در حالی که بورس همچنان با مشکلات نرخ بهره و سرکوب دلار نیما دست و پنجه نرم میکند، در سمتی دیگر ادامه محدودیت دامنه نوسان در حال سلاخی اندک اعتماد باقی مانده در بازار سرمایه است. این محدودیت که در پی ترور اسماعیل هنیه در تهران رخ داد، آن طور که «رحمان رحیمی» کارشناس بورس میگوید حالا این پالس را میدهد که احتمالا خطرات جنگ همچنان برقرار است و تعلل در رفع آن نیز به همین دلیل است.
چه تفاوتی میان ریزش ناگهانی بورس ژاپن با سقوطهای مکرر بورس ایران وجود دارد؟ عملکرد سیاستگذاران اقتصادی در مواجهه با این ریزش چطور بوده است؟ بورس ژاپن و آمریکا تنها یک روز بعد هر آنچه را که از دست داده بود پس گرفت و به روال عادی خود بازگشت، اما چرا بازار سرمایه ایران هنوز از مرداد سال ۹۹ نتوانست کمر راست کند؟ «هومن عمیدی» تحلیلگر بازار سرمایه با انتقاد از عملکرد کُند سازمان بورس و استفاده مکرر از ابزار محدودیت دامنه نوسان به مقایسه بورس در دو کشور ایران و ژاپن پرداخته است، دو کشوری که همواره در زمینه توسعه در دو قطب مقابل یکدیگر قرار گرفتند.
ریزش و سقوط بورس اگر چه اتفاق تازهای نیست، اما شاید در هیچ دورهای همه فاکتورهای موثر به این شکل نیز در مقابل بازار صف آرایی نکرده بودند. در دورهای که ابهامات ناشی از انتقال دولت ومشخص نبودن کابینه خود به تنهایی سبب شده بود بازار در روندی متعادل منفی قرار بگیرد، بروز یک ریسک سیاسی مزید بر علت شد.این اتفاقات در کنار انفعال سازمان بورس سبب شد که تالار شیشهای بورس یکی از سنگینترین سقوطهای خود را به نظاره بنشیند. وضعیتی که به گفته یک کارشناس بازار سهام حتی با وجود محدودیت دامنه نوسان نیز چیزی جبران نمیشود.
یک تحلیلگر بازارهای مالی باور دارد که تنش سیاسی اخیر میان ایران و اسرائیل، فعلا اثرگذاری عمیقی بر بازارها نداشته و همه چیز در گرو پاسخ ایران به حمله تروریستی اخیر (ترور اسماعیل هنیه) وابسته است. بر این اساس در دو هفته پیش رو طلا و سکه داخلی توجه ویژهای را به انس جهانی طلا خواهد داشت.
بازارهای مالی کشور صبح روز چهارشنبه، دهم مرداد ماه را با شوک ترور «اسماعیل هنیه» رئیس دفترسیاسی حماس در تهران آغاز کرد. این اتفاق سرآغاز روزهای پر ابهام دیگری است که میتواند سرنوشت کاملا متضادی را در پیش روی بورس، بازار طلا و ارز کشور قرار دهد. «حسن حسین نیا» تحلیلگر بازارهای مالی در این باره ۴۸ ساعت آینده را با توجه به تصمیمگیری سران مقاومت لحظات حساس و مهمی برای این بازارها میداند که پیش بینیها را در این خصوص سخت و دشوار کرده است.
وضعیت معاملات بازار سرمایه در اولین روز بعد از تعطیلی به گونهای بود که شاخص کل بورس با افت ۲۹ هزار و ۱۵۲ واحدی در سطح ۲ میلیون و ۱۳۱ هزار واحدی ایستاد؛ سطحی که در مرداد سال ۹۹ به آن رسیده بود، اما حالا با گذشت ۴ سال نتوانسته از آن بالاتر بیاید مضاف بر این که ارزش سهام نیز کمتر از آن سال است. «مهدی بیات منش» کارشناس بازار سهام این رکود را ناشی از ابهام بازار در انتخاب وزرای دولت میداند.
ابطال مصوبهای که سال قبل برای افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ابلاغ شده بود و بورس را به شدت تحت تاثیر قرار داد، توانست تنها برای یک روز بازار را خوشحال کند. اقدامی که در طول یک سال گذشته سهامداران منتظر آن بودند در شرایطی انجام گرفته که به گفته «فردین اقابزرگی» تحلیلگر ارشد بازار سرمایه، بورس در وضعیت گنگ انتقال دولت قرار گرفته و همچنین انگیزههای اقدامات مشابه همچنان برقرار است. این یعنی خطر همچنان بیخ گوش بورس است.
کارشناس بازار سرمایه میگوید: اگر دولت چهاردهم قصد برگرداندن رونق به بازار سرمایه را داشته باشد بایستی اقداماتی را در دستور کار قرار دهد که منجر به رشد تولید و سودآوری بخش تولیدی شود؛ به همین جهت تصمیمات کلان اقتصادی که گرفته میشود بایستی در جهت توسعه صنایع مختلف کشور باشد.
انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری به عنصر مبهم بازار سرمایه بدل شده است. این وضعیت دو نقشه متفاوت را پیش روی فعالان بازار میگذارد. آیا کلیشه رشد بازار برای جلب مشارکت سیاسی جامعه تکرار میشود؟ یا اینکه بورس ۵۰ روز پر تشویش و پرایهام را پیش روی خود دارد؟
یک کارشناس بازار سرمایه میگوید: ما یک مرگ تدریجی را در بورس و بنگاههای تولیدی داشتیم که به بی اعتمادی خیلی بزرگی دامن زده است. به عبارتی درست است که بازار سرمایه دچار مرگ تدریجی شده، ولی میشود گفت که سرمایه فعالان بازار بیشتر دچار مرگ عینی شدند و این مساله یعنی جو بی اعتمادی که شکل گرفته، برگرداندنش کار سختی است.
این روزها حال بازار سرمایه و اهالی آن خوب نیست، چراغ قرمز دائما در بورس چشمک میزند و فعالان آن از این وضعیت کلافه هستند. در این میان بازارهای موازی به نسبت عملکرد خوبی داشتند و به نوعی میتوان گفت بورس از آنها عقب افتاده است.
تهدید مالیاتی بورس برطرف نشده حالا خبر از فعال شدن تهدیدی دیگر علیه این بازار به گوش میرسد. این که نرخ اخزا به ۳۵ درصد رسیده و به نظر میرسد دولت با تمام قوا در این بازار میتازد، بیتفاوت به این که آسیب به بورس در وهله اول آسیب به تولید و اقتصاد کلان کشور است و با جذاب کردن بازارهای بدهی نمیتوان امیدوار بود که اقتصاد توسعه پیدا کند.
کارشناس بازار سرمایه معتقد است؛ این بازار جایی در اولویتهای دولت ندارد؛ این مسئله از خیلی جنبهها ثابت شده است، هم از بعد تأمین مالی و هم از بعد بحث افزایش تولید در برنامههای دولت؛ به عبارتی بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است.
یک کارشناس بورس میگوید: بعد از اسفند ماه آن هم در مقطع کوتاهی که بازار یک مقدار مثبت و رو به صعود بود، به دلایل مختلفی منفی شد. یک بخشی ناشی از جنگ با اسرائیل و تنشهای ژئوپولیتیکی بود، اما بعد همچنان بازار به خاطر اینکه پارامترهای منفی بازار حذف نشده و از بین نرفته و بهبود پیدا نکرده است همچنان منفی است. پارامترهایی مثل نرخ بهره ۳۰ درصد که الان در اقتصاد کاملا جا افتاده است؛ یکی هم بحث عدم رشد دلار نیما. هر دو مورد باعث شده که بازار رشد پیدا نکند و یک روند منفی فرسایشی به خودش بگیرد.
اگرچه اتخاذ دو تصمیم از سقوط بیشتر بازار سرمایه طی روز یکشنبه جلوگیری کرد، اما بورس همچنان نیازمند محرکها و مشوقهایی است که از رکود خارج شود، عواملی که کلید آن در دست دولت است و به گفته «حسن حسین نیا» کارشناس بورس در هر کجای دنیا که باشیم، وقتی بازار سرمایه به عنوان یک نماگر اصلی از شرایط اقتصادی در چنین وضعیتی به سر میبرد، باید از سوی دولت مورد حمایت قرار بگیرد.
سقوط بورس در روز گذشته دنباله تاثیرات تغییر در نرخ خوراک پالایشیهاست که گفته میشود به کاهش سود آنان منجر خواهد شد؛ تصمیم ناگهانی دیگری که از سوی دولت اتخاذ و آثار آن در وهله اول در بورس مشاهده شد. در تحلیلهای دیگری نیز آمده که رشد نرخ دلار که میتوانست محرکی هرچند کاذب برای رشد بازار باشد، حالا بلای جانش شده و گرایش سرمایهگذاران را به آن سمت برده است.
بازار سرمایه در روز شنبه با ریزش شدید شاخصها مواجه شد و این روند در روز یکشنبه نیز ادامه یافت. «هومن عمیدی» تحلیلگر بازار سرمایه در توضیح وضعیت پیش آمده در بازار سهام به وعده وزیر اقتصاد در مورد تحلیلپذیر کردن بورس اشاره و میگوید: این وعده نه تنها عملی نشده بلکه ریسکهای غیر منطقی زیادی به بازار حواله شده است، ریسکهایی چون بخشنامه اخیر وزارت نفت که بر اساس آن فرمول نرخ بنزین در شرکتهای پالایشی تغییر خواهد کرد.
مسئه نرخ خوراک پتروشیمیها به عنوان یکی از نمودهای دستکاری مستقیم دولت در بازار سرمایه از اردیبهشت ماه آغاز شده بود. درآن زمان این تصمیم غیرمنتظره موجب زیان بسیاری از سهامداران خرد شد و حتی در این مسیر موضوع رانت اطلاعاتی موجود در بازار سرمایه سبب شد عدهای سودهای هنگفتی به جیب بزنند. در چنین شرایط پرریسکی آیا راهی وجود دارد تا با استفاده از آن بتوان به صیانت از حقوق سهامداران خردی پرداخت که هنوز با گذشت چند ماه از آن اتفاق در زیان به سر میبرند؟
یک کارشناس بازار سرمایه معتقد است: بورس الان ۱۵۰ میلیارد ارزش دارد؛ شاخص در این ۹ ماهه هیچ سودی نکرده است. میتوان این را نسبت به ۴۳۰ میلیارد دلار مرداد ۹۹ یا زمانی که آقای رئیسی رئیس جمهور شدند و قرار شد به داد بازار برسد مقایسه کرد که ارزش بازار ۲۳۰ میلیارد بود؛ اما الان ارزش دلاری بازار به شدت پایین آمده و نه تنها دیگر کسی کمک نمیکند بلکه مصوباتی علیه بازار سرمایه اجرا میشود.