بانک مرکزی از «کاهش شتاب تورم» سخن میگوید، اما تورم نقطه به نقطه مردادماه همچنان در محدوده ۸۰ درصد قرار دارد و تورم گروه کالاها از ۱۲۰ درصد عبور کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا کاهش تورم ماهانه به ۳.۷ درصد واقعاً نشانه مهار بحران است یا صرفاً تغییر زاویه نگاه به آماری که فشار آن همچنان روی سفره مردم سنگینی میکند؟
میثم ظهوریان، نماینده مجلس، با انتقاد از طرحهای مطرحشده برای اصلاح قیمت بنزین هشدار داد که در صورت افزایش قیمت سوخت، خانوارهای دارای خودرو بهویژه در دهکهای پایین درآمدی با افزایش قابل توجه هزینههای ماهانه مواجه خواهند شد.
طی ماههای گذشته بارها از کسری روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر بنزین و ضرورت اصلاح قیمت سوخت گفته شده، اما معاون مرکز پژوهشهای مجلس از کسری واقعی ۲ تا ۳ میلیون لیتری در اوج مصرف تابستان خبر داده است؛ اختلافی بزرگ که بار دیگر پرسش درباره اعتبار آمارهای سوخت و پشتوانه تصمیمهای قیمتی دولت را مطرح کرده است.
هزینه زندگی یک خانواده کارگری در پایان تیرماه از ۹۰ میلیون تومان عبور کرده، در حالی که دریافتی یک کارگر متأهل با تمام مزایا حدود ۲۵ میلیون تومان است؛ این شکاف ۶۵ میلیون تومانی تصویری از فرسایش قدرت خرید، کوچکشدن سفره و عمیقتر شدن فقر در میان مزدبگیران است.
قانون سهم پرداختی مردم از هزینه درمان را حداکثر ۳۰ درصد تعیین کرده، اما سهم واقعی پرداخت از جیب بیماران به حدود ۵۸ درصد رسیده است؛ شکافی که در کنار گرانی دارو، بدهی بیمهها و بحران نقدینگی صنعت داروسازی، سلامت را برای بخش بزرگی از جامعه به کالایی روزبهروز دستنیافتنیتر تبدیل کرده است.
شب گذشته اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، از بررسی سه سناریو برای نحوه توزیع بنزین خبر داد؛ طرحهایی که از عرضه با قیمت فعلی تا تخصیص سهمیه و فروش مازاد با نرخ آزاد را شامل میشود. روش اول: با قیمت فعلی تا میزان ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین در پمپبنزینها توزیع شود و وقتی تمام شد، نازلها خاموش شود. روش دوم: ۱۲۱ میلیون لیتر موجود با سهمیه و بدون افزایش قیمت بین خودروها تقسیم شود و رقم مازاد بر آن با قیمت آزاد فروخته شود؛ درست همان چیزی که قرار بود در کرمان اجرا شود. (عدد ۸۷۲۰۰ تومان به ازای هر لیتر) روش سوم: از ۱۲۱ میلیونلیتر، ۳۰ میلیون به حملونقل عمومی تخصیص داده شود و ۹۱ میلیون لیتر باقیمانده بهجای خودروها به همهٔ مردم اختصاص داده شود. حالا برشی از اظهارات سقاب اصفهانی پیرامون ماجرای کرمان در شبکههای اجتماعی به شدت تفسیرپذیر شده و تعداد زیادی از کاربران، از رسیدن موج تازه گرانی به سبد معیشت مردم در صورت اجرای این طرح خبر میدهند.
گزارشهای داخلی و بینالمللی حاکی از آن است که تداوم نااطمینانیهای سیاسی و ماندگاری اقتصاد در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به یکی از مهمترین موانع مهار تورم، جذب سرمایه و بازگشت رشد اقتصادی تبدیل شده است.
موج تازه افزایش قیمت لبنیات، بار دیگر نگرانیها درباره کوچکتر شدن سفره خانوارها را تشدید کرده است، زیرا ادامه روند گرانی کالاهای اساسی، هم قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش میدهد و هم سلامت عمومی را با تهدیدی جدی روبهرو خواهد کرد.
نان، آخرین کالایی بود که تصور میشد از سفره اقشار کمدرآمد حذف شود؛ اما افزایش قیمتها، رشد نانهای آزادپز و فاصله گرفتن نرخهای رسمی از واقعیت بازار، حالا این کالای اساسی را نیز به یکی از مهمترین دغدغههای معیشتی خانوارها تبدیل کرده است.
تازهترین آمارهای تورم، تصویری نگرانکننده از اقتصاد ایران ترسیم میکند؛ چنانکه بخش قابل توجهی از استانهای دارای مناطق آزاد، حالا رکورددار گرانی در کشور هستند. این درحالی است که قرار بود «مناطق آزاد» عامل رونق اقتصادی باشند.
گزارش تورم خرداد ۱۴۰۵ تنها یک مجموعه عدد و رقم نیست؛ روایتی از جهش بیسابقه قیمتها، کوچکتر شدن سفره خانوارها و ورود اقتصاد ایران به مرحلهای است که میتوان آن را «هشدار قرمز معیشتی» توصیف کرد.
نگاهها اغلب به نرخ تورم کل کشور دوخته میشود، اما ریز آمارهای مرکز آمار روایت متفاوتی از اقتصاد ایران ارائه میکنند. بررسی دادههای استانی نشان میدهد فاصله تورمی میان تهران و برخی استانهای مرزی به حدود ۲۰ درصد رسیده است؛ شکافی که نشان میدهد گرانی برای همه ایرانیان به یک اندازه معنا ندارد.
بازار هنوز از تبعات جنگ، رکود و افزایش قیمتهای ماههای اخیر عبور نکرده که یک تصمیم جدید در حوزه قیمتگذاری مواد اولیه پتروشیمی نگرانیها درباره شکلگیری موج تازهای از گرانی را افزایش داده است.
انتشار با تأخیر آمار تورم اردیبهشت ماه، تصویری نگرانکننده از وضعیت معیشت مردم ارائه داد. ثبت تورم ۷۷ درصدی نه فقط یک رکورد تاریخی، بلکه نشانهای از بحرانی است که سالها در اقتصاد ایران انباشته شده و حالا بیش از هر زمان دیگری خود را در سفره خانوارها نشان میدهد.
مرکز آمار و بانک مرکزی هنوز از انتشار آمار تورم اردیبهشتماه خودداری میکنند، اما واقعیت اقتصاد ایران مدتهاست از جدولها و گزارشهای رسمی جلو زده است. خرید دانهای میوه، نسیهبردن نان، خانههای اشتراکی، حقوقهای معوقه و هجوم مردم به خریدهای قسطی، نشانههایی هستند که از تشدید فشار معیشتی خبر میدهند.
تبلیغات گسترده برای فرزندآوری در حالی ادامه دارد که هزینه نگهداری از نوزادان با شتابی بیسابقه در حال افزایش است. جهش ۱۳۰ درصدی قیمت پوشک طی پنج ماه، شکاف میان سیاستهای جمعیتی و واقعیت معیشت خانوادهها را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است.
گرانی دیگر فقط یک عدد در گزارشهای رسمی نیست؛ حالا به بحرانی تبدیل شده که سفره مردم، سلامت خانوار و حتی امنیت روانی جامعه را نشانه گرفته است. در شرایطی که مسئولان همچنان با توصیه، دستور و جلسات نمایشی به دنبال مهار بازار هستند، واقعیت زندگی مردم از فروپاشی تدریجی معیشت حکایت دارد.