
اقتصاد۲۴- در تحولی شگرف در صنایع دفاعی، ایالات متحده آمریکا پهپاد تهاجمی جدیدی به نام سیستم تهاجمی بدون سرنشین کمهزینه (Low-cost Uncrewed Combat Attack System) یا به اختصار لوکاس (LUCAS) را روانه میدانهای نبرد کرده است. این پهپاد که حاصل الگوبرداری از پهپاد ایرانی شاهد ۱۳۶ است، نقطه عطفی در استراتژی نظامی آمریکا محسوب میشود و برای اولین بار در عملیات نظامی علیه ایران در سال ۲۰۲۶ به کار گرفته شد.
لوکاس یک پهپاد انتحارییکبار مصرف با طراحی بال دلتا است که از نظر ظاهری شباهت زیادی به نمونه ایرانی خود دارد. مشخصات فنی این پهپاد عبارتند از:
این پهپاد دارای طولی در حدود ۳ متر (۱۰ فوت) و طول بالی برابر با حدود ۲.۴ متر (۸ فوت) است. وزن آن حدود ۸۱.۵ کیلوگرم بوده و از یک موتور احتراق داخلی ۲۱۵ سیسی بهعنوان سامانه پیشران بهره میبرد. این موتور پیستونی در عقب پهپاد نصب شده و ملخ دو تیغه ان نیز رو به عقب نصب شده است. برد عملیاتی پهپاد لوکاس حدود ۸۰۰ کیلومتر است و با سرعت کروز ۱۳۷ کیلومتر بر ساعت پرواز میکند. حداکثر سرعت آن به ۱۹۴ کیلومتر بر ساعت میرسد و مداومت پروازی آن نیز حدود ۶ ساعت برآورد شده است.
این پهپاد قادر به حمل کلاهک جنگی با وزن حدود ۱۸ کیلوگرم است که تقریباً دو برابر قدرت انفجار موشک هلفایر است. محفظه بار این پهپاد به صورت ماجولار (ماژولار) طراحی شده و قابلیت تعویض کلاهک بر اساس مأموریت را دارد. این ویژگی به لوکاس امکان میدهد تا علاوه بر نقش تهاجمی، برای مأموریتهای شناسایی، جنگ الکترونیک و یا به عنوان طعمه برای فریب سیستمهای دفاعی دشمن نیز استفاده شود.
داستان توسعه لوکاس از جایی آغاز شد که ارتش آمریکا در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ موفق به تصاحب چند فروند پهپاد شاهد ۱۳۶ در عراق و سوریه شد. این پهپادها که توسط ایران طراحی و تولید شده بودند، عملکرد چشمگیری در جنگ اوکراین و حملات به تأسیسات منطقهای داشتند. اسپکترورکس (SpektreWorks)، یک شرکت آمریکایی مستقر در آریزونا که در سال ۲۰۱۸ تأسیس شده بود، مسئولیت اصلی بررسی این پهپاد را بر عهده گرفت. این شرکت پیشتر نمونه اولیهای به نام FLM-۱۳۶ تولید کرده بود که به عنوان پهپاد هدف در تمرینات نظامی استفاده میشد. لوکاس در واقع نسخه تکاملیافته همین پهپاد است.
وزارت دفاع آمریکا برنامهای برای تولید انبوه این پهپاد در داخل این کشور تدوین کرده است. اِمیل مایکل، معاون وزیر دفاع آمریکا در امور پژوهش و مهندسی، اعلام کرده که ایده اصلی تولید انبوه لوکاس و ایجاد ظرفیت تولید موجی است. او این پهپادها را “ابزاری مفید در زرادخانه” توصیف کرده است. هدف نهایی وزارت دفاع آمریکا دستیابی به ۳۰۰ هزار پهپاد کمهزینه با سرمایهگذاری اولیه یک میلیارد دلاری است. طبق پیشبینیها، با افزایش مقیاس تولید، قیمت هر واحد میتواند تا ۵۰۰۰ دلار کاهش یابد.
قیمت هر فروند پهپاد لوکاس حدود ۳۵،۰۰۰ دلار اعلام شده است. این قیمت که توسط فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) تأیید شده، مزیت اقتصادی قابل توجهی را نسبت به موشکهای کروز گرانقیمت نشان میدهد. برای مقایسه، یک موشک تاماهاوک حدود ۲.۵ میلیون دلار و یک موشک پاتریوت پیشرفته حدود ۴ میلیون دلار قیمت دارد. مهمترین دستاورد لوکاس، ایجاد توازن اقتصادی در میدان نبرد است. در جنگهای مدرن، دشمنان آمریکا مانند ایران و روسیه از پهپادهای ارزانقیمت برای اشباع سامانههای پدافندی استفاده میکنند. این پهپادها با هزینه اندک، موشکهای گرانقیمت پدافندی را هدر میدهند و توازن اقتصادی جنگ را به هم میزنند.

لوکاس دقیقاً برای پاسخ به همین تهدید طراحی شده است. با تولید انبوه این پهپادها، آمریکا میتواند:
– حملات اشباعی علیه دشمن انجام دهد
– هزینههای جنگ را به طور چشمگیری کاهش دهد
– عمق زرادخانه موشکی خود را حفظ کند
– با تاکتیک “هزینه کمتر، آسیب بیشتر” به جنگ ادامه دهد
لوکاس از سیستم هدایت ترکیبی GPS و اینرسی استفاده میکند که نسبت به نمونه ایرانی پیشرفتهتر است. یکی از مهمترین تفاوتهای لوکاس با شاهد ۱۳۶، قابلیت تغییر هدف در میانه پرواز است. در حالی که پهپادهای شاهد معمولاً به صورت از پیش برنامهریزی شده به سمت اهداف ثابت حرکت میکنند، لوکاس میتواند در طول مأموریت هدف خود را تغییر دهد. تحلیلگران نظامی معتقدند که لوکاس احتمالاً از شبکه استارشیلد (Starshield) متعلق به شرکت اسپیسایکس استفاده میکند. این نسخه نظامی از ماهوارههای استارلینک است و به پهپاد امکان ارتباط پایدار فراتر از خط دید را میدهد. برخی نمونههای لوکاس به تجهیزات ارتباطی ماهوارهای و دوربینهای شناسایی مجهز شدهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای لوکاس، قابلیت هماهنگی خودکار بین چندین پهپاد است. این پهپادها میتوانند در قالب یک گروه (اسوارم) عمل کرده و به صورت هماهنگ به اهداف حمله کنند. قابلیت همافزایی به لوکاس امکان میدهد که در شبکه چندحوزهای سیستمهای بدون سرنشین (MUSIC) عمل کند و به عنوان یک گره ارتباطی بین سکوهای مختلف عمل نماید.
بر اساس گزارشها، شرکت شیلد هوش مصنوعی (Shield AI) نرمافزار جدیدی به نام “هیومایند” (Hivemind) را برای لوکاس توسعه داده است که به این پهپادها توانایی هماهنگی هوشمندانه را میدهد. با این نرمافزار، چندین پهپاد میتوانند با هم یک “گروه هوشمند” (Swarm) تشکیل دهند و به صورت هماهنگ حملات خود را انجام دهند. سیستم هدایت لوکاس مژولار است. میتوان قسمت جلوی را عوض کرد و دماغهای مجهز به یک دوربین هدایت همزمان برای هدایت به شکل مستقیم توسط اپراتور برای زدن اهداف متحرک نیز روی ان نصب کرد.

در دسامبر ۲۰۲۵، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که اولین یگان عملیاتی مجهز به پهپاد لوکاس را در خاورمیانه مستقر کرده است. این یگان با نام “تیفون ضربت عقرب” (Task Force Scorpion Strike) و تحت نظر فرماندهی عملیات ویژه مرکزی (SOCCENT) فعالیت خود را آغاز کرد. در ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵، برای اولین بار یک پهپاد لوکاس از عرشه شناور کشتی تندرو یواساس سانتا باربارا (USS Santa Barbara) از کلاس ایندیپندنت در خلیج فارس پرتاب شد. این عملیات نشاندهنده توانایی پرتاب این پهپاد از سکوهای دریایی بود و قابلیتهای عملیاتی آن را گسترش داد. نخستین استفاده رسمی از پهپاد لوکاس در میدان نبرد، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (مطابق با ۹ اسفند ۱۴۰۴) رقم خورد. در جریان عملیات Epic Fury که حملات مشترک هوایی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی ایران بود، یگان “ضربت عقرب” از این پهپادها برای حمله به اهداف نظامی ایران استفاده کرد. بر اساس گزارشهای منتشر شده، این پهپادها در کنار حملات موشکی برای اشباع سامانههای پدافندی ایران و منهدم کردن تأسیسات کلیدی مانند مراکز فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران و سامانههای پدافند هوایی به کار گرفته شدند. در ۵ مارس ۲۰۲۶، دریادار براد کوپر، فرمانده سنتکام، لوکاس را “ابزاری غیرقابل جایگزین” در جنگ با ایران توصیف کرد و تأکید کرد که این سلاح تأثیر چشمگیری در عملیاتها داشته است.
با توجه به اظهارات مقامات پنتاگون، آمریکا برنامههای گستردهای برای تولید انبوه لوکاس دارد. استراتژی تولید چندمنبعی با مشارکت حداقل ۲۰ تولیدکننده، زنجیره تأمین این سلاح را در برابر اختلالات مصون خواهد کرد. توسعه و استفاده از لوکاس نشاندهنده تغییر پارادایم در استراتژی نظامی آمریکاست. حرکت از سلاحهای دقیق و گرانقیمت به سمت سلاحهای ارزانقیمت و قابلتولید انبوه، انعطافپذیری بیشتری در میدان نبرد ایجاد میکند. تحلیلگران معتقدند که ماهیت جنگهای آینده به شدت تحت تأثیر این تغییر استراتژیک قرار خواهد گرفت. لوکاس در واقع پاسخی هوشمندانه به استراتژی جنگ نامتقارن دشمنان آمریکا مانند ایران است. با کپیبرداری از سلاح موفق دشمن و تولید نسخهای پیشرفتهتر از آن، آمریکا توانسته است نقطه قوت دشمن را به نقطه ضعف او تبدیل کند.
پهپاد لوکاس، نماد تحولی استراتژیک در رویکرد نظامی آمریکا به شمار میرود. این سلاح که با مهندسی معکوس پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران ساخته شده، نشاندهنده تغییر نگرش از سلاحهای گرانقیمت و پیچیده به سمت سلاحهای ارزانقیمت، قابلتولید انبوه و کارآمد است. با قیمت ۳۵،۰۰۰ دلاری، برد ۸۰۰ کیلومتری و قابلیتهای پیشرفته ارتباطی و همافزایی، لوکاس به سلاحی تعیینکننده در میادین نبرد مدرن تبدیل شده است.
نخستین استفاده موفقیتآمیز از این پهپاد در حملات به ایران در فوریه ۲۰۲۶، عملاً عصر جدیدی را در جنگهای هوایی گشود؛ عصری که در آن سرعت تولید، هزینه تمامشده و قابلیت تولید انبوه، اهمیتی برابر با قدرت تخریب و دقت دارد. این همان تحولی است که تحلیلگران از آن به عنوان “انقلاب پهپادی” در استراتژی نظامی آمریکا یاد میکنند.

پهپاد انتحاری آمریکایی لوکالس را میتوان یکی از مهمترین پاسخهای صنعت دفاعی آمریکا به گسترش استفاده از پهپادهای انتحاری ارزانقیمت در سالهای اخیر دانست؛ پهپادی که از نظر شکل ظاهری، آرایش آیرودینامیکی و حتی فلسفه عملیاتی شباهتهای قابلتوجهی با پهپاد ایرانی شاهد-۱۳۶ دارد. ظهور شاهد-۱۳۶ در میدانهای نبرد، بهویژه در جنگ اوکراین، نشان داد که یک پهپاد نسبتاً ساده و کمهزینه میتواند با طی مسافتهای طولانی، سامانههای پدافندی پیشرفته را وادار به استفاده از موشکهای گرانقیمت کند و هزینههای سنگینی بر دشمن تحمیل نماید. همین تجربه موجب شد کشورهای مختلف، از جمله آمریکا، توسعه پهپادهای انتحاری ارزان و قابل تولید انبوه را با سرعت بیشتری دنبال کنند و LUCAS نیز در همین چارچوب معرفی شد. با وجود شباهت ظاهری، این دو پهپاد از نظر فناوری، سامانه هدایت، شیوه فرماندهی و مفهوم عملیاتی تفاوتهای مهمی دارند.
بیشتر بخوانید: همه چیز درباره موشک هایپرسونیک DF-۱۷ + مشخصات، برد و قابلیتها
شاهد-۱۳۶ محصول صنعت دفاعی ایران است که با هدف تولید انبوه، هزینه پایین و برد بلند طراحی شده است. این پهپاد با موتور پیستونی و ملخ رانشی، قادر است مسافتهای طولانی را طی کرده و با سرجنگی چند ده کیلوگرمی به هدف برخورد کند. مهمترین ویژگی شاهد، سادگی طراحی و امکان تولید در تعداد زیاد است؛ ویژگیای که اجازه میدهد در یک عملیات، دهها یا حتی صدها فروند بهصورت همزمان به سمت اهداف مختلف پرتاب شوند و با اشباع سامانههای دفاع هوایی، احتمال اصابت افزایش یابد. در مقابل، LUCAS نیز یک پهپاد انتحاری کمهزینه محسوب میشود، اما از ابتدا برای حضور در ساختار جنگ شبکهمحور طراحی شده و علاوه بر اجرای مأموریت انتحاری، قابلیت ارتباط با شبکه فرماندهی، دریافت اطلاعات جدید در حین پرواز و تغییر مأموریت را نیز دارد.
از نظر ابعاد، اختلاف چندانی میان دو پهپاد دیده نمیشود و هر دو از بال دلتا و موتور نصبشده در قسمت عقب استفاده میکنند. سرعت پرواز آنها نیز در محدوده نزدیک به ۱۵۰ تا ۱۸۵ کیلومتر بر ساعت قرار دارد، اما در زمینه برد، اطلاعات منتشرشده نشان میدهد که شاهد-۱۳۶ در برخی نسخهها توانایی طی مسافتی تا حدود ۲۵۰۰ کیلومتر را دارد، در حالی که برد LUCAS در منابع منتشرشده معمولاً حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر برآورد میشود. البته جزئیات دقیق نسخههای مختلف این دو سامانه بهطور کامل منتشر نشده و ممکن است با توسعه مدلهای جدید تغییر کند.
یکی از مهمترین تفاوتهای این دو پهپاد به سامانه هدایت آنها مربوط میشود. شاهد-۱۳۶ عمدتاً پیش از پرتاب برنامهریزی میشود و با استفاده از سامانه ناوبری اینرسی و موقعیتیاب ماهوارهای مسیر تعیینشده را طی میکند. هرچند برخی گزارشها از بهبود سامانههای هدایت در نسخههای جدید خبر دادهاند، اما فلسفه اصلی آن همچنان مبتنی بر سادگی و کاهش هزینه است. در مقابل، LUCAS به گونهای طراحی شده که بتواند از طریق لینک داده و ارتباطات شبکهای، اطلاعات جدید دریافت کند، هدف خود را در صورت لزوم تغییر دهد و با سایر سامانههای بدون سرنشین یا مراکز فرماندهی در ارتباط باشد. این ویژگی انعطاف بیشتری در اجرای مأموریت ایجاد میکند، اما در عین حال وابستگی بیشتری به زیرساختهای ارتباطی و شبکه فرماندهی دارد.

از نظر هزینه نیز تفاوت رویکرد دو کشور کاملاً مشهود است. فلسفه طراحی شاهد-۱۳۶ بر تولید ارزان، ساده و انبوه استوار شده تا بتوان از آن در حملات گسترده استفاده کرد و حتی در صورت سرنگونی تعداد زیادی از پهپادها، مأموریت همچنان موفق باقی بماند. در مقابل، اگرچه LUCAS نیز در دسته پهپادهای کمهزینه قرار میگیرد، اما استفاده از تجهیزات ارتباطی پیشرفتهتر و قابلیتهای شبکهمحور احتمالاً هزینه نهایی آن را نسبت به شاهد افزایش میدهد. با این حال، هدف آمریکا نیز کاهش چشمگیر هزینه نسبت به موشکهای کروز و تسلیحات هدایتشونده گرانقیمت بوده است.
از نظر تجربه عملیاتی، شاهد-۱۳۶ تاکنون در چندین درگیری بهطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته و عملکرد آن باعث شده بسیاری از ارتشهای جهان توجه ویژهای به مفهوم پهپادهای انتحاری ارزانقیمت داشته باشند. در مقابل، LUCAS سامانهای جدیدتر است و هنوز سابقه عملیاتی آن با شاهد قابل مقایسه نیست. بنابراین، ارزیابی نهایی درباره میزان کارایی آن نیازمند تجربه میدانی و انتشار اطلاعات بیشتر در آینده خواهد بود.
در مجموع، میتوان گفت شاهد-۱۳۶ و LUCAS اگرچه از نظر ظاهر و فلسفه کلی استفاده از مهمات پرسهزن شباهتهای زیادی دارند، اما مسیر توسعه آنها متفاوت بوده است. شاهد-۱۳۶ بر سادگی، برد زیاد، قیمت پایین و تولید انبوه تکیه دارد و برای اجرای حملات گسترده طراحی شده است، در حالی که LUCAS بر ارتباطات شبکهمحور، انعطاف در مأموریت، قابلیت بهروزرسانی اطلاعات هدف و هماهنگی با سایر سامانههای رزمی تمرکز دارد. به همین دلیل، هر یک از این دو پهپاد برای دکترین عملیاتی متفاوتی توسعه یافتهاند و مقایسه آنها نشان میدهد که مفهوم پهپادهای انتحاری در جهان به سمت ترکیب هزینه پایین با قابلیتهای پیشرفتهتر ارتباطی و فرماندهی در حال حرکت است.
منبع: جنگاوران