
اقتصاد۲۴- هدی کاشانیان: قباد یکم، بهعنوان یکی از پادشاهان برجسته ساسانی، در تاریخ ایران نقشی مهم ایفا کرد. او با توجه به شرایط بحرانی که در دوران سلطنتش داشت، توانست با تدبیر و قدرت، کشور را به مسیر رشد و بازسازی هدایت کند. اصلاحات اقتصادی و نظامی او، جنگهای پیروز یکم با هپتالیان و روابط دیپلماتیک با روم شرقی، از جمله دستاوردهای مهم دوران حکمرانی قباد یکم به شمار میروند.
کودکی قباد یکم، شاهنشاه ساسانی، در شرایط سیاسی و اجتماعی پیچیدهای گذشت که تأثیر زیادی بر شخصیت و مسیر آینده او داشت. قباد یکم یکی از پادشاهان مهم ساسانی است که در اواسط قرن ششم میلادی سلطنت کرد، اما دوران کودکی او با آشوبهای داخلی، جنگها، و تغییرات سیاسی مواجه بود که در نهایت نقش عمدهای در شخصیت و سبک حکومتی او ایفا کرد.
یکی از رویدادهای مهم دوران کودکی قباد، سقوط و تبعید پدرش پیروز یکم بود. پیروز یکم به دلیل مشکلات اقتصادی و شکستهای سیاسی در جبهههای جنگ، به دست مخالفانش از سلطنت برکنار و به تبعید رفت. این اتفاق تأثیر زیادی بر قباد و خانوادهاش داشت. در این زمان، قباد از توجهات سلطنتی محروم و تحت شرایط دشوار سیاسی و اجتماعی قرار گرفت. در دوران تبعید پدر، قباد تحت سرپرستی دیگر اعضای خانواده سلطنتی و فرماندهان نظامی پرورش یافت. در این دوران، او بیشتر به آموزشهای نظامی و سیاسی پرداخته و آماده میشد تا در آینده قدرت را به دست گیرد. این حمایتها برای او در آینده نقش مهمی داشتند.
قباد یکم ساسانی بهعنوان یکی از پادشاهان برجسته ساسانی، چندین همسر و فرزند داشت که برخی از آنها نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا کردند. اطلاعات موجود درباره همسران و فرزندان او بیشتر از منابع تاریخی و روایتهای ساسانی به دست آمده است. از میان همسران فقط نام همسر دوم قباد یکم که مادر خسرو انوشیروان بود ذکر شده است. اسامی فراوانی برای او ذکر شده از جمله شیرین، مهآفرید و نیوَندخت یا نیواندخت.
قباد یکم چندین فرزند داشت که مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. کاووس (کباد دوم)
۲. خسرو یکم (انوشیروان عادل)
۳. جاماسپ
برخی منابع اشاره به وجود فرزندان دیگری از قباد میکنند که در امور سیاسی و حکومتی کمتر تأثیرگذار بودند.
قباد یکم در ۴۹۴ میلادی پس از بازگشت از تبعید، در سن ۱۵ سالگی با کمک موبدان زرتشتی، بزرگان و اشراف ساسانی به سلطنت برسد. او توانست قدرت را از عموی خود پس بگیرد و بر تخت سلطنت ساسانیان بنشیند. در ابتدا، قباد با مشکلات فراوانی در تثبیت سلطنت خود روبهرو بود، اما در نهایت توانست با استفاده از سیاستهای هوشمندانه، سلطنت خود را مستحکم کند. قباد یکی از پادشاهان ساسانی بود که به اصلاحات داخلی توجه زیادی داشت. او اصلاحات اقتصادی، اداری و اجتماعی را برای تقویت حکومت و کاهش فساد در دیوانسالاری ساسانی آغاز کرد.

یکی از مهمترین اقدامات او، ایجاد سیستم مالیاتی جدید بود که بر اساس آن، نظام مالیاتی برای طبقات مختلف جامعه بهطور دقیقتر تعیین میشد. قباد همچنین به تقویت نظامی و توسعه زیرساختهای کشور پرداخت. او فرماندهان نظامی را از طبقات مختلف اجتماعی به کار گرفت و با استفاده از نیروی نظامی خود، تلاش کرد تهدیدات خارجی را کاهش دهد.
بیشتر بخوانید: خسرو پرویز ساسانی پادشاه شکوه و افول ساسانی که بود؟
به گزارش اقتصاد۲۴ در دوره پادشاهی قباد یکم موبدی بهنام «مزدک» به وی نزدیک شد و او را به انجام اصلاحات اجتماعی برانگیخت. او نظامی برابری جویانه را تبلیغ میکرد که آموزههایی فراتر از باور زرتشتیگری داشت. گفته شده که او اشتراک دارایی و مالکیت و زنان را تبلیغ میکردهاست. قباد به یاری او توانست از توان زمینداران و موبدان و اشراف بکاهد. همچنین قباد با پشتیبانی از مزدک میان توده مردم محبوبیتی یافت. به فرمان او در انبارهای غله شاهنشاهی به روی مردم گشوده شد و زمینهای کشاورزی میان دهقانان تقسیم شد. البته در نوشتههای زرتشتیان این دوره را «دوره آشوب» میشناسند. اظهار علاقه پادشاه، به مزدک و یارانش فرصت داد به نهضت خود شکل انقلابی ببخشد و اعیان و نجبا که ضربت را در واقع از قباد خورده بودند بر ضد وی با مؤبدان و روحانیان همدست شدند. سرانجام در سال ۴۹۶ وی را دستگیر کردند و در زندانی به نام «زندان فراموشی» به بند کشیدند و برادرش جاماسپ را به جای او به شاهی برداشتند.
کودکی قباد یکم با آموزشهای نظامی و مهارتهای جنگاوری همراه بود که او را برای مواجهه با چالشهای سیاسی آینده آماده میکرد. او تحت نظر مشاوران و افسران با تجربه ساسانی تمرینات نظامی و فنون رزم را فرا میگرفت. این آموزشها به او کمک کرد تا در زمان سلطنت، با ارتشی منظم و استراتژیهای موثر بر دشمنان خود غلبه کند. علاوه بر جنگ، اصول مدیریت لشکری و نظارت بر ارتش نیز جزو تعلیمات او بود تا بتواند سلطنت خود را محکم کند. تربیت نظامی قباد، پایه و اساس اقتدار و ثبات او در دوران حکمرانی را شکل داد.
خانواده و دربار ساسانی نقش مهمی در تربیت و شکلدهی به شخصیت قباد داشتند. تجارب و مشاوره بزرگان خاندان به او بینش سیاسی و توانایی تصمیمگیری داد. همچنین مشاهده اختلافات و رقابتهای درونی دربار، او را برای مواجهه با بحرانها و توطئههای داخلی آماده کرد. این تجربهها به قباد کمک کرد تا در بزرگسالی حکمرانی مقتدر و هوشمندانه داشته باشد؛ بنابراین تعامل با اعضای خانواده و دربار، بخش مهمی از رشد شخصیت و سبک رهبری او را تشکیل داد.
قباد به یاری دوستان و خواهرش از زندان گریخت و به نزد هیاطله (هفتالیان) پناهنده شد و به یاری آنها، نیرویی بسیج کرد و در سال ۴۹۹ میلادی به ایران بازگشت. برادرش جاماسپ به سود او از پادشاهی کنار رفت و قباد یکبار دیگر بر تخت پادشاهی نشست. در مقابل کمکی که خاقان هیاطله به قباد کرد، وی متعهد شد که سالیانه مبلغی به خاقان بپردازد. تهیه این پول از این پس مشکل عمده قباد شد.

قباد سه پسر داشت، کاووس که ارشد بود، فرزند دوم جم که از یک چشم نابینا بود و پسر سوم او خسرو نام داشت. کاووس تربیت یافته مزدکیان بود. قباد خصالی که شایسته پادشاهان است در خسرو میدید بنابراین فرزند کوچک خود را، بر پسر ارشد یعنی کاووس که علناً پیرو کیش مزدک بود ترجیح داد و همین امر تبدیل و تغییر عقیده شاهنشاه را نسبت به این فرقه که در آغاز به آن گرویده بود، بهطور وضوح آشکار میکند. قباد برای استوار کردن بنیاد پادشاهی خسرو، پیشنهاد صلح قطعی با امپراتور روم ژوستین کرد و خواهش کرد که خسرو را به فرزندی بپذیرد. این رسم اخلاقاً امپراتور را مجبور میکرد که هنگام لزوم، فرزند خوانده خویش را یاری دهد. در سال ۵۳۱ میلادی، در هنگام مرگ پدر، کاووس فرمانروای طبرستان بود. موبدان زرتشتی از پسر کوچکتر قباد، انوشیروان که سخت ضدمزدکی بود، پشتیبانی کردند و سرانجام انوشیروان، بر تخت شاهی نشست.
مرگ قباد یکم، شاهنشاه ساسانی، در سال ۵۳۱ میلادی رخ داد. او پس از نزدیک به چهار دهه حکومت، در دوران کهنسالی و پس از طی دورهای از بیماری درگذشت. مرگ او یکی از نقاط عطف مهم در تاریخ شاهنشاهی ساسانی بود، زیرا با به سلطنت رسیدن پسر برجستهاش، خسرو یکم انوشیروان، دوران جدیدی در تاریخ ساسانی آغاز شد.