
اقتصاد۲۴- اعتراضات اخیر در ایران، بیش از آنکه صرفاً واکنشی مقطعی به فشارهای اقتصادی باشد، حالا به یک نشانه هشداردهنده برای ساختار تصمیمگیری کشور تبدیل شده است. گرانی افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید، ناکارآمدی سیاستهای جبرانی مانند کالابرگ و تداوم نااطمینانی اقتصادی، زمینهای را شکل داده که اعتراضات معیشتی در آن نه فروکش کرده و نه قابل نادیدهگرفتن است.
در همین بستر ملتهب داخلی، مواضع بازیگران خارجی نیز طی یکی دو روز گذشته تندتر و صریحتر شده است. واشنگتن بار دیگر با ادبیاتی هشدارآمیز، بر «حق اعتراض مسالمتآمیز» تأکید کرده، اما همزمان پیامهای تهدیدآمیز خود را نیز آشکارتر از گذشته بیان میکند؛ مواضعی که بیش از آنکه نشانه تمایل به مداخله مستقیم باشد، تلاشی برای افزایش فشار سیاسی، روانی و رسانهای بر تهران ارزیابی میشود.
در سوی دیگر، تلآویو همچنان با راهبرد فشار تدریجی حرکت میکند. اظهارات مقامات اسرائیلی درباره جلوگیری از بازسازی توان موشکی و هستهای ایران، در کنار تحرکات رسانهای و پیامهای غیررسمی، نشان میدهد اسرائیل ترجیح میدهد بدون ورود مستقیم به درگیری، فضای تهدید را حفظ و تشدید کند. برخی تحلیلگران از این الگو با عنوان «ساعت شنی اسرائیل» یاد میکنند؛ فشاری مرحلهای که با هدف فرسایش تصمیمسازی در تهران طراحی شده است.
در این میان، اروپا تلاش کرده نقش متعادلتری ایفا کند. تأکید بر خویشتنداری، احترام به حقوق شهروندان و پرهیز از خشونت، محور اصلی مواضع بروکسل و پایتختهای اروپایی بوده است. با این حال، همین مواضع نیز برای تهران حامل پیام روشنی است: تداوم بحران داخلی، هزینههای دیپلماتیک و بینالمللی را افزایش خواهد داد.
تحلیل فضای رسانهای خارجی نشان میدهد که سناریوی جنگ مستقیم، دستکم در کوتاهمدت، در اولویت بازیگران خارجی نیست. آنچه بیشتر دنبال میشود، افزایش فشار همزمان از درون و بیرون است؛ ترکیبی از اعتراضات اجتماعی، فشار اقتصادی، تهدید سیاسی و جنگ روایتها. این همان نقطهای است که مدیریت بحران را دشوارتر و پرهزینهتر میکند.
نکته کلیدی اینجاست که اعتراضات کنونی، برخلاف برخی دورههای پیشین، ریشهای عمیق در معیشت دارد؛ جایی که حتی طبقات میانی نیز بهتدریج احساس ناامنی اقتصادی میکنند. همین عامل، حساسیت تحولات را دوچندان کرده و باعث شده نگاه بازیگران خارجی با دقت بیشتری به تحولات داخلی ایران دوخته شود.
ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که بحران داخلی و فشار خارجی بهطور همزمان در حال تشدید است. نه اعتراضات را میتوان صرفاً امنیتی دید و نه هشدارهای خارجی را بیاهمیت دانست. تجربه نشان داده ترکیب نارضایتی اقتصادی با فشار بیرونی، میتواند مسیر تحولات را بهسرعت تغییر دهد. در چنین شرایطی، هر تصمیم شتابزده یا هر خطای محاسباتی، ممکن است هزینهای فراتر از مرزهای داخلی بهدنبال داشته باشد؛ آزمونی سخت که تهران ناگزیر است آن را با دقت، عقلانیت و درک واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی پشت سر بگذارد.