
اقتصاد۲۴- تهران همین چند وقت پیش در آلودهترین روز خود تعطیل نشد، اما در روزی که شاخص آلودگی هوا هنوز وارد محدوده قرمز نشده بود، تعطیلی گستردهای رقم خورد. حالا دانشجویان و دانشآموزانی ماندهاند که میان تصمیمگیریهای بداهه گیر افتادهاند؛ امتحانات، کلاسها و تمام برنامهها معلق مانده و به دنبال تاریخی دقیق هستند تا از این حس تعلیق بیرون بیایند.
دانشجویان در روزهای پرابهامی به سر میبرند. یکبار قرار بر مجازی شدن امتحانات میشود، باری دیگر میگویند تاریخ دقیق بیست دی مشخص میشود و یک دفعه پیام میدهند که امتحانات با توجه به نظر استاد میتواند مجازی یا حضوری باشد؛ یکی از دانشجویان میپرسد: «تکلیف مایی که شهرستانی هستیم چیست؟ بالاخره برویم یا بمانیم؟» و دیگری میگوید: «پاسخگوی این همه سردرگمی کیست؟ ماجرا حذف صدای ماست؟» در این فضای پر ابهام باید پرسید چه بر سر آنان و خانوادههایشان خواهد آمد؟ تاثیر این تصمیمهای روزمرهگرا بر نمراتی که همین حالا میانگینی معادل ۸ دارد چه خواهد بود؟
محمد داوری، کارشناس آموزش در مورد این تصمیمگیریهای بداهه برای دانشآموزان میگوید: «بعد از تجربه کرونا، قرار بود آموزش غیرحضوری بهعنوان یک شیوه مکمل در کنار آموزش حضوری در نظر گرفته شود، اما این تجربه بهدرستی فهم نشد و این تصور شکل گرفت که میتوان آموزش غیرحضوری را به هر بهانهای جایگزین آموزش حضوری کرد. این برداشت نادرست از کلاسهای غیرحضوری، یکی از عواملی است که به تعطیلی مکرر مدارس دامن زده است.»
او میافزاید: «نکته دوم این است که در کلیت تصمیمگیریهای آموزشوپرورش، نوعی روزمرگی حاکم است و تصمیمها اغلب به شکل بداهه اتخاذ میشوند، بدون آنکه نگاه کلان، مستمر و مدیریتی بر آنها حاکم باشد. نکته سوم به نقش نهادهای دیگری بازمیگردد که در تصمیمگیری درباره تعطیلیها دخالت دارند؛ نهادهایی مانند ستاد بحران، وزارت کشور و ... که دیدگاههای خود را تحمیل میکنند و آموزشوپرورش ناچار است بر اساس نظر آنها عمل کند.»
بیشتر بخوانید: شاخص آلودگی هوای تهران چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴
محمد داوریمحمد داوری میگوید: «مجموع این عوامل باعث شده تصویری که از بیرون نسبت به مدیریت مدارس شکل گرفته، تصویری مبتنی بر مدیریت روزمره و فاقد توجه به حالوهوا، روحیات و شرایط دانشآموزان و خانوادهها باشد؛ بهگونهای که در تصمیمگیری برای تعطیلی مدارس، نه اولویتها و نیازهای دانشآموزان و والدین، بلکه ملاحظات دیگر مبنا قرار میگیرد.»
این کارشناس آموزش میگوید: «به این دلیل که آموزشوپرورش ما ساختاری متمرکز دارد، تصمیمگیری در سطح وزارتخانه و ستاد مرکزی برای حدود ۱۰۰ هزار مدرسه انجام میشود؛ در حالی که شرایط مدارس از نظر آبوهوا، آلودگی، وضعیت امنیتی و عوامل دیگر کاملا متفاوت است. با این حال، تصمیمها بهصورت سراسری اتخاذ میشود و همین امر باعث میشود سطح پاسخگویی نیز متمرکز باشد و وزارتخانه ناچار به پاسخ دادن شود. مدارس وقتی مورد پرسش قرار میگیرند، تنها میگویند به ما ابلاغ شده و عملا پاسخگو نیستند، چون خودشان تصمیمگیرنده نبودهاند. در مقابل، دانشآموزان حق دارند بدانند منطق و استدلال پشت این تصمیم چیست. وقتی برای یک دستور یا تصمیم، توضیحی موجه ارائه نمیشود، این مسئله به بیاعتباری آموزشوپرورش و مدرسه منجر میشود.»
او میافزاید: «متاسفانه پاسخگویی همراه با احترام به ذینفعان و اقناع افکار عمومی وجود ندارد و به همین دلیل دانشآموزان حق دارند اعتراض کنند. بسیاری از دانشآموزان همین حالا هم مدرسه را دوست ندارند و مدرسه برایشان کارکرد و جذابیت گذشته را از دست داده است. آنها لزوما از تعطیلی مدارس ناراحت نمیشوند، بلکه از بیبرنامگی ناراحتاند؛ چراکه با تعطیلی مدرسه و نرفتن سر کلاس یا عقب افتادن امتحان، شاید از نظر درسی آسیب جدی نبینند، اما برنامه زندگیشان بههم میریزد؛ بهویژه دانشآموزانی که برنامهریزی مشخص دارند یا کنکوری هستند.»
در مدرسهای که باید دانشآموز پرورش یابد پیام بیتدبیری دریافت میشود/ آموزش و پرورش گرفتار تصمیمگیریهای روزمرهگراست
داوری میگوید: «در دوره کودکی و نوجوانی، وقتی کانونی مثل مدرسه که باید محل آموزش درسهای زندگی باشد، پیامهایی از جنس بیتدبیری، بیبرنامگی و سردرگمی منتقل میکند، این یک فاجعه است. دانشآموزان باید از مدرسه پیامهای الهامبخش برای زندگی دریافت کنند، نه اینکه مدرسه به منبع پیامهای ناامیدکننده و انگیزهزدا تبدیل شود و مفاهیمی را بازتولید کند که نماد بیبرنامگی، بیفکری و بیتوجهی است. اینها اتفاقات خوبی نیست و مدتهاست آموزشوپرورش گرفتار این روزمرگی شده و مدارس از کارکرد واقعی خود فاصله گرفتهاند.»
او در نهایت تاکید میکند: «تاثیر این روزمرهگرایی و تصمیمگیریها از سر بیتدبیری بر امتحانات و بر دانشآموزانی که بهطور جدی و هدفمند برای درس خواندن برنامهریزی میکنند، آسیبی عمیق و جدی وارد میکند و انگیزه آنها را زیر سوال میبرد. دانشآموز مسئولیتپذیر و برنامهدار در چنین شرایطی دچار اختلال میشود و فشارهای ذهنی و روانی ناشی از این وضعیت، به افت عملکرد او میانجامد. در نهایت، این روند به کاهش کیفیت یادگیری منجر شده و اهداف تحصیلی دانشآموزان را نشانه میگیرد. در شرایط عادی نیز بسیاری از دانشآموزان با کمبود انگیزه مواجهاند؛ حال تصور کنید در فضایی که چنین بیبرنامگیهایی تشدید میشود، وضعیت تا چه اندازه بحرانیتر خواهد شد.»
بیشتر بخوانید: مدارس این شهرها فردا تعطیل شدند
محمد ذکایی، عضو هیات علمی دانشگاه و جامعهشناس، به بررسی تعطیلیهای دانشگاه و تاثیر آن بر دانشجویان پرداخته و میگوید: «معلوم است که ثبات و پیشبینی به همه، از دانشجویان گرفته تا اساتید و کادر آموزشی و اداری، امکان میدهد برنامهای مشخص داشته باشند. بلاتکلیفیها ریتم روزمره زندگی و برنامه دانشجویان را مختل میکند، عزم مطالعه و پیشرفت آنها را تحت تاثیر قرار میدهد و حتی میتواند به معنا و اهمیت دانشگاه و تحصیل آسیب زده و در مرجعیت دانشگاه اثر بگذارد.»
آییننامهها و برنامهریزیهای سالانه و ترمی به گفته او: «معمولا زمانهایی را برای موقعیتهای اضطراری پیشبینی میکنند تا در شرایط غیرمنتظره، کارها به شکل برنامهریزیشده ادامه یابد. این نشان میدهد که فضای تردید و بیثباتی تا چه حد میتواند مشکلساز باشد.»
تعطیلی دانشگاهها که با ناآرامی جامعه همراه شده برخی از دانشجویان را بر این گمان میبرد که این تصمیم به دلیل کنترل اعتراضات است، اما این جامعهشناس میگوید: «بعید میدانم این وضعیت خطیر به سطح دانشگاه رسیده باشد که اختلال جدی در برنامه آموزشی ایجاد کند یا دانشگاهها بخواهند واکنش ویژهای نشان دهند. نقش دانشگاهها، بهخصوص در سنت علوم اجتماعی، بررسی واقعبینانه زمینههای نارضایتی و رضایت، و نشان دادن نقاط واگرایی و همگرایی است. تا امروز این وظیفه از طریق جلسات، سمینارها و دیگر شیوهها انجام شده و صدای علوم اجتماعی طنین خود را داشته است، هرچند میزان اثرگذاری آن موضوعی جداست.»
او ادامه میدهد: «در هر صورت، نگرانی از تحریف یا جهتگیری این صداها وجود ندارد؛ دانشگاهیان همواره علاقهمندند ثبات و آرامش برای جامعه و دانشگاه حفظ شود، چرا که همه، از جمله خودشان، ذینفع این پیشبینیپذیری و آیندهنگری هستند.»
ذکایی در نهایت اشاره دارد: «البته در حوزه علوم اجتماعی، دانشگاهیان گله دارند که تحلیلها و دیدگاههایشان در فضای اجتماعی و سیاسی ایران گاهی جدی گرفته نمیشود و به حاشیه میرود. با این حال، همدلی و وفاقی میان آنان وجود دارد که این وضعیت خطیر به همه آسیب میرساند؛ بنابراین لازم است مراقبت، پیشبینی و اتحاد صورت گیرد و راهی برای ترمیم این شکافها پیدا و عملی شود.»