراری بیشتری دیده شود. در محتواهای متنی و نوشتاری، خلاقیت خیلی کم شده است. اگر محتوای یک روزنامهنگار را در یک سال گذشته بررسی کنید، ممکن است پر از خلاقیت و جذابیتهای مختلف باشد، اما وقتی به محتواهای چند ماه اخیر او نگاه میکنید، گاهی میبینید یک الگوی تکراری را دنبال میکند.
تولید یک گزارش صرفا به کنار هم گذاشتن اطلاعات محدود نمیشود. در بسیاری از گزارشها، نقش ارتباطات انسانی بهشدت کمرنگ شده است. فرد بهجای اینکه با افراد درگیر با موضوع ارتباط بگیرد، با آنها صحبت کند و داده بگیرد، تصور میکند هوش مصنوعی میتواند جایگزین این ارتباط شود؛ در حالی که حداقل در خبرنگاری چنین چیزی ممکن نیست». رمضانزاده درباره احتمال جایگزینی روزنامهنگاران با هوش مصنوعی معتقد است: «در شرایط فعلی نباید چنین نگرانیای را جدی تلقی کرد. روزنامهنگاری فقط نوشتن متن نیست. سوژهیابی، تحقیق، راستیآزمایی، گفتوگو با منابع و تحلیل شرایط اجتماعی بخشهایی از این حرفه است که هنوز نمیتوان آنها را بهطور کامل به هوش مصنوعی سپرد.
اینکه در افکار عمومی ایرانیان، به ویژه در حوزه اجتماعی، چه موضوعاتی بیشتر بازخورد میگیرند یا چه موضوعاتی حساسیتزا هستند، همچنان نیازمند هوش انسانی است. تحقیق، راستیآزمایی و ارتباط با تحلیلگران و افراد مرتبط با موضوع، بخشهایی هستند که هوش مصنوعی در حال حاضر نمیتواند جایگزین آنها شود و فقط یک دستیار است. کسانی که خلاقیت کمتری دارند و بیشتر سعی میکنند دادهها را جمعآوری کرده و کنار هم قرار دهند، ممکن است نگرانی بیشتری از بابت این جایگزینی داشته باشند. اما کسی که مؤلف است، عواطف و احساسات انسانی را میشناسد و مخاطبش را درک میکند، در حال حاضر با مسئله جایگزینی مواجه نیست».
مینا میرزایی، ویراستار یکی از رسانههای داخلی، معتقد است چیزی نباید جای قلم را بگیرد. او به «شرق» میگوید: «متنها پس از آمادهشدن، در هر صورت به بازبینی و دخالت انسان نیاز دارند، چراکه بسیاری از متون تولیدشده با هوش مصنوعی، فاقد تحلیل، دچار مشکلات استدلالی و نیازمند راستیآزماییاند و از نظر حرفهای کیفیت مطلوبی ندارند.
در بررسی برخی متنها، نشانههایی وجود دارد که احتمال استفاده گسترده از هوش مصنوعی را مطرح میکند. یکدستبودن بیش از حد متن، نداشتن فراز و فرود روایی، تکرار مداوم برخی اصطلاحات و عنوانها، خشک و بیروحبودن روایت، نتیجهگیریهای مشابه و تکراری و فقدان خلاقیت در شیوه نگارش، از جمله این نشانههاست». میرزایی در ادامه میگوید: «تا حدی که متن کمی مرتب شود و نظم نوشتاری و نگارشی پیدا کند، استفاده از هوش مصنوعی مشکلی ندارد، اما بیشتر از این به نظرم حرفهای نیست. در یک سال گذشته استفاده از هوش مصنوعی در برخی تحلیلها بیشتر به چشم من میخورد، بهویژه در متنهایی که با دادههایی معمولی به نتیجهگیریهای اساسی میرسند.
هرچند که تشخیص قطعی استفاده از هوش مصنوعی از روی متن، کار سادهای نیست». به گفته او، در برخی موارد، کیفیت متن تولیدشده با هوش مصنوعی از نوشته برخی خبرنگاران ضعیف بهتر است، چراکه این متنها گاهی ابهام کمتری دارند و معمولا به ویرایش فنی کمتری نیاز پیدا میکنند. حتی در صورت استفاده از هوش مصنوعی، متن نهایی باید از فیلتر روزنامهنگار و ویراستار عبور کند و از نظر داده، استدلال، روایت و صحت اطلاعات مورد بررسی قرار گیرد.