
اقتصاد۲۴- در حالیکه سیاست ایران مبتنی بر رفع تهدید موجودیت اسرائیل از طریق کنشگران نیابتی در میدان نبرد است، ترکیه ذیل استراتژی «رقابت راهبردی پنهان»، زبانی تندتر و بعضاً تندتر از تهران را در محکومیت تلآویو به کار گرفته، اما همزمان از چارچوب ناتو و رابطه راهبردی با آمریکا خارج نشده است. سیاستی که از تهدیدات نظامی علیه این کشور کاسته است.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در اوج جنگ چهلروزه، فراتر از انتقادات معمول دیپلماتیک عمل کرد و لحنی را به کار برد که در میان رهبران ناتو بیسابقه است. او در کنفرانسی خبری با اشاره به «کشتار ۲۵۴ نفر از مردم لبنان در روز آتشبس»، اسرائیل را «شبکه نسلکش که از خون و نفرت کور شده» توصیف کرد. اردوغان با صراحت اعلام کرد: «آیا تفاوت واقعی میان سیاستهای هیولایی هیتلر علیه یهودیان و تصمیمات پارلمان اسرائیل وجود دارد؟» این تشبیه، در نوع خود بالاترین سطح تقبیح اخلاقی یک رهبر عضو ناتو علیه اسرائیل محسوب میشود.
هاکان فیدان، وزیر خارجه و معمار امنیتی ترکیه، نیز در پنجمین مجمع دیپلماسی آنتالیا، سیاستهای اسرائیل را نه برای امنیت، بلکه «برای تصرف بیشتر سرزمینهای فلسطینی و عربی» ارزیابی کرد. او نتانیاهو را متهم به استفاده از بهانه امنیتی برای «اجرای طرحهای توسعهطلبانه» و تهدید امنیت جهانی کرد. با این حال، برخلاف تهران، فیدان هرگز از «ناوبری کشتیهای جنگی در مدیترانه» یا «حمله به پایگاههای اسرائیل» سخن نمیگوید.
تمایز کلیدی ترکیه از پروژه محور مقاومت تهران، جایگزینی «میدان نظامی» با «میدان اقتصادی» است. آنکارا همزمان با تندترین لفاظیها، مسیر قطع روابط تجاری با اسرائیل را در پیش گرفت، اما این فشار را با تقویت جایگاه اقتصادی خود از طریق بهبود روابط با ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ ترکیب کرد.
بیشتر بخوانید: خسارت ۱۱/۵ میلیارد دلاری حملات به ایران برای اسرائیل
این پروژه به ویژه پس از همراستایی سیاست ترکیه و آمریکا در قبال «از میان برداشتن دولت بشار اسد» ممکن شد. با تغییر محاسبات واشنگتن و آنکارا درباره آینده سوریه، ترامپ اعلام کرد که «علاقه خاصی به اردوغان دارد» و فضای لازم برای آنکارا فراهم شد تا بدون ترس از تحریمهای CAATSA، هم به اعمال فشار اقتصادی بر اسرائیل بپردازد و هم از روابط تجاری با آمریکا برای تثبیت وضعیت اقتصادی خود استفاده کند. به عبارت دیگر، آنکارا «مقاومت اقتصادی» را جایگزین «مقاومت نظامی» کرده است.
هاکان فیدان در گفتوگویی صریح با آناتولی هشدار داد: «پس از ایران، اسرائیل نمیتواند بدون دشمن زندگی کند. میبینیم که نتانیاهو به دنبال اعلان ترکیه به عنوان دشمن جدید است.» این اظهارات نشان میدهد که آنکارا به خوبی از «طعمه بعدی بودن» خود آگاه است.
در این راستا، فیدان پروژههای امنیتی مشخصی را دنبال میکند که مهمترین آنها تلاش برای راهبری منازعات به نفع تهران است. به این معنا که ترکیه سعی دارد با حفظ فشار بر اسرائیل در محافل دیپلماتیک مانند تلاش برای پایان جنگ از طریق سازوکارهای سازمان ملل و گفتوگو، هزینههای امنیتی را به گونهای مدیریت کند که تمرکز اسرائیل بر محور تهران باقی بماند و نه آنکارا. دیپلماسی فعال فیدان برای آتشبس، در عمل یک «مدیریت بحران به نفع رقیب راهبردی و در عینحال نکشیدن نزاع به آنکارا» است.
نکته محوری این است که دشمنی لفظی و اقتصادی ترکیه با اسرائیل هرگز به معنای خروج از پیمان ناتو یا دشمنی با متحد استراتژیک اسرائیل یعنی آمریکا نبوده است. آنکارا با ظرافت تمام، مرزهای «مخالفت با سیاستهای نتانیاهو» را از «مخالفت با واشنگتن» جدا کرده است.
به نظر میرسد سیاست ترکیه در قبال اسرائیل، بر خلاف رویکرد نظامی-امنیتی ایران، بیشتر بر «قدرت معنوی» استوار است. آنکارا میکوشد با مالکیت گفتمان حقوق بشری و ضدنسلکشی، در جهان اسلام به مثابه «صدای مظلومان» شناخته شود و همزمان از طریق معادلات اقتصادی و روابط با آمریکا، جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای عملگرا تثبیت کند. این افتراق راهبردی، نشاندهنده دو معماری امنیتی متفاوت در خاورمیانه جدید است که شامل فشار دیپلماتیک-اقتصادی است.