ناصرالدین شاه قاجار که به شکرانه پنجاهمین سالگرد سلطنت به زیارت حضرت عبدالعظیم در شهر ری رفته بود در قیل و قال مردم در لحظه خروج از حرم با گلولهای از تپانچه میرزا رضای کرمانی ترور شد. پس از ترور شاه امین السلطان تلاش بسیاری کرد تا خبر این ترور پخش نشود و تهران آرام بماند؛ نقل است وی به محض مطلع شدن از ترور شاه ترتیبی داد تا جسد ناصرالدین شاه را مخفیانه از صحن بیرون ببرند و در کالسکه سلطنتی بنشانند. در بازگشت به کاخ گلستان خودش نیز در کنار جسد برجای نشسته شاه نشست و جسم بیجان او را به حرکت درآورد تا برای جمعیت دست تکان دهد. ناصرالدینشاه قاجار روز جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ خورشیدی چشم از جهان فروبست.
این عکس دوران قاجار را که اکنون بیش از صد سال از ثبت شدن آنها میگذرد، میتوان بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیزهای تازهای در آنها دید؛ از جزییات لباسها و چهرهها گرفته تا هر چیز دیگری که در طول این یک قرن و اندی دچار تغییرات فراوان شده است.
عکسی که در زیر ملاحظه میکنید، منظرهای دیدنی از جادۀ تهران به رشت را در دوران قاجار به تصویر کشیده است. خانههای کوهستانی سمت چپ تصویر، رودخانۀ پر آبی که از دره عبور میکند و راه باریکی که در سمت راست تصویر دیده میشود، چشماندازی خیالانگیز و زیبا را در این عکس پدید آوردهاند. با دقت در عکس میتوان تصویر دو سوار را نیز مشاهده کرد که در حال عبور از جاده هستند. اگر این عکس رنگی بود و کیفیت بیشتری داشت، میشد گفت که یک کارتپستال واقعی از ایران دوران قاجار است.
تصویری که در زیر ملاحظه میکنید، بازسازی عکس ناصرالدین شاه قاجار در کنار دو تن از همسرانش به سبک انیمه است؛ این تصویرسازی توسط هوش مصنوعی انجام شده است.
کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه قاجار و تنها فرزند منیرالسلطنه در نوزدهم ذی القعده ۱۲۷۲ ق متولد شد. ۱ پیش از وی ناصرالدین شاه از همسران متعدد خود صاحب ده پسر شده بود که از این تعداد تنها دو نفر زنده مانده بودند: سلطان مسعود میرزا و مظفرالدین میرزا. نسب خانوادگی شکوهالسلطنه، مادر مظفرالدین میرزا، باعث ارجحیت وی بر برادران دیگر بود، اما مانع نشد که شاه علاقه خود به فرزند کوچکترش را پنهان کند.
این عکس متعلق به مراسم سلام به عکس ناصرالدین شاه در دوران قاجار است. عکس از علی خان والی است. در شرح عکس نوشته شده است: «جناب امیر نظام که به سلام پرده صورت شاه در روز عید ایستاده، مجلس سلام منعقد شده» /عکس از صفحه «مجله ملانصرالدین»
این عکس دوران قاجار را که اکنون بیش از صد سال از ثبت شدن آنها میگذرد، میتوان بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیزهای تازهای در آنها دید؛ از جزییات لباسها و چهرهها گرفته تا هر چیز دیگری که در طول این یک قرن و اندی دچار تغییرات فراوان شده است.
مامزاده صالح نام زیارتگاهی واقع در تجریش در منطقه ۱ شهرداری تهران یا همان شهرستان شمیرانات است. آنگونه که از کتیبه بالای سردر صحن برمیآید و بر اساس کتب بحرالانساب و کنز الانساب، از پسران موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی بن موسی الرضا است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و به شماره ۹۰۹ ثبت گردیدهاست.
عکسی که در زیر ملاحظه میکنید سربازان هنگ دوم ژاندارمری در دوران احمدشاه قاجار را به تصویر کشیده است. ژاندارمری ایران در آن زمان تحت نظارت افسران سوئدی اداره میشد.
رودخانهٔ اناربار که به اشتباه قمرود نامیده میشود، از کوهستانهای بختیاری از جنوب الیگودرز سرچشمه میگیرد، از جنوب شرقی استان مرکزی و بخشی از استان قم میگذرد. این رود در حوضه آبریز دریاچه نمک قرار دارد و به رود قرهچای منتهی و در نهایت با نام مسیلهرود وارد دشت مسیله میشود. طول رودخانه اناربار حدود ۲۹۰ کیلومتر است.
ماجرای تاسیس نخستین مدرسه ارامنه در تهران به دوره قاجار و عصر ناصری برمیگردد. بعد از تاسیس «انجمن دانشدوستان تهران» طرح ساخت مدرسهای به نام هایگازیان در دستور کار این انجمن قرار گرفت و این گونه بود که ماموریت ساخت نخستین مدرسه ارامنه در تهران کلید خورد. آرا آوانسیان، نویسنده و پژوهشگر ارمنیتبار، معتقد است که مدرسه هایگازیان از نخستین روزهای تاسیس، روزهای پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت: «مهمترین منبع مکتوبی که درباره ساخت نخستین مدرسه ارامنه در تهران وجود دارد یک کتاب ۷۰صفحهای با عنوان «تاریخچه مختصر مدرسه مختلط هایگازیان» است که سال ۱۳۰۴ در چاپخانه فاروس تهران به چاپ رسیده.»
در ادامه تصویری جالب از فروشندهی دورهگرد در تهران که عمدهی اجناسش وافور است را در سال ۱۲۹۰ خورشیدی مشاهده میکنید. وافور، یکی از محصولات دخانی پرطرفدار در دوران قاجار بود که به شکلهای مختلف تولید و مصرف میشد. فروشندگان دورهگرد، نقش مهمی در توزیع و فروش این محصول در سطح شهرها و روستاها ایفا میکردند.
این عکس کمتر دیدهشده، حیاط زندان تهران را در دوران قاجار به تصویر میکشد؛ زندانیها با غل و زنجیر بسته شدهاند و پابندهایی چندنفره به صورت گروهی به پاهای آنها بسته شده است؛ حضور چند نگهبان نیز در حیاط و بالای بام قابل مشاهده است.