
اقتصاد۲۴- اما هنوز به طور کامل توقف نکرده بود که با چشمانی وحشت زده مرد ۲۰۷سواری را دید که سلاح شکاری لوله بلندی را از درون خودرو برداشت و در حالی که با مسافر جوان صحبت میکرد، در یک لحظه غافلگیرانه به سوی مسافرانش شلیک کرد. او از بیرون خودرو، زن جوان را نشانه گرفته بود و مدام ماشه سلاح را میفشرد.
راننده و پسر نوجوان با مشاهده این صحنه ترسناک، هراسان و وحشت زده در تاکسی را گشودند و در حالی از مقابل گلولههای سربی گریختند که پیکر خون آلود زن جوان روی صندلی عقب افتاده بود.
در همین حال، مرد مسلح خشمگین درِ عقب تاکسی را گشود و در کنار پیکر بی جان زن جوان نشست. او در حالی که برخی از اهالی محل از پنجرههای منازل شاهد این صحنه ترسناک بودند، لوله سلاح شکاری را روی سر خودش گذاشت و با فشردن ماشه، آخرین تیر خلاص را شلیک کرد و بدین ترتیب به زندگی خود نیز پایان داد.
طولی نکشید که اهالی محل با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند و ماجرای این جنایت هولناک را اطلاع دادند. دقایقی بعد قاضی ویژه قتل عمد مشهد به همراه گروهی تخصصی از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی وارد محل جنایت شد تا تحقیقات قضایی، راز این ماجرای تکان دهنده را فاش کند.
بیشتر بخوانید: جنایت در استخر پارتی شبانه؛ اولیای دم تقاضای قصاص کردند
بررسیهای اولیه نشان داد: مقتول زن ۳۸ سالهای به نام «ع - ب» است که از مدتی قبل با شوهرش «ن - الف» اختلافات خانوادگی داشت و مرد مسلحی که این جنایت وحشتناک را رقم زده، همان «ن - الف» است که در کنار همسرش خودکشی کرده است.
تحقیقات در محل وقوع جنایت ادامه یافت و کارآگاهان تعدادی گلوله و پوکههای شلیک شده را در محل تیراندازی و داخل خودروی پژو ۲۰۷ مرد ۴۲ ساله (قاتل) کشف کردند. در همین حال گروهی از کارآگاهان به کنکاشهای تخصصی درباره چگونگی وقوع جنایت پرداختند و بررسیهای خود را با راهنماییهای مقام قضایی در حالی ادامه دادند که مشخص شد زن ۳۸ ساله به همراه پسر ۱۶ساله اش سوار تاکسی شدهاند تا به محل سکونت همسرش بروند، اما همسر وی به دلیل اختلافات خانوادگی، تصمیم وحشتناکی گرفته بود.
پسر نوجوان با اشاره به اختلافات خانوادگی پدر و مادرش گفت: اختلافات آنها به جایی رسید که از مدتی قبل مادرم جدا زندگی میکرد و در اندیشه طلاق بود. راننده تاکسی هم گفت: وقتی وارد خیابان محتشمی شدم، آن مرد ابتدا با مسافرم به گفتوگو پرداخت؛ من هم که از خودرو پیاده شده بودم ناگهان با شلیک گلوله، از آن جا فرار کردم.