
اقتصاد۲۴- یکشنبه شب گذشته، در حالی که تهران زیر سنگینترین حملات هوایی در دومین روز جنگ بود، انفجار در جنوب پایتخت به قلب اقتصادی ایران شلیک کرد. حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به محدوده بازار تهران، در حساسترین روزهای سال، فراتر از خسارات ساختاری، ضربهای معیشتی به لایهای از جامعه بود که قرنهاست بار سنگین تبادلات مالی کشور را بر دوش میکشد.
باید واقعبین بود؛ اقتصاد ایران و به تبع آن «بازار بزرگ تهران»، ماههاست که در چنبره رکودی سهمگین و تورمی فرساینده دست و پا میزنند. پیش از این حمله، کرکرههای نیمهافراشته و ویترینهای پرزرقوبرق، اما بیمشتری، گویای وضعیت وخیم کسبوکارهای خرد و کلان بود. با این حال، «شب عید» همیشه برای بازاریان حکم یک تنفس مصنوعی را داشته اشت؛ فرصتی طلایی که در آن کسادی ۱۱ ماه سال را با رونق اسفندماه جبران میکردند. امسال اما، به جای بوی بهار و هیاهوی دستفروشان، بوی دود و باروت در دالانهای تاریخی بازار پیچیده است.
بسیاری از انبارها و سراهای بازار که در هفتههای اخیر با خونجگر و استقراضهای سنگین، مملو از کالاهای نوروزی شده بودند، در آتش سهمگین یکشنبه شب سوختند. بازاریانی که به امید اندک سودی در آستانه سال نو، تمام دارایی خود را به کالا تبدیل کرده بودند، اکنون خود را در برابر ویرانهای میبینند که نه بیمه پاسخگوی ابعاد آن است و نه دولت توان بازسازی سریع آن را دارد. این حمله، دقیقاً زمانی رخ داد که بازار تهران خود را برای یک خیز بلند اقتصادی آماده میکرد، خیزی که حالا در نطفه خفه شده است.
حمله به بازار تهران، صرفاً تخریب چند بنای تاریخی یا انبار کالا نیست؛ این ترور امنیت روانی کسبوکارها است. در شرایطی که پیشبینی میشد با نزدیک شدن به نوروز، گردش نقدینگی در بازار افزایش یابد، حالا سایه سنگین جنگ، هرگونه تمایل به سرمایهگذاری یا حتی خرید خرد را از میان برده است. وقتی موشکها قلب تجارت را نشانه میروند، واضح است که ثبات به کالایی نایابتر از ارز و طلا تبدیل میشود. بدون امنیت، چرخهای لرزان اقتصاد ایران که پیش از این هم با تحریم و سوءمدیریت به سختی میچرخید، عملاً متوقف خواهد شد.
تحلیلگران اقتصادی هشدار میدهند که تبعات این حمله، تنها به مرزهای جغرافیایی بازار تهران محدود نخواهد ماند. گسست در زنجیره توزیع کالا از مرکز به شهرستانها، آن هم در آستانه سال نو، موج جدیدی از گرانی و کمبود کالا را به راه خواهد انداخت. اصنافی که تا دیروز زیر بار مالیاتهای سنگین و کاهش قدرت خرید مردم کمر خم کرده بودند، حالا با پدیدهای روبهرو هستند که در محاسباتشان نمیگنجید. این جنگ بیش از هر چیز، سفرههای خالی شب عید مردمی را هدف گرفته است که تنها دلخوشیشان، پرسه در هیاهوی بازار بود.
بازار تهران تنها یک مرکز تجاری نیست، بخشی از هویت تاریخی و سیاسی ایران است. حمله به این نماد، آزمونی بزرگ برای ساختار اجرایی کشور در جهت تامین امنیت فیزیکی و اقتصادی شهروندان است. پرسش اساسی اینجاست که در میانه این تقابل نظامی، چه کسی مسئول خسارات جبرانناپذیر به بخش خصوصی و معیشت خرد است؟ اگر قرار باشد بار نهایی این تنشهای استراتژیک بر دوش کسبه خردهپا و مردمی باشد که نانشان در گروی آرامش بازار است، باید منتظر شکافهای عمیق اجتماعی در دوران پساجنگ بود.
بیشتر بخوانید: تبعات شلیک به یک فروند نفتکش در دریای عمان/ اقتصاد، زیر آتش دریا؛ جهش هزینهها در نبرد نفتکشها
امسال سفرههای هفتسین در ایران، زیر سایه سنگین دودهایی پهن میشود که از دهانه بازار تهران برخواسته است. حمله یکشنبه شب گذشته، تیر خلاصی بر پیکره نحیف اقتصادی بود که به امید معجزه شب عید، نفس میکشید. اکنون نه تنها شاهرگ انرژی در هرمز بسته شده، بلکه نبض داخلی تجارت در تهران نیز به شماره افتاده است. واقعیت تلخ این است که در این میان، بزرگترین بازنده، کاسبانی هستند که آرزوهایشان برای یک نوروز آرام، در آتش جنگ سوخته و خاکستر میشود.