
اقتصاد۲۴- «ابتکارعملهای واقعی» که عباس عراقچی بعد از ورود به ژنو از آن سخن میگفت، مشخص شد. آنطور که رویترز ادعا کرده، در آستانه دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، تهران رویکردی جدید را در دستور کار قرار داده و پیشنهادات اقتصادی واقعی را ضمیمه گفتوگوهای هستهای کرده است. تاکتیکی که اگر به درستی مدیریت شود، مذاکرات را از بنبست خارج خواهد کرد.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک دیپلمات ایرانی گزارش داده که تهران قصد دارد در مذاکرات پیشرو با ایالات متحده، بحث هستهای را به چارچوب گستردهتری بکشاند و موضوعات اقتصادی ملموسی را مطرح کند که برای طرف آمریکایی نیز جذاب باشد. این پیشنهاد شامل پروژههای مشترک در حوزه انرژی (نفت و گاز)، سرمایهگذاریهای معدنی و قراردادهای هواپیمایی است، موضوعاتی که برخلاف مباحث صرفاً سیاسی، سود اقتصادی مستقیم برای دو طرف خواهند داشت.
این رویکرد نشاندهنده یک چرخش راهبردی است. یعنی به جای تمرکز صرف بر لغو تحریمها به عنوان هدف نهایی، ایران تلاش میکند فرصت مشارکت اقتصادی واقعی را در گفتوگوها ایجاد کند تا منافع ملموسی برای طرف آمریکایی ایجاد و زمینه پایبندی طرف مقابل به توافق نیز تقویت شود.
در دورههای گذشته مذاکرات هستهای، بارها اختلافات سیاسی و امنیتی باعث شده بود گفتوگوها بینتیجه بماند. این بار، اما ایران با ارائه نسخه کاملتری از «چرا باید توافق حاصل شود»، تلاش دارد معادله را به نفع هر دو طرف تغییر دهد.
اولاً، ادغام منافع اقتصادی در متن مذاکرات میتواند انگیزهای واقعی برای آمریکا و شرکتهای بزرگ ایجاد کند تا به توافق پایبند بمانند. این یک پیشنهاد عملگرایانه است که از شعار سیاسی فراتر میرود و به منافع بازار و سرمایهگذاری توجه میکند.
ثانیاً، تهران امیدوار است با این رویکرد بتواند فشارهای اقتصادی داخلی را کاهش دهد؛ چرا که پروژههای انرژی و معدن میتواند ارزآوری سریعتری داشته باشد و شکست مذاکرات را از منظر اقتصادی هزینهدار کند.
رسانههای بینالمللی به این تغییر تمرکز واکنش نشان دادهاند. رویترز، آکسیوس و برخی تحلیلگران اروپایی تاکید کردهاند که موضوعات اقتصادی میتواند نقش «آبپاشی بر آتش بنبست» را ایفا کند، اما همزمان هشدار میدهند که بدون تضمینهای حقوقی و اجرایی، حتی این پیشنهادها نیز بیاثر خواهند بود.
آکسیوس نوشته است که مقامات آمریکایی نسبت به چنین پیشنهادهایی تردید دارند، چون آمریکا هنوز بین «بازگشت به توافق هستهای» و «گسترش گفتوگو به موضوعات فراتر از هستهای» مردد است لذا اگر تضمینهای واقعی برای این سرمایهگذاریها ارائه نشود، این پیشنهادها ممکن است صرفاً مصرف رسانهای داشته باشد.
با وجود جذابیت ظاهری این تاکتیک، چالشهای جدی نیز وجود دارد که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. مثلا اختلافات اصلی درباره غنیسازی. ایران بارها تاکید کرده حق غنیسازی را حفظ میکند، موضوعی که همچنان از مهمترین اختلافات با آمریکا و متحدانش است.
ادامه فشار تحریمی از دیگر موارد مهم است. هرچند مذاکرات در جریان است، اما واشنگتن هنوز تحریمهای گستردهای را حفظ کرده و تلاش میکند صادرات نفت ایران را محدودتر کند؛ اقدامی که میتواند تاثیر اقتصادی هر توافق احتمالی را تضعیف کند.
این را هم نباید فراموش کرد که توافق نمیتواند فقط به امضای یک سند منجر شود؛ بلکه باید تضمینهای حقوقی، مالی و اجرایی برای رفع تحریمها و تحقق سرمایهگذاریها وجود داشته باشد.
در نگاه ناظران، پیشنهاد ایران میتواند نشاندهنده رویکردی واقعبینانهتر در دیپلماسی باشد؛ رویکردی که منافع اقتصادی را به عنوان بخشی از راهحل تلقی میکند، نه یک ابزار تبلیغاتی.
اما رسانههای خارجی همچنان هشدار میدهند که اگر این پیشنهاد در خدمت فشار متقابل سیاسی باقی بماند و واشنگتن نیز آن را صرفاً به عنوان ابزار چانهزنی بپذیرد، مذاکرات نمیتواند به توافقی پایدار و مؤثر تبدیل شود. در واقع، بدون چارچوبی شفاف و الزامآور برای اجرای توافق، ریسک اینکه گفتوگوها دوباره به بنبست برگردند، بسیار زیاد است.
به هرحال مذاکرات ژنو اکنون در مرحله حساس خود قرار دارد؛ مرحلهای که دیپلماسی اقتصادی ایران را وارد معادله هستهای کرده است. این تاکتیک میتواند به توافقی که دو طرف را از منافع سیاسی و اقتصادی همزمان بهرهمند سازد، کمک کند، اما موفقیت آن در گرو ارائه تضمین عملی، نگاه واقعبینانه دو طرف، و پذیرش متقابل منافع مشترک است.
در نهایت، روشن است که این پیشنهادها یک «پیچراهبردی» در گفتوگوها هستند، اما اینکه آیا به توافقی واقعی منجر شود یا به یک ابزار فشار سیاسی تبدیل شود، به رفتار طرفین در روزهای پیشرو بستگی دارد.