
اقتصاد۲۴- در آستانه پایان مهلت آتشبس، دونالد ترامپ بار دیگر همان الگوی آشنای «چماق و هویج» را به نمایش گذاشته است. او در اظهارات اخیر خود از ارائه «طرحی عادلانه و مقبول» به ایران خبر داده، اما همزمان هشدار داده که در صورت عدم پذیرش، زیرساختهای حیاتی ایران از جمله نیروگاههای انرژی و پلها را هدف حمله قرار خواهد داد.
این لحن، از نگاه تحلیلگران رسانههای معتبر غربی از جمله سیانان و نیویورک پست، نه صرفاً یک تهدید نظامی بلکه بخشی از یک استراتژی مذاکره است؛ تلاشی برای افزایش اهرم فشار در لحظات پایانی پیش از تعیین تکلیف آتشبس. در واقع، واشنگتن میکوشد با بالا بردن هزینه عدم توافق، تهران را به پذیرش چارچوب پیشنهادی خود نزدیک کند.
اما همین رویکرد، از سوی برخی ناظران غربی «بازی خطرناک» توصیف شده است؛ چرا که میتواند به خطای محاسباتی و خروج کنترل از دست دو طرف منجر شود؛ به خصوص که شرایط به شدت ملتهب و آتشبس به غایت شکننده است.
همزمان با شمارش معکوس برای پایان آتشبس، گزارش رسانههای پاکستانی درباره ورود دو هواپیمای آمریکایی به اسلامآباد، حامل هیأتهایی برای «آمادهسازی مذاکرات احتمالی»، اهمیت ویژهای یافته است. این گزارشها، پاکستان را بهعنوان یکی از مهمترین کانالهای میانجیگری در مرحله جدید مطرح میکند.
آنطور که سیانان گزارش کرده، رایزنیها روز سهشنبه و با حضور هیات ایرانی در اسلام آباد آغاز خواهد شد. خبرگزاری ایرنا نوشته که «خبرهای منتشر شده درباره دور دوم مذاکرات در اسلام آباد درست نیست». به گزارش رسانه دولت «زیاده خواهی آمریکا و مطالبات غیرمعقول و غیرواقع بینانه، تغییر مکرر مواضع، تناقضگوییهای مستمر، و ادامه به اصطلاح محاصره دریایی که نقض تفاهم آتشبس محسوب میشود، به همراه لفاظیهای تهدیدآمیز، تا کنون مانع پیشرفت مذاکرات شده و در این شرایط دورنمای روشنی برای مذاکراتی نتیجهبخش تصور نمیشود.»
بیشتر بخوانید: از سوپرایز ترامپ تا هشدار تهران؛ مذاکرات به نقطه بیبازگشت نزدیک میشود؟
«ایرنا» تاکید کرده که خبرهای منتشر شده توسط آمریکا بازی رسانهای آنها و در راستای «بازی سرزنش» به منظور فشار بر ایران است.
همزمانی اخبار ضد و نقیض درباره زمان دور بعدی مذاکرات با تداوم تبادل پیامها از طریق واسطه پاکستانی، نشان میدهد که برخلاف فضای پرتنش رسانهای، کانال دیپلماسی همچنان فعال است. به بیان دیگر، حتی در اوج تهدیدها، گفتوگو ولو غیرمستقیم متوقف نشده است.
یکی از نکات قابل توجه در روایت رسانههای غربی، ابهام و تناقض در ترکیب هیأت مذاکرهکننده آمریکاست. دونالد ترامپ از حضور ویتکاف و جرد کوشنر در مذاکرات احتمالی خبر داده، اما نامی از جیدی ونس نبرده است.
این سکوت، گمانهزنیها درباره کنار گذاشته شدن ونس از پرونده ایران را تقویت کرده؛ بهویژه آنکه برخی رسانهها پیشتر از نقش محوری او در سیاست خارجی دولت ترامپ خبر داده بودند. در مقابل، اظهارات متفاوتی از سوی مقامات آمریکایی از جمله نماینده این کشور در سازمان ملل منتشر شده که همچنان از نقشآفرینی ونس سخن میگویند.
این دوگانگی، از نگاه تحلیلگران، میتواند نشانهای از اختلاف در درون تیم سیاست خارجی کاخ سفید باشد؛ اختلافی که خود میتواند بر روند مذاکرات تأثیر بگذارد و حتی به ارسال سیگنالهای متناقض به طرف ایرانی منجر شود.
در سوی دیگر، تهران با احتیاط بیشتری حرکت میکند. به گفته منابع آگاه، ایران فعلاً تصمیمی برای اعزام هیأت مذاکرهکننده ندارد و شرط اصلی را رفع تهدید «محاصره دریایی» عنوان کرده است.
این موضع، در بیانیه اخیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز بهوضوح منعکس شده است. در این بیانیه تأکید شده که تا زمانی که آمریکا به دنبال اخلال در عبور و مرور دریایی باشد، هرگونه گشایش در تنگه هرمز محدود و مشروط خواهد بود. همچنین تصریح شده که چنین اقداماتی از سوی ایران بهعنوان «نقض آتشبس» تلقی میشود.
نکته مهم دیگر در این بیانیه، اشاره به آغاز تلاشهای آمریکا برای مذاکره از روز دهم جنگ است؛ موضوعی که از نگاه ناظران، نشاندهنده تغییر تدریجی رویکرد واشنگتن از تقابل به مدیریت بحران است. با این حال، تأکید تهران بر «بررسی پیشنهادات جدید بدون ارائه پاسخ نهایی»، حاکی از آن است که تصمیمگیری در این مرحله همچنان در سطحی پیچیده و چندلایه جریان دارد.
در این میان، گفتوگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف با مردم را باید یکی از مهمترین تحولات داخلی در ارزیابی چشمانداز مذاکرات دانست. او در اظهارات خود، ضمن اشاره به ضرورت مدیریت شرایط پس از جنگ، به مواضع کلان نظام و حتی دیدگاههای رهبر انقلاب نیز ارجاع داد.
این سخنان، حامل پیامی دوگانه است؛ از یکسو تأکید بر ایستادگی در برابر فشار خارجی، و از سوی دیگر، باز گذاشتن پنجره مذاکره در چارچوبی مشخص. به بیان دیگر، قالیباف تلاش کرده میان «مقاومت» و «انعطاف» توازن برقرار کند؛ رویکردی که میتواند نشاندهنده اجماع نسبی در سطوح بالای حاکمیت برای مدیریت بحران از مسیر دیپلماسی باشد.
با نزدیک شدن به پایان آتشبس، چند سناریو روی میز است؛ نخست، دستیابی به یک توافق موقت برای تمدید آتشبس و ادامه مذاکرات. سناریویی که نیازمند حداقلی از اعتماد متقابل و عقبنشینی تاکتیکی از سوی هر دو طرف است.
سناریوی دوم، شکست مذاکرات و بازگشت به تقابل و درگیری نظامی است، گزینهای که با توجه به لحن تند دونالد ترامپ و تأکید ایران بر خطوط قرمز خود، همچنان محتمل است.
سناریوی سوم، اما ادامه وضعیت خاکستری فعلی و تمدید آتش بس خواهد بود؛ یعنی نه جنگ تمامعیار و نه توافق رسمی، بلکه ترکیبی از تنش کنترلشده و مذاکرات غیرمستقیم.
آنچه از مجموع تحولات برمیآید، این است که تهران و واشنگتن در حساسترین مرحله از این رویارویی هستند. از یک سو، هر دو طرف میکوشند با افزایش فشار، دست بالا را در مذاکرات داشته باشند؛ و از سوی دیگر، هیچکدام تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل پیشبینی ندارند.
در چنین شرایطی، اسلامآباد میتواند به صحنه تعیینکنندهای تبدیل شود؛ جایی که یا مسیر تازهای برای کاهش تنش گشوده خواهد شد، یا آخرین تلاش دیپلماتیک پیش از ورود به مرحلهای خطرناکتر رقم خواهد خورد. به هر ترتیب، مذاکره در سایه جنگ ادامه دارد و نتیجه آن، نهتنها برای ایران و آمریکا، بلکه برای کل منطقه تعیینکننده خواهد بود.