
اقتصاد۲۴-بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده، نرخ بیسوادی در سال ۱۴۰۰، ۱۲ درصد برآورد شد. به عبارت دیگر، از ۱۰۰ ایرانی ۱۲ نفر بیسواد هستند. بررسیهای اکوایران نشان میدهد یک همبستگی منفی میان سطح درآمد استانها و نرخ بیسوادیشان برقرار است؛ بنابراین بهطورکلی هرچه به سمت استانهایی میرویم که درآمد در آنها بالاتر است، شاهد بیسوادی کمتری نیز هستیم.
میان ۱۰ استانی که بالاترین سطح درآمد را دارند با استانهایی که کمترین نرخ بیسوادی را به ثبت رساندهاند، ۷ استان مشترک وجود دارد. در نتیجه میتوان گفت که استانهایی که از نظر درآمدی وضعیت مطلوبی دارند، از منظر سطح آموزش و سواد هم اوضاع خوبی را تجربه میکنند.
محاسبات نشان میدهد پردرآمدترین استان کشور در سال ۱۴۰۰ حدوداً ۱۲۵ درصد درآمد بالاتری را نسبت به کم درآمدترین استان داشته است. همانگونه که اختلاف درآمدی بالایی بین استانهای کشور وجود دارد، شاهد این شکاف در وضعیت سواد استانها نیز هستیم. بهطوری که نرخ بیسوادی در استان کردستان حدوداً ۳ برابر نرخ بیسوادی در استان تهران است.
بیشتر بخوانید: نرخ سواد مالی کشور به ۳۴.۹ درصد رسید
آخرین آمار منتشر شده از نرخ بیسوادی مربوط به سال ۱۴۰۰ است. بنابراین، گزارش پیشرو ارتباط بین نرخ بیسوادی استانها با سطح درآمد مناطق شهری استانها را بر اساس دادههای همین سال محاسبه کرده است.
اولین معیاری که برای سنجش سطح رفاه از آن استفاده میشود، سطح درامد افراد است. با فهمیدن اینکه هرکس چه سطحی از درآمد را دارد تا حدی میتوان متوجه شد که وضعیت رفاه او در چه سطحی قرار دارد. آیا تنها درنظرداشتن و بررسی درامد میتوان ترازوی خوبی برای سنجش سطح رفاه افراد باشد؟
اگر کمی در موضوع عمیق شویم جواب ما به این سوال خیر خواهد بود. شکی نیست که یکی از معیارهای سنجش رفاه در جامعه سطح درآمد است، اما عواملی دیگری مانند آموزش، بهداشت، عدالت و... وجود دارد که بر رفاه جامعه اثر گذار هستند. این نکته دقیقاً آنجایی است که بحث توسعه همهجانبه مطرح میشود؛ تنها افرایش درآمد کافی نیست.
اما سوال دیگری که به وجود میآید این است که آیا سطح درآمد جوامع با سطح آموزش و بهداشتی که دارند بیارتباط است؟ به بیان دیگر آیا امری مانند باسوادی با سطح درآمد ارتباطی دارد یا خیر؟
سطح آموزش و نرخ باسوادی در کشورهایی که سطح بالایی از درآمد را دارند، بالاتر است؛ شاهدی که گواه از رابطه بین سطح درآمد و نرخ با سوادی میدهد. کسانی که درامد بالایی دارند میتوانند به امر آموزش بپردازند، از طرفی نیز بالا رفتن سطح سواد باعث افزایش بهرهوری و افزایش درآمد میشود. به بیان دیگر یک رابطه دو طرفه بین اموزش و درامد برقرار است.
در برخی از کشورها البته درآمد و آموزش در سطح پایینی قرار دارد. این جوامع به بیان اقتصاددانها در تله کارایی و بهرهوری پایین گیر کردهاند. از همین رو در اقتصاد توسعه توصیه میشود دولتها برای خارج کردن کشور از این تله در امر آموزش سرمایهگذاری کنند تا موتور رشد کارایی روشن شود.

منبع:اکو ایران