تاریخ انتشار: ۱۰:۵۶ - ۱۱ تير ۱۴۰۵

پشت‌پرده فراز و فرود رابطه ترامپ و نتانیاهو در یکی از پرتنش‌ترین ماه‌های خاورمیانه

روابط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در ظاهر، یکی از مستحکم‌ترین اتحادهای سیاسی دهه‌های اخیر به شمار می‌رفت؛ اما پشت درهای بسته کاخ سفید، اختلاف‌هایی آرام و گاه عمیق بر سر پرونده ایران، مسیر جنگ، نحوه پایان دادن به درگیری و آینده مذاکرات شکل گرفت. این گزارش، با مرور دقیق رویدادها از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ تا پایان جنگ و امضای تفاهم‌نامه، روایت می‌کند چگونه رابطه‌ای که با نمایش اتحاد آغاز شد، در آزمون ایران وارد پیچیده‌ترین مرحله خود شد.
 

ترامپ و نتانیاهو

اقتصاد۲۴-  صبح روز ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵، زمانی که دونالد ترامپ برای دومین بار سوگند ریاست‌جمهوری ایالات متحده را یاد کرد، کمتر ناظری تردید داشت که یکی از نخستین رهبران خارجی که از بازگشت او به کاخ سفید استقبال خواهد کرد، بنیامین نتانیاهو است. نخست‌وزیر اسرائیل که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی، به رسمیت شناختن حاکمیت رژیم اسرائیل بر بلندی‌های جولان اشغالی و توافق‌های ابراهیم را مهم‌ترین دستاوردهای سیاست خارجی خود می‌دانست، اکنون امیدوار بود چهار سال دوم ترامپ نیز با همان الگوی فشار حداکثری بر ایران و حمایت بی‌قید و شرط از تل‌آویو آغاز شود.

رسانه‌های آمریکایی از همان هفته نخست دولت جدید نوشتند که روابط شخصی ترامپ و نتانیاهو، برخلاف سال‌های پایانی دولت اول ترامپ که پس از تبریک نتانیاهو به جو بایدن دچار سردی شده بود، بار دیگر وارد مرحله‌ای تازه شده است. خبرگزاری رویترز گزارش داد که تیم سیاست خارجی ترامپ، ایران را دوباره در صدر اولویت‌های امنیت ملی قرار داده و اسرائیل نیز امیدوار است این رویکرد به تشدید فشار بر تهران منجر شود.

اما برخلاف انتظار تل‌آویو، دولت دوم ترامپ از همان ابتدا تلاش کرد میان حمایت از اسرائیل و جلوگیری از کشیده شدن آمریکا به یک جنگ مستقیم در خاورمیانه توازن برقرار کند؛ توازنی که بعدها به مهم‌ترین نقطه اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو تبدیل شد.

نخستین تماس؛ بازگشت اتحاد قدیمی

تنها چند روز پس از آغاز رسمی دولت، ترامپ در نخستین تماس تلفنی خود با نتانیاهو، بر «تعهد تزلزل‌ناپذیر آمریکا به امنیت اسرائیل» تأکید کرد. دفتر نخست‌وزیری اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد که دو طرف درباره ایران، غزه، لبنان و آینده روند عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی گفت‌وگو کرده‌اند.

در همان زمان، اکسیوس به نقل از منابع آمریکایی گزارش داد که نتانیاهو از ترامپ خواسته بود پرونده ایران در صدر دستور کار مشترک دو کشور قرار گیرد و هرگونه بازگشت احتمالی به مسیر مذاکره با تهران، تنها در صورت اعمال فشار حداکثری دنبال شود.

در مقابل، برخی مقامات کاخ سفید به رسانه‌های آمریکایی گفته بودند که ترامپ برخلاف دوره نخست، علاقه‌ای به آغاز یک جنگ جدید در خاورمیانه ندارد و ترجیح می‌دهد ابتدا از ابزار فشار اقتصادی و دیپلماسی استفاده کند.

همین تفاوت نگاه، هرچند در آن زمان چندان آشکار نبود، اما نخستین نشانه‌های فاصله گرفتن دو رهبر را شکل می‌داد.

دیدار تاریخی در کاخ سفید؛ نمایش وحدت یا آغاز اختلاف؟

در ۴ فوریه ۲۰۲۵، بنیامین نتانیاهو به عنوان نخستین رهبر خارجی دولت دوم ترامپ وارد کاخ سفید شد؛ سفری که تقریباً تمام رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی آن را نشانه جایگاه ویژه اسرائیل در سیاست خارجی دولت جدید دانستند.

در نشست خبری مشترک، ترامپ بار دیگر تأکید کرد که «ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.»

نتانیاهو نیز در کنار او گفت: «اسرائیل و آمریکا در برابر تهدید ایران کاملاً هماهنگ هستند.»

اما پشت درهای بسته، فضای گفت‌وگوها پیچیده‌تر از آن چیزی بود که در مقابل دوربین‌ها دیده می‌شد.

به نوشته نیویورک‌تایمز، نتانیاهو تلاش کرد رئیس‌جمهور آمریکا را متقاعد کند که فشار اقتصادی به تنهایی برای مهار ایران کافی نیست و باید گزینه نظامی نیز به‌طور جدی روی میز باقی بماند.

در مقابل، ترامپ تأکید کرده بود که هرگونه اقدام نظامی باید آخرین گزینه باشد؛ زیرا ورود مستقیم آمریکا به یک جنگ منطقه‌ای می‌تواند اقتصاد داخلی و برنامه‌های او در سیاست داخلی را تحت تأثیر قرار دهد.

«فشار حداکثری ۲»؛ بازگشت تحریم‌ها

تنها چند روز پس از دیدار نتانیاهو، ترامپ با امضای یک یادداشت ریاست‌جمهوری، دستور بازگرداندن سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را صادر کرد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز مجموعه‌ای از تحریم‌های تازه علیه شبکه‌های فروش نفت، شرکت‌های کشتیرانی و نهادهای مالی مرتبط با ایران اعمال کرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس این اقدام را «احیای سیاست فشار حداکثری دوره نخست ترامپ» توصیف کرد.

در اسرائیل، این تصمیم با استقبال گسترده روبه‌رو شد.

روزنامه تایمز آو اسرائیل نوشت: «ترامپ هنوز همان رئیس‌جمهوری است که اسرائیل انتظارش را داشت.»

اما در واشنگتن، برخی تحلیلگران هشدار می‌دادند که فشار اقتصادی بدون وجود یک مسیر دیپلماتیک، ممکن است منطقه را به سمت رویارویی نظامی سوق دهد.

نخستین زمزمه‌های مذاکره؛ شوک در تل‌آویو

تنها چند هفته پس از اعمال تحریم‌های جدید، رسانه‌های آمریکایی خبر دادند که دولت ترامپ از طریق برخی کشورهای منطقه، از جمله عمان، در حال بررسی امکان برقراری تماس‌های غیرمستقیم با ایران است.

رویترز و آکسیوس گزارش دادند که کاخ سفید به دنبال آن است که ضمن حفظ فشار اقتصادی، کانال‌های ارتباطی با تهران را نیز باز نگه دارد.

این خبر، نخستین شوک جدی برای دولت نتانیاهو بود.

به نوشته هاآرتص، بسیاری از مقامات امنیتی اسرائیل نگران بودند که ترامپ، برخلاف شعارهای انتخاباتی خود، در نهایت مسیر مذاکره را به گزینه نظامی ترجیح دهد.

اگرچه کاخ سفید این گزارش‌ها را تأیید نکرد، اما هرگز نیز آن‌ها را تکذیب نکرد؛ سکوتی که از نگاه رسانه‌های اسرائیلی، حامل یک پیام روشن بود.

اختلاف بر سر غزه؛ آغاز فاصله سیاسی

همزمان با پرونده ایران، اختلافات دو طرف درباره آینده جنگ غزه نیز به تدریج آشکار شد.

ترامپ اگرچه همچنان از حق اسرائیل برای دفاع از خود حمایت می‌کرد، اما در محافل خصوصی بارها تأکید کرده بود که ادامه جنگ، هزینه‌های سیاسی و بین‌المللی سنگینی برای آمریکا ایجاد می‌کند.

روزنامه واشنگتن‌پست به نقل از منابع کاخ سفید گزارش داد که رئیس‌جمهور آمریکا از تیم امنیت ملی خود خواسته بود راه‌هایی برای پایان دادن به جنگ و آغاز بازسازی غزه بررسی شود.

این در حالی بود که نتانیاهو همچنان بر ادامه عملیات نظامی و نابودی کامل حماس تأکید داشت.

برای نخستین بار، تحلیلگران اسرائیلی از احتمال شکل‌گیری شکافی میان دو رهبر سخن گفتند؛ شکافی که اگرچه هنوز علنی نشده بود، اما در حال گسترش بود.

سفر دوم نتانیاهو؛ امید به هماهنگی بیشتر

در اوایل آوریل ۲۰۲۵، نتانیاهو بار دیگر راهی واشنگتن شد. این سفر در شرایطی انجام شد که همزمان گزارش‌هایی درباره تلاش آمریکا برای آغاز گفت‌وگوهای غیرمستقیم با ایران منتشر شده بود.

پیش از این دیدار، رسانه‌های اسرائیلی نوشتند که نخست‌وزیر قصد دارد ترامپ را متقاعد کند که هرگونه مذاکره با تهران، تنها در صورت اعمال فشار بیشتر و حفظ گزینه نظامی معنا خواهد داشت.

اما برخلاف انتظار تل‌آویو، ترامپ در حاشیه این دیدار برای نخستین بار به‌طور علنی از امکان دستیابی به یک توافق با ایران سخن گفت و اظهار داشت: «ترجیح می‌دهم توافقی قوی داشته باشیم تا اینکه وارد جنگ شویم.»

همین جمله، از نگاه بسیاری از تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی، نقطه آغاز مرحله جدیدی در روابط دو رهبر بود؛ مرحله‌ای که دیگر صرفاً بر پایه همسویی کامل بنا نشده بود، بلکه اختلاف بر سر نحوه مدیریت پرونده ایران، آرام‌آرام در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین چالش روابط شخصی و سیاسی ترامپ و نتانیاهو بود.

از مذاکره عمان تا اختلافات پشت درهای بسته؛ جایی که تهران به نقطه اصطکاک ترامپ و نتانیاهو تبدیل شد

اگر دیدار دوم بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ در کاخ سفید را نقطه آغاز اختلافات علنی دو رهبر بدانیم، هفته‌های پس از آن نشان داد اختلاف اصلی نه بر سر اصل مقابله با ایران، بلکه بر سر «روش» مقابله با تهران است.

ترامپ که در کارزار انتخاباتی خود بارها وعده داده بود آمریکا را وارد «جنگ‌های بی‌پایان» نخواهد کرد، اکنون تلاش می‌کرد میان فشار حداکثری و گشودن مسیر دیپلماسی تعادل برقرار کند. در مقابل، نتانیاهو معتقد بود هرگونه مذاکره، تنها به ایران فرصت بازسازی توان اقتصادی و هسته‌ای خواهد داد.

همین تفاوت نگاه، آرام‌آرام روابط شخصی دو رهبر را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

عمان؛ کشوری که دوباره به مرکز دیپلماسی بازگشت

در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، گزارش‌های متعددی از رویترز، اکسیوس و نیویورک‌تایمز منتشر شد که از آغاز تماس‌های غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن با میانجی‌گری عمان خبر می‌داد.

این نخستین بار نبود که مسقط چنین نقشی بر عهده می‌گرفت. پیش از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نیز عمان میزبان مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا بود و اکنون بار دیگر همان الگو در حال تکرار بود.

اگرچه دولت ترامپ از اظهار نظر رسمی درباره این تماس‌ها خودداری می‌کرد، اما منابع آمریکایی به رویترز گفتند کاخ سفید به دنبال «توافقی متفاوت از برجام» است؛ توافقی که هم محدودیت‌های هسته‌ای را در بر گیرد و هم درباره فعالیت‌های منطقه‌ای ایران گفت‌وگو کند.

این خبر برای تل‌آویو خوشایند نبود.

نتانیاهو: «فشار باید بیشتر شود، نه مذاکره»

رسانه‌های اسرائیلی، به‌ویژه تایمز آو اسرائیل و کانال ۱۲، گزارش دادند که نتانیاهو در چند تماس تلفنی با ترامپ نسبت به هرگونه نرمش در برابر تهران هشدار داده است.

به نوشته هاآرتص، نخست‌وزیر اسرائیل معتقد بود جمهوری اسلامی تنها زمانی حاضر به عقب‌نشینی خواهد شد که فشار اقتصادی و تهدید نظامی همزمان ادامه پیدا کند.

یک مقام اسرائیلی که نامش فاش نشد، به اکسیوس گفت: «مشکل ما مذاکره نیست؛ مشکل این است که ایران از مذاکره برای خرید زمان استفاده می‌کند.»

همین نگرانی باعث شد تل‌آویو تلاش گسترده‌ای را برای تأثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری کاخ سفید آغاز کند.

نقش استیو ویتکاف؛ مردی که معادله را تغییر داد

یکی از چهره‌هایی که در این مقطع بیش از دیگران مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه بود.

ویتکاف که پیش‌تر نقش مهمی در مذاکرات مربوط به غزه و آزادی گروگان‌ها ایفا کرده بود، به تدریج به کانال اصلی ارتباطی کاخ سفید با میانجی‌های منطقه‌ای تبدیل شد.

اکسیوس نوشت ویتکاف اعتقاد داشت که هنوز فرصت برای جلوگیری از یک درگیری گسترده وجود دارد و باید از ظرفیت کشورهایی مانند عمان، قطر و حتی عربستان برای کاهش تنش استفاده شود.

این رویکرد اما در اسرائیل با تردید جدی مواجه شد.

روزنامه یدیعوت آحرونوت در تحلیلی نوشت: «واشنگتن بیش از آنکه به فکر مهار ایران باشد، نگران جلوگیری از یک جنگ منطقه‌ای است.»

رسانه‌های اسرائیلی از «شکاف خاموش» نوشتند

تا اواخر بهار ۲۰۲۵، دیگر اختلافات محدود به گزارش‌های غیررسمی نبود.

هاآرتص در گزارشی با عنوان «آیا ماه عسل ترامپ و نتانیاهو رو به پایان است؟» نوشت که روابط دو رهبر دیگر مانند سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ نیست.

به اعتقاد این روزنامه، ترامپ همچنان اسرائیل را نزدیک‌ترین متحد آمریکا در منطقه می‌دانست، اما حاضر نبود هزینه یک جنگ مستقیم با ایران را بپردازد.

نیویورک‌تایمز نیز در گزارشی مشابه نوشت که رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر چیز نگران تأثیر هرگونه درگیری گسترده بر اقتصاد آمریکا، قیمت جهانی انرژی و افکار عمومی داخلی است.

پرونده غزه؛ اختلافی که به ایران سرایت کرد

در همین مقطع، جنگ غزه نیز به یکی از عوامل تشدید اختلافات تبدیل شد.

دولت ترامپ از یک سو به ارسال کمک‌های نظامی به اسرائیل ادامه می‌داد، اما از سوی دیگر به دنبال برقراری آتش‌بس و آغاز روند بازسازی بود.

نتانیاهو این رویکرد را نوعی فشار سیاسی بر کابینه خود تلقی می‌کرد.

به نوشته واشنگتن‌پست، برخی مشاوران ترامپ معتقد بودند که ادامه همزمان جنگ غزه و افزایش تنش با ایران، آمریکا را وارد بحرانی چندلایه خواهد کرد؛ بحرانی که با شعارهای انتخاباتی ترامپ درباره کاهش مداخلات خارجی در تضاد بود.

تلاش اسرائیل برای اثرگذاری بر کنگره

در حالی که تماس‌های دیپلماتیک ادامه داشت، دولت اسرائیل مسیر دیگری را نیز فعال کرد.

رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند که مقام‌های اسرائیلی رایزنی گسترده‌ای با اعضای کنگره، به‌ویژه جمهوری‌خواهان نزدیک به ترامپ، آغاز کرده‌اند تا هرگونه توافق احتمالی با ایران با مخالفت جدی در واشنگتن روبه‌رو شود.

این وضعیت، خاطره سال ۲۰۱۵ را زنده می‌کرد؛ زمانی که نتانیاهو بدون هماهنگی با باراک اوباما در کنگره آمریکا علیه برجام سخنرانی کرد.

اگرچه شرایط سیاسی متفاوت بود، اما تحلیلگران معتقد بودند نخست‌وزیر اسرائیل همچنان بر این باور است که می‌تواند از ظرفیت کنگره برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران استفاده کند.

ترامپ؛ «من جنگ نمی‌خواهم»

در یکی از مهم‌ترین موضع‌گیری‌های این دوره، ترامپ در گفت‌وگو با خبرنگاران بار دیگر تأکید کرد: «من می‌خواهم ایران کشوری موفق باشد، اما هرگز اجازه نخواهیم داد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.»

این جمله که توسط رویترز و آسوشیتدپرس بازتاب گسترده‌ای یافت، از نگاه بسیاری از تحلیلگران حامل یک پیام روشن بود؛ ترامپ همچنان سیاست فشار را حفظ می‌کند، اما ترجیح می‌دهد نتیجه این فشار، توافق باشد نه جنگ.

در تل‌آویو اما این سخنان با احتیاط دنبال شد.

برخی تحلیلگران اسرائیلی هشدار دادند که رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است در نهایت به توافقی رضایت دهد که از نگاه اسرائیل، برای مهار بلندمدت ایران کافی نباشد.

اختلاف بر سر «زمان»

یکی از نکات مهمی که بعدها در گزارش‌های تحلیلی فارن افرز و فایننشیال تایمز نیز به آن اشاره شد، تفاوت نگاه دو رهبر نسبت به عنصر زمان بود.

ترامپ معتقد بود فشار اقتصادی در کنار مذاکرات تدریجی می‌تواند تهران را به امتیازدهی وادار کند.

اما نتانیاهو بر این باور بود که هر ماه تأخیر، فرصت بیشتری برای پیشرفت برنامه هسته‌ای و افزایش توان منطقه‌ای ایران فراهم می‌کند.

به همین دلیل، نخست‌وزیر اسرائیل خواهان اقدام سریع‌تر و قاطع‌تر بود؛ در حالی که کاخ سفید همچنان بر ترکیب فشار و دیپلماسی تأکید داشت.

پایان یک دوره، آغاز مرحله‌ای حساس

تا پایان تابستان ۲۰۲۵، روابط ترامپ و نتانیاهو دیگر همان رابطه بدون اختلاف سال‌های نخست دولت اول ترامپ نبود.

حمایت سیاسی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا از اسرائیل ادامه داشت، اما در پشت پرده، شکافی آرام در حال شکل‌گیری بود؛ شکافی که نه بر سر اصل مقابله با ایران، بلکه بر سر چگونگی مدیریت این پرونده ایجاد شده بود.

تحلیلگران آمریکایی معتقد بودند این اختلاف تاکتیکی، در صورت تشدید تنش‌های منطقه‌ای، می‌تواند به آزمونی جدی برای روابط شخصی دو رهبر تبدیل شود؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا اتحاد استراتژیک واشنگتن و تل‌آویو همچنان قادر است اختلافات تاکتیکی را پشت سر بگذارد یا خیر.

از اختلاف تاکتیکی تا جنگ؛ آیا ایران روابط ترامپ و نتانیاهو را وارد مرحله‌ای تازه کرد؟

اگر ماه‌های نخست دولت دوم دونالد ترامپ را بتوان دوران بازسازی روابط شخصی او با بنیامین نتانیاهو دانست، آغاز درگیری مستقیم میان آمریکا، اسرائیل و ایران، این رابطه را وارد حساس‌ترین مرحله خود کرد؛ مرحله‌ای که برای نخستین بار اختلاف میان دو رهبر نه در محافل رسانه‌ای، بلکه در متن تصمیمات امنیتی و نظامی آشکار شد. با وجود آنکه واشنگتن و تل‌آویو همچنان ایران را مهم‌ترین تهدید امنیتی منطقه می‌دانستند، اما درباره دامنه جنگ، نحوه پایان دادن به آن و مسیر پس از جنگ، اختلاف‌های قابل توجهی میان دو طرف شکل گرفت.

در هفته‌های نخست بحران، نتانیاهو تلاش می‌کرد دولت ترامپ را متقاعد کند که عملیات نظامی تنها زمانی موفق خواهد بود که به تغییر بنیادین موازنه قدرت منطقه‌ای منجر شود. رسانه‌هایی مانند اکسیوس، نیویورک تایمز و هاآرتص در گزارش‌های خود نوشتند که نخست‌وزیر اسرائیل معتقد بود نباید فرصت ایجادشده از دست برود و باید فشار بر ایران تا رسیدن به اهداف راهبردی ادامه یابد. در مقابل، منابع نزدیک به کاخ سفید به رویترز و اسوشیتدپرس گفتند ترامپ از همان روزهای نخست جنگ، علاوه بر مدیریت عملیات نظامی، به تیم امنیت ملی خود مأموریت داده بود راهی برای جلوگیری از تبدیل شدن این بحران به یک جنگ فرسایشی پیدا کنند.

ایران؛ نقطه‌ای که اختلاف تاکتیکی را آشکار کرد

در ظاهر، واشنگتن و تل‌آویو در کنار یکدیگر قرار داشتند، اما گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی نشان می‌داد که اختلاف بر سر «مرحله پس از جنگ» به‌تدریج در حال گسترش است. ترامپ که همواره در سخنرانی‌های انتخاباتی خود وعده داده بود آمریکا را وارد جنگ‌های طولانی نخواهد کرد، اکنون نیز نگران بود که ادامه درگیری، اقتصاد آمریکا، بازار جهانی انرژی و موقعیت داخلی دولتش را تحت تأثیر قرار دهد.

در مقابل، نتانیاهو معتقد بود هرگونه توقف زودهنگام عملیات، فرصت بازسازی توان نظامی ایران را فراهم خواهد کرد. به همین دلیل، تل‌آویو در محافل دیپلماتیک و رسانه‌ای بر ادامه فشار تأکید می‌کرد؛ در حالی که کاخ سفید همزمان مسیرهای دیپلماتیک را نیز فعال نگه داشته بود.

میانجی‌ها وارد میدان شدند

با طولانی شدن بحران، کشورهای منطقه به‌ویژه عمان، قطر و پاکستان تلاش‌های خود را برای کاهش تنش افزایش دادند. همزمان، چین نیز در رایزنی‌های دیپلماتیک خود بر ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ تأکید کرد. منابع آمریکایی و اروپایی گزارش دادند که این رایزنی‌ها به‌تدریج زمینه را برای شکل‌گیری یک چارچوب سیاسی به‌منظور توقف درگیری فراهم کرد.

در این مقطع، نقش استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، نیز بیش از گذشته برجسته شد. رسانه‌هایی مانند اکسیوس گزارش دادند که او در کنار کانال‌های سنتی میانجی‌گری، تلاش می‌کرد زمینه گفت‌وگوهای غیرمستقیم را میان طرف‌های درگیر فراهم کند؛ اقدامی که با استقبال برخی متحدان اروپایی آمریکا نیز همراه شد.

تفاهم‌نامه؛ پایان جنگ، آغاز چالش تازه

در نهایت، پس از هفته‌ها رایزنی فشرده، چارچوبی برای توقف درگیری و آغاز گفت‌وگوهای سیاسی میان ایران و آمریکا شکل گرفت؛ تفاهمی که اگرچه به پایان فوری همه اختلاف‌ها منجر نشد، اما توانست مسیر جنگ را متوقف کند و زمینه بازگشت به دیپلماسی را فراهم آورد.

در همین مقطع، تفاوت نگاه ترامپ و نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. رئیس‌جمهور آمریکا از این تفاهم به‌عنوان راهی برای جلوگیری از گسترش جنگ و کاهش هزینه‌های انسانی و اقتصادی یاد می‌کرد، در حالی که بخشی از جریان سیاسی و امنیتی اسرائیل نسبت به دوام و کارآمدی آن تردید داشت و معتقد بود هرگونه توافق باید با تضمین‌های سخت‌گیرانه‌تری همراه باشد.

رسانه‌ها چه گفتند؟

تحلیل‌های منتشرشده در فارن افرز، فایننشیال تایمز و اکونومیست بر این نکته تأکید داشتند که جنگ، بیش از آنکه اتحاد آمریکا و اسرائیل را از بین ببرد، تفاوت اولویت‌های دو کشور را آشکار کرد. از نگاه این رسانه‌ها، ترامپ بیش از هر چیز به مهار بحران و جلوگیری از گسترش آن می‌اندیشید، در حالی که نتانیاهو همچنان نگاه امنیتی بلندمدت‌تری نسبت به پرونده ایران داشت.

رسانه‌های اسرائیلی نیز از «اختلاف تاکتیکی بدون گسست راهبردی» سخن گفتند؛ تعبیری که نشان می‌داد با وجود همه اختلاف‌ها، همکاری‌های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی دو کشور همچنان ادامه دارد و هیچ‌یک از طرفین قصد فاصله گرفتن از دیگری را ندارد.

جنگی که روابط را تغییر داد، نه اتحاد را

مرور تحولات از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ تا پایان درگیری و شکل‌گیری تفاهم سیاسی نشان می‌دهد که روابط ترامپ و نتانیاهو وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است. اگر در سال‌های نخست، دو رهبر تقریباً در همه پرونده‌های منطقه‌ای همسو بودند، جنگ با ایران نشان داد که حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز می‌توانند درباره شیوه پایان دادن به یک بحران راهبردی اختلاف نظر داشته باشند.

با این حال، همان‌گونه که تجربه این دوره نشان داد، اختلاف بر سر تاکتیک‌ها به معنای فروپاشی اتحاد واشنگتن و تل‌آویو نبود. برعکس، جنگ و روند پس از آن ثابت کرد که روابط آمریکا و اسرائیل همچنان بر پایه منافع امنیتی مشترک استوار است، اما مدیریت پرونده ایران از این پس به مهم‌ترین آزمون اعتماد میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تبدیل خواهد شد؛ آزمونی که نتایج آن می‌تواند بر آینده معادلات خاورمیانه نیز اثرگذار باشد.

ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار