
اقتصاد۲۴- صنعت نشر ایران در سالهای اخیر فراز و نشیبهای متعددی را پشت سر گذاشته است، اما تحولات اقتصادی ماههای آغازین سال ۱۴۰۵، این حوزه را با چالشهایی جدیتر و ملموستر مواجه کرده است.
بازار کتاب که همواره تحت تأثیر نوسانات قیمت ارز، هزینههای لجستیک و تغییرات قدرت خرید عمومی قرار داشته، اکنون با موج جدیدی از افزایش قیمت مواد اولیه، به ویژه کاغذ، روبهرو است؛ سازوکاری اقتصادی که به طور مستقیم بر بهای تمامشدهی کتاب و به تبع آن، بر رفتار مصرفکننده در بازار فرهنگ اثر میگذارد.
بررسیهای میدانی و آمارهای غیررسمی نشان میدهند که قیمت کاغذ تحریر در فواصل زمانی کوتاه با جهشهای چشمگیری مواجه شده و زنجیرهای از افزایش هزینهها را در بخشهای لیتوگرافی، چاپ، صحافی و حتی ملزومات جانبی مانند تونر و مرکب به همراه داشته است.
این زنجیره تأمین گرانقیمت، ناشران را در موقعیت دشواری برای قیمتگذاری آثار جدید قرار میدهد. از یک سو، فرمولهای دقیق حسابداری و هزینههای فزایندهی تولید، افزایش بهای پشت جلد را ناگزیر میسازد و از سوی دیگر، روانشناسی بازار و آگاهی از سقف توان مالی مخاطبان، سدی در برابر افزایش منطقی قیمتها ایجاد میکند.
در این میان، بیم آن میرود که کتاب به تدریج از فهرست کالاهای ضروری خانوادههای با درآمد متوسط و کمدرآمد خارج شده و به کالایی لوکس یا صرفا تزیینی تبدیل شود.
همزمان با این تحولات ساختاری در بخش تولید، فضای تبادل فرهنگی کشور تحت تأثیر برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب قرار دارد؛ رویدادی که همواره به عنوان بستری نوین برای دسترسی عادلانهتر مخاطبان سراسر کشور به تازههای نشر شکل گرفته و بسیاری از ناشران، بخش عمدهای از نقدینگی و برنامهریزی مالی سالانهی خود را بر پایهی مناسبات فروش در نمایشگاه کتاب تنظیم میکنند. با این حال، نمایشگاه مجازی امسال با تغییراتی در سیاستهای حمایتی و نحوه تخصیص یارانهها همراه بوده است. حذف بنهای خرید سنتی که پیش از این در قالب سهمیههای مشخص به قشرهایی نظیر دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه تعلق میگرفت و جایگزینی آن با ساختارهای جدید تخفیف مبتنی بر سقفهای خرید بالاتر، واکنشهای متفاوتی را در میان فعالان این صنف برانگیخته است.
برخی از کارشناسان و مدیران نشر معتقدند این دستکاری در سیستم حمایتی، جریان سنتی خرید را دستخوش تغییر کرده و آمار فاکتورهای صادرشده در فضای مجازی را به شکل مشهودی کاهش داده است.
در این میان، این پرسش اساسی مطرح میشود که تعادل میان «حفظ حیات اقتصادی بنگاههای نشر» و «تضمین دسترسی عادلانه جامعه به محصولات فرهنگی» چگونه باید برقرار شود؟
بیشتر بخوانید:گزارش نهایی کمیته بررسی بازار کاغذ هفته آینده اعلام میشود
آیا در شرایط کنونی، ورود و مداخلهی حمایتی دولت در بخش بسترسازی و اعطای یارانههای مستقیم به خریداران در بسترهای مجازی میتواند راهگشا باشد، یا اینکه بازار باید بر اساس مکانیزمهای عرضه و تقاضا و نوآوریهای بخش خصوصی مسیر خود را پیدا کند؟
برای بررسی دقیقتر این ابهامات و درک واقعیتهای جاری در بدنه صنف، به سراغ دو تن از مدیران حوزه نشر رفتهایم.
محمدعلی جعفریه، مدیر نشر ثالث و علیرضا رئیسدانایی، مدیر نشر نگاه، در گفتوگوهای پیشرو، تصویری از تأثیر گرانی کاغذ بر تیراژ آثار، پیامدهای حذف بنهای نمایشگاهی و آیندهی مبهم سرانه مطالعه در کشور ارائه میدهند.
محمدعلی جعفریه با ابراز بیاطلاعی از جزئیات حذف کامل بنهای خرید کتاب که سالهای گذشته به دانشجویان، اساتید و قشرهای مختلف جامعه تعلق میگرفت، در واکنش به تبیین شرایط جدید نمایشگاه مبنی بر ارائه تخفیف ۲۵ درصدی صرفا برای خریدهای بالای دو میلیون تومان، گفت: «خب آن ۱۵ درصد تخفیف هست. الان مردم دارند با همان ۱۵ درصد خرید میکنند؛ آن تخفیف را هم که خود ناشر دارد میدهد.»
جعفریه در ادامه با اشاره به این که فرآیند گرانی کالاها تنها به بخش کاغذ محدود نمیشود، به تشریح زنجیره هزینههای پنهان در صنعت نشر پرداخت و افزود: «ببینید، فقط مسئلهی کاغذ نیست؛ هزینههای چاپ، لیتوگرافی و بقیه موارد هم هست. حقوقها هم بیشتر شده است؛ یعنی تولید کتاب را هم باید مثل تولید تمام کالاهای دیگر، یک کار تولیدی در نظر بگیریم. نسبت به کالاهای دیگر، کتاب هم گران شده است؛ ولی خب، شما مثلا نمیتوانی قیمت کتاب را کاملا بر اساس فرمولهای دقیق حسابداری تعیین کنی، چون توان و قدرت خرید خواننده کشش بیشتر از این را ندارد. یعنی حتی اگر قدرت خرید بیشتر هم نشود، از نظر اقتصادی، چون مردم به کتاب ارزان عادت کردهاند، خریدار کم میشود. ولی من فکر میکنم از قبل از عید، یعنی از اسفندماه یا مثلا بهمنماه به این سو تا الان، قیمت کتاب دو برابر شده است.»
با توجه به این واقعیت که افزایش دو برابری قیمتها عملا بار مالی سنگینی به خانوادهها تحمیل میکند و با توجه به حقوق پایه وزارت کار، کتاب نمیتواند اولویت اصلی یک خانواده باشد، جعفریه در تبیین وضعیت مخاطبان و خروج این کالا از سبد خرید خانوار تشریح کرد: «خب الان شرایط سختی وجود دارد ولی در مورد اولویت بودن کتاب در سبد خرید، همیشه هم همینطور بوده است. کلا کتاب در اولویت زندگی ما ایرانیها نیست. حالا با این شرایط خاصی هم که پیش میآید، یا کلا خارج میشود یا کمتر میشود.
بیشتر بخوانید:گمانهزنیها از برگزاری نمایشگاه کتاب تهران
اما ببینید، خریداران دیگری هم در حوزه کتاب اضافه شدهاند؛ چون خیلی از مردم پیش از این کتاب را انتخاب نمیکردند، ولی الان بهخاطر اینکه کالاهای دیگر مثل گل و شیرینی گران شدهاند، به سراغ کتاب میآیند. امکان دارد خودشان نتوانند کتاب بخوانند، اما به یکدیگر کتاب هدیه میدهند. ضمن اینکه کتابها به سمت و سویی میروند که شکل و شمایل ظاهری و فیزیکیشان قابل هدیه دادن باشد؛ من با محتوای آن کار ندارم، اما از نظر فیزیکی برای کتابها این اتفاق رخ داده است.»
این فعال عرصه نشر در پایان با تاکید بر این موضوع که انتشارات بخش خصوصی مسیر خود را طی میکنند و از طریق سایت خود تخفیفهای ۲۰ تا ۲۵ درصدی را برای دسترسی مخاطبان در نظر میگیرند، به وظیفه حاکمیت در قبال بسترسازی فرهنگی اشاره کرد و اظهار داشت: «ببینید، مثلا در جنگ جهانی دوم، دولت فرانسه یکی از یارانههایی که پرداخت میکرد، یارانه به رنگ برای نقاشی بود؛ یعنی دولت اجازه نداد رنگ گران شود تا هنر شکوفا بماند. اگر دولت میخواهد کاری کند، باید به خواننده یارانه بدهد. ناشر بالاخره کار خودش را پیدا میکند. ما هم مثل صنعتهای دیگر بالاخره مجبوریم بسازیم و جلو برویم، همانطور که سالها توانستهایم سر پا بمانیم در ادامه هم مجبوریم این کار را ادامه دهیم. اگر دولت واقعا میخواهد کاری انجام بدهد، باید آن یارانه فرهنگی را به خریدار و خواننده کتاب بدهد.»
در ادامه گفتگویی با علیرضا رئیسدانایی، مدیر نشر نگاه انجام دادیم.
این ناشر با اشاره به افزایش ناگهانی و دو برابری قیمت کاغذ نسبت به اواخر سال گذشته، به تشریح ابعاد هولناک این گرانی در زنجیره ملزومات چاپ پرداخت و گفت: «وقتی کاغذ تقریبا نسبت به قبل دو برابر شده، یعنی حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد روی قیمت تمامشدهی کتاب رفته است. با کاغذ بندی شش یا هفت میلیون تومانی، واقعا چاپ کتاب دیگر مقرونبهصرفه نیست و اصلا نمیشود کار کرد. از طرفی ملزومات چاپ هم بهشدت گران شده است؛ مثلا تونری که قبل از عید ۷۰۰ هزار تومان میخریدیم، الان میگویند دو میلیون تومان شده است.»
رئیسدانایی ادامه داد: «یا قیمت مرکب که سه برابر شده و کمیاب شده است، به قول معروف داریم به دوره قاجار برمیگردیم؛ یعنی چی؟ یعنی اینکه با این کمبودها دوباره باید کتاب را با نخ ببندیم. اصلا فضای کار فرق کرده است. این وضعیت مثل این میماند که ما ۵۰ سال پیش یک زندگی نرمال و سنتی داشتیم، بعد آمدند زندگی ما را مدرن کردند و بردند در طبقه بیستم یک آپارتمان؛ حالا در آن طبقه، برق نیست، آب قطع است و حتی درِ حیاط را هم نمیتوانی باز کنی. کار ما الان همین شکل را پیدا کرده است. واقعیت این است که کاغذ برای ناشر مثل بنزین برای راننده تاکسی است؛ وقتی راننده بنزین نداشته باشد، دیگر فرقی نمیکند ماشینش بنز باشد یا ژیان و پیکان. بله، ماشین بنزین ندارد. دو هفته پیش میگفتند کاغذ مقوا ۱۸۰ تومان است، کاغذ تحریر ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، اما یک هفته بعدش گفتند ۶ میلیون تومان شده است. حالا ۱۰۰ تومان ارزون شده و همه خوشحالند، اما در واقعیت قیمت دو برابر شده است.»
رئیسدانایی در ادامه تشریح چالشهای نمایشگاه امسال و سنجش میزان فروش با توجه به قدرت خرید جامعه، به کاهش شدید آمار فروش اشاره کرد و افزود: «تا الان که با شما حرف میزنم، ما هر سال در نمایشگاه روزی ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ فاکتور فروش داشتیم، اما امسال این عدد به ۲۵۰ فاکتور رسیده است؛ یعنی فروش ما یکدهم شده است. یک بخش عظیمی از این مشکل به این برمیگردد که کتابهای موجود در بازار با قیمتهای قبلی، الان دیگر مفت و ارزان محسوب میشوند. قبل از عید کتابی از آقای خرمشاهی به نام "کیمیای سعادت" داشتیم که قیمت آن ۷۰۰ هزار تومان بود؛ الان که دوباره چاپ کردهایم قیمت آن بالا رفته است، اما اگر همین امروز که با شما حرف میزنم بخواهیم دوباره برای چاپ جدیدش کاغذ بخریم، باید قیمت کتاب را بگذاریم ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار یا ۴ میلیون تومان. خب مشخص است که دیگر قدرت خریدی برای آن وجود ندارد. البته این را یادمان باشد و نگوییم مردم کتاب نمیخرند؛ کتاب خوب را خیلی هم میخرند، اما توانش نیست. هر روز تیراژ کتاب پایینتر میآید از تیراژ سه هزارتایی به هزارتایی رسیدیم و الان به جایی رسیدهایم که به جای ۳۰۰ جلد، مجبور میشویم ۱۰۰ جلد چاپ کنیم و اینجوری سرمایه و تیراژ ما مرتب تحلیل میرود.»
او با تاکید بر این موضوع که نفسِ وجود نمایشگاه کتاب موجبات ارتقای فرهنگی جامعه را فراهم میسازد، وضعیت اقتصادی حاکم بر آن را نگرانکننده خواند و اظهار داشت: «نمایشگاه کتاب چه در شکل مجازی و چه در حضور فیزیکی، از بابت ارتقای فرهنگی و ترویج علم و دانش اتفاق بسیار خوبی است؛ ولی از اینکه شرایط اجتماعی و اقتصادی ما الان به این صورت درآمده، خیلی بد است. من یک قصه خیلی ساده و واقعی برای شما بگویم؛ یک زن و شوهری یک شاخه آهن در خانهشان بود که چند سالی افتاده بود. آن را زمان خودشان ۵۰ لیر خریده بودند. یک روز زنش آمد و گفت شوهرجان، این را ۱۰۰ لیر میخرند؛ فوری آن را فروختند و خوشحال شدند. سه چهار روز بعد رفتند که با آن ۱۰۰ لیر دوباره آهن بخرند، دیدند فقط نصف شاخه آهن میدهند. همان نصف شاخه را خریدند و چند وقت بعد به قیمت ۲۰۰ لیر فروختند و باز هم خوشحال شدند. همینجوری هی خریدند و فروختند تا اینکه آخر سر، با کل پولی که از معاملهها جمع شده بود و رفتند چیزی بخرند، فقط یک دانه "میخ" به آنها دادند. یعنی یک شاخه آهن بزرگ تبدیل به یک میخ شد؛ الان وضعیت کتاب و نشر ما هم دقیقا همینجوری است. ما الان کتاب شاملو داریم که قیمتش یک میلیون تومان است؛ یا دیوان حسین منزوی را چاپ کردیم ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. اگر همینها را بخواهیم با کاغذ بندی ۶ میلیون تومانی امروز چاپ کنیم، قیمت همین آثار خیلی از این بیشتر میشود. در این وضعیت چند نفر دست در جیبشان میکنند تا بیایند کتاب حسین منزوی یا شاملو را این قدر گران بخرند؟ به نظر میرسد دیگر کسی سمتش نمیآید و این، ماجرای خیلی تلخی است.»