
اقتصاد۲۴- هفت ماه پس از آغاز جنگ، نه تهران توانسته است فشار نظامی و اقتصادی سنگین ایالات متحده را از میان بردارد و نه واشنگتن به نتیجهای که برای پایان دادن به این مناقشه وعده داده بود دست یافته است. حالا همزمان با افزایش چشمگیر حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، تشدید درگیریها در یمن، تداوم بحران در تنگه هرمز و انتشار گزارشهایی درباره آمادهسازی اسرائیل برای حمله دوباره به ایران، نگرانیها پیرامون شروع دوباره درگیریهای نظامی شدت یافته است.
نشانههای آغاز دور جدیدی از مواجهه میان ایران، آمریکا و اسرائیل در روزهای اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته است. اما آنچه وضعیت کنونی را تا این حد مخاطرهآمیز میسازد، تنها اظهارات تند و موضعگیریهای سیاسی مقامهای رسمی نیست. مجموعهای از تحرکات پیچیده نظامی، افزایش حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، بنبست در مذاکرات، تشدید نبردها در جبهه یمن، افزایش تهدیدها علیه پایگاههای منطقهای آمریکا و گزارشهای متواتر از آمادهسازی اسرائیل برای حمله احتمالی مجدد به ایران؛ تصویری از منطقهای ترسیم میکند که فاصله میان «بازدارندگی شکننده» و «درگیری مستقیم و همهجانبه» در آن به باریکترین حد ممکن رسیده است.
در همین حال، تهران و واشنگتن همچنان درباره امکان روی آوردن به مذاکره صحبت میکنند، اما عمق اختلافات طرفین بر سر شرایط پایان جنگ به اندازهای است که فعلاً هیچ مسیر روشنی برای دستیابی به توافق دیده نمیشود. این انسداد سیاسی باعث شده است تا بسیاری از تحلیلگران از هفتههای پیش رو به عنوان یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع این جنگ هفتماهه یاد کنند.
یکی از مهمترین و در عین حال مبهمترین اخبار تحرکات نظامی روزهای گذشته، خروج ناگهانی و شتابزده ۱۲ فروند بمبافکن استراتژیک B-۱ آمریکا از پایگاه هوایی «راف فرفورد» در بریتانیا بوده است؛ پایگاهی که همواره یکی از اصلیترین مراکز پشتیبانی و عملیات هوایی آمریکا در سناریوهای علیه ایران به شمار میرفته است.
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی اختصاصی افشا کرد که فرماندهان ارشد آمریکایی پس از دریافت اطلاعات پهپادی و امنیتی تازه درباره احتمال اجرای یک حمله پهپادی منتسب به سپاه پاسداران، تصمیم گرفتند این بمبافکنهای راهبردی را با سرعت از این پایگاه خارج کنند. بر اساس این گزارش، مقامهای آمریکایی و بریتانیایی اعلام کردهاند که طرح مورد بررسی، شامل یک عملیات چندمرحلهای و پیچیده برای هدف قرار دادن هواپیماهای آمریکایی و پرسنل مستقر در پایگاه فرفورد بوده است.
لازم به ذکر است که ایران این اتهامات را قویاً رد کرده و مقامهای بریتانیایی نیز تصریح کردهاند که تحقیقات پلیسی و امنیتی درباره آنچه در فرفورد رخ داده، همچنان ادامه دارد. نکته مهمتر این است که حتی در داخل بدنه دولت واشنگتن نیز درباره جزئیات و سطح این تهدید اتفاق نظر کامل وجود ندارد؛ به طوری که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ارتباط مستقیم خروج این هواپیماها با پرونده مذکور را بهطور رسمی تأیید نکرده است.
با این حال، تصمیم شتابزده ارتش آمریکا بسیار حائز اهمیت است. خروج تمام بمبافکنهای B-۱ از یک پایگاه کلیدی عملیاتی در اروپا، آن هم با چنین سرعتی، نشان میدهد که سطح نگرانیهای امنیتی آمریکا تا چه حد جهش یافته است. واشنگتن همزمان با تخلیه فرفورد، توانایی ضربتزنی از سایر پایگاههای منطقهای و فرامنطقهای خود را حفظ کرده است؛ بنابراین نباید این اقدام را به معنای عقب نشینی یا کاهش توان نظامی آمریکا تعبیر کرد، بلکه بیشتر نشاندهنده تغییر در تاکتیکهای حفاظت از داراییهای ارزشمند نظامی است. از سوی دیگر، این رویداد پیام مهمی برای آینده جنگ داشته و نشان میدهد که دامنه رویارویی ایران و آمریکا دیگر صرفاً به جغرافیای ایران، خلیج فارس یا اسرائیل محدود نمیماند و نگرانی از صدمه دیدن منافع آمریکا در عمق خاک اروپا نیز به واقعیتی جدی تبدیل شده است.
همزمان با این تحولات، ایالات متحده گامهای عملی جدیدی برای تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه برداشته است. روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده است که حدود ۹ هزار نیروی کمکی جدید و هفت شناور رزمی به منطقه اعزام شدهاند که با این حساب، شمار کل نیروهای آمریکایی حاضر در خاورمیانه از مرز ۵۰ هزار نفر گذشته است. در میان این تجهیزات، ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» و گروههای رزمی همراه آن نفوذ و تمرکز دریاپایه آمریکا را به طور چشمگیری افزایش دادهاند.
این تحرکات گسترده از یک سو ظرفیت عملیاتی آمریکا برای آغاز یک نبرد جدید را بالا میبرد، اما از سوی دیگر الزاماً به معنای اتخاذ تصمیم نهایی واشنگتن برای آغاز فوری حمله نیست. بخشی از این استقرار سنگین میتواند با اهدافی، چون افزایش قدرت چانهزنی دیپلماتیک، ارتقای سطح حفاظت از نیروها و تأمین امنیت مسیرهای راهبردی دریانوردی انجام شده باشد.
مسئله کلیدی این است که دولت ترامپ هنوز دو مسیر موازی را باز نگه داشته است: اعمال فشار حداکثری نظامی و نگه داشتن روزنه مذاکره. دونالد ترامپ در تاریخ در هفتههای اخیر پیشنهاد ارائه شده از سوی ایران برای پایان دادن به درگیریها و بازگشایی کامل تنگه هرمز را رد کرد و صراحتاً گفت که این پیشنهاد برای واشنگتن کافی و قانعکننده نیست. همزمان، گزارشهای منتشرشده از سوی منابع آمریکایی از احتمال ازسرگیری حملات گسترده پس از برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر حکایت دارند.
لحن رئیسجمهور آمریکا نیز در روزهای اخیر به شکل بیسابقهای تندتر و تهاجمیتر شده است. ترامپ در یکی از سخنرانیهای اخیر خود درباره روند جنگ گفت: «ما داریم حساب ایران را میرسیم... به هر شکلی که باشد، این ماجرا خیلی زود تمام خواهد شد.» او همچنین در مواضعی دیگر، از تداوم جنگ دفاع کرده و مدعی شده است که جلوگیری از دستیابی ایران به توانایی هستهای، ارزش هزینههای سنگینی را که آمریکا میپردازد دارد.
ترامپ حتی در اظهاراتی جنجالی به احتمال حمله ایران به شهرهای آمریکا اشاره کرد و گفت جلوگیری از وقوع چنین سناریویی، هزینههای این جنگ را توجیه میکند. کاخ سفید البته بعداً مجبور شد توضیح دهد که منظور رئیسجمهور، توجیه حمله به شهرهای آمریکا نبوده، بلکه هشداری جدی درباره ابعاد تهدیدات احتمالی ایران بوده است.
بیشتر بخوانید: بازگشت به میز مذاکره یا میدان جنگ؟ تکاپوی گسترده برای مهار تنش ایران و آمریکا
این ادبیات تند در شرایطی مطرح میشود که انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر برگزار خواهد شد و جنگ با ایران به یکی از محورهای اصلی و داغ رقابتهای سیاسی داخلی تبدیل شده است. گزارشهای واشنگتنپست و سایر رسانههای معتبر آمریکایی نشان میدهد که حتی در داخل بدنه حزب جمهوریخواه نیز درباره تداوم جنگ و هزینههای کمرشکن اقتصادی آن، مواضع و انشقاقهای متفاوتی شکل گرفته است.
بنابراین، انتخابات آمریکا یک متغیر بسیار تعیینکننده در محاسبات جنگ است؛ اما این به معنای قطعی بودن دستور حمله ترامپ پیش یا پس از انتخابات نیست. واقعیت میدان این است که ترامپ طی ماههای گذشته بارها زمانبندی پایان جنگ را تغییر داده و پیشبینیهای اولیه مبنی بر کوتاه و سریع بودن این نبرد محقق نشده است.
در آن سوی معادله، گزارشهای منتشرشده در رسانههای اسرائیلی نیز ابعاد تازهای به این بحران میدهد. بر اساس گزارشی که به نقل از روزنامه اسرائیل هیوم منتشر شده، ارتش اسرائیل در حال بررسی و تدوین دقیق گزینههای مختلف برای حمله دوباره به ایران است؛ گزینههایی که حتی میتواند در شرایط خاص و بدون مشارکت مستقیم ایالات متحده به مرحله اجرا درآید. همزمان، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال ازسرگیری درگیریهای شدید با حزبالله آماده میسازد و مقامهای تلآویو درباره احتمال آغاز دور تازهای از نبرد سنگین با حماس نیز هشدارهای جدی دادهاند.
این تحرکات را باید در چارچوب معادلات پیچیده سیاسی و امنیتی داخل اسرائیل تحلیل کرد. انتخابات پارلمانی اسرائیل برای ۲۷ اکتبر برنامهریزی شده است و بنیامین نتانیاهو در آستانه این انتخابات، همچنان با پروندههای قضایی و فشارهای شدید سیاسی داخلی دستپنجه نرم میکند. در چنین فضای متشنجی، برپایی مانور بر روی مسئله امنیت و برجستهسازی تهدید ایران، بار دیگر به یکی از اصلیترین ابزارهای بقای سیاسی در اسرائیل تبدیل شده است.
یکی از حادترین تحولات روزهای اخیر، تشدید بیسابقه درگیریها در یمن است؛ جبههای که شاید در نگاه نخست بیارتباط با نبرد اصلی ایران و آمریکا به نظر برسد، اما در عمل به یکی از حساسترین نقاط پیوند بحران منطقهای تبدیل شده است.
نیروهای دولت مورد حمایت عربستان سعودی عملیات گسترده جدیدی را برای بازپسگیری مناطق اطراف تعز و سواحل راهبردی دریای سرخ آغاز کردهاند و حوثیها نیز در پاسخ، حملات موشکی و پهپادی متعددی را علیه زیرساختهای عربستان انجام دادهاند. گزارش آسوشیتدپرس از تشدید کمسابقه نبردها در نزدیکی تنگه بابالمندب خبر میدهد؛ شریانی که از مهمترین مسیرهای ترانزیت انرژی و تجارت بینالمللی محسوب میشود.
این وضعیت از دو جهت اهمیت استراتژیک دارد: اول اینکه بازیگرانی، چون عربستان، ایران و آمریکا اکنون با منطقهای مواجهند که چندین جبهه فعال نبرد در آن همزمان میسوزد. دوم اینکه در شرایطی که تنگه هرمز همچنان تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارد، هرگونه مسدودسازی یا اختلال در بابالمندب میتواند بحران جهانی انرژی را به اوج ببرد. به بیان دیگر، این نبرد دیگر یک تقابل دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست و هرگونه اشتعال جدید در یمن میتواند محاسبات تمام بازیگران را تغییر دهد.
در مرکز تمامی این اختلافات، وضعیت تنگه هرمز قرار گرفته است. ایران تأکید دارد که بازگشایی کامل و بیقیدوشرط مسیر کشتیرانی باید بخشی از یک توافق جامع برای پایان جنگ باشد، اما آمریکا خواستار باز شدن مسیر بدون پذیرش شروط تهران است. اگرچه رایزنیهایی برای دستیابی به یک توافق مرحلهای صورت گرفته، اما هیچیک از طرفین حاضر نیستند نخستین امتیاز تعیینکننده را واگذار کنند.
گزارش خبرگزاری رویترز نشان میدهد که یکی از سناریوهای کلیدی، بازگشایی گامبهگام هرمز در قبال کاهش محاصره و فشارهای اقتصادی آمریکا بوده است. اما ترامپ پیشنهاد ایران را رد کرده و تهران نیز نپذیرفته است که بدون دریافت امتیازات ملموس، اهرم کنترلی خود بر این تنگه را رها کند.
در تهران نیز نشانههای روشنی از آمادگی برای مواجهه با دور جدید جنگ به چشم میخورد. سرلشکر عبداللهی تاکید کرد که آتش این جنگ دامن همه را خواهد گرفت. دیگر مقامات سیاسی و نظامی نیز در روزهای اخیر پیامهای هشدارآمیز متعددی دادهاند. مثلا عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در روزهای اخیر با تأکید بر اینکه هیچ راهحل نظامی برای پایان دادن به این بحران وجود ندارد، هشدار داد: «اگر دشمنان ما بار دیگر مسیر رویارویی نظامی را انتخاب کنند، پاسخ ما قویتر از قبل خواهد بود.» در همین راستا خبرگزاری رویترز گزارش داد که ایران خود را برای دادند پاسخی به مراتب شدیدتر در صورت حمله مجدد آمریکا آماده میکند؛ پاسخی که اهداف آن میتواند بسیار فراتر از نیروهای آمریکایی در منطقه گسترش یابد. این گزارش همچنین به حالت آمادهباش کامل گروههای متحد ایران در لبنان، یمن و عراق اشاره کرده است.
با نزدیک شدن به زمان انتخابات آمریکا، بحث امکان وقوع یک «غافلگیری اکتبر» به یکی از محوهای تحلیلی رسانهها تبدیل شده است. شبکه الجزیره با بررسی افزایش تنشها، احتمال تشدید درگیریها در هفتههای آتی را بالا دانسته است. از سوی دیگر، پایگاه خبری آکسیوس گزارش داده که مذاکرات به بنبست رسیده و برخی مقامهای آمریکایی بازگشت به عملیات گسترده نظامی پس از انتخابات را محتمل میدانند.
اما خطر واقعی شاید نه در یک تصمیمگیری از پیش برنامهریزیشده، بلکه در وقوع یک «حادثه غیرقابل پیشبینی» نهفته باشد. حمله به یک پایگاه آمریکایی، تلفات جانی نیروهای واشنگتن، اقدام نظامی اسرائیل علیه هدفی حساس در ایران، رویدادی بزرگ در هرمز یا مواجهه در یمن، هرکدام میتوانند به جرقهای برای انفجار کامل منطقه تبدیل شوند.
نشریه آتلانتیک در تحلیلی هشدار داده است که افزایش موقت عبور نفت نباید با یک پیروزی راهبردی اشتباه گرفته شود. از نگاه این نشریه، موفقیتهای تاکتیکی آمریکا نتوانسته مسئله اصلی جنگ را حل کند و فشار بیشتر تنها تهران را به سمت پاسخهای شدیدتر سوق خواهد داد. وقتی هیچیک از طرفین توان اعلام پیروزی نهایی را ندارد، اما قدرت ادامه نبرد را حفظ کرده است، احتمال بروز محاسبات غلط به اوج میرسد.
در نهایت، اگرچه مسیر دستیابی به یک توافق مرحلهای درباره هرمز، کاهش محاصره و توقف درگیریها همچنان روی کاغذ وجود دارد و رویترز از تلاش میانجیها در این راستا خبر میدهد، اما زمان به شدت در حال از دست رفتن است. با توجه به آرایش جدید نظامی آمریکا، آمادهباش اسرائیل، فعال شدن جبهه یمن و وضعیت بحرانی هرمز، اگر یک حادثه کنترلنشده جای دیپلماسی را بگیرد، دور بعدی جنگ بسیار گستردهتر و ویرانگرتر از تصورات کنونی طرفین خواهد بود.