مشاور معاون مسکن و ساختمان وزارت راه وشهرسازی گفت:بر اساس مصوبه جدید، سقف وام در تهران ۳۶۵ میلیون تومان، در مراکز استانها ۲۸۰ میلیون تومان، در سایر شهرها ۱۸۵ میلیون تومان و در مناطق روستایی ۷۵ میلیون تومان تعیین شده است.
در معاملات ۱۳ آبان حدود ۴۳۱ هزار برگه به ارزش بیش از ۵۸.۸ میلیارد تومان خرید و فروش شد. در نماد «تسه ۱۴۰۳» نیز ۱۵۴ هزار برگه گواهی حق تقدم تسهیلات مسکن به ارزش ۲۰.۶ میلیارد تومان مبادله شد
زوجین تهرانی برای دریافت هر ۵۰۰ هزار تومان از وام یک میلیارد و ۲۸۰ میلیون تومانی باید یک برگه اوراق تسه تحت عنوان «امتیاز تسهیلات مسکن» خریداری کنند که تعداد آن مجموعا ۲۵۶۰ برگه میشود
بانکها میتوانند مستندات خود را ارائه دهند، اما شرایط برای همه یکسان است و نمیتوان پذیرفت که برخی بانکها سهم خود را بهطور کامل انجام دهند و برخی دیگر هیچ عملکردی نداشته باشند
بر اساس آمار اعلامی در کدال، بدهی غیرجاری بانک مسکن نیز به صورت نگرانکنندهای به بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان تا پایان اسفند ماه ۱۴۰۳ رسیده است. رشد ۷۲ درصدی این شاخص در طول تنها یک سال گویای آن است که این بانک تخصصی و حیاتی اقتصاد ایران، اکنون گرفتار بحرانی پنهان است که کنترل و مدیریت آن به وضوح از دستان مدیران خارج شده است. این
نهضت ملی مسکن همانند طرحهای پیشین، از هدف اصلی خود فاصله گرفته و در عمل به پروژهای نیمهتمام بدل شده است. قیمتهای سرسامآور، اقساط غیرقابل پرداخت، کمکاری بانکها و بیعملی دولت باعث شده رؤیای خانهدار شدن میلیونها خانوار ایرانی دورتر از همیشه بهنظر برسد. از سوی دیگر بانک مسکن، که باید ستون اصلی سیاستهای مسکن باشد، امروز به نهادی بیاثر بدل شده است؛ نه وامهایش توان خرید خانه دارد و نه در پروژههای ملی نقشی ایفا میکند.
زمانی که متوسط قیمت مسکن در کشور به مرز ۷۳ میلیون تومان برای هر متر و در تهران به ۱۲۰ میلیون تومان رسیده، وامهای خرد و با بهرههای سنگین هیچ کمکی به زوجهای جوان و خانوارهای متوسط نمیکند. سیاستهای تسهیلاتی موجود حتی در بهترین حالت، تنها چند متر خانه برای متقاضیان فراهم میآورد. بهاینترتیب، خانهدار شدن برای طبقه متوسط و جوانان بیش از پیش به رؤیایی دستنیافتنی بدل شده است؛ رؤیایی که بانک مسکن و تسهیلاتش هیچ نقشی در تحقق آن ندارند.