ستاره موسیقی راک که سالها در فعالیتهای بشردوستانه حضور داشته، پس از تجربه طولانی خود در مبارزه با فقر، نگاه متفاوتی به راهکارهای مقابله با این معضل مطرح کرده است.
این فقر نوین، خط برهوت مطلق نیست؛ بلکه نزول گامبهگام از تراز «زیستن انسانی» به «تلاش مداوم برای بقا» است؛ جایی که حذف یک بسته پنیر پیتزا برای یک کودک، خطکشیدن روی خریدهای بهداشتی اولیه یک زن، کنارگذاشتن موز و گوشت یا انصراف از اشتراک یک پلتفرم موسیقی، دیگر صرفا یک تصمیم اقتصادی ساده به شمار نمیرود، بلکه گواه روشن سقوط چندپلهای کیفیت زندگی و فرسایش تدریجی سلامت روان جامعه است.
علیرضا خرمی وضعیت کنونی را حاصل ناتوانی مطلق دستمزد در پوشش هزینههای حداقل زندگی دانست و گفت: امروز مسئله کارگران فقط پایین بودن حقوق نیست؛ دستمزد دریافتی توان پوشش یک زندگی حداقلی را هم ندارد.
مردم ممکن است تعداد خریدهای خود را حفظ کنند یا حتی افزایش دهند، اما بهطور متوسط کالا و خدمات کمتری در هر نوبت خریداری کنند. این وضعیت میتواند از حرکت مصرفکنندگان به سمت خریدهای کوچکتر، ضروریتر و پرهیز از خریدهای بزرگ و بادوام حکایت داشته باشد.
وحید محمودی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، با هشدار درباره تشدید فقر و کوچکتر شدن سفره خانوارها میگوید تداوم تورم بالا، علاوه بر حذف طبقه متوسط و گسترش سوءتغذیه، میتواند جامعه را با پیامدهای سنگین اقتصادی و اجتماعی روبهرو کند.
هر کنارهگیری را نباید فقط با شرم توضیح داد. گاهی فرد صرفاً توان پرداخت هزینه را ندارد، اما هنگامی که ناتوانی مالی با احساس قضاوت شدن، بیآبرویی یا پایین بودن منزلت همراه میشود با شرم فقر مواجهیم.
با رفتن بیش از ۴۰ درصد از جمعیت کشور به زیر خط فقر، کشور به فقر فراگیر دچار شده و با کنترل قیمت کالاهای اساسی میتوان تا حدی جلوی این روند فقرگستر را گرفت.
در ترهبارهای زعفرانیه، شهرک غرب و گیشا، مردم کنار سبدهای میوههای درجه دو و حتی سبدهای رایگان توقف میکنند. فروشندگان از کاهش خرید گوشت، ماهی و کالاهای غیرضروری میگویند و فعالان بازار تبلیغات تأیید میکنند تخفیف و فروش اقساطی از یک ابزار مقطعی، به استراتژی دائمی کسبوکارها تبدیل شده است
بررسی هزینه خانوارها نشان میدهد فقر دیگر به دهکهای پایین محدود نیست؛ شش دهک زیر خط فقر ایستادهاند و دهکهای هفتم و هشتم نیز تنها یک شوک قیمتی با سقوط به زیر این مرز فاصله دارند.
پس از انتشار تازهترین آمارهای رسمی از تورم سه رقمی روی برخی گروههای کالایی، آنچه بیش از همه در واکنشهای عمومی دیده میشود، فاصله میان زبان عددی گزارشها و تجربه روزمره مردم و «تورم احساسی» است.
گزارشهای رسمی هم میگویند فقر در سطحی بالا «تثبیت» شده؛ واژهای که شاید از هر چیز دیگری نگرانکنندهتر باشد. بر پایه دادههای مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ فقر از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حوالی ۳۰ درصد در نوسان بوده؛ یعنی چیزی حدود ۲۵ تا ۲۶ میلیون نفر.
بر اساس قانون کار، افراد ۱۵ تا ۱۸ سال بهعنوان «کارگر نوجوان» شناخته میشوند. این گروه میتوانند مشمول بیمه تأمین اجتماعی شوند، مشروط بر اینکه ساعات کاری آنها نیم ساعت کمتر از بزرگسالان باشد و نوع کار نیز به سلامت جسمی و روانیشان آسیب نرساند، همچنین طبق ماده ۷۹ قانون کار، بهکارگیری هر فرد زیر ۱۵ سال ممنوع است.
ارزش سرمایههای مردم در بازار سرمایه در ده سال اخیر به چیزی حدود یک پنجم کاهش یافته و باید در نظر داشت که ۸۹ درصد بازار سرمایه در ایران وابسته به بخش عمومی دولتی و غیردولتی میباشد.
تحلیل وضعیت فعلی ما را به این نکته میرساند که فقر در ایران در حال تغییر ماهیت از یک پدیده پولی به پدیدهای زیستی است. وقتی نزدیک به چهار میلیون مورد حمایت مستمر در کشور ثبت میشود، یعنی ما با پدیدهای به نام تله وابستگی روبهرو هستیم.
طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است.
براساس دادههای رسمی منتشرشده از مرکز دادههای باز ایران و مرکز آمار ایران، وضعیت اقتصادی استانهای تهران، خراسان رضوی، ایلام و اصفهان در سالهای اخیر تحت تأثیر فشارهای معیشتی و اشتغال قرار داشته است. گزارش سال ۱۴۰۰ نشان میدهد که در استان خراسان رضوی، با مرکزیت مشهد، حدود ۳۸ درصد از خانوارها زیر خط فقر قرار داشتهاند.
سند آیندهنگری کلانشهر تهران سناریوهای پیشرو در افق ۱۴۱۰ نشان میدهد که ۱۱ درصد مردم تهران به فقر درآمدی و ۱۵.۵ درصد آنها به فقر چندبعدی دچار هستند.
به زندگی امروز خود اعتراض دارم. معلم بازنشسته چرا باید دنبال مسافرکشی و کار دوم باشد؟ همکاری داریم که با ۶۰ سال سن، در بنگاه معاملات ملکی میایستد و شاگرد بنگاه شده است