
اقتصاد۲۴ - صداوسیما سالهاست در نقش «پلیس فرهنگی» ظاهر میشود؛ نهادی که از یک سو به پلتفرمهای نمایش خانگی و فضای مجازی میتازد و از سوی دیگر، خود در بزنگاههایی خاص همان چیزی را به آنتن میبرد که تا دیروز «خط قرمز» میدانست. تازهترین نمونه، ماجرایی است که این روزها در شبکه نمایش تلویزیون دیده میشود: پخش تیزری با عنوان «نمایش آدرنالین خالصه!» که در آن هر شب موزیکویدیوی رپ روی آنتن میرود.
این اتفاق در حالی رخ داده که صداوسیما طی ماههای اخیر، با شکایت از پلتفرمها و فشار بر تولیدات آنلاین، «رپ» را فاقد مجوز و خارج از چارچوب رسمی معرفی کرده و عملاً آن را در ردیف محتواهای ممنوع یا شبهممنوع قرار داده است. حالا، اما همان سازمان، در یکی از شبکههایش، بدون تعارف از رپ استفاده میکند؛ نه به عنوان یک سوژه انتقادی یا هشدار فرهنگی، بلکه دقیقاً به عنوان یک ابزار تبلیغاتی و جذب مخاطب.
مسأله فقط «پخش یک تیزر» نیست. این اتفاق، به شکل نمادین یک تناقض ساختاری را دوباره به رخ میکشد: صداوسیما همزمان میخواهد مرجع انحصاری مجوزدهی و داوری فرهنگی باشد و در عین حال، وقتی پای رقابت برای مخاطب وسط میآید، همان خطوط قرمز را به نفع خود جابهجا میکند.
این دقیقاً همان نقطهای است که انتقادها به سیاستهای دوگانه صداوسیما را جدیتر میکند؛ سازمانی که سالها تلاش کرده موسیقی رپ را به عنوان یک جریان «غیررسمی»، «غیرقابل اعتماد» یا «خارج از ارزشها» معرفی کند، اما حالا به محض اینکه احساس میکند با یک تیزر هیجانی میتواند چند درصد مخاطب بیشتر جذب کند، همان سبک موسیقی را نه فقط تحمل، بلکه مصرف میکند.
اگر رپ «بدون مجوز» است، چرا در تلویزیون پخش میشود؟ و اگر «قابل پخش» است، چرا برای دیگران جرم و برای صداوسیما ابزار تبلیغاتی محسوب میشود؟
یکی از نکات مهم در این ماجرا این است که صداوسیما معمولاً با محتواهایی مشکل دارد که «خارج از کنترل خودش» تولید میشوند. در این منطق، مسأله نه ذات رپ است، نه سبک موسیقی، نه حتی محتوا؛ بلکه مسئله این است که چه کسی تولیدکننده و صاحب تریبون باشد.
وقتی پلتفرمها یا فضای مجازی میزبان رپ میشوند، سریع برچسب «بدون مجوز» و «خلاف قانون» به میان میآید و مسیر شکایت و فشار و محدودسازی آغاز میشود. اما وقتی خود صداوسیما همان سبک را برای هیجانسازی و برندینگ استفاده میکند، ناگهان همه چیز قابل توجیه میشود؛ گویی مشکل اصلی نه رپ، بلکه «رقیب» است.
صداوسیما اگر واقعاً به این نتیجه رسیده که رپ میتواند در قالب رسمی و کنترلشده وارد رسانه ملی شود، باید صریح و شفاف موضعش را اعلام کند. باید بگوید: آیا سیاستش تغییر کرده؟ آیا قرار است موسیقی رپ به رسمیت شناخته شود؟ آیا قرار است مسیر مجوزدهی و چارچوبهایش مشخص شود؟
اما آنچه اکنون دیده میشود بیشتر شبیه یک «چرخش بیهزینه» است؛ یعنی استفاده از جذابیت یک سبک موسیقی برای افزایش هیجان و جلب مخاطب، بدون پذیرش تبعات اجتماعی و فرهنگی آن، و بدون اینکه حق حیات رسمی همان سبک برای دیگر رسانهها به رسمیت شناخته شود.
به زبان سادهتر: صداوسیما میخواهد از رپ استفاده کند، اما نمیخواهد رپ را به رسمیت بشناسد.
یکی از خطاهای جدی صداوسیما این است که هنوز مخاطب را ساده فرض میکند؛ گویی مردم نمیبینند که سازمانی که تا دیروز از پلتفرمها شکایت میکرد، امروز همان محتوا را روی آنتن میبرد. در عصر شبکههای اجتماعی، چنین تناقضهایی نه پنهان میماند و نه قابل توجیه است.
اتفاقاً همین رفتارهای دوگانه، یکی از دلایل اصلی سقوط اعتماد عمومی به رسانه ملی است. چون مخاطب احساس میکند با یک معیار ثابت مواجه نیست، بلکه با نهادی روبهروست که قانون و خط قرمز را «برای دیگران» سخت میگیرد و «برای خودش» منعطف میکند.
وقتی صداوسیما به جای تعریف سیاست فرهنگی روشن، به سمت تاکتیکهای لحظهای برای جذب مخاطب میرود، طبیعی است که خروجیاش چیزی شبیه همین تناقضها شود. امروز رپ را ممنوع اعلام میکند، فردا از همان رپ برای تیزر و پرومو استفاده میکند. امروز پلتفرمها را متهم میکند به عبور از خطوط قرمز، فردا خودش با همان ابزار، خط قرمز را جابهجا میکند.
این وضعیت، نه فقط یک اشتباه رسانهای، بلکه نشانهای از بحران هویتی در سازمانی است که نمیداند میخواهد «ناظر فرهنگی» باشد یا «رقیب سرگرمیساز».
ماجرای «نمایش آدرنالین خالصه!» شاید در ظاهر یک تیزر ساده باشد، اما در واقع تصویر کوچکی از یک سیاست بزرگتر است: صداوسیما با رپ مشکل ندارد، با «رپِ خارج از کنترل خودش» مشکل دارد. با موسیقی مشکل ندارد، با رسانههای دیگر مشکل دارد. با هیجانسازی مشکل ندارد، با اینکه دیگران هیجان تولید کنند مشکل دارد؛ و همین، شاید دقیقترین تعریف از سیاست فرهنگی صداوسیما در سالهای اخیر باشد.