
اقتصاد۲۴- اما کسی که با این ذهنیت وارد بازار رمزارز میشود، اغلب فقط از یک ریسک آشنا به یک ریسک ناآشنا نقل مکان کرده است. تجربه نشان میدهد سهامدارانی که از سر دلزدگی کل سرمایه را یکجا به رمزارزها منتقل کردهاند، گاهی در اولین اصلاح جدی بازار بیشتر از همه سالهای حضورشان در بورس زیان دادهاند. پرسش درست «بورس یا کریپتو» نیست؛ این است که «چه سهمی از سرمایه، با چه ساختاری و از چه مسیری» وارد بازار رمزارز شود.
دلایل جذابیت این بازار روشن است. معاملات شبانهروزی و هفت روز هفته انجام میشود، دامنه نوسان وجود ندارد و هیچ صفی سرمایه را قفل نمیکند. قیمت بیت کوین و سایر رمزارزهای اصلی در بازار جهانی شکل میگیرد و یک بخشنامه داخلی نمیتواند یکشبه ارزش آن را تغییر دهد. برای کسی که سالها کاهش ارزش ریال را تجربه کرده، داراییای با قیمتگذاری دلاری بهخودیخود معنای حفظ ارزش دارد.
با این حال، هر کدام از این مزیتها تبصرهای دارد که معمولاً دیده نمیشود.
«نبود صف» به معنای نقدشوندگی همیشگی نیست. بیت کوین و تتر در صرافیهای ایرانی عمق معاملاتی خوبی دارند، اما در بسیاری از رمزارزهای کوچک، فروش یک حجم قابلتوجه در بازار ریالی ممکن است قیمت را چند درصد پایین بکشد. اختلاف قیمت خرید و فروش (اسپرد) هم هزینهای است که در هیچ جدول کارمزدی نوشته نمیشود.
«استقلال از تصمیمهای داخلی» هم نسبی است. قیمت جهانی را نهادهای داخلی تعیین نمیکنند، اما دسترسی به درگاههای پرداخت، سقف واریز و برداشت و شرایط فعالیت صرافیها کاملاً تحت تأثیر سیاستگذاری داخلی است.
سهامدار بورس به سقف و کف روزانه عادت کرده؛ حتی در بدترین روزها میداند افت یک سهم محدود است. در بازار رمزارز، افت بیست یا سی درصدی یک آلتکوین در یک روز اتفاق غیرعادی نیست. همان ویژگی که خروج آزادانه را ممکن میکند، سقوط آزادانه را هم ممکن میکند.
در بورس، حتی سهامدار کمتجربه میتواند به صورتهای مالی، سود هر سهم و نسبت P/E نگاه کند. بسیاری از رمزارزها چنین لنگری ندارند و ارزششان بیشتر به انتظارات، روایتهای بازار و میزان توجه سرمایهگذاران وابسته است. ابزارهای تحلیل بنیادی در این بازار وجود دارد، اما با آنچه سهامدار میشناسد تفاوت اساسی دارد.
در بورس، سپردهگذاری مرکزی مالکیت سهام را ثبت میکند و کارگزار نمیتواند سهم شما را جابهجا کند. در بازار رمزارز، اگر کلمات بازیابی کیف پول را گم کنید یا حساب صرافیتان هک شود، مرجعی برای بازگرداندن دارایی وجود ندارد.
مصوبه تشکیل کارگروه موقت تنظیمگری سکوهای تبادل رمزدارایی که خرداد ۱۴۰۴ در کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی تصویب شده بود، در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ برای اجرا ابلاغ شد؛ کارگروهی متشکل از ۱۳ نهاد، از جمله بانک مرکزی، سازمان بورس، دادستانی و پلیس فتا، که ۱۸ ماه برای تدوین ضوابط، صدور مجوز و نظارت بر این سکوها فرصت دارد. این خبر نشان میدهد بازار به سمت ساماندهی حرکت میکند، اما سرمایهگذار باید بداند در دورهای گذار قرار دارد و قواعد بازی ممکن است در ماههای آینده تغییر کند.
صرافیهای بینالمللی بزرگ معمولاً به کاربران ایرانی خدمات نمیدهند و حسابهایی که با IP یا مدارک ایرانی شناسایی شوند، ممکن است مسدود شوند. حتی در مورد تتر، شرکت صادرکننده آن امکان مسدود کردن آدرسها را دارد. این ریسکها برای کاربری که در صرافی داخلی معامله میکند و داراییاش را آگاهانه نگه میدارد مدیریتپذیر است، اما نادیده گرفتنشان اشتباه است.
منطق تنوعبخشی ساده است: داراییهایی که رفتار متفاوتی دارند، کنار هم نوسان کل سبد را کاهش میدهند. وقتی بورس در رکود است، ممکن است بازار رمزارز مسیر دیگری برود و برعکس.
اما یک ظرافت مهم در شرایط ایران وجود دارد. بخش بزرگی از بازدهی ریالی هر دو بازار به انتظارات تورمی و نرخ دلار گره خورده است. وقتی دلار در بازار آزاد جهش میکند، هم سهام شرکتهای صادراتمحور بالا میرود و هم قیمت تومانی تتر و بیت کوین. یعنی این دو بازار در افق کوتاهمدت آنقدرها که به نظر میرسد از هم مستقل نیستند. در بحرانهای جهانی هم معمولاً همه داراییهای پرریسک همزمان افت میکنند.
نتیجه عملی این است که تنوعبخشی واقعی فقط جابهجایی میان دو بازار پرنوسان نیست؛ بخشی از سبد باید در داراییهایی باشد که در روزهای بد قابل اتکا بمانند.

اعداد زیر صرفاً برای نشان دادن منطق تخصیص دارایی آمدهاند و توصیه سرمایهگذاری شخصی نیستند. شرایط مالی، افق زمانی و تحمل روانی هر فرد متفاوت است.
|
نوع سرمایهگذار |
سهم نمونه رمزارز از کل سرمایه |
ترکیب درونی بخش رمزارز |
|---|---|---|
|
محافظهکار |
حدود ۱۰ درصد |
عمدتاً بیت کوین و تتر |
|
متعادل |
حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد |
تمرکز بر بیت کوین و اتریوم، سهم کوچک برای رمزارزهای پرنوسان |
|
ریسکپذیر |
بیشتر، اما نه کل سرمایه |
تنوع بیشتر، همراه با ذخیره نقدی در تتر |
حتی برای ریسکپذیرترین سرمایهگذار هم منطقی نیست همه سرمایه در یک بازار باشد. کسی که پول اجاره سال بعد یا هزینههای ضروریاش را وارد بازار رمزارز میکند، در اولین افت شدید مجبور به فروش در بدترین قیمت میشود.
درون سبد رمزارز هم باید ساختار وجود داشته باشد. بیت کوین بهعنوان قدیمیترین و پرمعاملهترین رمزارز، معمولاً ستون اصلی است و در مقایسه با رمزارزهای کوچک نوسان کمتری دارد. اتریوم معمولاً در رتبه دوم قرار میگیرد. رمزارزهای کوچکتر، اگر اصلاً وارد سبد شوند، باید سهمی داشته باشند که از دست رفتن کاملش کل برنامه را به هم نریزد.
بیشتر سهامدارانی که وارد بازار رمزارز میشوند، مسیرشان از تتر شروع میشود و این انتخاب منطقی است. تتر یک استیبلکوین با ارزش تقریباً ثابت دلاری است که دو نقش همزمان دارد: ارزش دلاری سرمایه را حفظ میکند و مثل نقدینگی آماده عمل میکند. سرمایهگذار میتواند بعد ازخرید تتر، بدون عجله تصمیم بگیرد چه بخشی را به بیت کوین یا سایر داراییها تبدیل کند و در زمان افت بازار، امکان خرید در قیمتهای پایینتر را داشته باشد.
چند نکته درباره تتر اما کمتر گفته میشود:
فرض کنید سهامداری تصمیم گرفته ۵۰۰ میلیون تومان از سرمایهاش را به رمزارز اختصاص دهد. بهجای خرید یکجا، میتواند این مبلغ را در چهار یا پنج مرحله و طی چند هفته وارد کند. اگر بازار بعد از خرید اول افت کند، خریدهای بعدی با قیمت پایینتر انجام میشود و اگر بالا برود، حداقل بخشی از سرمایه از رشد جا نمانده است. این روش خطر ورود در سقف قیمت را کم میکند.
سهامدار بورس به «نگه داشتن تا برگشت قیمت» عادت دارد، چون شرکت پشت سهم معمولاً ورشکست نمیشود. در رمزارزهای کوچک، برگشتی در کار نیست؛ پروژههایی بودهاند که بیش از ۹۰ درصد ارزششان را از دست دادهاند و هرگز به قیمت قبلی بازنگشتهاند. پیش از هر خرید، مشخص کنید چه میزان زیان را میپذیرید.
هر چند ماه یک بار نسبت داراییها را بررسی کنید. اگر رشد یک رمزارز سهم آن را از برنامه اولیه فراتر برده، بخشی از سود را شناسایی کنید و سبد را به تعادل برگردانید. این کار ساده، مانع از آن میشود که هیجان بازار ساختار سبد را عوض کند.
معاملات فیوچرز و اهرمی برای تازهواردها مسیر سریع از دست دادن سرمایه است. با اهرم ده برابری، یک حرکت ده درصدی خلاف پیشبینی کافی است تا کل سرمایه آن معامله لیکوئید شود. کانالهای سیگنال فروشی که با وعده سود روزانه تبلیغ میکنند هم معمولاً دقیقاً همین مسیر را پیشنهاد میدهند.
در بورس، کارگزاری تحت نظارت است و سهامدار کمتر به امنیت داراییاش فکر میکند. در بازار رمزارز، انتخاب صرافی و روش نگهداری تصمیم خود سرمایهگذار است و همین تصمیم میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
معیارهای اصلی انتخاب صرافی روشن است: سابقه فعالیت، امکانات امنیتی حساب، شفافیت کارمزدها، عمق بازار در جفتارزهای اصلی و پایبندی به مقررات، بهویژه در دورهای که تنظیمگری تازه در حال شکل گرفتن است. برای نمونه،صرافی امن اکسیر از بهمن ۱۳۹۶ در بازار ایران فعال است؛ برای حفاظت از دارایی کاربران از احراز هویت دومرحلهای و کیف پول سرد استفاده میکند و امکان مشاهده تاریخچه ورود و قفل کردن حساب را در اختیار کاربر گذاشته است. کارمزد پلکانی در معاملات اسپات و معاملات فروشگاهی هم هزینه ورود را برای کسی که تازه سبد رمزارزیاش را میسازد پایین نگه میدارد.
با این حال، هر صرافیای را بیشتر محل معامله بدانید تا گاوصندوق. داراییهای حجیم و بلندمدت را میتوان در کیف پول شخصی نگه داشت؛ به شرط آنکه کلمات بازیابی روی کاغذ و در جایی امن نوشته شوند، نه در گالری گوشی یا پیامرسان. فعال کردن احراز هویت دومرحلهای با اپلیکیشن، بهجای پیامک، هم حداقل کاری است که هر کاربر باید انجام دهد.
اگر کوچ از بورس به کریپتو به معنای فرار کامل از یک بازار به بازار دیگر باشد، بیشتر واکنشی هیجانی است تا تصمیم سرمایهگذاری. سهامداری که خسته از صف و دامنه نوسان، کل سرمایهاش را به بازاری میبرد که قواعدش را نمیشناسد، مسئله را حل نکرده؛ فقط شکل آن را عوض کرده است.
اما اگر هدف، افزودن بخشی از داراییهای دیجیتال به سبد و کم کردن وابستگی به یک بازار باشد، مسیر روشنتر است: سهمی متناسب با ریسکپذیری، ساختاری که بیت کوین و تتر ستون آن باشند، ورود پلهای، پرهیز از اهرم و انتخاب دقیق محل معامله و نگهداری. با این نقشه، کریپتو جایگزین بورس نمیشود؛ مکمل آن میشود.