
اقتصاد۲۴- با آغاز گفتوگوها میان ایران و آمریکا در تلاش برای کاهش تنشها، شاید انتظار میرفت سطح نظامیگری در منطقه کاهش یابد. اما در عمل، همزمان با مذاکرات، پنتاگون و فرماندهان نظامی واشنگتن همچنان در حال تقویت حضور خود در خاورمیانه هستند؛ گویی هنوز گزینه نظامی در دستور کار بالاترین سطوح تصمیمگیری آمریکا باقی مانده است.
گزارشهای مستقل و تحلیل دادههای پروازها نشان میدهند که آمریکاییها در هفتههای اخیر و در ماههای اخیر دهها پرواز هواپیماهای سنگین ترابری و لجستیک را به مقصد پایگاههای منطقهای انجام دادهاند؛ پروازهایی که معمولاً برای انتقال تجهیزات، سامانههای پدافندی و تسلیحات به خاورمیانه انجام میشود تا توان پاسخدهی سریع در صورت تشدید بحران افزایش یابد.
همزمان، نشانههای رسانهای و تصویری از حضور گستردهتر فناوری هوایی و دریایی آمریکا در منطقه نیز به چشم میخورد؛ از ورود گروه ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» گرفته تا تقویت حضور ناوها و هواپیماهای جنگی در مجاورت تنگه هرمز و دریای عمان.
یکی از شاخصترین بخشهای حضور نظامی آمریکا در روزهای اخیر، حجم قابل توجه پروازهای هواپیماهای ترابری سنگین مانند C-۵M و C-۱۷ به طرف خاورمیانه است. این هواپیماها که از پایگاههای دوردست اعم از آمریکا و حتی اروپا برخاستهاند، معمولاً حامل تجهیزات لجستیکی، پدافند هوایی، مهمات و نیروی کمکی هستند—عناصر ضروری برای برقراری یک حضور نظامی قدرتمند در منطقه.
چنین حجم نقل و انتقالات نشان میدهد که واشنگتن بنا ندارد بهسادگی از توان نظامی خود در منطقه بکاهد؛ بلکه برعکس، در حال «آمادهسازی» برای سناریوهایی است که ممکن است به سرعت از دیپلماسی به تنش نظامی تبدیل شود. تحلیلگران نظامی این حرکت را بخشی از استراتژی پیشقرار دادن نیرو میدانند؛ به این معنا که در صورت بروز درگیری، زمان پاسخدهی را به حداقل برساند.
در کنار هواپیماها، نیروی دریایی آمریکا نیز نقش بسیار مهمی در آرایش نظامی ایفا میکند. بر اساس اطلاعات منابع متعدد، گروههای ناو هواپیمابر و کشتیهای جنگی به آبهای اطراف خاورمیانه منتقل شدهاند یا در مسیر رسیدن به این منطقه قرار دارند. حضور این کشتیها—بهویژه ناوهای هواپیمابر—پیامی روشن میدهد: آمریکا میخواهد ابزار قدرت دریایی خود را در نقطهای حساس از جهان در معرض دید همپیمانان و رقبایش قرار دهد.
شناورهای جنگی آمریکایی، همراه با بالگردها و جنگندههای اسکورت، میتوانند در بحرانهای ناگهانی، پشتیبانی هوایی و دریایی فراهم کنند، اما همین حضور باعث افزایش احتمال درگیریهای تصادفی یا محاسبات غلط نیز میشود. حتی مناقشههای موشکی و پهپادی اخیر بیش از یک بار باعث درگیر شدن مستقیم نیروها در صحنه شده است—چنانکه گزارشها از سرنگونی پهپاد ایرانی توسط ناو آمریکایی، تنها چند روز پیش خبر دادهاند.
ناظران میگویند دو دلیل اصلی باعث ادامه تقویت حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه شده است: اول، اراده سیاسی کاخ سفید برای حفظ فشار بر ایران در میانه مذاکرات و دوم، تضمین امنیت متحدانش در برابر هرگونه حمله احتمالی؛ بهویژه در بحبوحه سطح بالای ناپایداری منطقهای.
در حالی که واشنگتن هر بار بر تمایل خود به ادامه مسیر دیپلماسی تاکید میکند، ترکیب گفتوگوها با همزمانی تقویت نظامی، بهنوعی «دو راهه» را به نمایش میگذارد، راهی که هم امکان کاهش تنش را بزرگنمایی میکند و هم احتمال برخورد نظامی را حفظ میکند.
آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، همزمان با مذاکرات با ایران، این سوال را پررنگتر میکند که آیا واشنگتن واقعاً مسیر دیپلماسی را در اولویت قرار داده یا هنوز گزینه نظامی را بهعنوان اهرمی استراتژیک در دست نگاه میدارد.
اگرچه دیپلماتها در مسقط و دیگر پایتختها تلاش میکنند راهحلهای سیاسی برای کاهش اختلافات پیدا کنند، تحرکات نظامی آمریکا نشان میدهد که واقعیت میدانی و احتمالات ناشی از آن چنان قدرتمند است که حتی در پس پرده دیپلماسی نیز به سختی قابلیت پنهانسازی دارد.
تنشهای منطقهای و ابهام درباره نیت نهایی واشنگتن و تهران، این احتمال را افزایش میدهد که حضور نظامی نه تنها بهعنوان اهرمی برای فشار سیاسی، بلکه بهعنوان «پشتیبان عملی» هر تصمیم آتی باقی بماند، تصمیماتی که میتواند سرنوشت منطقه را در هفتهها و ماههای آینده تعیین کند.