تاریخ انتشار: ۱۸:۳۰ - ۰۱ تير ۱۴۰۵

سعید ابوطالب چگونه با «شام ایرانی» به یکی از چهره‌های پرمخاطب شبکه نمایش خانگی تبدیل شد؟

نخستین نکته در کارنامۀ سعید ابوطالب، چرخش دراماتیک از فضای سیاسی و مستندسازی به سرگرمی‌های عامه‌پسند است. او بت تجربۀ نمایندگی مجلس و ساخت مستند‌های تکان‌دهنده در باب جنگ و اسارت را دارد دریافته ذائقۀ مخاطب ایرانی به «گریز از واقعیت» میل کرده است.

سعید ابوطالب

اقتصاد۲۴- سعید ابوطالب در تاریخ رسانۀ ایران چهرۀ یکتا و قابل‌تأملی است. او از پیچ‌و‌خمِ سیاست و تجربۀ هولناکِ اسارت در عراق گذر کرد و سر از محافل سلبریتی‌ها و میز‌های پرزرق‌وبرقِ «شام ایرانی» درآورد. درواقع توانست فرمولی در شبکۀ نمایش خانگی پیاده کند که مخاطبِ تشنۀ سرگرمی را به خود جذب کند و استاندارد‌های بصریِ برنامه‌های گفتگومحور را تغییر دهد.

ابوطالب با درکِ درستِ میل به دیده‌شدن در سلبریتی‌ها و کنجکاویِ خانگی در مخاطب، بستری ساخت که ریشه‌هایش به شبکه‌های ماهواره‌ای برمی‌گردد و با بازآفرینی به سیاق شخصی، شناسنامه‌ای بومی و چشم‌نواز یافته است.

وقتی در این برهه به کارنامۀ او نگاه می‌کنیم، با کارگردانی مواجه می‌شویم که مرز میان واقعیت و نمایش را چُنان درهم‌آمیخته که تشخیص اصالتِ رفتار در برنامه‌هایش دشوار می‌شود. او «رئالیتی‌شو» را از فرمتِ ساده به صنعتِ پُر سود و بازده تبدیل کرد و باب جدیدی در نمایش خانگیِ نوظهور گشود. نقد کارنامۀ او، نقد جریانی است که سرگرمی را در بسته‌بندیِ لوکس عرضه می‌کند و به‌شکلی هوشمندانه از ستاره‌های افول‌کرده یا نوظهور، برند جدید می‌سازد.

«شام ایرانی»، نمایی از زیستِ طبقاتی است؛ بازتاب فرهنگی که در آن، «میزبانی» میدان نبرد برای کسب اعتبار و محبوبیت است. در این یادداشت، مسیر هنری‌اش را واکاوی می‌کنیم تا دریابیم چگونه از مستندساز سیاسی به «سلطان سرگرمی‌های شبانه» بدل شده است.

سعید ابوطالب

دگردیسی استراتژیک؛ گذار از سیاست‌گذاری به سفره‌آرایی

نخستین نکته در کارنامۀ سعید ابوطالب، چرخش دراماتیک از فضای سیاسی و مستندسازی به سرگرمی‌های عامه‌پسند است. ابوطالب که تجربۀ نمایندگی مجلس و ساخت مستند‌های تکان‌دهنده در باب جنگ و اسارت را دارد، با هوشمندی دریافته که ذائقۀ مخاطب ایرانی به «گریز از واقعیت» میل کرده است. او ابزارِ مستندسازی (دوربین روی دست، ضبط لحظاتِ پیش‌بینی‌نشده) را به خدمت فضایی درآورد که کاملاً در تضاد با پیشینۀ فکری‌اش است.

این دگردیسی نشان‌دهندۀ شناخت دقیقِ «اقتصاد توجه» است. او می‌داند در دنیای جدید، تأثیرگذاری در گرو ارسال بیانیه‌های سیاسی نیست، بلکه از مسیر نفوذ به لایه‌های خصوصی زندگی ستارگان و نمایش صمیمیت‌های ساختگی می‌گذرد. این تغییر رویکرد، با انتقاداتی از سوی هم‌فکران سابقش رو‌به‌رو شد، ولی او را به یکی از پول‌سازترین و بانفوذترین تهیه‌کنندگان شبکۀ نمایش خانگی مبدل کرد که رگ خواب مخاطبِ خسته از تنش‌های روزمره را می‌شناسد.

از بازداشت در عراق تا حاشیۀ مجلس؛ ابوطالب در قامت اصولگرای مستقل

سعید ابوطالب (متولد ۱۳۴۸)، فیلم‌ساز، اصولگرای مستقل و نمایندۀ تهران در مجلس هفتم بود. نقطۀ عطفِ ورودش به سیاست، بازداشت چهارماهه از سوی نیرو‌های آمریکایی در عراق بود که سبب شد به‌عنوان چهره‌ای فرهنگی و اصولگرا شناخته شود. در دوران نمایندگی، عضو کمیسیون فرهنگی بود و در این راستا طرح «استفادۀ مدیریت‌شده از ماهواره» را برای پخش برنامه‌های غیرمغایر با ارزش‌های اسلامی در شبکه‌های دولتی دنبال کرد و رئیس کمیتۀ هنر و رسانه شد. او در تلاش برای مقابله با بداخلاقی‌های برخی جریانات (به‌ویژه جبهۀ پایداری)، حزب «اصولگرایان مستقل» را به همراه محمود مدنی و عماد افروغ تأسیس کرد که با مخالفت برخی چهره‌های شاخص مواجه شد و از هم پاشید. عاقبت به دلیل نقد‌های تند و صریح، موفق به کسب کرسی در انتخابات مجلس هشتم نشد.

شام ایرانی

شام ایرانی؛ بازتعریف فرمت جهانی در بستر بومی

«شام ایرانی» ابداع ابوطالب نبود، اما او به این فرمت (که نسخۀ اصلی‌اش Come Dine with Me نام دارد)، رنگ‌وبویِ تولیدات درجه‌یک سینمایی بخشید. ابوطالب با اضافه‌کردن بخش‌های سفر، رقابت‌های گروهی و لوکیشن‌های خارج از کشور در برخی فصول، این برنامه را از دورهمیِ ساده به تور فرهنگی و تفریحی ارتقا داد. نقطۀ قوت او در این مجموعه، «کستینگ» یا چیدمانِ میهمانان است.

او می‌داند چگونه افرادی با تضاد‌های شخصیتی را کنار هم بنشاند تا از دل دیالوگ‌های ساده، درام و گاهی تنش ایجاد شود. او «شام ایرانی» را از حصار آشپزخانه خارج کرد و به آن ابعاد اجتماعی بخشید؛ این‌گونه است که بازیگران نه بر اساس نقش‌ها، که بر اساس خودِ واقعی یا دست‌کم آنچه ادعا می‌کنند واقعی است، قضاوت می‌شوند. این برنامه در کارنامه‌اش، سنگ بنایی شد برای تولید رئالیتی‌شو‌های بعدی.

زیبایی‌شناسی اشرافیت؛ شکوه بصری یا ترویج تجمل؟

یکی از جدی‌ترین نقد‌های وارد بر کارنامۀ ابوطالب، به ویژه در «شام ایرانی»، غلبۀ بی‌چون‌وچرای «زیبایی‌شناسی لوکس» است. در برنامه‌های او، همه چیز در درخشان‌ترین حالت ممکن قرار دارد؛ خانه‌های مجلل، میز‌های پرزرق‌وبرق و لباس‌های گران‌قیمت. ابوطالب به‌عنوان کارگردان، به شدت بر «شیک‌بودن» قاب‌ها تأکید دارد.

این رویکرد از سویی باعث جذب مخاطب و جذابیت بصری می‌شود (نقطه قوت)، و از سوی دیگر در شرایط اقتصادیِ بحرانی سال‌های اخیر، نوعی «شکافِ طبقاتیِ تصویری» ایجاد می‌کند که موجب دلزدگی بخشی از جامعه شده است (نقطه ضعف).

منتقدان بر این باورند که او آگاهانه یا ناآگاهانه، به ترویج نوعی سبک زندگی دست می‌زند که با واقعیت معیشتی اکثریت جامعه فرسنگ‌ها فاصله دارد. در واقع، سینمای ابوطالب در رئالیتی‌شوهایش، سینمای «ویترین‌های براق» است که فقر و زشتی در آن جایی ندارد.

سعید ابوطالب

تدوین و ریتم؛ جادوی آثار ابوطالب

در بررسی فنی آثار ابوطالب، «تدوین» نقشی کلیدی و نجات‌بخش دارد. او به خوبی می‌داند که راش‌های خسته‌کنندۀ میهمانیِ چندساعته را چگونه در اتاق تدوین به یک قسمتِ چهل‌دقیقه‌ایِ پرکشش تبدیل کند. استفاده از موسیقی‌های مهیج، کات‌های سریع در لحظات طنز و نریشن‌های طنازانه، سبب شده حتی زمانی که محتوا عمیق نیست، جذاب و سرگرم‌کننده باشد.

این توانایی در حفظ ریتم، بزرگترین نقطۀ قوت او در مقام کارگردان است. او اجازه نمی‌دهد حوصلۀ مخاطب سر برود. حتی در فصل‌هایی از «شام ایرانی» که میهمانان چندان کاریزماتیک نبودند، مهندسی تدوینِ ابوطالب توانست از هیچ، جذابیت خلق کند. او به خوبی می‌داند در فضای مجازی و نمایش خانگی، ثانیه‌ها تعیین‌کننده‌اند و نباید به مخاطب فرصت رها کردنِ برنامه را داد.

چالش صداقت؛ رئالیتی یا نمایشنامۀ پنهان

بزرگترین ضعف ساختاری در رئالیتی‌شو‌های ابوطالب، از جمله «شام ایرانی»، ابهام در میزان «واقعی بودن» رخدادهاست. بسیاری از مخاطبان و منتقدان معتقدند پشتِ هر دیالوگِ به ظاهر بداهه، هدایت کارگردان نهفته است. در واقع، ابوطالب به جای آنکه اجازه دهد واقعیت مسیر خود را طی کند، تمایل دارد به آن «جهت دراماتیک» ببخشد.

این موضوع باعث شده برخی از دعوا‌ها یا صلح‌های میان سلبریتی‌ها در برنامه‌های او، تصنعی و «مهندسی‌شده» به نظر برسند. این کار جذابیت نمایشی را بالا می‌برد، اما به اصالت ژانرِ «رئالیتی‌شو» آسیب می‌زند. در کارنامۀ او، مرز میان مستند و نمایش چنان مخدوش شده که گاهی احساس می‌شود با تئاتری فاقد متن رو‌به‌رو هستیم که بازیگرانش خطوط کلی داستان را از کارگردان گرفته‌اند.

شب‌های مافیا و پدرخوانده؛ توسعۀ قلمرو به بازی‌های استراتژیک

سعید ابوطالب با عبور از «شام ایرانی»، به سراغ بازی‌های گروهی مثل «مافیا» رفت و توانست این بازی را به پدیدۀ ملی تبدیل کند. او با «شب‌های مافیا» و بعد‌ها «پدرخوانده»، نشان داد در طراحی مسابقات ترکیبی (Game Show) تبحر بالایی دارد. او از همان فرمول «سلبریتی + رقابت + دکور لوکس» استفاده کرد، اما این بار، «هوش و استدلال» را نیز افزود.

این بخش از کارنامۀ او، اوج توانمندی‌اش در مدیریت پروژه‌های پربازیگر است. او توانست از بازی دورهمی، درامی پرتعلیق بسازد که در آن شخصیت واقعی آدم‌ها در فشارِ بازی افشا می‌شود. این حرکت، هوشمندانه بود و مخاطبی را که از سادگیِ «شام ایرانی» خسته شده بود، با چالش‌های ذهنیِ پیچیده‌تر درگیر کرد.

تکرار و اشباع؛ افتادن در تلۀ فرمول‌های موفق

یکی از نقاط ضعفِ مشهود در اواخر کارنامۀ ابوطالب تا سال ۱۴۰۵، ابتلای او به «تکرار» است. موفقیت خیره‌کنندۀ چند فصل اولِ برنامه‌هایش باعث شد به بازتولید مداومِ همان فرمول‌ها روی بیاورد. استفاده از چهره‌های تکراری در برنامه‌های مختلف (از شام ایرانی به مافیا و از آنجا به ضد و ارتش سری)، سبب نوعی «دلزدگی بصری» شده است.

مخاطب گاهی احساس می‌کند در حال تماشای «کلاس درس» ثابت با دانش‌آموزان تکراری است که فقط موضوع درس‌شان عوض شده است. این اشباع بازار، کیفیت تولیداتش را از نظر محتوایی تحت‌الشعاع قرار داده و باعث شده خلاقیت، فدای تضمین فروش شود. ابوطالب در این سال‌ها نشان داده تمایلی به ریسک‌کردن بر روی فرمت‌های کاملاً جدید ندارد و ترجیح می‌دهد در حاشیۀ امنِ موفقیت‌های قبلی‌اش بماند.

هفت عشق

مدیریتِ حواشی؛ کارگردان در نقش مصلح یا جنجال‌ساز

ابوطالب در طول ساخت «شام ایرانی» بار‌ها با حواشیِ میهمانانش رو‌به‌رو شد؛ از شوخی‌های سوءتفاهم‌برانگیز بازیگران دربارۀ اقوام ایرانی تا تضاد‌های اخلاقی در لوکیشن‌های خارج از کشور. توان او در «مدیریت بحران» یکی از ویژگی‌های بارز کارنامه‌اش است. او توانسته با هوشمندی، جنجال‌ها را به نفع دیده شدن بیشترِ برنامه مدیریت کند، بدون آنکه اجازه دهد کل پروژه با توقیف یا شکست رو‌به‌رو شود.

با این حال، نقد وارد بر او این است که گاهی خودِ او به این حواشی دامن می‌زند تا با «مارکتینگ جنجالی» (Controversial Marketing)، آمارِ بازدید مجموعه‌هایش را در شبکۀ نمایش خانگی بالا ببرد. این رویکرد، در کوتاه‌مدت موفق است، اما در درازمدت به وجهۀ هنری و اخلاقیِ آثارش آسیب می‌زند.

تأثیر بر فرهنگ عمومی

کارنامۀ ابوطالب را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن تأثیرش بر «فرهنگ عمومی مهمانی» نقد کرد. «شام ایرانی» استاندارد نوینی از میزبانی را در ذهن مخاطب ایجاد کرد که در آن، امتیاز دادن و قضاوت کردنِ میزبان، به سرگرمی تبدیل شده. این موضوع از نگاه جامعه‌شناختی، مثبت و منفی است. از سویی به آدابِ معاشرت و جزئیات پذیرایی اهمیت می‌دهد و از سوی دیگر، نوعی «فرهنگ قضاوت» و سخت‌گیری افراطی را در روابط انسانی ترویج می‌کند.

درواقع، ارزش دورهمی به «کیفیت دسر» و «نمرۀ دکوراسیون» تقلیل یافته است. این نقد وجود دارد که با برجسته کردنِ رقابت در محیط‌های صمیمی، آرامشِ نهفته در سنت‌های ایرانی را فدای هیجان مسابقه‌ای کرده است.

«شام ایرانی» در فصل‌های جدید، از مسیر «واقع‌گرایی» منحرف شد و به جای روایت زندگی، به نمایش کلیشه روی آورد. دلیل اصلی این افت جذابیت، تبدیل‌شدن شخصیت‌ها از انسان‌های پیچیده به کاریکاتور‌های تک‌بعدی است. دستکاری‌های کارگردان به جای هدایت، به مدیریتِ خشک تبدیل شد، جسارت روایت را از بین برد و اثر را از کمدی اجتماعی به نمایشی تبدیل کرد که فقط روی لایۀ بیرونی اتفاقات تمرکز دارد.

شام ایرانی در تلۀ کارگردانی؛ چرا خنده‌ها دیگر ارگانیک نیستند؟

برای اینکه سریال دوباره رئال‌تر و چالش‌برانگیزتر شود، بهتر است این چهار تغییر اساسی رخ دهد:

۱. خلق تضاد درونی: شخصیت‌ها نباید به یک «صفت» محدود باشند. رئالیسم در «تناقض» شکل می‌گیرد و تضاد، موتور محرکِ واقعیت است.

۲. تنش اجتماعی به جای شوخی: کمدی نباید از دیالوگ‌های «تکه‌انداختنی» بیاید، بلکه باید از دل تضاد‌های واقعی اجتماعی (نسلی، طبقاتی و ارزشی) متولد شود. وقتی تنش واقعی باشد، خنده به صورت ارگانیک اتفاق می‌افتد و نیاز به دستکاری کارگردان نیست.

۳. اعتماد به بداهه‌پردازی: کارگردان باید کنترل مستقیم را کاهش داده و به «ایمپرووایزیشن» میدان دهد. اجازه‌دادن به بازیگران برای واکنش‌های طبیعی در محیط، ریتم گفت‌و‌گو‌ها را از حالت «متن‌خوانده» خارج کرده و به زندگی روزمره نزدیک می‌کند.

۴. پذیرش گره‌های باز: سریال نباید هر تضادی را با یک پایان خوش یا شوخی ببندد. رئالیسم یعنی پذیرش این حقیقت که برخی شکاف‌ها در جامعه هرگز پر نمی‌شوند؛ لذا برخی تنش‌ها «ناپایان» می‌مانند تا مخاطب در آن خلاء، حقیقت زندگی را بیابد.

سعید ابوطالب «تکنوکراتِ رسانه‌ای» است

سعید ابوطالب تکنوکراتی زیرک در فضای رسانه‌ای ایران است. او می‌داند چگونه میان خط قرمز‌های حاکمیتی و مطالبات سرگرمی‌خواهانۀ مخاطب، بندبازی کند. «شام ایرانی» و سایر رئالیتی‌شو‌های او، آیینۀ تمام‌نمایِ بخشی از جامعۀ ایران هستند که می‌خواهند میان سنت و مدرنیته، میانِ سادگی و تجمل، و میان واقعیت و نمایش، تعادلی بیابند.

نقطۀ قوتِ آثار او، حرفه‌ای‌گری در تولید و ایجاد استاندارد فنی بالاست، و نقطۀ ضعفِ ماندگارش، دوری از دغدغه‌های عمیق انسانی و غرق شدن در زرق‌وبرق‌های تجاری. او همچنان مرد شماره‌یک رئالیتی‌شوهاست، ولی آیا توان آن را دارد که در این عرصه اثری ماندگار و عمیق بر جای بگذارد، یا به خاطره‌ای از دوران رئالیتی‌شو‌های ایران تبدیل خواهد شد؟

آثار تصویری سعید ابوطالب:

فیلم‌ها

اقلیت و اکثریت

رقص فقر

مستند مسابقه دستم را بگیر

واژه‌ای برای استقامت

مداربسته

مجموعه‌ها

رالی ایرانی ۱ و ۲

سرزمین دانایی

شام ایرانی

شب‌های مافیا

پدرخوانده

مسابقه ۷۷ ساعت

ارتش سری

مستند مسابقۀ هفت شهر عشق

ضد

کتاب قانون

منبع: عصر ایران
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار