
اقتصاد۲۴- گزارشها از ورود استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، و جارد کوشنر به منطقه برای شرکت در مذاکرات با ایران در حالی منتشر شده که فضای سیاسی و امنیتی پیرامون این گفتوگوها به شدت بیثبات توصیف میشود. بر اساس گزارشهای منتشرشده به خصوص اطلاعات مندرج در گزارش پرس تی وی مذاکرات جدید قرار است با میانجیگری عمان در مسقط برگزار شود و محور آن، برنامه هستهای ایران و موضوع تحریمها خواهد بود.
همزمان منابع خبری گزارش دادهاند که برنامه مذاکرات در روزهای گذشته حتی تا آستانه لغو کامل پیش رفته و تنها پس از فشار برخی کشورهای منطقه به واشینگتن، دوباره احیا شده است؛ نشانهای روشن از اینکه حتی زمان و محل برگزاری گفتوگوها نیز هنوز تثبیت نشده است.
یکی از اصلیترین دلایل شکنندگی مذاکرات، اختلاف بنیادین بر سر موضوعات مورد مذاکره است. تهران تاکید دارد که گفتوگوها صرفاً درباره پرونده هستهای و رفع تحریمها باشد، در حالی که واشینگتن خواستار طرح موضوعات گستردهتری مانند برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران است. همین اختلاف پیشتر نیز باعث توقف یا تهدید به توقف مذاکرات شده است.
در واقع، هر بار که دستورکار مذاکرات از چارچوب هستهای خارج میشود، خطر فروپاشی کامل گفتوگوها افزایش مییابد؛ زیرا این موضوع مستقیماً به خطوط قرمز امنیتی و ایدئولوژیک دو طرف گره خورده است.
عامل دوم شکنندگی، فضای امنیتی منطقه است. گزارشها حاکی است که مذاکرات در شرایطی برگزار میشود که آمریکا همزمان در حال افزایش حضور نظامی در منطقه است؛ وضعیتی که به گفته برخی تحلیلگران، مذاکرات را به «آخرین فرصت جلوگیری از درگیری» تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید: اعلام زمان انتشار نتایج مذاکرات ایران و آمریکا
در چنین شرایطی، مذاکره عملاً در سایه تهدید نظامی انجام میشود؛ یعنی هر شکست دیپلماتیک میتواند به سرعت به تشدید تنش یا حتی درگیری مستقیم منجر شود.
یکی دیگر از عوامل شکنندگی، حضور فعال بازیگران ثالث است. گزارشها نشان میدهد کشورهای منطقه بهصورت مستقیم برای حفظ مذاکرات وارد عمل شدهاند و حتی توانستهاند تصمیم واشینگتن برای عقبنشینی از مذاکرات را تغییر دهند.
این موضوع اگرچه احتمال ادامه گفتوگوها را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر نشان میدهد مذاکرات بیش از حد وابسته به ملاحظات ژئوپلیتیک و فشارهای بیرونی است؛ مسئلهای که ثبات روند مذاکره را تضعیف میکند.
مذاکرات ایران و آمریکا همواره زیر سایه بیاعتمادی تاریخی جریان داشته است. تجربه توافقهای قبلی و خروج آمریکا از توافقات گذشته باعث شده هر دو طرف نسبت به تعهدات طرف مقابل تردید جدی داشته باشند. همین عامل باعث میشود حتی توافقهای موقت نیز شکننده باشند و هر تغییر سیاسی در واشینگتن یا تهران، کل روند را تهدید کند.
در داخل هر دو کشور نیز نیروهای سیاسی قدرتمندی وجود دارند که اساساً مخالف توافق هستند. در آمریکا، جریانهای تندرو خواستار فشار حداکثریاند و در ایران نیز بخشی از ساختار قدرت نسبت به مذاکره با واشینگتن بدبین است. این وضعیت باعث میشود تیمهای مذاکرهکننده فضای مانور محدودی داشته باشند.
به نظر میرسد حتا اگر مذاکرات آغاز شود، تضمینی برای ادامه یا رسیدن به توافق پایدار وجود ندارد. در واقع، این مذاکرات بیشتر شبیه راه رفتن روی طناب باریکی است که هر لحظه ممکن است پاره شود؛ طنابی که زیر آن نه فقط شکست دیپلماتیک، بلکه احتمال یک بحران امنیتی گستردهتر قرار دارد.