شکاف مردم با آمار تورم از جایی شروع میشود که عددهای رسمی از «میانگین قیمتها» میگویند، اما مردم هر روز با قیمت نان، گوشت، اجاره، دارو و حقوقی روبهرو هستند که از خرج زندگی عقب مانده است.
بررسی دادههای دهکی مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم در ایران به شکل یکسان توزیع نشده است. در خرداد ۱۴۰۵، تورم دهک دوم به ۶۸.۵ درصد رسیده، در حالی که دهک دهم حدود ۶۰.۱ درصد تورم را تجربه کرده است.
تازه ترین آمارهای رسمی در خرداد ۱۴۰۵ از موج جدید گرانیها حکایت دارد؛ به طوری که شاخص قیمتها نسبت به سال گذشته بیش از ۸۸ درصد رشد کرده و فشار بر دهکهای کمدرآمد را به اوج رسانده است.
تورم سالانه خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که اگرچه سطح عمومی تورم در کل اقتصاد ۶۲ درصد گزارش شده، اما این عدد در دهکهای مختلف بهطور یکنواخت توزیع نشده است. دهک دوم با ۶۸.۵ درصد بالاترین تورم سالانه را تجربه کرده و دهک دهم با ۶۰.۱ درصد در پایینترین سطح قرار دارد.
روند پنجساله شاخص فلاکت نشان میدهد، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ دوباره وارد محدوده پرتنش معیشتی شده است. این شاخص در سال ۱۴۰۰ حدود ۴۹.۴ واحد بود و در سال ۱۴۰۱ به ۵۴.۸ واحد رسید.
تورم به خودی خود رشد فقر را تشدید میکند، اما ویژگی اصلی تورمی که ۸۸.۶ درصدی که امروز بر کشور حاکم شده، فشار حداکثری آن بر سفره عموم مردم و به خصوص فرودستان و اقشار کمتر برخوردار است.
یک نماینده کارگران با اشاره به کاهش قدرت خرید حقوقبگیران اعلام کرد با وجود افزایش دستمزدها، درآمد کارگران حتی قادر به پوشش ۵۰ درصد سبد معیشت نیست و بازنگری در سیاستهای مزدی و حمایتی ضروری است.
پس از انتشار تازهترین آمارهای رسمی از تورم سه رقمی روی برخی گروههای کالایی، آنچه بیش از همه در واکنشهای عمومی دیده میشود، فاصله میان زبان عددی گزارشها و تجربه روزمره مردم و «تورم احساسی» است.
گزارشهای رسمی هم میگویند فقر در سطحی بالا «تثبیت» شده؛ واژهای که شاید از هر چیز دیگری نگرانکنندهتر باشد. بر پایه دادههای مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ فقر از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حوالی ۳۰ درصد در نوسان بوده؛ یعنی چیزی حدود ۲۵ تا ۲۶ میلیون نفر.
تورم در ایران پدیدهای مزمن و ساختاری است، نه چرخهای. ریشه آن در مجموعهای از ناترازیهای همزمان نهفته است: کسری بودجه مزمن، سلطه مالی بر سیاست پولی، رشد مداوم نقدینگی، ضعف نظام بانکی، محدودیتهای سمت عرضه، شوکهای ارزی و افت مزمن سرمایهگذاری.
زندگی در میانه جنگ، آتشبس و توافق، ترس از آینده اقتصادی، موج بیکاری، تورم و جا ماندن دستمزدها از رشد سبد هزینه خانوار باعث شده تا «سفر» به تفریحی غیرقابل دسترس برای بخش قابلتوجهی از خانوارهای ایرانی تبدیل شود.
آثار تورم پنجاهساله، فقط در کیف پول مردم نیست، بلکه در ذهن و روان آنها نیز نشسته است. زندگی در زیر سایه تورم مزمن، حس معلق بودن و بیثباتی دائمی ایجاد میکند.
امضای تفاهم احتمالی میان ایران و ایالات متحده اگر به توافق نهایی بیانجامد، شرایطی برای کشور پدید میآید مانند دو سال پس از توافق برجام؛ یعنی تورم میتواند تک رقمی شود و رشد اقتصادی دو رقمی.
آمارهای رسمی نشان میدهد در حالیکه میانگین تورم ماهانه تا پیش از دی ماه ۳.۶ درصد بود، از دی ماه به این سو به ۷.۳۴ درصد رسیده و بیش از دو برابر قبل شده است.