
اقتصاد24- این همایش عصر سه شنبه 9 بهمن با حضور 10 تن از استادان دانشگاه و پژوهشگران به معرفی مفهوم شهر خلاق اختصاص یافت تا پیشزمینهای باشد برای همایش کسبوکارها، اقتصاد و شهرهای خلاق در اردیبهشتماه سال آینده که توسط اندیشکدهی آصف و با همکاری مراکز علمی و اجرایی مختلف برگزار خواهد شد.
دکتر فرزانه ساسانپور، دبیری همایش شهرهای خلاق را برعهده داشت. در ادامه گزیدههایی کوتاه از مطالب سخنرانان را مرور میکنیم.
دکتر غلامرضا لطیفی: معیارهای شهرهای خلاق
تأکید جدی در شهرهای خلاق بر تصمیمگیری توسط شهروندان و نه از بالا است. توجه به بنگاههای اقتصادی و مشارکت و فضای رقابتی و نه رانتی هم مهم است. موضوع دیگر، فضاهای شهری است. ما خیابان ولیعصر و بلوار کشاورز تهران و میدان نقش جهان اصفهان و بسیاری موارد دیگر را داریم اما نه تنها در آن ها دگرگونی جذاب ایجاد نمی کنیم بلکه فضاهای زنده و نشاط بخش را به انحای مختلف خسته کننده می کنیم. فضاهای باز مثل دانشگاه ها را با انواع میله و دیوار می بندیم. توریزم و زندگی شبانه را برنامهریزی نکردهایم و ظهور انواع ظرفیت های پنهان را نهتنها تسهیل نمیکنیم بلکه ناممکن میکنیم. این وارونهکاری باید اصلاح شود. باید خلاقیت را آموزش دهیم و به امور خلاقانه پاداش دهیم و نهادهایی برای جذب خلاقیت و تولید نوآوری داشته باشیم که استیو جابز نوعیِ اخراجی از دانشگاه در آن ها جذب شود.
دکتر مجتبی رفیعیان: استراتژی بازآفرینی شهرهای خلاق
رویکرد شهر خلاق را به طور کلی باید ببینیم نه جزئی. هدف شهر خلاق، ایجاد ارزشهای پایدار برای شهروندان است نه تنها دارایی یا ثروت. در مدل فلوریدا از مناطق و ایده های خلاق به صنایع خلاق و سپس اقتصاد و شهر میرسیم. شهری که جهانی می شود چرا که برند خاصی و مزیتهای ویژه ای پیدا میکند که ضریب رقابتپذیری بالایی در آن ها دارد. رفتن از هر لایه به لایهی دیگر با کاتالیزورهایی ممکن است اگر اکوسیستم را نسازیم و مناسبات و نهادهای توسعهی خلاق پدید نیایند، نمیتوان از خلاق شدن حرف زد یعنی نمیتوانیم با زدن دو بیلبورد و چهار تأسیسات دیگر و اجرای دو ایده، فکر کنیم شهر را به صورت خلاق بازآفرینی کرده ایم. استراتژیهای اقدام در بازآفرینی شهر خلاق، ماتریسی هستند یعنی هم بر اساس مکان هستند و هم بحثهای ساختاری و نهادین و مجموعهای هستند که به صورت جزیرهای و پراکنده، بیمعنا و آسیبزا میشوند.
دکتر علی موحد: برندسازی گردشگری
گردشگر نسل سوم یا خلاق، به دنبال دیدن نمایشگاهی شهر نیست و میخواهد فعالیت کند. میخواهد از مردم شهری که می بیند رفتار چیزی یاد بگیرد. از سوی دیگر، اقتصاد گردشگری با کمترین سرمایه بیشترین سود را پدید می آورد. از این نظر، سرمایهگذاری در گردشگری رقابتپذیر است. همچنین، آموزش و فراغت و فعالیت و تفریح در گردشگری دوسویه است. یعنی نه فقط گردشگر که مردم شهر هم از آن لذت می برند. فرض کنید در رشت پایتخت غذای ایران، میخواهید باقالی قاتق درست کنید. تصور کنید که شما اگر رشتی باشید برای همشهریهای خود چگونه غذا می پزید و با حضور گردشگران و در تنوع آنها چگونه این کار را انجام میدهید؟ مسلما با حضور دیگران همه ذوق بیشتری خواهند داشت. برندینگ هم در همین جا اهمیت افزون مییابد. برندینگ برای گردشگری مزایای مهمی دارد. یکی این که نامحسوس بودن و سردرگمی را کم می کند و گردشگر به راحتی میتواند انتخاب مقصد و امور گردشگری خود را برنامهریزی کند.
دکتر کامران رضایی جعفری: خلاقیت و آیندهی شهرها
ما اندیشیدیم مشکلاتی بوده است که شهرهای قدیم برای گذارهای موفق و رشد و چیرهشدن بر آنها دست به خلاقیت زدهاند. شناختن این مشکلات و خلاقیتها میتوان به ما نشان دهد که چه خلاقیتهایی وجود دارد و به درد چه مسایلی میخورد. برای مثال، فاکتور اول جمعیت است. هر چه جمعیت بیشتر شود، مشکلات بیشتری برای پدید میآید و خلاقیت بیشتری هم پدید میآید. همچنین داد و ستد هم هرچه افزونتر شود، مشکلات بیشتری خواهیم داشت و خلاقیت برای رفع آن. ما به یک تاکسونومی و گونهشناسی از انواع خلاقیت در شهرها در تمدنهای مختلف میرسیم که میتواند به آفرینش خلاق آیندهی ما کمک کند.
دکتر صادق پیوسته: زمینههای بازآفرینی شهر خلاق
گفتمان رویکرد فلوریدا همه چیز حتی دولت را از دل رقابت بیرون میآورد و به معنی تجاریساختن و رقابتیساختن همهچیز حتی خدمات شهری است که باید عمومی باشند. امروز پاریس شهر خلاق است و دوستدار هنر است اما تظاهرات جلیقهزردها برای چیست؟ اینجاست که به بحران درونی این مدل میرسیم. در این مدل، قرار است ظرفیت ایدهسازی بالا برود، ایده به واقعیت تبدیل شود، ساختار شبکهای و انتشار ایدهها پدید آید، سکوهای انتقال به بازار ایجاد شوند و با بازاریابی و توسعهی دایمی، شهر جای رقابت شود. اما مازاد آن محرومانی هستند که ایده ندارند. محرومانی که نمیدانند چرا ایده ندارند اما به هر حال از بازی بیرون ماندهاند. آنان اگر به استیصال برسند، بر آن خواهند شورید. بالاخره، هر چیز تجاری و کالایینشدهای در جهان ما به درون بازار کشیده میشود. خلاقیت هم معیار استثماری جدید میشود. پروژهی تجاری و رقابتی کردن همه چیز، اینک به خلاقیت رسیده است و چشمهای تیزبین سرمایه، درک کرده است که این گوشهی جهان از پروژه بیرون مانده است. اینک، گروههایی جدید به پروژهی کالاییشدن دعوت میشوند. مانند همهی موارد پیشین، اینجا هم نباید خوشبین بود و این یکی را راه حلی برای رفع مشکلات پروژه پنداشت. اگر برای کل پروژه راه حل عملی نداریم، لااقل باید به بحث توزیع هم در کنار تولید توجه کنیم. سؤال فقط این نباشد که چگونه ایده تولید کنیم و ایده را تجاری و نوآورانه کنیم. این پرسش هم در میان باشد که چه کسانی ایده ندارند و چرا ندارند؟ ایدهها از کجا میآید و به ثروت و قدرت برای چه کسانی میانجامد؟ خلاقیت در چه سطحی از جامعه گسترده است؟