
اقتصاد۲۴- «تنهایی» معمولاً بهعنوان یک احساس ناخوشایند یا مسئلهای روانی دیده میشود؛ حالتی که شاید آزاردهنده باشد، اما «بیماری» تلقی نمیشود. با این حال، پژوهشهای گسترده در سالهای اخیر نشان دادهاند که تنهایی مزمن فقط یک تجربه احساسی نیست، بلکه یک عامل خطر جدی برای سلامت جسمی است؛ تا جایی که برخی دانشمندان اثر آن را با مصرف روزانه سیگار مقایسه میکنند.
تحلیلهای بزرگ جمعیتی نشان میدهند افرادی که دچار انزوای اجتماعی یا احساس تنهایی مزمن هستند، بهطور معناداری بیشتر در معرض مرگ زودرس قرار دارند. یک فراتحلیل مشهور نشان داده است که تنهایی میتواند خطر مرگ زودرس را حدود ۲۶ تا ۲۹ درصد افزایش دهد؛ رقمی که از نظر تأثیر کلی، قابل مقایسه با عوامل خطری مانند چاقی یا مصرف دخانیات است.
به همین دلیل، برخی متخصصان سلامت عمومی هشدار دادهاند که تنهایی باید به اندازه سایر ریسکفاکتورهای رایج سلامت جدی گرفته شود.
استرس مزمن؛ اصلیترین آسیب تنهایی
یکی از مسیرهای اصلی آسیب تنهایی، فعالسازی مداوم سیستم استرس بدن است. احساس تنهایی باعث افزایش ترشح هورمونهایی مانند کورتیزول میشود؛ هورمونی که اگر بهطور مزمن بالا بماند، میتواند به فشار خون بالا، تضعیف سیستم ایمنی و افزایش التهاب منجر شود.
در واقع، بدنِ فرد تنها اغلب در وضعیت «تهدید دائمی» باقی میماند؛ حالتی که برای بقا در کوتاهمدت مفید است، اما در بلندمدت به سلامت آسیب میزند.
قلب، مغز و سیستم ایمنی در معرض خطر
پژوهشها نشان دادهاند تنهایی مزمن با افزایش خطر بیماریهای قلبی، سکته مغزی و اختلالات شناختی مرتبط است. افراد تنها بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب قرار دارند و این وضعیت میتواند رفتارهای ناسالم مانند کمتحرکی، تغذیه نامناسب و مصرف الکل یا سیگار را تشدید کند.
بیشتر بخوانید: ۱۰ روش کاهش استرس و اضطراب/ چطور ترس خود را کاهش دهیم؟
از سوی دیگر، تنهایی میتواند پاسخ ایمنی بدن را تضعیف کند. مطالعات نشان دادهاند افراد دارای ارتباطات اجتماعی ضعیف، بیشتر بیمار میشوند و دیرتر بهبود پیدا میکنند.
از دیدگاه تکاملی، انسان موجودی اجتماعی است. مغز ما طوری برنامهریزی شده که نبود ارتباط اجتماعی را بهعنوان یک تهدید بقا تفسیر کند. به همین دلیل، تنهایی مزمن میتواند ساختارهای مغزی مرتبط با ترس، اضطراب و پردازش درد روانی را فعال نگه دارد.
این واکنشهای عصبی، اگر طولانی شوند، به اختلال در خواب، تمرکز و حتی حافظه منجر میشوند و کیفیت زندگی فرد را بهشدت کاهش میدهند.
تنهایی با «تنها بودن» فرق دارد
نکته مهم این است که تنهایی الزاماً بهمعنای تنها زندگی کردن نیست. فرد ممکن است در میان جمع یا حتی خانواده باشد، اما احساس ارتباط، حمایت و دیدهشدن نداشته باشد. پژوهشها نشان میدهند این احساس ذهنیِ جدایی، بیش از تعداد روابط اجتماعی، با پیامدهای منفی سلامت مرتبط است.