میرزا محمدرضا معتمدالکتاب، نویسنده کتاب تاریخ قاجار نوشته، پای کباب را ناصرالدین شاه به ایران باز کرد. میگویند به دستور شخصی ناصرالدین شاه فردی قفقازی وارد دربار ایران شد و کبابی را که در این منطقه طبخ میشد برای دربار آماده کرد. این کباب بعدها از سوی آشپزهای دربار کمی تغییر کرد و بهعنوان یک غذای کاملا ایرانی به شکل امروزیاش ماندگار شد. بعدتر، کباب از غذایی درباری کمکم به غذایی بازاری تبدیل شد و ۴-۳مغازه چلوکبابی در بازار تهران باز شد. کبابیهای بازار از قدیمیترین و معروفترین کبابیهای تهران و حتی ایران هستند که تعدادی از آنها بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارند.
۱۳۸ سال قبل یعنی در سال ۱۲۶۵ شمسی، ناصرالدین شاه قاجار به عکاس مخصوص دربار، میرزا عبدالله قاجار، فرمان داد که از «بناهای جدیدالاحداث» که به فرمان شاه و امینالسلطان از حرم حضرت عبدالعظیم در شهرری تا حرم حضرت معصومه در قم ساخته شده بودند عکاسی کند و به قول خودش عکسها را «به شرف حضور» برساند
تصویر جالبی از میهمانی شب یلدا در زمان قاجار باقی مانده است که نشان میدهد آخرین شب پاییز و طولانیترین شب در طول سال از گذشته نزد ایرانیان اهمیت داشته است.
۱۳۸ سال قبل یعنی در سال ۱۲۶۵ شمسی، ناصرالدین شاه قاجار به عکاس مخصوص دربار، میرزا عبدالله قاجار، فرمان داد که از «بناهای جدیدالاحداث» که به فرمان شاه و امینالسلطان از حرم حضرت عبدالعظیم در شهرری تا حرم حضرت معصومه در قم ساخته شده بودند عکاسی کند
در مجموعه عکسهای به جا مانده از ناصرالدین شاه، یک مجموعه «سلفی» هم وجود دارد؛ یعنی عکسهایی که شاه از خودش انداخته است. این عکس هم که کلاه غربی شاه در آن جلب توجه میکند، یکی از آنهاست. در حاشیۀ عکس دستخط خود شاه وجود دارد که نوشته: «عشر اول رمضان؛ [سال]توشقان ئیل در طهران؛ خودم انداختهام».
غلامعلی خان عزیزالسلطان معروف به «ملیجک»، محبوبترین شخص دربار در نزد ناصرالدین شاه بود. او برادرزادۀ یکی از همسران شاه به نام امینه اقدس بود و از سن خردسالی به شکل عجیب و غریبی مورد توجه و علاقۀ شاه قرار گرفت. این علاقه به حدی بود که شاه او را در سفرهای فرنگستان نیز از خود جدا نمیکرد.
رزاس، خانهای با تاریخ ۲۰۰ ساله در یکی از محلات قدیمی کاشان بود؛ خانهای با سقفهای فروریخته و دیوارهای شکسته که تنها دو سال زمان لازم داشت تا دوباره به یک جواهر درخشان و یک عمارت زنده و شاداب تبدیل شود. این پروژه بازسازی در سال ۱۴۰۲ رتبۀ اول شانزدهمین دوره جایزه معماری ایران در بخش «حفاظت، مرمت و احیاء» را به دست آورد و امسال نیز برندۀ جایزه «معماری قارهای» در بخش مرمت شد.
تهران در سال ١٨١٩ م؛ در دوران سلطنت فتحعلیشاه قاجار. در آن دوران، تهران شهرى کوچک با ظاهرى روستایى و محصور در حصار ساخته شده در عهد شاه تهماسب بود!
توپ جنگی عثمانی بنام "قمپز" که قدرت تخریبی نداشت، اما به خاطر صدای مهیبش ترس به دل دشمن میانداخت. ولی بعدها سربازان ایرانی هر وقت این صدا را میشنیدند میگفتند «نترسید! قمپز درمی کنند»
قمپز یک نوع توپ جنگی بوده که هیچ اثر تخریبی و خطرناکی نداشته و فقط بخاطر صدای وحشتناکش، برای ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان دشمن استفاده میشده! داخل این توپ جنگی، مقدار زیادی باروت بههمراه پارچههای کهنه فشردهشده وجود داشت و، چون بعدها معلوم شد که هیچ خطری نداره، ایرانیها اصطلاح قمپز در کردن رو برای موقعیتی که فرد ادعای زیاد ولی تو خالی داره استفاده کردند!
کرلاسرنا درباره عروسی افسانهای عصمت الدوله ـ دختر ۹ ساله بسیار محبوب ناصرالدین شاه ـ چنین مینویسد: این شاهزاده خانم که عصمت الدوله نامیده میشود با پسر دوستعلی خان معیر الممالک ـ که در آن زمان، شغل خزانه داری کشور را بر عهده داشت و یکی از مردان محترم کشور و صاحب فضایل زیاد بود ـ ازدواج کرد. پدر داماد، چون شخصیت بسیار متمول و سخت دست و دلبازی بود، خواست افسانه جلال و شکوه مراسم ازدواج پسرش با دختر محبوب شاه را زبانزد همگان سازد و تمامی هزینه جشن عروسی را هم از جیب پر فتوت خود پرداخت.
این عکسهای دوران قاجار را که اکنون بیش از صد سال از ثبت شدن آنها میگذرد، میتوان بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیزهای تازهای در آنها دید؛ از جزییات لباسها و چهرهها گرفته تا هر چیز دیگری که در طول این یک قرن و اندی دچار تغییرات فراوان شده است.
ملکهی اسبق ایران به نام «ملکه جهان» خوانده میشد و دومین زنی است که به همسری محمدعلیشاه قاجار بیرون آمد. محمدعلیشاه قبل از این ازدواج زن دیگری داشت که فوت کرد که شاهزاده اعتمادالسلطنه از آن زن به دنیا آمده است.
این عکسهای دوران قاجار را که اکنون بیش از صد سال از ثبت شدن آنها میگذرد، میتوان بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیزهای تازهای در آنها دید.
فرزندان احمد شاه، آخرین پادشاه سلسلۀ قاجار. همایوندخت (ایستاده)، مریمدخت (سمت چپ) و ایراندخت (سمت راست) که در این تصویر حضور دارند، آخرین شاهدختهای این سلسله هستند. فریدونمیرزا تنها پسر احمدشاه نیز در عکس حاضر است.
خانه تاریخی صدر اعظم که بیشتر با نام "خانه امام جمعه" شناخته میشود، در ابتدا متعلق به میرزا آقاخان نوری ملقب به اعتمادالدوله، دومین صدراعظم ناصرالدینشاه بود. پس از مرگ میرزا آقاخان این عمارت حدود ۴۰ سال در اختیار وراث وی قرار گرفت و سپس به "حاجی یحیی" امام جمعه خوی واگذار شد. حاجی یحیی که در نخستین دوره مجلس شورای ملی از طرف اهالی آذربایجان به عنوان نماینده انتخاب شده بود، پس از ورود به تهران در این عمارت سکنی گزید. این بنای ارزشمند در تاریخ بیست و ششم آبان سال ۱۳۷۵ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. عمارت صدراعظم در خیابان ناصر خسرو، کوچه امام جمعه، پلاک سیوهفت واقع شده است.
این عکسهای دوران قاجار را که اکنون بیش از صد سال از ثبت شدن آنها میگذرد، میتوان بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیزهای تازهای در آنها دید؛ از جزییات لباسها و چهرهها گرفته تا هر چیز دیگری که در طول این یک قرن و اندی دچار تغییرات فراوان شده است.
احمد شاه سه سال پس از خلع شدن از مقام سلطنت در ۳۲ سالگی در یکی از بیمارستانهای پاریس درگذشت. جنازه او طبق وصیتش به عراق حمل شد و در کربلا نزد مقبره پدرش به خاک سپرده شد. از مقامات دولتی ایران هیچ یک در مراسم تشییع جنازه او شرکت نکردند.