
اقتصاد۲۴ – امروز، شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، تقویم اقتصادی ایران با دلهرهای غریب ورق خورد. برخلاف پیشبینیها که شب آرام پایتخت را نشانه ثبات میدیدند، نیمروز شنبه به وقت تهران، ورق برگشت. بازارهای مالی که از ساعات اولیه صبح با گارد صعودی و احتیاطی باز شده بودند، ناگهان با شنیدن صدای نخستین انفجارها در حوالی ساعت ۱۰ صبح، وارد فاز دیگری شدند.
بازارهای مالی که همواره حساسترین شاخص نسبت به امنیت ملی هستند، به سرعت به حالت تدافعی درآمدند. آنچه در ساعات اولیه صبح در چهارراه استانبول و تالار شیشهای گذشت، تنها یک نوسان قیمتی نبود، بلکه فریاد بلند سرمایهای بود که از ناامنی میگریزد. در کشوری که اقتصادش سالهاست زیر فشار تحریمها خمیده شده، آغاز درگیری مستقیم نظامی، به مثابه تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان ثبات نسبی ماه گذشته بود. بازارهای امروز نه بر اساس عرضه و تقاضا، که بر مدار «ترس» چرخیدند.
بازار ارز تهران که روزهای گذشته را در قرنطینه قیمتی بانک مرکزی سپری کرده بود، امروز تمامی بندها را گسست. اسکناس آمریکایی که مرزهای روانی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته بود، با شروع اولین موج خبری حملات، به شکلی هیجانی از کانال ۱۷۰ هزار تومان عبور کرد و در معاملات پراکنده به میانه این کانال رسید. صرافان خیابان فردوسی که معمولاً در چنین شرایطی چراغهای تابلوی خود را خاموش میکنند، امروز شاهد هجومی بودند که شباهتی به معاملات تجاری نداشت؛ مردم عادی، نگران از بیارزش شدن داراییهای خردشان، به دنبال تبدیل ریال به هر ارز معتبری بودند.
در این میان، بازار رمزارزها نقشی کلیدی و البته مخرب ایفا کرد. تتر، به عنوان دلار دیجیتال، به دلیل فعالیت ۲۴ ساعته و عدم وابستگی به تعطیلات بانکی، زودتر از بازار فیزیکی واکنش نشان داد. جهش تتر به نزدیکی ۱۷۰ هزار تومان نشان داد که سرمایهگذاران مدرنتر ایرانی، رمزارز را نه برای سوداگری، بلکه به عنوان سریعترین راه برای خروج دارایی از چرخه پولی کشور انتخاب کردهاند. تحلیلها نشان میدهد که این «تقاضای گریز»، خطرناکترین نوع نقدینگی است؛ چرا که به محض تثبیت در بازارهای خارجی، راه بازگشتی به چرخه تولید داخلی نخواهد داشت. این وضعیت لزوم بازنگری در سیاستهای ارزی کشور را بیش از پیش نمایان میکند؛ جایی که سرکوب قیمتی در زمان صلح، به انفجار قیمتی در زمان جنگ منجر میشود.
بازار طلا و سکه امروز شاهد اتفاقی نادر بود: همسویی مطلق جهش ارز داخلی با جهش انس جهانی. در حالی که بازارهای بینالمللی نیز به دلیل ریسکهای ژئوپلیتیک خاورمیانه به سمت طلا هجوم بردهاند و انس را به قلههای تاریخی جدیدی رساندهاند، در بازار تهران قیمتها به شکلی تصاعدی رشد کرد. هر گرم طلای ۱۸ عیار که تا پیش از این مرز ۲۰ میلیون تومان را فتح کرده بود، امروز با شتابی وصفناپذیر به سمت کانال ۲۳ میلیون تومان خیز برداشت. سکه امامی نیز که نماد تورم انتظاری در ذهن ایرانیان است، با حبابهایی که دیگر از قاعده منطق ریاضی خارج شدهاند، در ارقام بالای ۲۳۰ میلیون تومان معامله شد.
تحلیل عمیقتر این بازار نشان میدهد که «حباب سکه» به عنوان دماسنج بیاعتمادی، به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است. وقتی فاصله قیمت واقعی طلا با قیمت معامله شده در بازار به بیش از ۱۵ میلیون تومان میرسد، به این معناست که خریدار حاضر است بهای سنگینی را بپردازد تا فقط «ریال» در دست نداشته باشد. این رفتار جمعی، هشداری جدی برای سیاستگذاران است؛ طلا در فرهنگ اقتصادی ایران، آخرین پناهگاه است و وقتی این پناهگاه چنین ملتهب میشود، یعنی لایههای عمیق جامعه نسبت به آینده میانمدت اقتصاد دچار تردید جدی شدهاند. قیمتهای امروز طلا، نه ناشی از کمبود فیزیکی این فلز، بلکه ناشی از «قحطی اطمینان» در فضای سیاسی کشور است.
اما دراماتیکترین پرده معاملات امروز در خیابان حافظ رقم خورد. بورس تهران که قرار بود نماد اقتدار و پیشران تولید باشد، در برابر صدای انفجارهای بامدادی تاب نیاورد. بازار سرمایه معاملات خود را با ریزشی سنگین آغاز کرد و در همان دقایق ابتدایی، شاخص کل با سقوطی آزاد، مرز ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار واحد را از دست داد. اما نقطه عطف ماجرا ساعت ۹:۴۵ صبح بود؛ زمانی که ناظر بازار در اقدامی اضطراری، ترمز معاملات را کشید و تالار شیشهای را تعطیل کرد.
این تعطیلی، اگرچه از سقوط بیشتر شاخص جلوگیری کرد، اما پیامدهای روانی سنگینی به همراه داشت. متوقف کردن معاملات در میانه حملات نظامی، اعتراف تلخ نهاد ناظر به فروپاشی نقدشوندگی بود. سهامدارانی که در صفهای فروش میلیاردی قفل شده بودند، اکنون با داراییهایی روبهرو هستند که نه راه پیش دارند و نه راه پس. در واقع بورس تهران اکنون در بحرانیترین دوران خود به سر میبرد؛ چرا که اعتماد، تنها کالایی است که در این بازار یافت نمیشود. بورس که باید محل جذب نقدینگی سرگردان باشد، خود به کانون هراس تبدیل شده است. تعطیلی امروز نشان داد که بدون «پدافند دیپلماتیک»، پدافندهای اقتصادی راه به جایی نمیبرند و سرمایه، در مواجهه با اسلحه، اولین چیزی است که به پستوهای ناپیدا فرار میکند.
آنچه در این شنبه سیاه گذشت، فراتر از نوسانات نموداری است؛ این روایت کوچک شدن سفرههایی است که از پیش نیز رمقی نداشتند. افزایش نرخ دلار به بالای ۱۷۰ هزار تومان و تعطیلی بورس، تنها اعداد نیستند؛ اینها پیامآور موج جدیدی از تورم کمرشکن در بخش مسکن، دارو و کالاهای اساسی هستند که در هفتههای آتی به وضوح حس خواهند شد. اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ در لبه تیغ قرار گرفته است؛ جایی که هر تصمیم نسنجیده سیاسی میتواند به بهای نابودی معیشت میلیونها ایرانی تمام شود.
این درحالی است که راه مقابله با حملات خارجی، تنها در پدافند نظامی خلاصه نشده و پدافند اصلی، تقویت «تابآوری اقتصادی» از طریق تنشزدایی و بازگرداندن اعتماد به بازارهاست. تا زمانی که سایه جنگ بر سر اقتصاد سنگینی کند، طلا و دلار به پرواز خود ادامه میدهند و بورس در کما باقی خواهد ماند.